|
|
|
“
اگر صلح به طور مضیق، صرفاً به عنوان تهدید یا توسل به زور، علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولت تعریف شود یا بعبارت دیگر به معنی عدم وجود تهدیدی برای وضع موجود یا عدم نقض آن یعنی صلح منفی تلقی شود، واژه امنیت، شامل بخشهایی خواهد بود که معمولاً از آن به عنوان مفهوم صلح مثبت یاد می شود. بندهای دو و سه ماده اول منشور آن گونه به توسعه تدریجی روابط بینالمللی اشاره دارد که منجر به کاهش علل و زمینههای وقوع جنگ یا تحکیم صلح جهانی خواهد شد و همان طور که از ماده ۵۵ منشور بر میآید، هدف، حصول این اهداف از طریق مسالمت آمیز بوده است و اجرای حقوق بشر به عنوان یکی از ابزار تحقق صلح، خودنمایی میکند. طبق منشور ملل متحد، استفاده از زور فقط در دو صورت امکان پذیر است: یکی در اجرای نظام امنیت جمعی در مواردی که صلح مورد تهدید قرار گرفته، نقض شده و یا اقدام تجاوزکارانه ای صورت گرفته است و دیگری در دفاع از خود. از یک سو هدف اصلی سازمان ملل متحد، حفظ صلح و امنیت بینالمللی و جلوگیری از وقوع جنگ است و از سوی دیگر، از بین بردن زمینههای وقوع درگیری یا تحکیم صلح، مستلزم مبارزه با سلطه استعماری، آپارتاید و ترویج احترام به حقوق بشر بویژه با حمایت از اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خویش است که خود، منجر به شناسایی طرق مشروع اعمال زور و خشونت برای تحقق آن اهداف گردیده است.(شایگان،۱۳۸۰،۱۵) منشور ملل متحد با اعلام ایمان به تساوی حقوق ملتها اعم از کوچک و بزرگ و ایجاد شرایط لازم برای حفظ عدالت، حفظ صلح و امنیت بینالمللی را در بند اول ماده یک، سر آمد سایر اهداف خود بیان داشته که به موجب مواد بعدی از طریق اقدامات دسته جمعی با شیوه های مبتنی بر اصل عدالت و حقوق بین الملل تحقق یافتنی است. علیرغم اینکه به لحاظ نظری، احتمام منشور به اجرای اصل عدالت آشکار است اما در حوزه کارکردی وقتی به فصول ششم و هفتم منشور که چارچوب عملیاتی شورای امنیت را به عنوان رکن اجرایی سازمان ملل متحد ترسیم میکند، رجوع می نماییم دیگر سخنی از ضرورت تعمیم عدالت مشاهده نمی شود. منشور ملل متحد، ضمن اینکه سیستم امنیت دسته جمعی را به عنوان راه حلی برای حفظ صلح می پذیرد، از ماده ۲۴ تا ماده ۲۷ را به مسئولیت اصلی و اولیه شورای امنیت مبتنی بر حفظ صلح اختصاص داده و به دنبال آن، امتیاز وتو را نیز در آن می گنجاند. حال آنکه عده ای توجیه آن را در حفظ صلح و ثبات بینالمللی رد کرده و اعطای امتیاز وتو به کشورهای قدرتمند نیمه قرن بیستم را نتیجه رویکرد سهل انگارانه نسبت به اصل عدالت قلمداد میکنند.(ساعد وکیل،۱۳۹۰،۱۱۹)


گفتار چهارم: ریشههای صلح و امنیت بینالمللی
در قرن ۱۶ حقوقدان اسپانیایی «ویتوریا» قائل بر آن بود که جنگ باید اخلاقاً قابل توجیه باشد و صرفاً خلاف در مذاهب نمی تواند عاملی برای آغاز مناقشه بین کشورها باشد. او مدعی بود که سربازان موظف نیستند که در جنگهای غیر عادلانه بجنگند حتی اگر پادشاه فرمان داده باشد. گروسیوس میگوید: حقوق طبیعی بنیادینی وجود دارد که فراتر از ملل قرار گرفته و این حقیقت منبعث می شود که مردم غایتاً اعضای یک جامعه محسوب میشوند.
وی قویاً حاکمیت هر یک از کشورها را در قلمرو خود می پذیرد و بر همین اساس، نتیجه میگیرد که کشورها نباید هیچ دخالتی در امور داخلی کشورهای دیگر داشته باشند بنابرین مشروعیت بین الملل از مشروعیت خود کشورها ناشی می شود.(میشل هاوارد،۱۹۸۴،۱۰۶)
این تفکر از گذشته وجود داشته که علت اولیه ی هر جنگی، بی عدالتی است. بعد از جنگ جهانی اول، بنابر استدلال فرانسه و انگلیس برای آغاز جنگ، عموم این واقعیت را پذیرفتند که یکی از دلایل درگیریها بی توجهی نسبت به حقوق ملتها در امپراطورهای بزرگی چون اتریش بوده و پیرو جنایات نازی بود که بعد از جنگ دوم جهانی، حقوق بشر مورد حمایت های علمی تری قرار گرفت.
از نظر برخی، حقوق بین الملل، یکی از امیدهای بزرگ بشریت برای به نظم در آوردن تعاملات آشفته کشورها با یکدیگر و در نتیجه تنظیم روابط افراد است. به اعتقاد گروهی دیگر، حقوق بین الملل برای این منظور، ناقص و ناکافی است و اولین دلیلی که این عده مطرح میکنند، عدم وجود سازوکاری شفاف برای اجرای این حقوق است.(ساعد وکیل،۱۳۹۱،۱۳۵)
به عقیده ی برخی، پیش فرض تحقق صلح مثبت، غلبه بر درگیری قومی، نژادی، بیگانه ستیزی و دیگر ریشههای تنش میان گروههای مختلف با فرهنگ، زبان و مذاهب گوناگون است. از نظر دسته ای، مسافرت، گردشگری، تبادلات فرهنگی، از جمله محصولات سینمایی و غیره از ابزارهای تفوق بر اختلافات میان گروه هاست. انجام اصلاحات در نظام آموزشی هم میتواند در این زمینه مؤثر افتد. برای مثال، کشورهای اروپای غربی، متون درسی خود را بعد از جنگ دوم جهانی مورد بازبینی قرارداده و ارتقاء احترام به کشورهای همسایه را جایگزین ملی گریهای افراطی کردند. صلح مثبت، معمولاً بگونه ای تعریف می شود از مؤلفه هایی چون برابری سیاسی و حقوق بشر تشکیل شده است. محققین در مطالعات صلح به این موضوع مجادله برانگیز باید بپردازد که آیا صلح مثبت، اقتدار دولتها را تابعی از یک دولت جهانی قرار میدهد یا خیر.(وولی وسلی،۱۹۸۸،۴)

با خاتمه دو جنگ خانمانسوز در نیمه ی قرن بیستم، رهبران جامعه ی بینالمللی، ابتکار یک دیپلماسی پیشگیرانه را در دست گرفتند و با ایجاد سازمان ملل متحد و الحاق به آن، بر در امان داشتن نسلهای آتی از بلای جنگ توافق کردند و به عنوان تعهدی در عضویت خود، قرار بر آن گذاشتند تا اختلافات خود را به طور مسالمت آمیز حل و فصل کنند. ماده ی ۳۳ منشور ملل متحد، فهرستی از راه های پیش روی کشورها را در این خصوص ارائه میکند. با این همه در شش اوت ۱۹۴۵ یعنی تنها ۴۱ روز پس از امضای منشور ملل متحد، اولین بمب اتمی در هیروشیما منفجر شد. به همین دلیل جنگ سرد در دوران خود و اکنون تهدید اتمی همواره دو عاملی بودند که امید مردم دنیا را به صلح و امنیت جهانی کمرنگ میکردند.
عامل دیگری که در ادامه ی تلاشهای استقلال طلبی در بسط اندیشه ی صلح مؤثر بود، گسترش آرمانها و ایده های دمکراتیک بود. خصوصاًً رسانه ها در اینکه مردم هم میتوانند در شکل حکومتی که بر آن ها حاکم است، سهمی داشته باشند، نقش مهمی داشتند. تصویب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای بعدی که خصوصاًً استانداردهای «حکومت شایسته» یا «به زمامداری» را اعلام می داشتند نیز در تمام دنیا مورد قبول واقع شدند و در این زمینه مؤثر بودند.
در خصوص توسعه ی راهکارهای صلح در قرن حاضر باید به این نکته توجه داشت که از ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۹ از بین ۹۶ درگیری رخداده، تنها ۵۴ درگیری بین کشورها بوده و مابقی در درون کشورها در گرفته است. برای این که صلح پایدار باشد باید با راهکارهایی بلند مدت که ریشههای ساختاری درگیریها را مخاطب قرار میدهد و توسعه ی نهادهایی که عدالت را گسترش میدهند، پشتیبانی شود.(کونای پک،۱۹۹۸،۷)
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:28:00 ق.ظ ]
|
|
“
-
- . Biddle and Hilary ↑
-
- . Pawlina and Renneboog ↑
-
- -Free Cash Flow ↑
-
- – Jensen ↑
-
- -Free Cash Flow to the firm(fcfe). ↑
-
- – Free Cash Floww to the firm(FCFF). ↑
-
- -Free cash flow from the business(FCFB). ↑
-
- – Unleveraged FreE Cash Flow(UFCF). ↑
-
- .Enron ↑
-
- .Adelphia ↑
-
- .WorldCom ↑
-
- .Global Crossing ↑
-
- .Tyco ↑
-
- .Sun beam ↑
-
- .Sy base ↑
-
- .Schpper ↑
-
- .Watts ↑
-
- .Zimmerman ↑
-
- .Degeorg ↑
-
- .Littelton ↑
-
- .Kohler ↑
-
- .Ijiri ↑
-
- .Mautz ↑
-
- .Vanberda ↑
-
- .Bergstresser, et al ↑
-
- .Baker, et al ↑
-
- .Aboody, et al ↑
-
- .Bryan, et al ↑
-
- .Fields, et al ↑
-
- .Gaver, et al ↑
-
- .Darrough, et al ↑
-
- – Positive Accounting Theory Approach ↑
-
- – economic consequences ↑
-
- – Wang ↑
-
- – Oler, D., Picconi, M., (2009) ↑
-
- – Drobetz .W., Grüninger.M.C. (2007) ↑
-
- – Liquid assets ↑
-
- – Ozkan, A., Ozkan, N., (2004) ↑
-
- – Opler, T., Pinkowitz, L., Stulz, R., & Williamson, R. (1999). ↑
-
- – Ferreira, M.A., & Vilela, A.S. (2004). ↑
-
- – Jensen, M.C., (1986) ↑
-
- – Kim, C., et al., (1998) ↑
-
- – Return on assets ↑
-
- – Allayannis,G,Mozundar,A,2004 ↑
-
- – Trade Off Theory ↑
-
- – Pecking Order Theory ↑
-
- – Jani ↑
-
- – Myers, S.C., Majluf. N.S., (1984) ↑
-
- – Drobdz,Gruninger & Hirschvogl ↑
-
- -Ferreira & vilela ↑
-
- ۱- مطالب این بخش از صفحه ۵۴ الی ۸۱ کتاب فلسفه حسابرسی آقای دکتر حساس یگانه نقل شده است. ↑
-
- – درمطالب این بخش تا قسمت ۲-۴-۵ از مقاله دکتر یحیی حساس یگانه و رضا قنبریان با عنوان «کیفیت حسابرسی از دیدگاه نظری و تحقیقات تجربی » استفاده گردیده است. ↑

-
- – مطالب این بخش از مقاله خزانه داری استرالیا با عنوان «کیفیت حسابرسی در استرالیا: بازبینی استراتیک» استخراج شده است. ↑
-
- – Redhwan Ahmed AL-Dhamari and Ku Nor Izah Ku Ismail ↑
-
- . Habib ↑
-
- – Rusmin and et al. ↑
-
- – Redhwan Ahmed AL-Dhamari and Ku Nor Izah Ku Ismail ↑
-
- – Nuryaman ↑
-
- -۱ Surplus Free Cash Flow ↑
-
- – Earning Management ↑
-
- -Audit Quality ↑
-
- – Leverage ↑
-
- – Size ↑
-
- – Abc TAC ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
آزادی مشروط از سال ۱۳۳۷ تا به امروز به اشکال مختلف، در قوانین جزایی ایران نمود داشته است.ماده واحدۀ قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان در ۲۳/۱۲/۱۳۳۷ تصویب شد که مشتمل بر یک ماده و ۹ تبصره بود که در مورد جنحه پس از گذشت یک دوم و در مورد جنایت پس از گذشت دو سوم از مجازات را پیشبینی کرده بود بعد در سال ۱۳۶۱ در ضمن مادۀ ۳۹ قانون سابق با قبول کلیات ماده واحده آزادی مشروط را منحصر به حبس تعزیری کرد و مدت مجازات سپری شده در تمام موارد را نصف مجازات مندرج در حکم قید کرد . ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ بالاخره با اصلاح والحاق یک تبصره به قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۷۷ به تصویب رسید که شامل حبس تعزیری و بازدارنده می بود.[۸۷]

سرانجام در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و در فصل هشتم از ماده ۵۸ تا ۶۳ به آزادی مشروط پرداخته شد.ماده ۵۸ این قانون در تبیین آزادی مشروط چنین مقرر داشته است: «در مورد محکومیت به حبس تعزیری، دادگاه صادر کننده حکم میتواند در مورد محکومان به حبس بیش از ده سال پس از تحمل نصف و در سایر موارد پس از تحمل یک سوم مدت مجازات به پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام با رعایت شرایط زیر حکم به آزادی مشروط را صادرکند:
الف- محکوم در مدت اجرای مجازات همواره از خود حسن اخلاق و رفتار نشان دهد. ب- حالات و رفتار محکوم نشان دهد که پس از آزادی، دیگر مرتکب جرمی نمی شود. پ- به تشخیص دادگاه محکوم تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیان مورد حکم یا مورد موافقت مدعی خصوصی را بپردازد یا قراری برای پرداخت آن ترتیب دهد.

ت- محکوم پیش از آن از آزادی مشروط استفاده نکرده باشد.
انقضای مواعد فوق و همچنین مراتب مذکور در بندهای(الف) و(ب) این ماده پس از گزارش رئیس زندان محل به تأیید قاضی اجرای احکام میرسد. قاضی اجرای احکام موظف است مواعد مقرر و وضعیت زندانی را درباره تحقق شرایط مذکور بررسی و در صورت احراز آن، پیشنهاد آزادی مشروط را به دادگاه تقدیم نماید. »
بنابرین از آن جا که مجازات اختلاس در حالت عادی تا ده سال حبس میباشد، لذا مشمول شق دوم ماده ۵۸ بوده و محکومین به اختلاس پس از تحمل یک سوم حبس مقرر در دادنامه، مشمول آزادی مشروط خواهند شد.
اما اگر مجازات مختلس به هر دلیلی از جمله تشکیل گروه یا سردستگی، بیش از ده سال حبس تعیین گردد، مستند به شق اول ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی، پس از تحمل نصف مجازات مقرر در دادنامه، مشمول آزادی مشروط خواهد شد.مدت آزادی مشروط نیز وفق ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی، یک تا پنج سال خواهد بود.
اما آزادی مشروط با اینکه سابقه نسبتا طولانی در نظام حقوقی ایران دارد ، اما در نظام حقوقی عراق این تأسيس مفید حقوقی جایگاهی ندارد. بنابرین از آن جا که در نظام حقوقی عراق آزادی مشروط توسط مقنن پذیرفته نشده است.اما در عین حال باید در نظر داشت که تأسيس مشابهی که پیشتر تحت عنوان نگهداری مشروط در حقوق عراق از آن نام برده شد، مربوط به زمان اتمام دوران حبس موقت است که به عنوان مجازات تبعی بر محکوم علیه بار خواهد شد و نباید این تأسيس را با آزادی مشروط همسان دانست.لذا بررسی آزادی مشروط مختلس در حقوق عراق نیز سالبه به انتفاع موضوع میباشد
نتیجه گیری
اختلاس شکل خاصی از جرم خیانت است.اما این جرم ویژگی هایی دارد که آن را از جرم خیانت در امانت و سایر جرایم مشابه، متمایز میسازد به گونه ای که جرم خیانت در امانت و سایر جرایم مشابه، در مقابل اختلاس جرایمی سبک تر و به مراتب کم اهمیت تر جلوه میکند.نخستین ویژگی مهم جرم اختلاس این است که این جرم توسط مأمورین دولتی ( دولت در مفهوم عام آن ) صورت میگیرد. فرض بر این است که این مامورین، پس از گذراندن مراحل مختلف علمی و عقیدتی به استخدام دولت در میآیند و از این جهت در جامعه از اعتبار و اعتماد عمومی بیشتری نسبت به افراد عادی ، برخوردار هستند.لذا ارتکاب جرم توسط آنان، در واقع خدشه اعتماد عمومی به آنان و به خصوص به نهاد و دستگاهی است که مختلسین در آن شاغل هستند. بنابرین مختلس ، هم اعتبار و حیثیت خود را مخدوش میکند و هم اعتبار و حیثیت نهاد و دستگاهی که در آن شاغل است. ویژگی دیگر جرم اختلاس نیز این است که جرمی است علیه اموال عمومی.به عبارت دیگر، در اختلاس ، صرفا یک شخص، بزهدیده جرم نیست بلکه کل جامعه بزهدیده این جرم تلقی می شود.لذا ضرری که از اختلاس وارد می شود صرفا به یک شخص اعم از حقیقی و حقوقی نیست بلکه ضرری است به کل جامعه . ویژگی دیگر جرم اختلاس نیز این است که عموما این جرم توسط اشخاص متنفذ جامعه صورت میگیرد که در جرم شناسی به آنان بزهکاران یقه سفید گفته می شود.بزهکاران یقه سفید، به دلیل داشتن تحصیلات و تخصص علمی و فنی و در اختیار داشتن مشاغل و امکانات مناسب ، مورد سوءظن نیستند و عموما جرایم این قشر از مجرمین، به مراتب دیرتر از سایر جرایم کشف میگردد و ضرر ناشی از این جرایم، به مراتب بیشتر از جرایمی چون خیانت در امانت و حتی سرقت خواهد بود. بنابرین ویژگی های جرم اختلاس به خوبی ضرورت پرداختن به آن را توجیه میکند.اما حاصل بررسی جامع جرم اختلاس در پایان نامه حاضر و مقایسه آن با حقوق عراق موید وجود نقاط اشتراک و البته نقاط تمایز بسیاری است.
از حیث عناصر سه گانه باید چنین گفت که در هردو نظام حقوقی، به خوبی به اهمیت جرم اختلاس پی برده شده و جرم اختلاس ، به شکل جرمی مجزا از جرایمی چون خیانت در امانت، ارتشاء و تصرف غیر مجاز در اموال دولتی، جرم انگاری شده است.اما در مقام مقایسه، قانون گذار در ایران، با دقت و توصیفات بیشتری به جرم انگاری جرم اختلاس پرداخته است.عنصر مادی جرم اختلاس در ایران،« برداشت و تصاحب » اموالی است که حسب وظیفه به آنان سپرده شده است. همچنین سمت مرتکب نیز از جمله شرایط اساسی برای تحقق و یا عدم تحقق جرم اختلاس تلقی می شود.جرم اختلاس از حیث تحقق نتیجه مجرمانه نیز جرمی مقید است و برداشت و تصاحب اموال عمومی لزوماً به معنای ایراد ضرر به دولت در مفهوم عام آن خواهد بود. در حقوق عراق نیز علی رغم اجمال که در قانون عقوبات در این خصوص وجود دارد، با رجوع به آرای و نظریات حقوق دانان این کشور، مشخص می شود که ویژگی های پیش گفته در خصوص عنصر مادی جرم اختلاس در حقوق ایران، شباهت کاملی با عنصر مادی جرم اختلاس در حقوق عراق دارد. تنها تفاوتی که در این خصوص وجود دارد به سمت مختلس مربوط می شود که این امر نیز با توجه به تفاوت در نظام و ساختارهای سیاسی این دو کشور قابل توجیه است. در خصوص عنصر معنوی نیز همین امر صادق است و اساسا نمی توان ارکان عنصر معنوی همچون سوء نیت عام و خاص را در نظام های حقوقی مختلف به گونه ای دیگر تعریف نمود.آنچه مربوط به عنصر مادی است، ارتباط تامی به وضعیت روانی مباشر جرم دارد که این امر نیز فراتر از مرزهای جغرافیایی و یا نظام های حقوقی قابل تبیین و توضیح میباشد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
بند سی ام: قابلیت پیشبینی ضرر[۲۳۴]
در رأی هادلی علیه باکسن دال (۱۸۵۴) بارون آلدرسون[۲۳۵] اصل مذکور را با شرایط زیر بنا نهاد : هنگامی که طرفین قراردادی را منعقد میکنند و سپس یکی عقد را نقض میکند ، خساراتی که طرف متضرر در رابطه با نقض قرارداد دریافت می کند ، شامل آن دسته از خساراتی شود که به طور عادلانه و منطقی قابل محاسبه هستند ، خواه به طور ذاتی و طبیعی ایجاد شده باشند ( بر اساس حالت طبیعی امور و به علت وقوع نقض قرارداد حادث شده باشند ) و یا به طور منطقی بتوان فرض نمود که خسارت ایجاد شده هنگام انعقاد عقد به عنوان نتیجه ناشی از نقض قرارداد در ذهنیت و تصور طرفین قرارداد وجو داشته است .

در رأی هادلی ، خواهان ( آسیابان ) یک میل لنگ شکسته را جهت ارسال برای مهندسین مربوطه که در شهر گرینویچ[۲۳۶] قرار داشتند به متصدی حمل و نقل ( پیک فورد اند کو ) تحویل داد . آسیاب متعلق به خواهان تا پیش از آنکه مهندسین مربوط میلک لنگ شکسته را به عنوان نمونه مشاهده نمی کردند و بر طبق آن یک میل لنگ جدید تهیه نمی کردند ، قادر به ادامه کار نبود . متصدی حمل و نقل قرارداد را نقض کرد و پنج روز در تحویل تأخیر نمود . به همین علت آسیابان برای دریافت خسارت منافع از دست رفته به مدت ۵ روز طرح دعوا کرد . دادگاه بر اساس اصل بعید و دور از ذهن بودن خسارت ، دعوای خواهان را مردود اعلام کرد . با این استدلال که منافع از دست رفته آسیابان به طور ذاتی و طبیعی ایجاد نشده بود ، یعنی بر اساس حالت طبیعی امور به وجود نیامده بود زیرا متصدی حمل و نقل به طور منطقی انتظار داشت که آسیاب با یک میل لنگ یدکی تجهیز شود . همچنین منافع از دست رفته آسیابان از نوعی نبود که بتوان به طور منطقی فرض کرد که در ذهنیت و تصور متصدی حمل و نقل وجود داشته اند .

به عبارت دیگر به متصدی حمل و نقل هشدار خاصی داده نشده بود مبنی بر اینکه قید زمان در این قرارداد از حساسیت بالایی برخوردار است و ادامه کار آسیاب متوقف بر نصب میل لنگ جدید است .
فصل سوم: اجرای عین تعهدات در اسناد و کنوانسیون های بینالمللی
مبحث اول: اجرای عین تعهد در کنوانسیون بیع بینالمللی کالا ۱۹۸۰ و اینکو ترمز
گفتار اول: بیع بینالمللی کالا ۱۹۸۰
فصل سوم از کنوانسیون مذکور در مورد بیع کالا ، مواد ۲۵ الی ۸۸ به اجرای عین تعهد و تعهدات بایع و خریدار می پردازد[۲۳۷] . در تعهداتی که بایع دارد ، ماده ۳۱ ، ۳۲ و ۹ این کنوانسیون اشاره به آن دارد . در صورتی که کالای تحویل شده با چیزی که در قرارداد ذکر شده منطبق نباشد ، ماده ۳۵ این کنوانسیون به آن اشاره دارد .[۲۳۸] پس باید مورد قرارداد سریعاً مورد بازرسی قرار گیرد تا بشود از این حق فسخ استفاده شود . در ماده ۴۴ این کنوانسیون خریدار حق دارد از ثمن به نسبت عدم انطباق بکاهد و یا خسارات را که وارد شده مطالبه نماید . در هر حال در مدت زمانی کمتر از دو سال باید این عدم انطباق اعلام گردد .
عدم انطباق حقوقی : ماده های ۴۱ و ۴۲ کنوانسیون آن را اعلام می دارند ، شامل موردی است که شخص ثالث نسبت به قرارداد ادعای مالکیت ، رهن و … دارد . و یا در مالکیت صنعتی هم همین طور است ، که ادعای افراد ثالث ناشی از مالکیت صنعتی باشد . و مقررات این کنوانسیون طبق ماده ۴۸ بر رفتار مسالمیت آمیز و حل روابط از طریق جبران خسارات است . در حد امکان سعی بر جلوگیری از فسخ و ابطال قراردادها و تعهدات میباشد .
تعهدات خریدار : ماده ۵۳ کنوانسیون در مورد تعهدات خریدار میباشد . پرداخت ثمن پس از تحویل و قبض کالا از این موارد است . ماده ۵۵ به عرف تجاری در عدم تعیین ثمن و ضوابط آن اشاره دارد . در کشورهای کامن لا به همین طریق کنوانسیون عمل می شود . در سیستم فرانسوی و اسلامی این گونه نمی باشد . محل تادیه ثمن و تاریخ آن در مواد کنوانسیون مشروحاً اعلام شده است . ضمانت اجرای عدم اجرای تعهدات مشتری جبران خسارت میباشد . که به حقوق اسلامی نزدیک است تا به حقوق کشورهای کامن لا ، شیوه جبران خسارت را ماده ۲۸ کنوانسیون بدان پرداخته است . در اجرای عین تعهد در صورتی که در نظام قضایی دادگاه صلاحیتدار صدور حکم پیشبینی شده باشد ، به اجرای اجباری محکوم می شود . در کامن لا چنین چیزی پیشبینی نشده است . در خواست خسارات منوط به درخواست اجرای عین تعهد است . ماده ۶۳ کنوانسیون به مهلت اضافه و اعطای آن به بایع اشاره کردهاست .[۲۳۹] ماده ۷۱ و ۷۲ کنوانسیون در موردی است که متعهد به تعهد خود عمل نمی نماید ، که طرف او هم میتواند اجرای تعهدات خود را در عمل معلق به انجام توسط متعهد طرف دیگر نماید و یا فسخ قرارداد و تعهدات را اعلام نماید .[۲۴۰]
گفتار دوم : بر اساس اینکو ترمز[۲۴۱]
در سال ۱۹۳۶ اتاق بازرگانی بینالمللی ، اینکوترمز ( اصطلاحات بازرگانی بینالمللی ) را مدون و چاپ نموده است . طرفین تعهدات میتوانند به آن اشاره نمایند و در قرارداد صریحاً بعضی از موارد را تابع آن قرار دهند . اینکوترمز فقط به بخشی از تعهدات و روابط میان فروشنده و خریدار می پردازد ، شامل حمل و تحویل کالا میباشد . در موارد فسخ ، اجبار و برائت نکته ای در مورد مسئولیت خریدار و فروشنده وجود ندارد و از این لحاظ جامعیت ندارد . چند اصطلاح رایج در اینکوترمز
۱- اصطلاح گروه E : میباشد . ( EX.works ) : فقط به تحویل کالا اشاره دارد . تحویل کالا به خریدار در محلی که در قرارداد ذکر اشاره شده است .
۲- گروه F.C.A.F ( named place ) Freecarvier : تحویل کالا به حمل کننده ای که از جانب خریدار تعیین می شود . در گروه F ( named prot of shipment ) ship Free Alongsido تحویل کالا در بندر بارگیری ، که از سوی خریدار تعیین شده است .
کالا جهت صدور ترخیص میگردد . در بندر بارگیری ، در کنار کشتی قرار میگیرد . تفاوت این دو در طریق حمل است . F.c.A از هر طریقی حمل امکان پذیر است . مورد بعدی فقط کشتی و آبراه ها میباشد .
FOB: Free on Boread (named port of shipment) ترخیص توسط فروشنده ، جهت صدور و تحویل کالا در بندر بارگیری ، روی عرشه کشتی میباشد . گروه C : C.I.F و C.I.P استفاده شده و به پرداخت بیمه کالا اختصاص دارد . C.F.R حمل کالا تا بندر مقصد بدون مسئولیت از بین رفتن و حوادث احتمالی آن و ترخیص توسط فروشنده جهت صدور میباشد . C.P.T مانند : C.F.R با مسئولیت خطرهایی که متوجه کالا میباشد و هر گونه هزینه ای در این خصوص میباشد . گروه D : گروه D بر خلاف گروه C حالت رسید دارد . مسئولیت رسیدن کالا به محل را دارد . در حالی که گروه C فقط به حمل و ارسال توجه دارد .
۱- Delived Atfrontiey: DAF : تحویل کالا در مرز پس از ترخیص میباشد .
۲- DES : Deleverad Exship : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد میباشد و مسئولیت کلیه هزینه ها و خطرها ، تا قبل از تخلیه دارد . DEQ : تحویل کالا در اسکله در بندر مقصد است . با مسئولیت کلیه هزینه ها و خطرهای تخلیه کالا میباشد .
۳- DDU : ِDelivered Dutyuhpaid : تحویل کالا در محل تعیین شده در مقصد به خریدار با مسئولیت خطرها و هزینه ها بدون عوارض و حقوق گمرکی و بدون ترخیص میباشد . مسئولیت قصور خریدار در ترخیص به موقع را نیز شامل میگردد .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:48:00 ب.ظ ]
|
|
“
گروهی از حقوق دانان نیز در نوشته های مختلف خود با ادبیاتی مشابه، اشاراتی به وثیقه داشته اند که به اختصار آورده می شود. به طور مثال در یک جا به صورت کلی با استناد به حدیث «استوثق بمالک بماشئت» معتقدند نصوص معتبر امامیه اصل کلی وثیقه گرفتن را تجویز نموده است.[۱۷]

درجای دیگر تعهد وثیقه ای را مورد توضیح قرار میدهند؛ «هر تعهدی که به منظور وثیقه گذاری انجام شود مانند تعهد راهن و تعهد ضامن تضامنی در عقد ضمان و تعهد محیل در عقد حواله به شرط عدم برائت محیل تا زمان پرداخت مال الحواله از جانب محال علیه و تعهد کفیل در عقد کفالت و تعهد دهنده وجه الضمانه». [۱۸]
در نوشته ای دیگر، بیشتر در خصوص مورد وثیقه توضیحاتی تبیین می شود که وثیقه اختصاص به مال غیر منقول، طلب، وجه نقد و یا اوراق بهادار ندارد و همه اموال را شامل می شود.[۱۹] بنابرین آن چه، در خصوص مال مورد وثیقه اهمیت دارد، آن است که مال مذبور قابلیت انتقال و واگذاری داشته باشد خواه آن مال، منقول، غیر منقول و یا حقوق مالی باشد. همان طور که امروزه بانک ها در قبال ارائه برخی خدمات بانکی مثل صدور ضمانت نامه، وثایق مختلفی از جمله طلا، کشتی، املاک، سفته و سهام شرکت های سهامی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را از متقاضی دریافت میکنند.

سرانجام در تحقیقی دیگر سعی نموده اند تا پس از تعریف لغوی وثیقه به معنای استوار، آنچه بدان اعتماد می شود و محکم کاری کردن، مصادیق وثیقه ذکر شود و در این مورد گفته اند در زمان ما اصطلاحاً وثیقه در دو معنی به کار می رود:
اول- مالی است که وام گیرنده تحت یکی از صور قانونی مانند رهن یا معامله با حق استرداد به وام دهنده می سپارد (به اقباض و یا به صرف تنظیم سند رسمی)تا اگر در موقع مقرر بدهی خود را نپردازد، وام دهنده بتواند از محل فروش آن مال برابر مقررات، طلب خود را وصول کند.
دوم- مالی است که برای تضمین حسن اجرای تعهدی معین سپرده می شود. در این مورد برخلاف مفهوم نخست در زمان سپردن وثیقه دین وجود ندارد؛ همانند کسی که شغل انبارداری را می پذیرد و وثیقه می سپارد تا اگر کسری انبار مشاهده گردد از محل وثیقه خسارت وصول گردد.[۲۰]
بنابرین معاملات وثیقه ای، به دنبال آن است تا بتواند برای افرادی که اموال خود را بموجب قراردادی از قراردادهای مدنی مانند عقد قرض، منتقل میکنند و مستحق بازپرداخت آن هستند یا افرادی که به صرف الزام متعهد به انجام تعهد، قانع نیستند، اطمینان خاطر ایجاد کند.
با عنایت به مطالب بالا و توجه به این مطلب، که وثیقه ممکن است گاه توسط شخص متعهد و گاه از جانب شخصی غیر از متعهد (شخص ثالث)به متعهدله سپرده شود، می توان وثیقه را اینگونه تعریف نمود:
«وثیقه در اصطلاح حقوقی قراردادی بین وثیقه گذار و وثیقه گیرنده است که بموجب آن مالی برای استحکام اجرای تعهدی معین (اعم از پرداخت دین، انجام فعل یا ترک فعل)توسط متعهد یا شخص ثالث به متعهدله سپرده می شود تا در صورت عدم انجام آن تعهد، مورد استفاده متعهدله قرار گیرد».
در پایان لازم به ذکر میباشد، نگارنده در پژوهش حاضر درصدد نیست تا تضمین را در حقوق ایران مورد بررسی قرار دهد، بلکه آن چه مورد توجه خاص میباشد عقود وثیقه ای عینی؛ یعنی، در توثیق نهادن اموال مدیون یا شخص ثالث برای حصول اطمینان خاطر متعهدله از وصول طلب میباشد.
مبحث دوم : مبنای تأسیس عقود توثیقی و ماهیت حقوقی آن ها
پس از بیان پیشینه وثیقه و معانی لغوی و اصطلاحی آن، مبنای وجودی عقود توثیقی تشریح می شود و سپس به تحلیل ماهیت حقوقی قرارداد وثیقه می پردازیم.
گفتار اول- فلسفه وجودی معاملات وثیقه ای
آنچه مسلّم است، عقود و معاملات، مولود احتیاجات جوامع بشرى و نیازهاى انسان است و جامعه همواره در جستجوى راهى است که منافع مشروع افراد و اجتماع در آن تأمین شود و برای نمونه، در امور مربوط به تعهدات و الزامات مالى، اطمینان به ایفاى تعهد تأمین گردد؛ چراکه در یک قرارداد وام، مصلحت وام دهنده در این است که وثیقه ای داشته باشد تا در صورت عدم وصول طلب خود، بدون مواجهه با دشواری های معمول اقامه دعوا علیه وام گیرنده، از طریق وثیقه مذکور با سهولت بیشتر به حق خود دست یابد. این در حالی است که در فرض فقدان شناسایی نهاد وثیقه و بالتبع فقدان اطمینان سرمایه داران به وصول طلب، نیاز اشخاص حقیقی و حقوقی به تأمین اعتبارات، بدون پاسخ می ماند و این در حالی است که در عصر حاضر وثیقه کاربردهای مختلفی دارد، از مسائل اقتصادی و عقود معاملاتی گرفته تا مسائل قضایی و کیفری. در عین حال امروزه بیشترین کاربرد وثیقه در مسائل بانکی و بازرگانی است.

بنابرین وثیقه قراردادن مالی از اموال بدهکار جهت تضمین طلب بستانکار، از همان ابتدای تأسیس که عمری بس طولانی دارد، با مبنای تنظیم روابط اقتصادی و اجتماعی افراد جامعه شکل گرفت؛ به همین دلیل در تعهدات مالی، به تأسیس انواع وثائق عینى، اقدام شده است. اگرچه قرارداد وثیقه با همان مبنای اولیه به تدریج عمومیت بیشتری یافت و به لحاظ اقتضائات تجارت نوین، قانونگذاران بر مبنای برخی قوانین، آیین نامه ها و دستورالعمل های پراکنده رویه هایی متفاوت درخصوص وثیقه و مصادیق آن درپیش گرفتند، لیکن همه ی موضع گیری های متفاوت مقنن همواره با مبنای در امنیت قراردان و اطمینان بخشی طلب وثیقه گیرندگان و تسهیل اعطای اعتبارات به واحدهای تولیدی وثیقه گذار، همراه بوده است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
-
-
- یافته های پژوهش آدامز(۲۰۰۳)نشان داده است که:اولاً درآمد پایین منجر به ناکامی در جستجوی مراقبت پزشکی میشود.همچنین افزایش خطر مشکلات سلامت ممکن است از تنیدگی فزاینده یا ناکامی و یا از مواجهه مکرر با خطرات محیطی که به موقعیت اقتصادی- اجتماعی پایین مربوط است به وجود آید.این عوامل میتوانند رابطه علّی مستقیمی را با سلامت به وجود آورند. ثانیاً سطح پایین سلامت ممکن است برای کاهش توانایی فرد در کار کردن یا مراقبت از خود،هزینه مراقبت پزشکی را افزایش دهد و به کاهش درآمد و فرصت کمتری برای پسانداز منجر شود.این عامل نیز میتواند یک رابطه علّی بین سلامت با موقعیت اقتصادی- اجتماعی را به وجود آورد.همچنین ممکن است عوامل مشترک پنهانی وجود داشته باشد که منجر به ارتباط بومشناختی سلامت و موقعیت اقتصادی-اجتماعی شوند. عوامل ژنتیکی غیر قابل مشاهده میتوانند هم مقاومت در برابر بیماری و هم توانایی کار کردن را تحت تأثیر قرار دهند.روابط علّی ممکن است با پاسخ رفتاری، تقویت یا تضعیف شود.احتمال تأثیر عوامل رفتاری مانند تغذیه دوران کودکی و تنیدگی،ورزش و مصرف سیگار بر سلامت و سطح فعالیت اقتصادی نیز وجود دارد.افزون بر این،تصمیمگیری اقتصادی منطقی و مبتنی بر نیاز،ممکن است مصرف کننده های غنیتر را به پسانداز کردن برای دوره بازنشستگی و افراد با درآمد کم را به مصرف پسانداز وادار کند.


-
- گالو و ماتیوز(۲۰۰۳) در تحقیق خود دریافتند که محیطهای اقتصادی- اجتماعی پایین تنیدگیزا هستند،توان فرد برای مهار تنیدگی را کاهش و عواطف منفی را افزایش میدهند. افزون بر این،سلامت متأثر از تعامل بین شرایط اقتصادی و اجتماعی با رفتارهای بهداشتی فرد نیز هست. همچنین از آنجا که رابطه بین رفتارهای سالم و وضع سلامت برحسب شرایط اقتصادی و اجتماعی متغیر است، بنابرین شیوه تعامل بین رفتارهای آسیبزننده بر سلامت و شرایط اقتصادی و اجتماعی نیز متفاوت است. تأثیر سیگار بر سلامت،در سطوح اقتصادی-اجتماعی پایین جامعه بیش از سطوح بالاتر آن است.
-
- کوپل و مک کیوفین(۱۹۹۹)در بررسی رابطه بین پذیرشهای روانپزشکی،جنس و شاخصهای موقعیت اقتصادی-اجتماعی دریافتند که شیوع بیماری روانی با محرومیت اقتصادی و اجتماعی در هر دو جنس رابطه دارد.اگرچه این امر در مورد تمام گروههای تشخیصی به جز اختلالهای جسمانی صادق است اما در مورد روان گسستگی،اختلال هذیانی و سوء مصرف مواد و نیز اختلالهای شخصیت ،ارتباط بیشتر است.همچنین ارتباط بین شاخصهای موقعیت اقتصادی-اجتماعی و سلامت در زنان بیشتر از مردان است.
-
- نتیجه تحقیق بک لوند و همکاران (۱۹۹۹) نشان داد که نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی منجر به نابرابری در تحصیلات و شغل و درآمد بین زنان و مردان میشود.تعیینکننندههای سلامت روانی در حیطه اشتغال مانند خصیصهها و تنیدگی حرفهای،سطح پایین مهار بر کار،الزامهای شغلی بالا،منابع شخصی محدود، ناکامی و تبعیض در محیط کار همه میتوانند منجر به آشفتگی روانی شوند . این عوامل در طولانی مدت برای سلامت مضرند و میتوانند بیماریهای قلبی-عروقی،غیبت از کار و تنیدگی را در پی داشته باشند. آن ها همچنین دریافتند که سلامت پایین در بین زنان نه فقط مربوط به موقعیت حرفهای،سطح کار و مالکیت منزل(همانند مردان)است بلکه با موقعیت والدینی و زناشویی نیز بستگی دارد.مهمترین پیشبینیکننده های سلامت خوب در زنان و مردان در مقولههای درآمد بالا، کار تماموقت، مراقبت از خانواده و داشتن سطوح بالای حمایت اجتماعی قرار دارند . همچنین نابرابری درآمد با تفاوت در ابتلا به بیماری و ارزیابی شخصی زنان از وضعیت جسمانی مرتبط است. عوامل اقتصادی-اجتماعی نقش مهمی در سلامت زنان ایفا میکنند اما زمانی زنان در خطر بیشتری هستند که علائم افسردگی را نیز داشته باشند.
-
- در تحقیق دیلی و همکاران (۲۰۰۲) با عنوان تأثیر موقعیت اقتصادی-اجتماعی بر سلامت بزرگسالان ، روی۱۴۸۰ نفر بزرگسال ۷۵ ساله یا بالاتر نتایج نشان داد که اثر موقعیت اقتصادی-اجتماعی بر امید به زندگی مردان در یک دوره ۷ ساله بیش از زنان است،همچنین افرادی که در منزل شخصی زندگی میکنند در مقایسه با افرادی که در خانه استیجاری سکونت دارند یک سال بیشتر عمر میکنند.
-
- در تحقیق دیوی اسمیت و لینچ(۲۰۰۴) عوامل اجتماعی درآمد، شغل و تحصیلات به عنوان سه شاخص عمده موقعیت اقتصادی-اجتماعی،که رابطه علّی با متغیرهای مختلف دارند،مطرح شده اند. ویژگیهای اجتماعی مانند درآمد، تحصیلات،شغل،شرایط خانوادگی،رهبری،نقشها و قدرتها و…اجزای تشکیلدهنده موقعیت اقتصادی و اجتماعی هستند. افراد بر اساس کاری که انجام میدهند و مقدار درآمدی که برای انجام آن کار دریافت میکنند، یا به عبارت دیگر عواملی که منزلت و رفاه اقتصادی آن ها را تعیین میکند،طبقهبندی میشوند. منزلت اقتصادی و اجتماعی بالا یا پایین میروند افراد با موقعیتهای متغیری مواجه میشوند که عمیقا بر عملکرد فردی و اجتماعی آن ها تأثیر میگذارند . آن ها اشاره کردهاند که موقعیت اقتصادی اجتماعی با رفتارهای سلامت، بهداشتی، طول عمرف تغذیه، مسکن و رفتارهای اجتماعی در ارتباطند. افراد با موقعیت بالاتر بیش از افراد با موقعیت پایین تر مراقب بیماری و سلامت خود هستند و طول عمر بیشتری در مقایسه با افراد طبقات پایین تر دارند.
-
- نتیجه پژوهش آدا و کورناگلیا(۲۰۰۵) نشان میدهند که میزان وقوع بیماری روانی با اعتبار اجتماعی پایین،درآمد ناکافی و سطح تحصیلات پایین در ارتباط است.احتمال به تأخیر انداختن درمانگری در بیماران واجد موقعیت اقتصادی و اجتماعی پایین به دلایل زیر بیشتر است:نخست آنکه،اطلاعات آن ها در مورد بیماری ، کمتر از افرادی است که از موقعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر و تحصیلات بیشتری برخوردارند و دوم،رابطه طولانی مدت با یک پزشک برقرار نمیکنند و بالاخره بدون انجام توصیه های درمانی، پزشک معالج را تغییر میدهند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
طرفین از لحظه آغاز رایزنی ها و گفتگوهای مقدّماتی تا پایان آن ها که ممکن است با موفّقیت یا شکست در رسیدن به قرارداد نهایی همراه باشد در دوره پیش قراردادی به سر میبرند و لذا این دوره به زمان پیش از انعقاد قرارداد محدود می شود.

می توان گفت که دوره پیش قراردادی دارای دو مفهوم عام و خاص میباشد. منظور از دوره پیش قراردادی در معنای عام، مدتی است که پس از ایجاد روابط دو طرف به منظور بستن قرارداد تا قبول ایجاب صادره از سوی یکی از طرفین ادامه دارد. به عبارت دیگر، دوره پیش قراردادی از هنگامی که طرفین برای بستن قرارداد با یکدیگر تماس می گیرند آغاز و هنگامی به پایان میرسد که ایجاب انشاء شده رد یا با قبول آن، قرارداد بسته شود. این مفهوم عام از دوره پیش قراردادی در حقوق برخی کشورها مانند سوئیس دیده می شود. در این مفهوم، رد یا قبول ایجاب (نهایی) صادره، عامل تعیین کننده در تشخیص پایان دوره پیش قراردادی است. (Novoa, 2005)

همان طور که میدانیم در برخی از قراردادهای مهم پس از صدور ایجاب از سوی یکی از طرفین، طرف مقابل بدون اینکه قبول بی قید و شرط خود را نسبت به آن ایجاب بیان کرده و موجب بسته شدن قرارداد شود، به طور صریح آن ایجاب را رد کرده و خود ایجاب جدیدی را برای طرف مقابل صادر میکند یا اینکه به صورت ضمنی با گذاشتن شرط یا ایجاد تغییر در مفاد و شرایط ایجاب صادره، آن را قبول میکند که در هر دو صورت، قراردادی بین طرفین بسته نشده است بلکه در واقعایجاب جدیدی صادر شده که نیازمند قبول طرف مقابل میباشد. ممکن است که این روند برای بارها تکرار شود و نهایتاًً به تراضی و قبول نهایی و ایجاد قرارداد منجر شده یا اینکه توافقی حاصل نشده و روابط طرفین قطع شود. از این نظر، انشای ایجاب های متقابل[۸۱] یا قبولی مشروط[۸۲] ایجاب از سوی طرفین در مفهوم عام دوره پیش قراردادی جای میگیرد.
امّا بحث اصلی ما در مفهوم خاص دوره پیش قراردادی میباشد. منظور از دوره پیش قراردادی در معنای خاص، دورانی است که هنوز هیچ رکنی از ارکان قرارداد اعمّ از ایجاب و قبول، انشاء نشده باشد. در این مفهوم، دوره پیش قراردادی از هنگام آغاز ارتباط طرفین به منظور بستن قرارداد در آینده شروع و با انشای ایجاب قرارداد یا خروج از گفتگوهای مقدّماتی پایان می پذیرد.
همان طور که ملاحظه می شود، دو مفهوم عام و خاص دوره پیش قراردادی در بیان آغاز این دوره و نیز پایان آن با ترک مذاکرات و بدون رسیدن به مرحله ایجاب، مشترک میباشند.اختلاف این دو مفهوم در این است که در مفهوم خاص، مرحله ایجاب (تا هنگام قبول نهایی و بدون قید و شرط) جایی ندارد در حالی که مفهوم عام، آن را داخل در دوره پیش قراردادی میداند.
در حقوق ایران برخی از حقوق دانان از جمله دکتر ناصر کاتوزیان در کتاب ایقاع و کتاب اعمال حقوقی (قرارداد و ایقاع)، دوره پیش قراردادی را در مفهوم عام آن پذیرفته و معتقدند که تا هنگامی که ایجاب، بدون قید و شرط قبول نشده، طرفین در وضعیّت گفت و شنود مقدّماتی به سر میبرند. برخی دیگر مانند دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی در کتاب صد مقاله در روش تحقیق علم حقوق، به ظاهر مفهوم عام دوره پیش قراردادی را پذیرفته و رسیدن به التزام های عقدی را نقطه پایان دوره پیش قراردادی می دانند و واژه فقهی مقاوله را برای بیان دوره گفتگوهای مقدّماتی و مذاکرات پیش از عقد به کار برده اند. (کاتوزیان، ۱۳۸۴ ج: ۹۸-۹۶و ۱۳۸۵ ب: ۶۷-۶۵و جعفری لنگرودی، ۱۳۸۲: ۱۱۷ و ۱۳۸۶: ۶۷۶)
۲-۲-۱-۲- ملاک تفکیک دوره پیش قراردادی از قراردادی
از آنجا که مرز روشنی میان دوره پیش قراردادی و دوره قراردادی قابل ترسیم نیست، گاهی تفکیک بین این دو دوره دشوار میباشد. اختلاف برداشت طرفین از این دو مفهوم و نیز سرایت برخی از تعهدات پیش قراردادی به قرارداد از جمله عواملی هستند که بر این دشواری می افزایند. به عنوان مثال در برخی از قراردادها، اختلاف طرفین راجع به این موضوع است که آیا تعهد صریح یا ضمنی صورت گرفته پیش از انعقاد قرارداد، به عنوان شرطی بنایی بوده و لذا در قالب شرط ضمن عقد و جزئی از قرارداد محسوب می شود یا اینکه صرفاً یک تعهد پیش قراردادی است که داخل در حوزه قرارداد فیما بین نمی شود؟
همان طور که در مفهوم دوره پیش قراردادی به معنای خاص گفته شد، می توان از صدور ایجاب توسّط یکی از طرفین به عنوان یک اماره و قرینه برای تشخیص پایان یافتن دوره پیش قراردادی بهره برد. امّا آیا صدور ایجاب به تنهایی میتواند دلیل بر پایان دوره مذکور و شروع روابط قراردادی باشد؟ بهتر است که پس از صدور ایجاب به عملکرد طرف مقابل نیز توجه نمود که آیا آن ایجاب را بدون قید و شرط قبول میکند یا اینکه آن را رد کرده و ایجاب جدیدی صادر میکند یا اینکه بدون پاسخ خاصی مذاکرات را ترک میکند؟ در هر یک از این حالات و فروض دیگر، ارائه نظر در مورد اینکه طرفین در چه مرحله ای به سر میبرند متفاوت است. در واقع در حالی که یک طرف مذاکرات را پایان یافته تلقّی کرده و روابطش با طرف مقابل را قراردادی فرض میکند، ممکن است که طرف دیگر هنوز روابط مذکور را مقدّماتی تلقّی کرده و خود را در دورهپیش قراردادی فرض کند.
به طور کلّی می توان گفت که ((اگر دو طرف در دوره پیش قراردادی در خصوص تمام شرایط اساسی قرارداد مانند جنس، مقدار و ویژگی های مورد معامله، میزان ثمن، شیوه پرداخت ثمن، نحوه تحویل کالا و نظایر آن به توافق برسند و دیگر چیزی برای توافق آینده باقی نگذارند، احتمال ایجاد رابطه قراردادی وجود دارد. امّا اگر توافق بر شرایط غیر اساسی صورت گیرد یا باب گفتگو در مورد شرایط اصلی قرارداد باز بماند، باید دو طرف را در دوره پیش قراردادی دانست)).(طالب احمدی، ۱۳۹۲: ۲۰ و ۲۱)
به نظر میرسد که ملاک مذکور در بالا در بحث تمیز دوره پیش قراردادی از قراردادی، بهتر از ملاک ایجاب و قبول است. در واقع می توان گفت که توجّه به اینکه توافقات طرفین تا کجا پیش رفته است و قصد واقعی آن ها چه بوده، به عنوان بهترین ملاک در تشخیص مرحله پیش قراردادی از قراردادی است. در بسیاری از موارد با وجود اینکه ایجاب، صادر شده و حتّی قبول نیز به ظاهر اعلام شده است، به عللی از جمله عدم تراضی واقعی طرفین در مفاد قرارداد، عدم رعایت مقرّرات شکلی (در عقود تشریفاتی)، ایجابهای متقابل، بروز اشتباه در یکی از ارکان اساسی معامله و کشف بطلان معامله به هر دلیل، هنوز قرارداد نهایی بین طرفین ایجاد نشده و آن ها صرفاً به یک سری توافقات ناقص دست یافته اند و لذا نمی توان روابط آن ها را قراردادی تلقّی کرد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در ایران بر اساس مطالعهای که سردارآبادی (۱۳۸۵) به منظور بررسی میزان شیوع اختلال اضطراب اجتماعی در دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد انجام داده است، ۷/۶ درصد افراد را دارای اضطراب اجتماعی خیلی زیاد، ۷/۱۱ درصد را دارای اضطراب اجتماعی زیاد، ۹/۱ درصد را دارای اضطراب اجتماعی خفیف و ۸/۸ درصد را بدون اضطراب اجتماعی ارزیابی کردهاست. همچنین در یک مطالعه مقطعی– توصیفی، ۲۹۴۴ دانشآموز در شهر کرمان توسط ملاکهای تشخیصی DSM-IV مورد سنجش قرار گرفتند. ۶/۱۴ درصد از دانشآموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بودند. نسبت زن به مرد ۸/۱ بود و بین سابقه خجالتی بودن در کودکی و سابقه تنبیه بدنی نیز رابطه معنادار وجود داشت. به طور کلی در پژوهش طالعپسند و نوکانی (۲۰۱۰) میزان شیوع اختلال اضطراب اجتماعی در ایران را ۱/۱۰ درصد گزارش کردهاند که این آمار بالاتر از تحقیقات مشابه در غرب است (غفاری نژاد، ۱۳۸۷).

۲-۱-۱-۲-تفاوتهای جنسیتی در اضطراب اجتماعی
در مطالعات همهگیرشناسی زنها ۴/۱ بار بیشتر از مردها به اختلال اضطراب اجتماعی مبتلا میشوند (ایتون[۱۰۲]، ویچن[۱۰۳] و مگی[۱۰۴]، ۱۹۹۶؛ به نقل از انگ[۱۰۵] و هیمبرگ، ۲۰۰۷) اما در نمونه های بالینی عکس این موضوع صادق است. دلایل این تفاوت معلوم نیست (سادوک و سادوک، ۲۰۰۳) اما ممکن است بدین دلیل باشد که نقشهای مردانه سنتی به جرات بیشتری در طول زندگی نیاز دارند؛ بنابرین علائم اختلال اضطراب اجتماعی احتمالاً برای مردان نگرانکنندهتر است (چپمن[۱۰۶]، ۱۹۹۵؛ به نقل از لیهی و هالند، ۲۰۰۰؛ ترجمه دهقانی، ۱۳۸۵).

۲-۱-۱-۳-سبب شناسی
۲-۱-۱-۳-۱- تبیینهای روان پویشی
در سال ۱۹۰۵ فروید نظریهای مطرح کرد که بر مبنای آن، هراس ناشی از سرکوبگری کشانندههای لیبیدویی بر اثر منعهای والدینی است و منجر به ایجاد اضطراب میشود که در نهایت به اشیا یا موقعیتهای خنثی که مهار آن ها آسانتر و مقابله با آن ها سهلتر است جابجا میشود. در سال ۱۹۲۵ فروید با بازنگری نظریهٔ خود درباره هراس به این نتیجه رسید که ترس اضطرابی در هراس، ترس از یک خطر تهدیدکننده یا خطری که فرد آن را تهدید کننده میداند، است. به طور خلاصه میتوان گفت که از دیدگاه فروید در افراد مبتلا به هراس نه تنها تضعیف و از هم پاشیدگی مکانیزمهای دفاعی مانند مبتلایان به اختلال اضطراب تعمیم یافته مشاهده نمیشود؛ بلکه بالعکس، از مکانیزمهای دفاعی سرکوبگری و جابجایی به صورت مفرط استفاده میشود (دادستان،۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۳-۲- تبیینهای انسانی نگر و هستی نگر
نظریه پردازان انسانینگر و هستینگر بر این باورند که هراس و اختلالهای تعمیم یافته مانند هر اختلال روانی دیگر، هنگامی بروز میکند که افراد خود را صادقانه مورد پذیرش قرار نمیدهند و در عوض به افکار و تغییر افکار، هیجانها و رفتار خود میپردازند. این موضع گیریهای دفاعی، در نهایت خاصیت ترسآور پیدا میکند و در مرحله بعد پاسخهای گریز یا اجتنابی فرد که برای تقلیل اضطراب لازم است، منجر به تشکیل علایم بیماری میشود.
۲-۱-۱-۳-۳- تبیینهای رفتاری
از دیدگاه رویکرد رفتاری یکی از راههای اکتساب واکنشهای هراس بر اساس الگوبرداری یعنی از راه مشاهده و تقلید است. مشاهده ترس دیگران از پارهای اشیا یا رویدادها میتواند ترسهایی را در برابر همان اشیا و رویدادها در مشاهدهکننده ایجاد کند (دادستان، ۱۳۸۵). آن ها که واجد اختلالهای هراسی هستند ترس یا اجتناب از تعداد محدودی از موقعیتها یا اشیا را آموختهاند؛ در حالی که طیف اینگونه ترسها در مبتلایان به اضطراب تعمیم یافته بسیار گسترده است. اساسیترین شیوه های معمول اکتساب واکنشهای ترس نسبت به اشیا یا موقعیتهایی که به خودی خود خطرناک نیستند عبارتاند از: الف) شرطی شدن کلاسیک، ب) الگوبرداری، ج) یادگیری اجتنابی (دادستان، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۳-۴- تبیینهای شناختی
اغلب نظریه پردازان شناختی بر این نکته تأکید دارند که اختلالهای اضطرابی از باورهای نامناسب ناشی میشوند. در آغاز دهه ۱۹۶۰، بک و الیس[۱۰۷] با گسترش نظریه های شناختی به قلمرو روانشناسی مرضی، فرایندهای شناختی را به منزله محور اصلی رفتار، فکر و هیجان تلقی کردند (دادستان، ۱۳۸۵). بیشتر شواهد شناختی مربوط به پردازش سوگیرانه اطلاعات به ویژه سوگیریهای توجه، تفسیر و قضاوت میباشد. تا آنجا که مدلهای شناختی تبیینکننده اختلال اضطراب اجتماعی (نظیر نظریه بک، امری و گرینبرگ، ۱۹۸۵؛ کلارک و ولز، ۱۹۹۵؛ راپی و هیمبرگ، ۱۹۹۷؛ به نقل از راپی و اسپنس، ۲۰۰۴)، همگی به نقش یک عامل مهم در ایجاد و حفظ اختلال اضطراب اجتماعی اشاره کردهاند و آن پردازش سوگیرانه اطلاعات است. به منظور احاطه بیشتر بر سببشناسی شناختی اختلال اضطراب اجتماعی مدلهای شناختی ارائه شدند.
۲-۱-۱-۳-۴-۱- الگوی طرحوارهای بک
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
« نساوکم حرث لکم …» ؛ زنان محل بذرافشانی شما هستند… ( بقره : ۲۲۳) ؛« بذر و زمین هر دو ، در تولید نقش مهمی دارند و زن و مرد نیز در نسل آینده نقش دارند » ( قرائتی ۱۳۸۲: ۴۴۹) .

« … و لهنّ مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهنّ درجه الله عزیز حکیم » ؛ … برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آن ها است ، حقوق شایسته ای قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است ( بقره : ۲۲۸).

« برای زنان است بر شوهران از حقوق مانند آنچه شوهران بر آنان دارند. این بیان از جمله های بسیار جالب قرآن است که جامع فواید زیادی است و منظور ، حقوقی است که زنان بر شوهران دارند از قبیل نیکی معاشرت با آنان ، ضرر نزدن به آن ها ، مساوات در قسمت بیتوته ، نفقه و لباس . همان طور که متقابلاً مردها بر همسرانشان حقوقی دارند مانند لزوم اطاعت زن از مرد در چیزهایی که خدا واجب کردهاست ( مانند حق آمیزش ، عدم خروج از منزل بدون اجازه ی شوهر ) و اینکه کسی را به خود راه ندهند و نطفه و فرزند شوهر را به طور صحیح رعایت کند » ( طبرسی ۱۳۷۴ : ۸ ، بنقل از زاهدی فر،۱۳۸۹).
سوء خلق
با توجه به اینکه حسن خلق ، زمینه را برای گفت و گوی مسالمت آمیز و تبادل احساسات مثبت و عاطفی و احترام متقابل ، فراهم میکند ، سوء خلق بالعکس ، راه تفهیم و تفاهم منطقی را می بندد، احساسات و عصبانیت ها ، مدیریت عقل را مخدوش میکند و در نتیجه با بی ثباتی خانواده مواجه میشویم که امکان فروپاشی آن ، به راحتی وجود دارد.
۱-« …ولاتمسکوهن ضرارا لتعتدوا و من یفعل ذلک فقد ظلم نفسه و لا تتخذوا آیات الله هزواً …» ؛ و هیچ گاه به خاطر زیان رساندن و تعدّی کردن آن ها را نگاه ندارید و کسی که چنین کند به خویشتن ستم کردهاست و آیات خدا را به استهزاء نگیرید…( بقره : ۲۳۱).
۲-« … فان اطعنکم فلا تبغوا علین سبیلا ان الله کان علیا کبیرا» ؛ … اگر از شما پیروزی کردند راهی برای تعدی بر آن ها نجویید ، خداوند بلند مرتبه و بزرگ است ( نساء ۳۴).
۳-« … لا تخرجوهن من بیوتهن …» ؛ … آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید…(طلاق : ۱).
دنیاخواهی و دنیاگرایی
اگر هر کدام از زن و شوهر به ویژه زن به جلوه های فریبنده ی دنیا ، دلبندد و در پی آن ، دیگری را آزار دهد ، علاوه بر اینکه در پیشگاه خداوند متعال ، مؤاخذه خواهد شد امکان از دست دادن زندگی خانوادگی خود را نیز دارد.
در آیات مربوط به طلاق ، یک آیه وجود دارد که اینگونه به مسئله پرداخته است:
« یا ایها النّبی قل لازواجک ان کنتنّ تردن الحیوه الدّنیا و زینتها فعالین أمتّکنّ أسرّحکنّ سراحاً جمیلاً » ؛ ای پیامبر به همسرانت بگو که اگر شما زندگانی و زیب و زیور دنیا را طالبید بیایید تا من مهر شما را پرداخته و همه را به خوبی و خرسندی طلاق دهم. ( احزاب : ۲۸) .
همسران پیامبر (ص) بعد از پاره ای از غزوات که غنائم سرشاری در اختیار مسلمین قرار گرفت تقاضاهای مختلفی از پیامبر (ص) در مورد افزایش نفقه داشتند. پیامبر (ص) میدانستند که تسلیم شدن در برابر اینگونه درخواست ها که معمولاً پایانی ندارد چه عواقبی دارد و از انجام این خواسته ها سر باز زدند و یک ماه تمام از آن ها کناره گیری نمودند ، تا اینکه این آیه نازل شد و با لحن قاطعی به آن ها هشدار داد که اگر زندگی پر زرق و برق می خواهید می توانید از پیامبر (ص) جدا شوید.
کراهت داشتن
غالباً طلاق ، زمانی رخ میدهد که کراهتی از دو طرف و یا از یک طرف وجود داشته باشد . آیات طلاق نیز، به مواردی اشاره میکند که ظهور بیشتری در خصوص کراهت دارند:
« … و لا یحلّ لکم أن تأخذوا ممّا آتیتموهنّ شیئاً الاّ أن یخافا أالاّ یقیما حدودالله فان خفتم ألاّ یقیما حدودالله فلا جناح علیه ما فیما افتدت به …» ؛ … و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آن ها داده اید پس بگیرید مگر اینکه دو همسر بترسند که حدود الهی را برپا ندارند. پس اگر بترسید که آن دو حدود الهی را رعایت نکنند مانعی بر آن ها نیست که زن ( برای آزادی خود ) فدیه و عوضی بپردازد … ( بقره : ۲۲۹) .
« شاید دلالت آیه بر مشروعیت مبارات ظهور بیشتری داشته باشد تا بر مشروعیت خلع ؛ به دلیل این که آیه ، « خوف » را به هر دو نسبت داده است ، کما اینکه احتمال دارد « خوف » بالأصاله به زوجه اختصاص داشته باشد و بالعرض به زوج ، در نتیجه آیه ناظر به خلع هم باشد» ( سبحانی ۱۳۸۵ : ۴۰۹ بنقل از زاهدی فر، ۱۳۸۹) .
«لازمه ی اعراض ، کراهت داشتن است . در صورتی که زوجین به هر دلیلی ، از همسرشان کراهت داشته باشند و در نتیجه از یکدیگر اعراض کنند و همچنین در میان آن دو صلح برقرار نشود ، توسط خداوند متعال مجوز طلاق ، صادر می شود : « و ان یتفرّقا یغن الله کلّاً من سعته …» ؛ اما اگر از هم جدا شوند ، خداوند هر کدام از آن ها را با فضل و کرم خود بی نیاز میکند…»(همان : ۱۳۰) و این یعنی « کراهت » عاملی برای طلاق است (زاهدی فر،۱۳۸۹).
فصل سوم : عوامل اجتماعی و حقوقی مؤثر در افزایش طلاق
فصل سوم
عوامل اجتماعی و حقوقی مؤثر در افزایش طلاق
عوامل اجتماعی مؤثر در افزایش طلاق
طرح مطلب
این پژوهش در صدد شناسایی برخی از عوامل بازدارنده ی طلاق است و هم چنین عواملی که باعث تسهیل در روند طلاق میشوند در آن بررسی میگردد . بخشی از عوامل افزایش طلاق ، جنبه ی اجتماعی و بخشی دیگر جنبه ی حقوقی دارند . رویکردهای نظری اجتماعی سعی دارند تا از نگاه متغیرهایی نظیر استقلال اقتصادی زن ، به واسطه ی حضور وی در بازار کار و اشتغال رسمی و نیز حمایت ها و پشتوانه های مالی که زنان قبل از طلاق بدان امید دارند ، به قضیه طلاق نگاه کنند . استقلال اقتصادی زن و از این رو تأمین مالی او میتواند با طلاق در ارتباط باشد .
از منظر تحولات اجتماعی که زمینه مشارکت زنان در بازار کار را فراهم کردهاست و در پی آن ، زنان از نقش های سنتی شان به نقش های جدیدی روی آورده اند ، که به آن ها آزادی عمل ناشی از تأمین مالی داده است . این تأمین مالی میتواند به آن ها توانایی به چالش کشانده مردان به هنگام بروز تعارض و اختلاف زناشویی را بدهد . هم چنین حمایت های تصوری یا واقعی تأمین مالی از سوی والدین میتواند در بروز تعارضات و اختلافات زناشویی مؤثر واقع گردد . ضمناً عوامل زمینه ای و اجتماعی نظیر سن زوجین در موقع ازدواج به عنوان تسهیل کننده ی طلاق قابل بررسی میباشد (دوگراف و ماتیجز، ۲۰۰۶ بنقل از عیسی زاده ، بلالی، قدسی، ۱۳۹۰).
عوامل اجتماعی
تعلق شهری
شهر نشینی به عنوان شیوه ای از زندگی ، در بردارنده ی تغییراتی وسیع در زندگی و به خصوص در حیطه ی روابط اجتماعی افراد است . از نظر رابرت پارک ، «طلاق» یکی از پیامدهای شهر نشینی است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
همچنین می توان این امر را با توجه به اصل ۱۶۷ قانون اساسی که مقرر میدارد:«قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا رادر قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد» استنباط کرد.

د – بیع کالی به کالی هرگاه بیعی که مبیع آن کلی فی الذمه و تسلیم آن مدت دار باشد و ثمن آن نیز کلی فی الذمه و تأدیه آن مدت دار باشد به چنین بیعی «کالی به کالی»میگویند که به اجماع فقهای امامیه باطل است.[۱۲۱] کالی یا کالئی اسم فاعل از باب کلا است و به معنی انتظار کشیدن ،مراقب بودن است.و از آن جهت که هم برای تسلیم مبیع و تأدیه ثمن مدت تعیین می شود و هر دو طرف معامله انتظار می کشند تا بعد از مدت تعیین شده مالی را که براثر عقد تحصیل کردهاند ،به دست آورند بیع کالی به کالی گفته می شود.بنابرین بیع کالی به کالی بیعی است که مبیع و ثمن هر دو ،هم کلی و هم موجل باشد .پس اگر مبیع یا ثمن یا هر دو عین معین باشد و برای تسلیم مهلتی معین گردد بیع کالی به کالی محسوب نمی شود.بر خی از فقها اعتقاد دارند بیع کالی به کالی ،بیع مؤجل به مؤجل است.[۱۲۲] و به این دلیل آن را باطل می دانند که آن را نوعی از بیع دین به دین تلقی کردهاند و چون در بطلان بیع دین به دین تردید ندارند آن را باطل شمرده اند.[۱۲۳]  درحالی که بیع دین به دین با بیع کالی به کالی تفاوت دارد و منع فروش دین به دین دلیل محکمی برای بطلان بیع کالی به کالی نیست.در بیع کالی به کالی عقد بیع سبب دین است و از پیش دینی وجود ندارد بنابرین نمی تواند آن را بیع دین به دین نامید و باطل دانست.به نظر برخی از حقوق دانان [۱۲۴]در قانون مدنی دلیلی بر بطلان بودن بیع کالی به کالی موجود نیست و برای صحت ادعای خود سه دلیل ابراز نموده اند: – ماده ۱۰قانون مدنی که به موجب آن همه قراردادها نافذ است مگر آنکه خلاف صریح قانون باشد. – اصل بر صحت قراردادها است. – سکوت قانونگذار در مقام بیان که به معنای عدم اصرار قانون گذار از اعلام بطلان بیع کالی به کالی است. با توجه به اصل ۱۶۷ قانون اساسی که درمواردی که قانون سکوت کردهاست باید به فتاوی معتبر و منابع فقهی مراجعه کرد طبق نظر فقهای امامیه ناگزیر از پذیرش بطلان چنین بیعی هستیم.ولی این گفته را با توجه به ماده ۱۰ قانون مدنی و همچنین چون این نوع بیع دربین مردم و بویژه در روابط تجاری رایج است و نشان دهنده نیاز جامعه به آن است، نمی توان به آسانی پذیرفت.بنابرین به دلیل مقتضیات زمان باید به دنبال راه حل و اجتهاد جدیدی در این خصوص بود.تا بتوانیم مبنای فقهی آن را توجیه کرد .به قول صاحب جواهر لفظ کالی به کالی در نصوص ما وارد نشده است.آنچه در نصوص آمده است دلالت بر منع بیع دین به دین دارد و می توان گفت که غرض از بیع دین به دین این است که به هنگام انعقاد بیع ،مبیع دین باشد بر ذمه مشتری و ثمن دین باشد بر ذمه بایع و بیع بر این دو دین واقع شود.نه اینکه بیع سبب دین شدن ثمن و مثمن گردد یعنی بعد از بیع ،ثمن و مثمن به صورت دین در آیند.
بند چهارم : نحوه احتساب مواعد مقرر
گاهی طرفین معامله زمان تسلیم مبیع را دقیقاً به روز مشخص میکنند. به عنوان مثال تعیین میکنند که مبیع در فلان روز از فلان ماه در فلان سال تسلیم گردد.که در این صورت باید مبیع در همان زمان تعیین شده تسلیم گردد.منتهای مراتب در ساعت معقول و متعارفی تسلیم باید انجام شود . چنان که اگر تسلیم در نیمه شب یا اینکه اگر خریدار یک مؤسسه دولتی باشد تسلیم در غیر ساعات اداری آن ها ،اصولاً غیر معقول تلقی می شود و نمی تواند در این ساعات انجام گیرد مگر اینکه خلاف آن تراضی شود یا عرف چنین اقتضاء نماید.اما در بعضی از موارد که برای تسلیم مبیع موعدی مقرر می دارند ،تعیین تاریخ دقیق نیاز به تعبیر دارد. چنانچه شرط می نمایند مبیع دو ماه یا سه ماه دیگر تسلیم شود یا فلان هفته تسلیم گردد. [۱۲۵]
بند پنجم: مواردی که اجل تسلیم مبیع کلی حال میگردد
الف) فوت بایع اگر در عقد بیعی ،مبیع کلی فی الذمه و تسلیم آن موجل باشد در صورت فوت بایع ،تسلیم آن حال میگردد.این امر را می توان از ماده ۲۳۱ قانون امور حسبی استنباط کرد که مقرر میدارد:«دیون موجل متوفی بعد از فوت حال می شود». دلیل این امر این است که بعد از فوت مدیون،دیونی را که بر عهده دارد به ترکه تعلق میگیرد . و می توان گفت که ترکه وثیقه عمومی دیون متوفی میباشد. واگر دیون موجل به همان صورت باقی بماند ورثه متوفی تا زمان اجل نمی توانند در ترکه تصرف کنند که سبب ضرر ورثه خواهد بود. بنابرین قبل از اینکه ترکه تقسیم شود،مبیع کلی ای را که بایع متوفی به موجب عقد بیع متعهد به تسلیم آن به مشتری بوده،از ترکه تأمین و به وی تسلیم میگردد.همان طور که گفتیم این در صورتی است که مبیع کلی موجل باشد ولی اگر مبیع عین معین یا کلی در معین و تسلیم آن موجل باشد،پس از فوت بایع حال نمی شود زیرا دین نمی باشد و در اختیار ورثه متوفی میباشد که تا در موعد مقرر تسلیم مشتری شود ب) ورشکستگی بایع با توجه به ماده ۴۲۱ قانون تجارت که مقرر میدارد:«همین که حکم ورشکستگی صادر شد قروض موجل با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت، به قروض حال مبدل می شود».می توان استنباط کرد که با ورشکستگی بایع دیون موجل او،حال می شود.به این علت که اگر دیون موجل او حال نشود،سبب به تأخیر افتادن امر تصفیه تا موعد مقرر می شود که موجب ضرر طلبکاران خواهد شد و اگر دارایی ورشکسته بدون در نظر گرفتن این دیون موجل تصفیه شود،ممکن است که در موعد مقرر چیزی برای این طلبکاران که بتوانند طلب خود را بگیرند،باقی نمی ماند. بنابرین اگر بایع تاجر باشد و مبیع کلی فی الذمه که تسلیم آن موجل باشد و ورشکسته گردد، تسلیم مبیع موجل،حال میگردد. و امکان تسلیم مبیع به میزانی که از اموال ورشکسته به مشتری تعلق میگیرد به وی فراهم خواهد شد. این نکته قابل ذکر است که اگر مبیع عین معین و تسلیم آن موجل باشد با ورشکسته شدن بایع ای که تاجر است ،اجل آن حال نمی شود چون مبیع عین معین به موجب عقد به ملکیت مشتری در میآید و این مبیع جزء اموال ورشکسته نیست.البته این امر یعنی حال شدن دیون موجل در صورت ورشکستگی زمانی اجرا می شود که بایع تاجر باشد و اگر بایع تاجر نباشد و مفلس گردد قابلیت اجرا ندارد.
بند ششم: عواملی که سبب عدم اجرای تسلیم در موعد مقرر میگردد.
الف) وجود حق حبس هر یک از بایع یا مشتری میتواند اجرای تعهد خود را ،که تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن میباشد را منوط به اجرای تعهد از سوی طرف دیگر نماید که به این حق ،حق حبس گفته می شود. پس بایع میتواند با بهره گرفتن از حق حبس از اجرای فوری تعهد خود ،که تسلیم مبیع میباشد خودداری ورزد. ب) معلق بودن بیع
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
شوومینگ ( ۲۰۰۴ ) در تحقیقی ، ۱۸۶ معلم مرد و ۱۸۹معلم زن را از نظر هوش هیجانی مورد مقایسه قرار دادند ، تحلیل حاصل از این تحقیق نشان داد که زنان علاوه بر اینکه هوش هیجانی بالاتری را نسبت به مردان نشان دادند ، نمرات بالاتری را نیز در خود آگاهی و همدلی به دست آوردند. (به نقل از معماریان،۱۳۸۷)

جوزف کیاروچی ، فرانک پی دینز ، استفن اندرسون ( ۲۰۰۰ ) برای فهم رابطه هوش هیجانی ، استرس و سلامت روان مطالعه ای بر روی ۳۰۲ نفر از دانشجویان به روش مقطعی انجام دادند . نتایج این مطالعات نشان میدهد که برخی از اشکال هوش هیجانی ممکن است افراد را از استرس محافظت کرده و منجر به سازگاری و تطابق بهتر آن ها شود . این تحقیق نشان میدهد افرادی که به ویژه در مدیریت و اداره عواطف و هیجانات دیگران عملکرد خوبی دارند از حمایت اجتماعی خوبی برخوردارند و با وجود این حمایت ، احساس رضایت مندی بیشتری دارند . این حمایت ممکن است آن ها را از افسردگی و افکار خودکشی محافظت نماید . (همان منبع)

کیم (۲۰۰۳) در پژوهشی که بر روی ۲۲۰نفر از دانش آموزان دبیرستانهای شهر سوال کره جنوبی انجام داد به این نتیجه رسید که بین خود کارآمدی عمومی ،افسردگی ،اضطراب،حساسیت و خصومت رابطه معنی دار وجود دارد . ( به نقل ازصبوری،۱۳۸۶)
بارساد(۲۰۰۰) هوش هیجانی و اثرات آن بر رهبری گروه را، مورد بررسی قرار داد.هدف این پژوهش توانایی به کار گیری هیجانات یا تولید هیجانها برای تسهیل حل مسئله در کارایی اعضای گروه میباشد .یافته های پژوهش نشان داد که گسترش هیجانهای مثبت در داخل گروه ها،همکاری و مشارکت اعضای گروه را تسهیل کرده ،تعارض را کاهش داده و میزان کارایی اعضای گروه را بهبود می بخشد.
مایک انیولا و بیوساری(۲۰۰۷) پژوهشی با عنوان « تأثیرهوش عاطفی در پیشرفت خودکارامدی دانشجویان دانشکده فدرال آموزش (ویژه) oyo در نیجریه که به تازگی از نظر بینایی دچارمشکل شده اند»انجام دادهاند. این مطالعه به بررسی به کارگیری هوش هیجانی (EQ)در پیشرفت خودکارامدی دانشجویان که به تازگی از نظر بینایی آسیب دیده اند ، می پردازد. بیست و هشت نفر از این دانشجویان که دارای مشکل بینایی هستند ودراین مطالعه و تحقیق شرکت نموده اند، ۱۹ نفر از آن ها مرد و ۴نفر زن میباشند که در محدوده سنی ۱۸الی ۲۳ سال و میانگین سن آن ها ۵/۲۰سال میباشد. سه فرضیه شکل گرفته و در سطح ۰۵/۰ آلفا آزمایش شده است . این نتایج حاکی ازآن است که تفاوتهای مهمی در سطح پیشرفت گروه تحت درمان و گروه کنترل وجود دارد. همچنین موضوعات مردان و زنان تفاوت مهمی در واکنش های آن ها نسبت به درمان ایجاد میکند.موضوعات در خصوص سال آغاز نابینایی نشانگر اختلاف مهم در واکنشها نسبت به موضوعات میباشد. بنابرین ، برنامه هوش عاطفی ، برنامۀ مؤثری برای کنترل خودکارامدی میباشد.
ساموئل (۲۰۰۷) پژوهشی با عنوان «روابط هوش هیجانی و خودکارامدی در تاثیر نگرشهای میان معلمان دورۀ دبیرستان در جنوب غربی نیجریه» انجام داده است.هدف اصلی این تحقیق بررسی روابط میان هوش هیجانی و خودکارامدی در تاثیر نگرشهای معلمان دوره دبیرستان در جنوب غربی نیجریه است. این نمونه شامل ۴۷۵ معلم دورۀ دبیرستان (مردان ۲۳۰۲، زنان = ۲۴۵) میباشد که به طور تصادفی از جنوب غربی نیجریه انتخاب شده اند .ارزیابیهای از فرم اطلاعات جمعیت شناختی ، تعهدات سازمانی ، هوش هیجانی ، خودکارامدی وکشمکشهای کارخانوادگی برروی معلمان صورت گرفت . اطلاعات جمع آوری شده با بهره گرفتن از چندین تجزیه و تحلیل اولیه از نظر سلسله مراتبی مورد بررسی قرار گرفت .ولی فاقد آزمایش مربوط به سن ، جنس و کار بود . اجرای این یافته ها جهت انتخاب ، آموزش ، مشاوره و حفظ معلمان مورد بحث بوده است . نتایج حاکی ازآن است که هوش هیجانی وخودکارامدی معلمان منجر به ارتقاء و بهبود نگرشهای کاری آن ها می شود.
آدلی وآدیمو(۲۰۰۸) پژوهشی با عنوان « هوش هیجانی، خودکارامدی و مذهبیت به عنوان ارزیابی کننده های آرامش روانی میان جوانان و دانش آموزان دورۀ دبیرستان در کشور نیجریه» انجان دادهاند.این مقاله به هوش هیجانی ، خودکارامدی و مذهبیت به عنوان ارزیابی کننده های آرامش روانی میان دانش آموزان دورۀ دبیرستان می پردازد . در این تحقیق ، نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده ،برای انتخاب ۲۹۲جوان از ده ( ۱۰) دبیرستان نیجریه مورد استفاده قرار گرفته است . سن نمونه ها بین ۱۳_۲۰ سال میباشد . چهار ابزار به کارگرفته در این تحقیق به ترتیب عبارتنداز: شاخص کلی خودکارامدی ، شاخص ارزیابی تجلی آرامش ؛ قانون و Wong،شاخص هوش هیجانی ( WLEIS) ؛ و شاخص مذهبی. این نتایج نشان میدهد که سه متغییر به عنوان یک طرح میتوانند در پیشبینی آسایش روانی جوانان مؤثر باشند .بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود که دبیران تلاش کنند تا اصول هوش هیجانی را به این دانش آموزان بیاموزند مشاوران و روانشناسان مدرسه برنامه هایی را برای تشویق هوش هیجانی و خودکارامدی مطرح میکنند .
سودالیس و همکاران(۲۰۰۷) پژوهشی با عنوان «ویژگی هوش هیجانی و هیجانات وابسته به تصمیم»انجام دادهاند.اگرچه تحقیق معتبر تجربی بروابستگی هیجانات در فرایند های تصمیم گیری تأکید می ورزد ، ولی تفاوتهای شخصی در درک و تجربۀ هیجان بسیار نادیده انگاشته شده است. اکنون ماگزارشی ارائه نموده ایم که به بررسی رابطۀ میان ویژگی هوش هیجانی ( ویژگی EQیا ویژگی خودکارامدی هیجانی ) و اثر مبتنی بر تصمیم گیری می پردازد .در مطالعه ۱، مایک رابطه مثبت میان ویژگی EQواز بین رفتن حوصله بعد ازیادآوری یک تصمیم ضعیف درزندگی واقعی به دست آورده ایم . در مطالعه ۲، مابه رابطه ای منفی میان ویژگیEQو هیجانات منفی تجربه شده پس از چند روز بعد از یک مذاکرۀ ناموفق دست یافته ایم . علاوه براین ، ویژگی EQ مسلماًً ، با درک فوق فوق العاده مؤثر مرتبط است . این یافته ها به منابعی در خصوص تحقیق راجع به تصمیم رفتاری ، به بحث می پردازد و نقش تفاوتهای شخصی در این تحقیق رابررسی می کند.
مایک انیولا (۲۰۰۷) پژوهشی با عنوان «تاثیر هوش هیجانی وراهکارهای قوانین شخصی براصلاح رفتارهای تهاجمی جوانان با مشکل بینایی » انجام داده است .این مقاله به بررسی تاثیر دو تعادل نظیر ؛ طرح هوش هیجانی وآموزش قوانین شخصی در اصطلاح رفتارتهاجمی در جوانانی با مشکل بینایی می پردازد. چهل و هشت نفر از جوانان آسیب دیدۀ چشمی ( که افراد کاملاً نابینا تا افرادی با بینایی جزئی را شامل می شود ) در این مطالعه و تحقیق شرکت کردهاند . تاثیرات این تعامل نشان میدهد که شرکت کنندگان با تعاملات هوش هیجانی وآموزش قوانین شخصی درمان میشوند.در نتیجه پیشرفت چشمگیری در الگوی رفتار تهاجمی آن ها نسبت به همتایشان در گروه کنترل صورت گرفته است . اکنون این یافته ها مورد بحث میباشد و اشاره به روانشناسان مشاور، مربیان ویژه ، مدیران تربیتی ، والدین ، سیاستمداران ، این دولت تأکید شده است.
جمع بندی و ارائه چارچوب نظری تحقیق :
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
جدول(۲-۲)،مهمترین تفاوتهای رهبر ومدیر
رهبر مدیر رهبر می تواندهدف های گوناگونی داشته باشد

مدیراولبه اهداف سازمان می اندیشد رهبران به هدفهانگرش شخصی دارند مدیربه هدفهانگرش سازمانی وغیرشخصی دارد رهبران بانفوذبرقلوب سازمان راپیش میبرند مدیران از قدرت سازمانی خوداستفاده میکنند رهبرازطریق ایجادبصیرت و الهام بخشی به افرادبه هدایت آن ها می پردازد مدیرازطریق برنامه ریزی رسمی نظم وانسجام ایجادمی کند رهبرآینده رابه تصویرمی کشد مدیرنتایج را کنترل میکند رهبرباایجادتغییرسروکاردارد مدیرباپیچیدگی هابرخوردمی کند درارتباط بارهبرسلسله مراتب مطرح نیست درارتباط بامدیرسلسله مراتب مهم است عضویت درسازمان رسمی ضرورت ندارد عضویت درسازمان رسمی ضرورت دارد
مؤلفه ها:
۱-سبک رهبری تحولگرا:
رهبری تحولگرایکی از نظریه های جدید در بحث رهبری می باشدبرپایه نظریات«مک گرگوربرنز[۲۰]،۱۹۷۸» درخصوص رهبران سیاسی تحولی وتحولگرا برنارد ام.باس [۲۱]صریحا نظریه رهبری تحولگرارابسط داد.رهبران تحولگراکسانی هستندکه خودراالهام می بخشند،می توانندبه آنهاروحیه بدهندودر مسیری هدایتشان کنندکه منافع سازمان تامین شود.همچنین این افراد می توانندموجب شوندکه زیردستان با روحیه ای بسیاربالاعمل نموده و اثراتی عمیق بر سازمان بگذارند(رابینز،۱۹۹۸). رهبری تحول گرابرنقش فردی رهبران تاکیدمی کند.رهبران تحولگراپیروان خودراترغیب می کنندکه به خاطرسازمان ازعلایق خودبگذرندو قادرندنفوذی عمیق وفوق العاده ای برپیروان خودداشته به مسائل و نیازها پیروان خودبرای پیشرفت توجه دارند ،آگاهی پیروان رادرمورداموربا راهنمایی آنهاتابه مسائل کهنه به شیوه ای نونگاه کنند.تغییرمی دهندوتوانایی تهییج ایجاد انگیزه وتلقین به پیروان برای اعمال تلاش اضافی برای دست یافتن به اهداف دارند. رهبری تحولگرا زمانی رخ می دهدکه رهبران، دیگران رابرای ملاحظه کارهایشان ازدیدگاهی جدیدتحریک کنند؛آگاهی از رسالت یاتصوری ازسازمان راپدید آورند؛ همکاران و پیروان رابه سطوح بالاتری ازتوانایی و پتانسیل سوق دهند؛ وآنهاراترغیب کنندتاورای از علاقه ومنافع شخصی خود،به علایقی که به نفع گروه باشند،بیاندیشند(هوی و میسکل،۱۳۸۷).باس معتقداست که رهبری تحول آفرین،پیروان راتوانمندساخته وبه آن هابرای عملکردی فراترازانتظاراتشان وهمچنین پیروی از اهداف دسته جمعی به جای منافع شخصی انگیزه میدهد(کارک[۲۲]، ۲۰۰۴).این رهبران،ارزشهای شخصی پیروان خودرا تاآنجاتغییرمی دهند که پیروان ازاهداف وچشم اندازسازمان حمایت کنند(استون و همکاران[۲۳] ، ۲۰۰۴).

دررهبری تحولگراتاکیدبرفرایندایجادایجادوتقویت تعهدوسرسپردگی پیروان به اهداف سازمان وتقویت آنان دررسیدن به این اهداف است.برای رهبران تحولگراجاذبه شخصی لازم است ولی کافی نیست به علاوه یک
رهبرتحولگرادارای شرایط زیراست:
– به اهداف طولانی مدت توجه دارد.
– پیروان رابه تعقیب یک بینش مشخص تشویق می کندوبه جای آن که با سیستم موجودکارکندباتغیرودگرگونی سیستم سازمانی به پیش بردبینش موردنظرمی پردازد.
– به پیروان کمک می کندتامسئولیت بیشتری برای پیشرفتشان بپذیرند.
– درزمان مناسب یک برنامه رهبری موفق راتوسعه میدهد،لذافعالیتهای تحولگرابه جای آنکه به افرادبخصوص ادامه پیدا کنند،درسیستم سازمانی ادامه مییابند.
به طورخلاصه رهبران تحولگرابرتقویت پیروان وپیگیرتغییرات سازمانی و رسمی سیستمها،فرایندهاوارزشهای جدیدتاکیدمی کنندودرحقیقت کسانی که دنیاراتکان می دهندرهبران ومدیران تحولگراهستند.این دسته از مدیران آزادی عمل بیشتری در کارشان دارند.زیردستان رابه تحرک وامی دارندوبرای نیل به اهداف به آنهاالهام می بخشندوآنان رادرباره اینکه هدف چگونه می تواندقابل دستیابی باشدتحرک می نمایند.آنهارابطه بازیردستان راحفظ و آزادانه اطلاعات راباآنهاتقسیم میکنند.رهبری تحولگرایک توانایی مشخص برای پیشبینی،ساخت آینده،انعطاف پذیری تفکراستراتژیک وکاربادیگران که فرصتها متغیری رابرای ایجادیک آینده قابل وصول برای سازمان هاشناسایی میکند(قربانی،۱۳۸۹).
ویژگی های رهبران تحولگرا:
-فره مند: درذهن افرادتصویری جالب ازخودخلق می کنندوچنین می نمایندکه مأموریت مهمی برعهده دارند.
-الهام بخش: امیدهاونویدهای زیادی میدهند،به بیانی بسیارساده ازهدفهاومقاصدبزرگ سخن میگویند. -به بصیرت پیروان می افزایند: موجب افزایش دانایی وبصیرت پیروان می شوندامربه خودگرایی می کنندو برای حل مسائل برای رعایت دقت دستور می دهند.
-ملاحظات فردی: شخصابه مسائل رسیدگی می کنند به هریک از کارکنان وزیردستان توجهی خاص می نمایند همانندیک مربی عمل می نمایند.
۲-سبک رهبری مراوده ای(تعاملی):
این سبک هم مانند سبک رهبری تحولگراازنظریه های جدید دربحث رهبری میباشد.ادواردهولاندرفرایند رهبری رابه عنوان رویدادی می داند که تعاملات بین رهبران و پیروان دریک محتوای موقعیتی خاص اتفاق می افتد.ازدیدگاه وی،هسته رهبری درجایی قرارداردکه سه نیروی رهبر، پیروو موقعیت بایکدیگردارای نقاط مشترک باشند.هولاندرمعتقداست که تنهاباشناسایی ویژگیهای مهم سه نیروو روشهایی که آنهابرروی هم اثرمتقابل دارند می توان رهبری راموردشناسایی قرارداد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
- نسبت کارکنان به دارایی ها (دارایی ها/ کارکنان)
این نسبت برابر است با جمع تعداد کارکنان تقسیم بر کل دارایی ها. سرمایه گذاری در داراییهای سرمایه ای به منظور تامین گزینه های استراتژیکی شرکت لازم و ضروری است.( Gale 1980 Porter 1980) نسبت فروش به مخارج سرمایه ای و نسبت فروش به دارایی ها, معیارهای کارایی شرکت در استفاده از دارایی های سرمایه ای در تولید درآمد است، در حالی که نسبت کارکنان به دارایی ها استفاده از منابع شرکت توسط کارکنان شرکت را اندازه گیری می کند.(Hambrick 1983 ha,Nair 1995) این معیار ها صرفه جویی دارایی های شرکت را مورد بررسی قرار میدهد.

شرکتهایی که این استراتژی را دنبال میکنند،سعی دارند کالا و خدمات را با پایین ترین قیمت عرضه کنند. استراتژی حداقل هزینه این امکان را به شرکت میدهد که بدون متضرر شدن قیمتهای خود را در جریان رقابت پایین بیاورد. کاهش هزینه اغلب از طریق حذف ضایعات و در نتیجه کاهش هزینه شکست صورت میگیرد.
شرکتهایی که استراتژی حداقل هزینه را دنبال میکنند عمدتاً برای ایجاد این موقعیت،یک یا چند عامل زیر را به کار می گیرند:

عوامل ایجاد استراتژی حداقل هزینه
(استفاده از حداکثر ظرفیت )
هنگامی که تقاضای مشتریان بالا بوده و ظرفیت شرکت(فضا،کارکنان،تجهیزات) به طور کامل مورد استفاده قرار میگیرد،هزینه های ثابت روی واحدهای بیشتری از محصول سر شکن میشوند ولذا مجموع هزینه های واحد محصول پایین تر میآید.
(صرفه جویی به مقیاس)
عامل اصلی دیگر که توان ایجاد مزیت های هزینه را دارد،صرفه جویی به مقیاس میباشد. این عامل یک مزیت هزینه است که به جای بهره گیری بیشتر از تسهیلات موجود،به تسهیلات بزرگتر مربوط می شود.
(پیشرفتهای تکنولوژیکی)
شرکتهایی که در تکنولوژی های کاهنده هزینه سرمایه گذاری میکنند،با افزایش در هزینه های ثابت به دنبال پایین آوردن هزینه های متغیر خود میباشند.در حالی که این نوع سرمایه گذاری ها عمدتاً با فعالیتهای تولیدی یک کارخانه ارتباط مییابند،اما شرکتهای بسیار دیگری نیز وجود دارندکه در زمینه اتوماسیون اداری و خدماتی اقدام به چنین سرمایه گذاریهایی می نمایند.
(تاثیرات یادگیری وتجربه عامل نهایی تاثیر گذار بر ساختار هزینه شرکت،اثرات یادگیری میباشد.)
منحنی یادگیری بیان می کندکه زمان مورد نیاز برای انجام یک کار با تعداد دفعات تکرار آن کاهش مییابد. بر اساس این تئوری در هر مرتبه که میزان تولید تجمعی دوبرابر می شود،زمان مورد نیاز برای انجام کار با درصد نسبتا یکنواختی کاهش مییابد.صرفه جوییهای قابل توجه در زمان به صرفه جویی در هزینه منجر میگردد. تاثیرات تجربه نیز مشابه تاثیرات یادگیری است،در سازمانهای امروزی تاثیرات تجربه حتی مهمتر از تاثیرات یادگیری نیروی کار است،نیروی باتجربه در مذاکرات و قراردادهای خود اثربخش تر و کارامد تر عمل می کندکه این موجب افزایش سطح کارایی و اثربخشی سازمان با تعداد کمتری نیروی کار می شود.
مؤلفه های استراتژیک کاهش هزینه
۱-ارائه محصول یا خدمات غیر تجملی
یک راه ساده برای دستیابی به هزینه پایین،حذف کلیه تجملات و چیزهای اضافی از محصول یا خدمات است. دلایل مختلفی برای یک مزیت هزینه ای غیر تجملی که پایدار نیز میباشد وجوددارد؛ اول این که رقبا نمی توانندبه سادگی خدمات پیشنهادی را که مشتریان انتظار دارند،متوقف سازند.دوم اینکه،عملیات وتسهیلات رقبا با توجه به چنین خدماتی طرح ریزی شده است و به راحتی قابل تغییر نیست.
۲- طراحی محصول
طراحی یا ساخت یک محصول می تواند صرفه جویی هایی در هزینه ایجاد کند. روش دیگر،استفاده از وسایل جانبی یا اضافی برای یک محصول است تا بتوان ارزش ادراکی بیشتری برای مشتری فراهم کرد.تعدادی از شرکتهای کامپیوتری،سیستمهای کم هزینه ای نظیر نرم افزارها یا چاپگرها را به دستگاه های خود اضافه میکنند. هنگامی که فشارهای قیمتی وجود دارد،کوچک کردن محصول،راه حل دیگری میباشد.این راه حل،به(راه حل هرشی )معروف است؛زیرا شرکت هرشی برای اولین بار از آن استفاده کرد.هرشی هنگامی قیمت کاکائو افزایش یافت،شکلات های خود را کوچک ساخت.
۳-تولید/عملیات
۱-۳- صرفه جویی در هزینه مواد اولیه
دسترسی یک شرکت به مواد اولیه میتواند مزیت هزینه پایداری را برای آن شرکت ایجاد کند.
۲-۳- توزیع با هزینه پایین
هنگامی که هزینه عمده ما هزینه توزیع است استفاده از یک کانال توزیع متفاوت میتواند مزیت هزینه پایداری را برای ما به همراه داشته باشد.
۳-۳- صرفه جویی در هزینه نیروی کار
در برخی صنایع پرقدرتی که برنیروی کار تمرکز دارند،مزیت هزینه پایدار حداقل با توجه به برخی از گروههای استراتژیک،میتواند ما را به استفاده از نیروی کار ارزان هدایت کند.
۴-۳- یارانه دولت
برخی شرکتها،یارانه های دولتی یا تسهیلات ویژه دیگری را دریافت می دارند که به طور مؤثر مزیت هزینه پایداری را به صورت مستقیم ویا غیر مستقیم برای آن ها فراهم میکند.
۵-۳- مزیت در هزینه تعیین مکان
بعضی مواقع بهترین مکانها دراختیار افرادی است که از قبل وارد بازار شده اند.رقبا در این حالت متوجه میشوند که برای یافتن مکان بهتر باید هزینه بیشتری صرف کنند.به طور حتم یکی ازدلا یل موفقیت مک دونالد سیاست دیرینه در خرید املاک بوده است
۶-۳- خرید تجهیزات سرمایه ای ارزان قیمت
شرکتها گاهی اوقات تشویق میشوند تا یک کسب وکار را حتی با قیمتی پایین تر از هزینه جایگزینی یا ارزش دفتری آن رها کنند.
۷-۳- کاهش هزینه سربار
یک شرکت، خصوصاً در یک صنعت رشد یافته و بالغ،در طی مراحل رشد با افزایش تقاضا برای هزینه نیروی کار وهزینه سربارمواجه خواهد شد که میتواند از میزان آن بکاهد.صنایع وایت مثال خوبی از شرکتی است که در ابتدا داراییهای ارزان را خریداری کردو سپس هزینه سربار و هزینه نیروی کار اضافی راکاهش داد.
صرفه جویی به مقیاس
عامل اصلی دیگر که توان ایجاد مزیت های هزینه را دارد،صرفه جویی به مقیاس میباشد. این عامل یک مزیت هزینه است که به جای بهره گیری بیشتر از تسهیلات موجود،به تسهیلات بزرگتر مربوط می شود.
منحنی تجربه
این منحنی بیان میدارد که یک شرکت در ساخت یک محصول،تجربه می اندوزد که این تجربه باعث می شود هزینه هایش با یک نرخ قابل پیشبینی کاهش یابد.
فرهنگ کاهش هزینه
یک استراتژی موفق کاهش هزینه،معمولا جنبههای مختلفی دارد که هزینه ها تمایل دارند از جنبههای مختلف با آن مواجه شوند و معمولا این استراتژی توسط فرهنگ کاهش هزینه حمایت می شود.مدیریت ارشد ،نظام پاداش ها،سیستم ها،ساختارو فرهنگ ،همه و همه باید بر کاهش هزینه تأکید کنند. همچنین به یک تمرکز جدی نیاز است که قابل مقایسه با آن استراتژی باشد که توسط شرکتهایی که به صورت موفق مدیریت کیفیت جامع را به کار گرفته اند ،حاصل شده است.
ریسکهای همراه در استراتژی حداقل هزینه
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در بخش اصول کلی چنین آمده است: « الف) هرکس مرتکب جرمی در ایالات متحده مرتکب شود، یا قصد و سوء نیت آن را داشته باشد، یا به عنوان مشاور، دستور دهنده، حمایت کننده،تسهیل کننده باشد اصل بر این است که مجازات شود. ب) هرکسی که عمداً به صورت مباشرت یا با کمک کردن به دیگری مرتکب جرم شود اصل بر این است که مجازات شود.»

همچنین در این بخش فصلی به حمایت از کودکان[۳۴] نیز پرداخته شده است که بیشتر ناظر به شیوه دادرسی کودکانی است که مرتکب جرم شده اند اما هیچ توضیحی راجع به سن مسئولیت کیفری یا صحبتی از حدود مسئولیت کودک نمی شود.
در عنوان «قوانین و مقررات مصوبه ایالات متحده برای مناطق در حوزه قضایی فدرال»[۳۵] چنین آمده است: «هرکس در داخل سرزمین، مرز هوایی یا دریایی یا در هریک از مکان های موجود در آمریکا مرتکب جرم شود یا در آن دستگیر شود باید مطابق با جرم موضوع مشابه مجازات شود.»

در بند دوم عنوان فوق برای آدم ربایی با وسیله نقلیه شرط کودک بودن موجب تشدید مجازات مرتکب از ۵ سال به ۱۰ سال می شود. و در بند سوم به صراحت بیان میدارد که منظور از کودک شخص زیر ۱۸ سال میباشد.
اما در خصوص دفاع صادقانه[۳۶] چنین آمده است: «دفاعی مثبت و صادقانه است که مرتکب در زمان ارتکاب عمل مجرمانه دچار بیماری روانی شدید یا نقصی باشد که قادر به درک ماهیت و کیفیت زشتی عمل ارتکابی خود نباشد. بار اثبات چنین موضوعی بر عهده متهم است.»
در بخش دوم – آئین دادرسی کیفری اصطلاح جرم به معنای هر گونه جرم و جنایت و نقض هر قانون مصوب و آزمایشی مقرر شده توسط کنگره میباشد. (به غیر از تخلف از دستورالعمل های مقرر شده توسط دادگاه های نظامی، دادگاه های شهری و یا دیگر دادگاه ها.)[۳۷]
در بخش سوم ، فصل مقررات عمومی برنامه توان بخشی چنین تعریف شده است: “برنامه توانبخشی” شامل:
«(A) آموزشی اساسی است که به فرد کمک میکند تا به درک درستی از جامعه دست یابد و قباحت جرم ارتکابی را بشناسد.
(B) آموزش حرفه ای شامل کمک به فرد برای مشارکت در فعالیت های اجتماعی و بازگشت به اجتماع است.
© برنامه های درمانی برای مجرمین مواد مخدر، الکل و جرائم جنسی شامل برنامه هایی است که باعث می شود فرد بر وابستگی اش به این موارد غلبه یابد.
(D) ورزش های فیزیکی و برنامه های تفریحی سازمان؛
(۲) “مرکز مناسب” به معنای یک مرکز مناسب است که با توجه به ماهیت جرم و ویژگی های متهم به مراقبت یا درمان می پردازد.»
در بخش چهارم که بسیار مرتبط با موضوع تحقیق میباشد با دو فصل روبرو هستیم: مقررات عمومی، بزهکاری نوجوانان. هدف این فصل رسیدگی به جرائم مجرمینی است که هنوز به سن هجده سال نرسیده اند و همچنین طریقه دادرسی افرادی است که در سنین ۱۸ تا ۲۱ سال قرار دارند. منظور از «بزهکاری نوجوانان» تخلف از قانون ایالات متعهده توسط فردی که قبل از رسیدن به ۱۸ سال است صورت میگیرد که در صورت ارتکاب همین عمل توسط افراد بالای ۱۸ سال عمل جرم یا جنایت تلقی می شود.[۳۸]
حداکثر مدت حبسی که یک نوجوان بزهکار بخاطر جرم ارتکابی مندرج در قوانین فدرال متحمل می شود از شش ماه تجاوز نمی کند.[۳۹] و این جرم باید مطابق دادگاه صالح به اثبات برسد. اگر نوجوان متهم به بزهکاری دستگیر نشده باشد هر گونه دادرسی علیه او باید در یک دادگاه منطقه مناسب از ایالات متحده صورت میگیرد. بدین منظور دادگاه ممکن است در هر زمان و در هر منطقه تشکیل یابد و یا به تأئید دادستان در جای مناسب دیگر دادگاه رسیدگی برگزار شود.
به بزهکاری کودک هیچ گاه بر اساس دادرسی بزرگسالان رسیدگی نمی شود و قبل از شروع رسیدگی در یک جلسه تمامی سوابق کیفری او توط منشی دادگاه بررسی می شود و اگر سابقه ای از او ثبت نشده باشد و یا شده باشد در پرونده او حتما قید میگردد.
مدارک و شواهد در انتساب جرم به کودک بایستی با توجه به سن، زمینههای اجتماعی کودکان، ماهیت جرم ارتکابی، میزان دخالت کودک در ارتکاب جرم، سابقه کیفری او بر اساس آنچه که به عدالت نزدیک تر است در نظر گرفته شود. در نظر گرفتن ماهیت جرم از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا که دادگاه باید با توجه به شرکت در فعالین جنایی، میزان نقش او در بزهکاری و اینکه آیا از نظر ذهنی او خودش می توانسته این جرم را به تنهایی مرتکب شود میتواند در تشخیص حالت خطرناک او و یا سابقه کیفری اش مؤثر واقع شود.
حق آگاهی از پرونده کیفری و جریان دادرسی برای کودک، والدین او ، قیم و یا وکیل او محفوظ است. و نوجوانان حق دسترسی به کودک میتواند هر مرحله از دادرسی را به وکیل خود واگذار کند.
ممکن است که کودک اقدام به اقرار مصلحتی به ارتکاب جرم بنماید که در اینجا دادستان مکلف است این ادعا را بررسی کند و در صورت اثبات مصلحتی بودن اقرار این دلیل برای ارتکاب جرم را باید نادیده بگیرد.
هیچ گاه اظهارات یک کودک در طول جلسه دادرسی یا قبل از آن نمی تواند به تنهایی ملاک صدور رأی قرار گیرد.
هر نوجوانی که مطابق این مقررات مرتکب بزهکاری شده است سابقه قضایی او باید در بخش ثبت سوابق انگاشته شود.
هرگاه فرد زیر ۲۱ سال به اتهام جرمی که مستوجب مجازات است در هر دادگاه ایالت متحده و یا کلمبیا بازداشت شده باشد، جرم او پس از بررسی به وسیله وزیر دادگستری میتواند او را در ایالتی که متعلق به آنجا میباشد مورد بررسی واقع شود. تمام هزینه های جابجایی حمل و نقل فرد از ایالتی به ایالت دیگر بر عهده خود متهم و افرادی است که او را تحت تکفل قرار داده باشند میباشد.[۴۰]
اصطلاح «دولت» که در این بخش استفاده شده است شامل هر منطق، قلمرو، کانال آب و یا محدوده ای است که تحت سلطه ایالات متحده میباشد.[۴۱]
قاضی دادگاه باید قبل از شروع به رسیدگی اطمینان حاصل کند که نوجوان بزهکار، خانواده و یا قیم اواز نظر مالی میتواند برای کودک وکیل بگیرد و اگر چنین چیز برای آن ها امکان نداشت میتواند برای کودک بزهکار تحت شرایط ویژه وکیل معرفی کند.[۴۲]
از مرور و بررسی بخش کیفری قانون فدرال می توان چنین نتیجه گرفت که ارتکاب هر آنچه که در قوانین کامن لاو یا قوانین ایالتی جرم انگاشته شود توسط فرد بالای ۱۸ سال صورت گیرد جرم تلقی می شود ولی شیوه دادرسی و محاکمه او با سایر محکومان متفاوت است. بنابرین قانون فدرال راجع به ارتکاب جرم توسط افراد زیر ۱۸ سال رویه مشخصی را ارائه نداده است وآن را به قوانین ایالتی واگذار کردهاست.
بنابرین باید به قوانین ایالتی رجوع کرد:
مبحث دوم- طبقه بندی اطفال در حقوق کامن لاو آمریکا
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
روش های مختلفی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که مختصرا به هر یک اشاره میگردد:

-
- روش مقیاسی: یکی از قدیمی ترین و متداولترین روش های ارزیابی عملکرد است که در آن کارکنان بر اساس عوامل معینی درجه بندی میشوند در این روش معمولا رئیس مستقیم کارمند این ارزیابی را انجام میدهد. حسن این روش سادگی و سهولت استفاده از آن است و عیب آن این است که سنجش و اندازه گیری بعضی از عوامل بیشتر حالت ارزشی و قضاوتی دارد تا عملی و عینی مانند روحیه همکاری(سلامی، ۱۳۹۰، ص ۴۲۴).

-
- روش عامل سنجی: در این روش به جای ارزیابی عملکرد بر اساس صفات و خصوصیات شخصی فرد (روش مقیاسی)، کارایی او در انجام وظایف و مسئولیت های ویژه ای که در شغلش دارد ارزیابی می شود(سلامی، ۱۳۹۰، ص ۴۲۴).
-
- روش ثبت وقایع حساس: در استفاده از این روش وظیفه اصلی سرپرست یا ارزیابی کننده عبارت است از مشاهده و ثبت و نگهداری رفتارهای خارج از حد متعارف مثبت و منفی که در فرد مورد نظر ملاحظه گردیده است. ثبت و ضبط و نگهداری منظم رفتارهای مثبت و منفی کارکنان در زمانهای مختلف میتواند دلایل تصمیم گیری های بعدی را در مورد فرد توجیه نماید، مشروط بر این که در فواصل معینی نقاط مثبت و منفی رفتارهای کارکنان توسط سرپرست یا ارزیابی کننده به آنان منعکس گردد(ابطحی، ۱۳۷۷، ص ۱۸۲).
-
- روش توصیفی (یادداشت آزاد): در این روش از ارزیاب خواسته می شود تا شرحی درباره چگونگی عملکرد فرد بنویسد که به علت عدم وجود استاندارهای خاص این کار به سادگی میسر نیست(سلامی، ۱۳۹۰، ص ۴۲۴).
-
- روش قیاسی: در این روش عملکرد فرد با استانداردهای از پیش تعیین شده ای، مقایسه و سنجیده می شود. حسن این رش دقت اندازه گیری و عدم دخالت ذهنیت و قضاوت ارزشی و شخصی ارزیاب میباشد(سلامی، ۱۳۹۰، ص ۴۲۴).
-
- روش درجه بندی: روش درجه بندی گاهی تحت عنوان روش توزیع اجباری مطرح میگردد. در روش درجه بندی، طبقات خاصی برای ارزشیابی کارکنان در نظر می گیرند که این طبقات کاملا تعریف شده و مشخص میباشند. در این صورت کارکنان را با طبقات فوق سنجیده و در یکی از طبقات قرار میدهند(ابطحی، ۱۳۷۷، ص ۱۷۶).
- روش انتخاب اجباری: روشی است که ارزیابی کنندگان به هیج وجه نمی توانند اعمال نظری به نفع و یا ضرر ارزیابی شوندگان اعمال نمایند. در استفاده از این روش ارزیابی کنندگان ناگزیرند به یکی از دو سوال مطروحه پاسخ دهند که هر دو سوال ممکن است مثبت و یا منفی باشد(ابطحی، ۱۳۷۷، ص ۱۸۱).
۲-۲-۴-۳-۴) مشکلات ارزیابی عملکرد
اکثر اشکالات در ماهیت روش هایی ارزیابی عملکرد کارکنان نیست، بلکه ناشی از استفاده غلط از این روش هاست. این مشکلات عبارتند از(سلامی، ۱۳۹۰، ص ۴۲۵):
-
- عینیت نداشتن: عواملی از قبیل طرز تلقی، وفاداری و شخصیت فرد ممکن است اولا رابط چندانی با عملکرد فرد نداشته باشند و ثانیاً اندازه گیری دقیق آن ها بسیار دشوار است. همچنین ذهنیت ها و ازش های ارزیاب نیز میتواند به میزان قابل ملاحظه ای از عینیت روش های ارزیابی بکاهد.
-
- تعمیم (عمومیت دادن): تعمیم هنگامی به وجود میآید که از نظر ارزیاب، یک صفت بخصوص از چنان اهمیتی برخوردار است که به دلیل دارا بودن آن ویژگی، همه خصایص فرد و در نتیجه عملکرد کلی وی را در سطحی بالا ارزیابی میکند یا برعکس، عملکرد کارمندی را به خاطر دارا بودن یک ویژگی خاص، به طور کلی در سطحی پایین ارزیابی می کند به عبارت دیر یک عامل چه مثبت و چه منفی به سایر عوامل تعمیم داده می شود(خطای هاله ای).
- سخت گیری، تساهل یا محافظه کاری: سرپرستان سخت گیر، کارکنان وب را متوسط و کارکنان متوسط را ضعیف ارزیابی می نمایند. برعکس، سرپرستان سهل گیر، با اغماض و چشم پوشی، عملکرد کارکنان را در سطحی بالاتر از آنچه واقعا هست ارزیابی میکنند. گاهی نیز ارزیاب، محتاط و محافظه کار است و تمایل ندارد کسی را بسیار عالی یا بسیار ضعیف ارزیابی کند. در نتیجه، ارزیابی همه کارکنان به غلط در حد متوسط خواهد بود.
-
- – Allen & Wright ↑
-
- – Hunger & Weelen ↑
-
- – Rowe, Mason & Dickel ↑
-
- – David ↑
-
- – Johnson & Scholes ↑
-
- – Hill & Jones ↑
-
- – Strategic intent ↑
-
- – Strategic capability ↑
-
- – Corporate Strategy ↑
-
- – Business Strategy ↑
-
- – Functional Strategy ↑
-
- – Contingency approach ↑
-
- – Best fit ↑
-
- – Utilization ↑
-
- – Facilitation ↑
-
- – Accumulation ↑
-
- – Universalistic Approach ↑
-
- – Best practices ↑
-
- – Schuler & Jackson ↑
-
- – Paauwe & Boselie ↑
-
- – Allen & Wright ↑
-
- – Schuler & Jackson ↑
-
- – Role behaviors ↑
-
- – Cybernetic systems Approach ↑
-
- – Competency Management ↑
-
- – Behavior Management ↑
-
- – Agency/transaction Approach ↑
-
- – Institutionalism Approach ↑
-
- -Garvin ↑
-
- -Backman ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
توسعه جزیره ای سیستم های مکانیزه در جلوی باجه و پشت باجه و همچنین توسعه ی سیستم های ارتباطی مشتریان با حساب هایشان مثل پایانه خودپرداز و تلفن بانک و فاکس بانک. در دوره ی سوم هنوز نیروی انسانی در ارائه ی خدمات مؤثر است و بخشی از نیروی انسانی وظیفه ی ایجاد هماهنگی بین سیستم های جزیره ای و نیازهای مختلف مشتریان را بر عهده دارد. کارت اعتباری و هوشمند به معنای واقعی و به صورت کاملاً الکترونیکی نشده و به عبارت دیگر بخشی از فرایند الکترونیک وارد عملیات بانکی و سیستم های مکانیزه شده است. میتوان گفت در این دوره، عملیات بانکی نیمهالکترونیکی شده است. دو شکل اساسی در این دوره بهچشم میخورد، یکی از عدم یکپارچگی سیستم های مکانیزه، جزیره ای بودن آن ها و ناهماهنگی آن ها برای ارائه خدمات به مشتریان و دیگر عدم وجود و تکامل خطوط مخابراتی مطمئن و پروتکل های ارتباطی مربوط به متصل نمودن مشتری به شعب و شعب بانک ها به یکدیگر. دوره چهارم – یکپارچه سازی سیستم ها آخرین دوره ی زمانی آغاز می شود که همه نتایج به دست آمده از دوره های قبل به طور کامل به سیستم عملیات الکترونیکی انتقال یابند، تا هم بانک و هم مشتریان بتوانند به صورت دقیق و منظم اطلاعات مورد نیازشان را کسب نمایند. اگر چه آهنگ این تحولات متفاوت است، اما این چهار دوره به طور یکسان در صنعت بانکداری روی خواهد داد. لازمه ورود به این مرحله داشتن امکانات و تکیه گاهی مخابراتی و ارتباطی پیشرفته و مطمئن است. این دوره با جمع بندی بخش های نرم افزاری و سخت افزاری در دوره های پیشین، به صورت واقعی ارتباط بین بانک و مشتریانش را به تصویر می کشد. در دوره های قبلی اغلب بانک ها بدون ساماندهی و نظم مشخص، تنها به خلق جزایر مکانیزه پرداختند. دوره ی چهارم به یکی از دو وجه زیر تأکید دارد:
-
- تلاش برای استاندارد سازی نرم افزاری و سخت افزاری در سیستم های کامپیوتری موجود برای رسیدن به یک سیستم یکپارچه.
- تلاش برای تأسيس سیستم های یکپارچه صرف نظر از سیستم های جزیراه ای که قبلاً به وجود آمده است.
به وجود آوردن سیستم های جدید که اساس آن ها مشتری است، نه حساب مشتری، اغلب با صرف هزینه های زیادی همراه است و تلاش طاقت فرسا میخواهد. یکی از چالش های اصلی سیستم های بزرگ بانک ها در این دوره انتخاب یکی از این دو راه است که هر یک بحث های مربوط به خود را می طلبد و انتخاب هر یک بستگی به استراتژی بانک مبتنی بر یک تحلیل عمیق هزینه فایده دارد. در این دوره مشتری در انجام فعالیت بانکی مشارکت دارد، سیستم منسجم به او این امکان را میدهد که او وارد بانک شود و مانند یک کارمند بانک، کار خود را از طریق کانال الکترونیکی به انجام رساند. صرفه جویی واقعی در نیروی انسانی در این مرحله رخ میدهد و عدم نیاز به شعب انبوه فیزیکی در این دوره خود را نشان میدهد. مهم ترین نقطه ی تمایز این دوره با دوره ی سوم در این است که بانک ها قصد دارند در این دوره، نیروی انسانی شاغل در بخش های هماهنگ کننده ی سیستم های جزیره ای را آزاد نمایند و مشتری قدرت دخالت در انجام کارش را بدون رویارویی با انسان و بدون عمل فیزیکی مانند؛ تلفن زدن یا حرکت کردن به سوی دستگاه خودپرداز داشته باشند. در این دوره سیستم یکپارچه این امکان را به مشتری میدهد که از کامپیوتر منزل یا محل کار خود، خدمات متعارف خود را از سیستم الکترونیکی بانک دریافت نماید. در این دوره صرفه جویی واقعی در نیروی انسانی به وجود میآید و پول کاملاً حالت الکترونیکی پیدا میکند و ابزار تعامل دو طرف یعنی مشتری و بانک، خدمات الکترونیکی است. این در حالی است که در دوره ی سوم مشتری برای دسترسی به خدمات بانکی از اقدامات فیزیکی کاملاً بی نیاز نبود. در دوره ی چهارم مشتری حتی برای دریافت وام یا خدمات بیمه ای و دیگر سرویس های بانک بی نیاز از مراجعه به بانک می باشدjoseph & stone, 2003, pp. 194-197 ) ). ۲-۳) اجزای بانکداری الکترونیک در ایران انواع کارت ها
-
- کارت های اعتباری و بدهی: در حال حاضر بیش از ۲/۸ میلیون کارت از سوی بانک های تجاری صادر شده است.
- کارت های غیر بانکی: برخی مؤسسات غیر بانکی اقدام به انتشار کارت های خرید مانند ثمین و سایپا کارت نموده اند ( Tej Paul Bhatla ,2003, p. 169 ).
شبکه شتاب یک شبکه ی آنلاین ملی است و خدمات مربوطه به کارت های بدهی را انجام میدهد، و کارت های بدهی داخلی را بین بانک ها تسویه می کند ( الهیاری، ۱۳۸۴، ص۲۱ ). سیستم تسویه بین بانکی مبادلات ارزی این سیستم با بهره گرفتن از سوئیفت روی خط بین شعبه ی مرکزی بانک های تجاری عمل میکند و بانک مرکزی نقش تسویه کننده را برعهده دارد. شبکه سوئیچ عملیات خرد بانکی و بین بانکی این سیستم، ار طریق خودپرداز در حال حاضر بین شعب مرکزی دو بانک تجاری و به صورت آزمایشی در حال اجرا است. شبکه مرکزی سوئیفت[۳] سوئیفت یک انجمن تعاونی غیر انتفاعی است که در ماه می ۱۹۷۳ میلادی توسط ۲۳۹ بانک از پانزده کشور اروپایی و آمریکای شمالی راه اندازی شد و هدف از آن جایگزینی روش های ارتباطی غیر استاندارد کاغذی و یا از طریق تلکس در سطح بینالمللی با یک روش استاندارد شده ی جهانی بود. ایران از سال ۱۳۷۱ به عضویت سوئیفت در آمد و در سال ۱۳۷۲ به این شبکه متصل گردید. بانک مرکزی و سایر بانک های ایران از این شبکه استفاده میکنند و شتاب را به عنوان بخشی از آن اجرا میکنند. از دیگر اجزاء بانکداری الکترونیک ایران می توان به دستگاه های خودپرداز، شعب مکانیزه کارت های هوشمند، تلفن بانک و فاکس بانک و غیره اشاره کرد (الهیاری، ۱۳۸۴، ص۲۲). ۲-۴) کارت های اعتباری یکی از ابزارهای انتقال الکترونیکی وجوه که در تجارت الکترونیکی از اهمیت خاصی برخوردار است، کارت های بانکی میباشند که به منظور پرداخت وجه، به جای پول نقد استفاده می شود. هر چند کارت ها انواع مختلفی دارند ولی همگان در ایران به عنوان کارت های اعتباری معروف هستند به همین علت عنوان کارتهای اعتباری یا کارت های بانکی در این نوشتار به کار برده شده است .( Blanchflower D. G, 1998, p. 8 ) تعریف کارت های اعتباری (بانکی) کارت ها وسیله ای جهت پرداخت و مبادله میباشند. سالیان متمادی است که پول، سکه و پس از آن اسکناس به خاطر سه ویژگی راحتی، سادگی و سرعت استفاده از آن، به عنوان بهترین وسیله جهت پرداخت مطرح است. با سپری شدن دوران صنعتی، رشد دانش فنی و پیشرفت های شگرف جوامع، افزایش حجم مبادلات و به دنبال آن افزایش حجم نقدینگی، به وسیله ای آسان تر جهت انجام معاملات مهم و حساس نیاز بود و مشتریان روش های جدیدی را جهت پرداخت معاملات خویش طالب بودند. تغییرات شیوه های رفتاری و زندگی مردم، نیاز و تقاضای عمومی برای استفاده از امکانات و تسهیلات بیش تر در خصوص پرداخت ها، بانک ها مؤسسات مالی را به فکر راه چاره واداشت. در نتیجه تلاش های همه جانبه برای رفع نیاز مشتریان، وسیله جدیدی جهت پرداخت با عنوان کارت های بانکی یا اعتباری به وجود آمد. از جمله عواملی که در صدور کارت های اعتباری مؤثر بوده، می توان به عواملی نظیر افزایش نرخ تورم، رقابت های فشرده بین بانک ها، امکان دستبرد به منابع پولی، مسائل امنیتی مربوطه و پیشرفت های چشم گیر در فناوری به خصوص فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره نمود ( Blanchflower D. G, 1998, p. 9).
 کارت اعتباری (بانکی) عبارت است از کارتی پلاستیکی یا کاغذی که توسط صادر کننده (بانک، مؤسسات مالی و …) صادر می شود و در اختیار مشتریان قرار میگیرد، مشتریان میتوانند با عرضه این کارت ها در جایگاه های مشخص از خدمات آن ها بهره مند شوند و به عبارت دیگر کالا و خدمات مورد نیاز خود را خریداری نمایند. به طور کلی می توان کارت های اعتباری (بانکی) را اینگونه تعریف کرد: کارت وسیله ای الکترونیکی است که بر اساس اصول فنی خاص و رعایت مسائل ایمنی برای متقاضی صادر می شود و دارنده کارت میتواند با بهره گرفتن از کارت مذبور از طریق ماشین های خود پرداز[۴] و یا پایانه های فروش[۵] وجوه و یا اعتبار واریز شده به حساب خود را دریافت یا به حساب دیگری منتقل نماید .(Duca J.V, 1995, p. 83) کارت های اعتباری (بانکی) انواع مختلفی دارند که در ادامه، ابتدا اشاره ای مختصر به تاریخچه به وجود آمدن کارت های اعتباری داشته و سپس انواع آن ها از جنبههای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرند. تاریخچه کارت های اعتباری شاید بتوان از آمریکا به عنوان اولین کشور ارائه دهنده کارت های اعتباری نام برد. پدید آمدن ایده کارت اعتباری به سال ها پیش بر میگردد که اولین بار در سال ۱۸۶۰ توسط ادوارد پلای دانشمند بزرگ آمریکایی ارائه گردید. قریب چهل سال بعد جان .سی.پیتگنرو نوعی کارت پول کاغذی جهت مشتریان طراحی کرد ولی با استقبال چشم گیری مواجه نشد. بعد از پنجاه سال تقریباً در دهه ۱۹۵۰ استفاده از وسیله ای به نام کارت به جای پول در کشور آمریکا معمول گشت. در دهه ۱۹۵۰ اولین کارت های پلاستیکی به جای پول نقد، جهت پرداخت مستقیم هزینه های خرید کالا یا خدمات توسط مؤسسه دینرز[۶] منتشر شد. البته کارت های مذبور برای طبقه خاصی از افراد و به عنوان نشانه ای قراردادی طراحی شدند و دارنده کارت میتوانست با ارائه آن و بدون پرداخت پول نسبت به خرید یا استفاده از خدمات شهری، در منطقه جغرافیایی محدود، اقدام نماید. به نظر میرسد بر همین اساس کارت های متداول امروزی در مؤسسات مالی و خدماتی رواج یافته اند. کارت به عنوان وسیله نوین جهت تسریع در امور پرداخت وجوه کالا و خدمات در دو نوع کاغذی (مقوایی) و پلاستیکی معمول میباشد. کارت های کاغذی توسط مؤسسات خدمات عمومی صادر و به عنوان بلیط اتوبوس و قطار یا راه آهن شهری مورد استفاده قرار می گیرند. کارت های پلاستیکی بیش تر توسط مؤسسات مالی نظیر بانک ها و یا مؤسسات غیر مالی مانند مخابرات، ثبت احوال، راهنمایی رانندگی صادر و در اختیار مشتریان قرار داده می شود. کارت های اولیه از لحاظ فناوری ساخت و همچنین خدماتی که ارائه میدادند بسیار ساده بودند ولی به علت استفاده چشم گیر و تقاضای روز افزون برای دریافت این نوع کارت ها و خدمات جدید، و نیز مسائل امنیتی که در خصوص این کارت ها به وجود آمد، کم کم در فناوری ساخت کارت ها و همچنین نوع خدماتی که به وسیله این کارت ها ارائه می شد، تغییرات اساسی پدید آمد و کارت های الکترونیکی به بازار آمد. با الکترونیکی شدن کارت های اعتباری و به کارگیری پایانه های فروش که از سال ۱۹۸۳ مطرح شد، امکان تشخیص هویت ارائه دهنده کارت اعتباری در فروشگاه ها و اطلاع دقیق از اعتبار باقیمانده کارت به صورت پیوسته فراهم گردید. گسترش تجارت الکترونیکی باعث به وجود آمدن نیازهای جدید در خصوص کارت های اعتباری گردید، این نیازهای جدید سبب شد که کارت های اعتباری جدیدی به نام کارت های هوشمند ارائه گردد. یکی از نیازهای اساسی تجارت الکترونیکی کارت اعتباری است و بدون داشتن کارت اعتباری به خصوص در سطح خرده فروشی، تجارت الکترونیکی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. امروزه کارت های اعتباری در انواع مختلف جهت ارائه خدمات متنوع با دارا بودن قابلیت استفاده در سطح ملی و بینالمللی صادر میشوند و مورد استفاده گسترده قرار می گیرند. دامنه کاربرد کارت در زندگی اقتصادی از وسعت و گستردگی قابل ملاحظه ای برخوردار است و بسیاری از پرداخت ها و دریافت ها و تأمین بسیاری از کالاها و خدمات نظیر عملیات بانکی و پرداخت هزینه های مرتبط با مسافرت و بیمه از این طریق امکان پذیر است.(Boeschoten W, 2002, p. 41) انواع کارت های اعتباری کارت های اعتباری در انواع مختلف و با کاربردهای گوناگون از سوی بانک ها، مؤسسات مالی و غیر مالی (مانند کارت تلفن) در سراسر جهان صادر و در بین متقاضیان توزیع میگردد. از کارت ها به عنوان هسته مرکزی ارائه خدمات بانکی، در شاخه بانکداری خرد استفاده می شود. کارت های اعتباری انواع مختلفی دارد. معمولاً کارت ها را بر اساس شیوه تسویه حساب، فناوری مورد استفاده، نوع خدمات و گستره جغرافیایی کاربردشان طبقه بندی می نمایند ( Duca,1995, p. 83 ).
انواع کارت از لحاظ شیوه تسویه
کارت ها بر اساس شیوه تسویه به سه دسته کلی زیر تقسیم میشوند: الف) کارت اعتباری ب) کارت بدهکاری ج) کارت هزینه البته کارت ها دارای نام مختلف دیگری مثل کارت پول، چک کارت، کارت سپرده و غیره نیز میباشند که میتوانند به نوعی زیر مجموعه انواع فوق قرار گیرند.

“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“

-
- برونگرایان: برونگرایان تحت تاثیر سیستم عصبی مرکزی هستند، استعداد آن ها برای تحریکپذیری کم است، یعنی حساسیت کمتری در برابر محرکها دارند، دموی مزاجاند، رشد بدنی آن ها افقی است و میتوانند پای خود را برای مدت درازتری بلند نگاه دارند. آن ها فاصله های زمانی را کوتاهتر از درونگرایان احساس میکنند، و نیز بیش از آنان دود استعمال میکنند و سیگار را همترجیح میدهند، به دنبال چیزهای تحریکآمیز میگردند؛ از کارهایی که در آن ها احتمال خطر یا ضرر میرود رویگردان میشوند، به کار و کوشش علاقه چندانی ندارند و نیروی کمتری به کار میاندازند، هوششان نسبتاً کم و قوهی بیانشان ضعیف است، پایداری و استقامت ندارند؛ در کارهایشان شتابزدگی هست ولی دقیق نیست. چندان فزونی طب نیستند، ولی برای کارهایی که میکنند زیاده از حد ارزش قائلند. انعطافپذیرند، شوخی و لطیفه را خیلی دوست میدارند، به خصوص اگر جنبه جسمی داشته باشد. گرایش بیشتری برای تظاهرات ناشی از هیستری دارند.



-
- رواننژندان: رواننژندان زیر تاثیر سیستم عصبی خودکار قرار دارند. دیدشان در تاریکی کمتر از دید افراد بهنجار است. اگر چشمهای آن ها با پارچه بسته شده باشد بیش از افراد بهنجار تعادل خود را از دست میدهند. جسماً و روحاً ضعیف و ناقص هستند. از حیث هوش و تسلط بر نقش و ادراک حسی و تمرکز، حواس و اراده و سعی و کوشش از متوسط افراد بهنجار پایینتراند. تلفیقپذیرند و در اندیشیدن و عمل کردن کند هستند.
- روانپریشان: سخت و دشوار هستند. در جمع زدن پی در پی ضعیف هستند. تمرکز حواسشان کم است، حافظهشان ضعیف است. به کندی چیزی را میخوانند و به طور کلی از نظر فهم و ادراک اعمالی که تحرک لازمدارد بسیار کند هستند و بیشتر ساکن و بیحرکت میمانند. سطح آرزو و توقعشان کمتر با واقعیت تطبیق میکند. آمادگی ندارند به این که خود را با تغییراتی که در محیط زندگی روی میدهد سازش دهند (سیاسی، ۱۳۶۹).
در مورد قطبهای مخالف برونگرایی و درونگرایی، آیزنک نظر یونگ را تأیید میکند و ضمناً آن ها را دارای وجه شباهتی با تشریحی که فروید از روان کردهاست میداند، بدین معنی که نهاد در مورد برونگرایان دارای قدرت واسطه است، در صورتی که فن برتر در مورد درونگرایان قدرت بیشتری دارد. دیگر اینکه میان افراد کاملاً بهنجار از یک سوی، و افرادی که در یکی از دو قطب نهایی رواننژندی و روانپریشی قرار دارند از سوی دیگر فاصله بسیار زیاد است، در این فاصله است که افراد ممکن است به سوی یکی از آن دو قطب نزدیک شوند، یعنی به تدریج عدول کنند و به آن قطب مرکب متمایل گردند. آیزنک معتقد است که این قطب مرکب خیلی بیشتر دیده میشود تا قطب خالص روانپریشی یا رواننزندی.
ریموند کتل[۳۲] (۱۹۹۸-۱۹۰۵)
مهمترین عنصر ساختاری نظریه کتل صفت است (پروین و جان، ۱۳۸۱) . منظور از صفت این است که رفتار انسان در طول زمان و در موقعیتهای مختلف دارای الگو و نظم خاصی است. از میان تفاوتهای بسیاری که در صفات میتواند وجود داشته باشد، دو مورد از بقیه مهمتر است: یکی تفاوت میان سه صفت توانشی[۳۳]، مزاجی[۳۴]، و پویشی[۳۵] و دیگری تفاوت بین دو صفت سطحی[۳۶] و عمقی[۳۷] است (پروین و جان، ۱۳۸۱). به نظر کتل سه منبع وسیع داده ها برای هر تحلیلی که هدف آن آشکار ساختن شخصیت است لازم است. این منابع عبارتند از داده های[۳۸]L (گزارش زندگی افراد)، داده های [۳۹]Q (پرسشنامهها) و داده های T[40] (آزمونهای عینی).
جنبه برجسته نظریه کتل استفاده از تحلیل عاملی است (لیبرت و لیبرت، ۱۹۹۸). کتل سهم مهمی در توسعه روانشناسی صفات داشته است و از اولین پیشگامان استفاده از روش تحلیل عاملی بوده است (کارو[۴۱] و شیر[۴۲]، ۱۹۹۲).
کتل بعد از بیست سال پژوهش فشرده تحلیل عاملی، ۱۶ صفت عمقی را به عنوان عوامل بنیادی شخصیت معرفی کرد و هر کدام از این عوامل تعیین کننده برخی از رفتارها در موقعیتهای مختلف میباشند (شاملو،۱۳۷۷، کلارک، ۱۹۸۸). یعنی به صورت آزمون یعنی شخصیت به نام پرسشنامه عاملی شخصیت (NEO) شهرت دارند. کتل این صفات را به شکل دو قطبی ارائه داد (کتل، ۱۹۷۳، کتل وکلاین، ۱۹۷۷).
۲-۶-تیپهای شخصیت
شخصیت نوع B و A
الف) افرا دارای شخصیت A با ویژگی بیقراری و زیاد فعال بودن مشخص میشوند. در این افراد حس رقابت طلبی شدید، پرخاشجویی، ناآرامی، سرعت در گفتار و حرکات و عجول بودن مشاهده میشود. افراد دارای شخصیت A سعی دارند همه جنبههای زندگی حتی آنهایی که قابل کنترل نیستند را به کنترلخود درآورند و در این زمینه دچار هیجان و جوش و خروش زیادی میشوند در صورتی که محیط از دست آن ها خارج شود شدیداًً عصبی و ناراحت میشوند. از ویژگیهای مهم دیگر این افراد مستعد بودن ابتلا به بیماریهای عروق کرونر قلب است. برعکس تیپ A ، افراد دارای شخصیت B مسائل را خیلی آسان میگیرند و بیشتر به کیفیت زندگی اهمیت میدهند، آن ها کمتر جاهطلب و کمتر بیحوصله و بیشتر منظم و محتاط هستند (گنجی، ۱۳۸۰).

ب) شخصیت نوع F: در سال ۱۹۴۰ گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی آدورنو[۴۳] در آمریکا به مطالعه شخصیتاقتدار یا نوع F پرداختند. هدف این گروه شناختشخصیتهایی بود که گرایشهای ناشیستی و ضد یهودی داشتند و طرفدار تبعیض نژادی بودند. آن ها برای سنجش اقتدارطلبی مقیاسی تهیه کردند که آن به مقیاس F معروف شد. ویژگیهای افراد این نوع شخصیت عبارتاند از تحجر فکری، عدم گذشت در برابر خطای دیگران، دارای تمایلات تبعیضی نژادی شدیداًً خود محور، تملق نسبت به منابع قدرت اما زورگو به زیردست، طرفدار مجازاتهای شدید و خشن، پیشداوری نسبت به گروههای دیگر به ویژه اقلیتهاست (کریمی، ۱۳۸۴).
تیپهای روانشناختی یونگ
یونگ در سال ۱۹۲۷، برای آدمی، چهار کارکرد نیز قایل است که عبارتند از : حس کردن[۴۴]، شهود[۴۵]، تفکر[۴۶] و احساس[۴۷]. از ترکیب این دو سنخ درونگرا و برونگرا و چهار کارکرد، هشت تیپ روانشناختی یونگ حاصل میشود که در زیر ویژگیهای هر یک از این تیپها به اختصار ذکر شده است (شولتز و شولتز، ۱۹۹۸)
برونگرای متفکر: منطقی، عینی، متعصب
برونگرای احساسی: عاطفی، حساس، معاشرتی، بیشتر خاص زنان است تا مردان.
برونگرای حسی: اجتماعی، لذت جو، انعطافپذیر.
برونگرای شهودی: خلاق، قادر به برانگیختن و غنیمت شمردن فرصتها.
درونگرای متفکر: بیشتر به اندیشهها علاقهمند هستند تا مردم.
درونگرای احساسی: تودار، خوددار، با این حال قادر به داشتن عواطف عمیق.
درونگرای حسی: در ظاهر بیاعتنا و خشک، خود را در فعالیتهای هنر شناختی ابراز میکنند.
درونگرای شهودی: بیشتر در ارتباط با ناهشیار هستند تا واقعیات روزمره.
با وجود فقدان توافق درباره تعداد صفات بنیادی شخصیت، مطالعات، صفات مشترکی را به دست داده است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در این مقطع، مرجع داوری تکلیف مهمی دارد که در واقع پیششرط ورود آن به مرحله دوم از رسیدگی است و آن تهیه و تنظیم «قرارنامه داوری» است. بهموجب ماده ۱۸ (۱) از قواعد داوری اتاق، همین که مرجع داوری پرونده را از دبیرخانه تحویل گرفت باید ظرف دو ماه، بر اساس مدارک یا با حضور طرفین، و در پرتو آخرین لوایحی که طرفین تا این مقطع ارائه کردهاند سندی را که شرح وظایف و مأموریت آن را مشخص میکند، تهیه و تنظیم کند به این ترتیب قرارنامه داوری، سندی است که بهموجب آن حدود اختیارات و شرح وظایف داوران تعیین میشود که به کدام دعوی و با چه مشخصاتی و با چه شرایطی باید رسیدگی نمایند. این سند، در واقع منشور داوری و دستورالعمل نحوه برگزاری داوری است و در حکم قراردادی است که بین طرفین و داوران منعقد میشود و حدود و ثغور کار را مشخص مینماید.[۹۵]

مطابق ماده ۱۸ (۱) قواعد، قرارنامه داوری باید مشتمل بر امور زیر باشد:
-
-
- اسم و مشخصات و آدرس اصحاب دعوی برای ابلاغها.

-
- خلاصهای از ادعاها و خواسته هریک از طرفین، با ذکر مبلغ.
-
- تعیین موضوعات مورد اختلافات (تحریر محل نزاع)، مگر اینکه به نظر مرجع داوری لازم نباشد.
-
- اسم و مشخصات و آدرس داوران.
- تعیین آیین رسیدگی و اینکه آیا داوران حق دارند به صورت کدخدامنشی یا بر اساس عدل و انصاف تصمیم بگیرند یا نه؟
پس از اینکه سند مذکور تهیه شده، به امضای طرفین و داوران میرسد و یک نسخه آن به دیوان داوری تسلیم میشود و داوری در چارچوب آن ادامه مییابد. در صورتی که یکی از طرفین در جریان تهیه این سند مشارکت نکند یا آن را امضا نکند، مانع از ادامه کار نیست، بلکه مرجع داوری ادامه مییابد (ماده۱۸ (۳) قواعد) مرجع داوری مکلف است ظرف ۲ ماده قرارنامه داوری را تهیه نماید و در صورتی که مهلت بیشتری لازم داشته باشد، میتواند با ذکر ادله از دیوان درخواست تمدید کند.
درباره ضرورت «قرارنامه داوری» گفتگوهای زیادی بین حقوق دانان و متخصصین داوری بینالمللی صورت گرفته است و بهویژه حقوق دانان متعلق به حقوق عرفی از آن انتقاد کردهاند و گفتهاند با وجود موافقتنامه اولیه داوری، تهیه این سند لازم نیست و موجب اتلاف وقت میشود. با این همه، تنظیم این سند بهطور سنتی یکی از ویژگیهای نظام داوری اتاق بازرگانی است و سابقه آن به رویه سنتی حقوق فرانسه برمیگردد که برای شروع داوری، تأیید و تنفیذ موافقتنامه اولیه داوری را لازم میدانسته است.[۹۶] صرفنظر از تاریخچه حقوق «قرارنامه داوری»، تنظیم این سند هم فوائد عملی دارد و هم آثار حقوقی. در مورد فوائد عملی آن میتوان نکات زیر را ذکر کرد. اولاً، تنظیم این سند که در آستانه داوری و تشکیل پرونده انجام میشود فرصتی ایجاد میکند که طرفین و وکلای آن ها بایکدیگر آشنا شوند و به پارهای نظرات و روحیات یکدیگر پی برند. ثانیاًً، باعث میشود ابهامات مواضع طرفین روشن شود و اکنون که طرفین میخواهند وارد مرحله رسیدگی حقوقی شوند تصویر نسبتاً روشنتری نسبت به ادعاها و مدافعات بهدست آورند و گاه همین آشنایی با مواضع و استدلالات موجب میشود که یا در همین مقطع مصالحه کنند و یا لااقل ادعاهای بیمبنا و متورم را کنار گذارند و با دید واقعبینانهتری به قضیه بنگرند. ثالثاً، این فرصت برای رفع ابهامات احتمالی از موافقتنامه داوری یا توافقهای جدید در مورد مسائلی که مغفول مانده، بسیار مطلوب است. کما اینکه ضمن همین سند «قرارنامه داوری» است که میتوان درباره مسائل مورد نزاع، و موضوعاتی مانند زبان داوری، مکان داوری، قانون ماهوی حاکم، نحوه ارائه ادله و مدارک، افشای مدارک، معرفی شهود و یا کارشناس و استماع ایشان، نحوه تبادل لوایح و جلسه استماع و نکات ریزتری که در جریان رسیدگی پیش میآید، توافق نمود و در نتیجه جریان داوری را بهویژه در دعاوی پیچیده و سنگین روانتر و سریعتر نمود.
از نظر حقوقی نیز، تنظیم این سند سودمند است. اولاً از حیث ساماندهی و تنظیم نحوه رسیدگی ماهوی مفید است و مانع از آشفتگی و پراکندگی یا بلاتکلیفی در جریان داوری میشود. بهعنوان مثال، در این سند باید ادعاها (اعم از اصلی یا تقابل) احصا و مشخص شود، و در نتیجه ادعای جدید در طول داوری مسموع نیست، کما اینکه ماده ۱۹ قواعد داوری نیز در این مورد میگوید پس از امضای قرارنامه داوری یا تصویب آن در دیوان، هیچیک از طرفین نمیتواند ادعای جدیدی را مطرح نماید،مگراینکه مرجع داوری اجازه دهد.ثانیاًٌ با امضای این سند، هر گونه ابهام و تردید در مورد موافقتنامه اصلی داوری مرتفع میشود. ثالثاً، در مرحله اجرای رأی داوری یکی از موارد اعتراض به رأی و حتی ابطال آن نزد دادگاهی که به مسأله اجرای حکم رسیدگی میکند، این است که داوران از حدود اختیار و صلاحیت خود تجاوز کرده باشند، و مثلاً نسبت به موضوعی رسیدگی و رأی داده باشند که جزو موضوعات داوری نبوده است. وجود قرارنامه داوری این فایده مهم را دارد که موضوع یا موضوعات تحت داوری را مشخص میکند و ابزار مطمئن و خوبی برای کنترل صلاحیت داوران برای صدور رأی بهدست میدهد. در داخل سیستم نظارت اتاق هم وجود این سند برای سیستم نظارت اتاق هم وجود این سند برای بررسی رأی توسط دیوان داوری مفید است زیرا دیوان میتواند با مراجعه به آن کنترل نماید که آیا همه موضوعاتی که به داوری ارجاع شده، صحیحاً رسیدگی و مورد حکم واقع شده یا نه، و آیا داوران از اختیارات خود تجاوز کردهاند یا نه. همین بررسیها و کنترلها است که ضریب اطمینان اجرای رأی را بالا میبرد و نهایتاًً داوری اتاق را بهعنوان شیوهای مؤثر و مطمئن برای حل و فصل اختلافات تجاری اعتبار و ارتقا میبخشد.
بههر حال، چنان که اشاره شد، تنظیم قرارنامه داوری از ویژگیهای سنتی نظام داوری اتاق بازرگانی بینالمللی است و علیرغم گفتگوها و تردیدهایی که درمورد حفظ یا حذف آن از قواعد وجود داشت، در ماده ۱۸ قواعد جدید داوری اتاق ابقا شده و ابهامات آن مرتفع شده است.
۷- تهیه برنامه زمانی رسیدگی
مطلب دیگری که در مرحله اول جریان داوری باید تعیین تکلیف شود برنامه رسیدگی است. در قواعد جدید داوری اتاق که از سال ۱۹۹۸ لازمالاجرا شده، نهایت تلاش به عمل آمده که موجبات سرعت رسیدگی فراهم شود. از جمله تدبیرهایی که برای این منظور در قواعد آمده تکلیف مرجع داوری است که همزمان با تهیه قرارنامه داوری یا کوتاه زمانی پس از آن، باید برنامه زمانی خود را برای رسیدگیهای بعدی تهیه و به طرفین و دیوان داوری تسلیم نماید (ماده ۱۸ (۴) قواعد). از طرفی مطابق ماده ۲۴ (۱) قواعد، مرجع داوری باید ظرف شش ماه از تاریخ امضای قرارنامه داوری رسیدگی را به پایان برد و رأی بدهد. بنابرین فایده مهم تنظیم برنامه زمانی آن است که اولاً مرجع داوری را مأخوذ میکند که هنگام برنامهریزی برای رسیدگیهای آتی، توجه کافی مبذول دارد که واقعبینانه عمل میکند و ظرف شش ماه داوری را به انجام رساند. ثانیاًً او را ملزم میکند که در طول رسیدگی برنامه را رعایت کند زیرا هر گونه تغییر در برنامه زمانی رسیدگی موکول به اطلاع طرفین و تصویب دیوان است. بدینسان دیوان وسیله مطمئنی برای کنترل عملکرد داوران در دست خواهد داشتو اگر به این نتیجه برسد که از انجام کار ناتوان هستند، چهبسا طبق ماده ۱۲ (۳) قواعد تصمیم به تعویض ایشان بگیرد.
ب- مرحله دوم: رسیدگی به ادعاها
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
ارزش روانشناختی یا جذبه ی پاداش از فردی به فرد دیگر تغییر میکند. به عبارتی دیگر، درک ما از اهمیت بازده ها شدت آن را به عنوان یک انگیزنده تعیین میکند. یک حقوق بالا و مسئولیت افزایش یافته دارای جاذبه مثبت برای اغلب مردم است. شرایط کاری خطرناک دارای جاذبه منفی برای اکثر مردم است. بازده آن گونه که ما انتظار داریم ممکن نیست خشنود کننده باشد. این سطح انتظار ماست که تعیین میکند که آیا ما برای به دست آوردن آن نتیجه سخت کار خواهیم نمود یا خیر. سه وجه نظریه VIE به شرح زیر با هم ارتباط دارند: اول، کارکنان باید تصمیم بگیرند که آیا انتظار رفتارهای شغلی معینی دارند، مثل به موقع آمدن سر کار، پیگیری روش های ایمنی، یا افزایش بهره وری که احتمال بسیار دارد منجر به بازده خاصی گردد (انتظار). دوم، کارکنان باید تعیین کنند که آیا آن بازده منجر به بازده های دیگر خواهد شد، برای مثال آیا رکورد تولید بالا منجر به جایزه خواهد شد(وسیله)، سوم، کارکنان باید تصمیم بگیرند که آیا آن بازده ها برای بر انگیختن آنان به رفتار در سطح معین ارزش کافی دارند یا خیر (جاذبه) (مهداد، ۱۳۸۵).


ح)- نظریه هرزبرگ: یکی از تئوری های قابل بحث طبیعت انسان توسط فردریک هرزبرگ[۶۵](۱۹۶۶) پیشنهاد شد که به عنوان تئوری دو عاملی[۶۶] یا انگیزشی- بهداشتی[۶۷] نیز نامیده می شود. هرزبرگ پیشنهاد نمود که بشر دو نیاز اساسی دارد: ۱- نیاز دوری جستن از درد و بقاء ۲- نیاز رشد یافتن، بهبود و یادگیری. وی برای ارائه یک تئوری محتوایی از روش «بیان وقایع بحرانی» استفاده نمود و مطالعه ای روی حدود ۲۰۰ نفر حسابدار و مهندس شاغل در موسساتی واقع در محدوده ی پترزبورگ پنسیلوانیا انجام داد. او برای به دست آوردن اطلاعات، سؤالاتی به این مضمون مطرح کرد: در طول زندگی کاری خود در سازمان در چه مورد و به چه علتی احساس رضایت و خشنودی عمیق و شدید نسبت به سازمان داشته اید؟ و همین طور چه موقع و به چه علتی به شدت ناراحت شده اید؟، علت خشنودی و رضایت و عدم رضایت را ذکر کنید؟ وی پاسخ های داده شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و دلایل عدم رضایت و رضایت را استخراج نمود.او به این نتیجه رسید که احساس های خوب عموماً مربوط به تجارب شغلی، محتوای شغلی و احساس های بد غالباً مربوط به محیط شغل می شود. و به عبارتی رضایت شغلی به محتوای شغل و نارضایتی به محیط شغل مربوط می شود. عوامل خشنود کننده را محرک ها و عوامل ناخشنود کننده را عوامل بهداشتی نامید. عوامل بهداشتی در اصل بازدارنده و محیطی بوده و به تنهایی موجب انگیزش نمی شوند. بلکه توجه به آن ها در سازمان از بروز نارضایتی جلوگیری میکند و باعث بقاء فرد در سازمان میگردد. عوامل و شرایطی که فقدان آن ها در درجه نخست موجب عدم رضایت می شود ولی وجود و تأمین آن ها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نیست را عوامل بهداشتی یا حافظ وضع موجود میگویند. تأمین این عوامل تنها از عدم رضایت جلوگیری میکند ولی وجود آن ها موجد انگیزش نیست، این عوامل به زعم هرزبرگ عبارتند از: امنیت شغلی، شرایط کار، مقام و منزلت و طرز تلقی کارکنان در مورد امور و … وجود این عوامل تنها حافظ وضع موجود بوده و کارکنان را در سازمان نگه میدارد در غیر این صورت آن ها دچار عدم رضایت شدید میشوند که سازمان را ترک گفته و موجودیت آن را به مخاطره می اندازند(میردریکوندی، ۱۳۷۹). عوامل دیگر در ایجاد انگیزه مؤثرند، وجود این عوامل در درجه نخست موجب رضایت و انگیزش افراد می شود حال آنکه غیبت آن ها تنها عدم رضایت ضعیفی را موجب می شود. عدم رضایت در این حالت از این جهت خفیف است که کارکنان قبلاً از عوامل گروه نخست برخوردار بوده و در سازمان ابقاء شده اند. بنابرین فقدان این عوامل مترادف با عدم انگیزش تلقی می شود. به نظر هرزبرگ عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه عبارتند از: موفقیت کاری، شناخت و قدردانی از افراد و کار آن ها، پیشرفت و توسعه شغلی و …به عقیده هرزبرگ ممکن است رضایت شغلی افزایش یابد بدون اینکه عدم رضایت شغلی کاهش یابد و بر عکس. به هر حال به خاطر اینکه منابع رضایت شغلی (عوامل بر انگیزنده) و عدم رضایت شغلی (عوامل بهداشتی) مشخص هستند آسانتر است که اثرات یک تغییر را در شرایط کاری پیشبینی کنیم تا در محتوای شغل(امانی، ۱۳۹۲).
خ)- تئوری بودن، وابستگی و رشد(ERG): نظریه انگیزشی کار ERG که توسط کلایتون آلدرفر(۱۹۷۲)[۶۸] ارائه و توسعه یافت مربوط به نیازهای سلسله مراتبی مزلو است. او سه نیاز اساسی را بر می شمارد. نیازهای بودن[۶۹]، نیازهای وابستگی[۷۰] و نیازهای رشد[۷۱]. این نیازها شامل نیازهای پیشنهاد شده مازلو است و میتواند در داخل محیط کار بر آورده شوند. نیازهای بودن، پایین ترین سطح نیازها، مربوط به بقای جسمانی است که شامل نیاز به غذا، آب، مسکن، سلامت جسمانی سازمان میتواند این نیازها را از طریق دستمزد، مزایای جنبی، محیط کاری ایمن و امنیت شغلی بر آورده سازد. نیازهای وابستگی شامل تعامل با دیگران است و رضایت از این روابط اجتماعی که سبب حمایت عاطفی، احترام، شناخت و تعلق میگردد. نیازهای وابستگی در مشاغل میتواند از طریق تعامل با همکاران و دوستان و در بیرون از شغل با خانواده و دوستان برآورده شود(امین شایان جهرمی، ۱۳۸۲).

نیازهای رشد بر خود تمرکز دارد، مثل نیاز ما برای رشد شخصی و توسعه. این نیازها میتواند به نحو کامل به وسیله ی استفاده از مهارت هایمان و توانایی هایمان بر آورده شود. نیازهای رشد شامل نیازهای حرمت ذات و خود شکوفایی مزلو میباشد. اگر در یک شغل چالش، اختیار و خلاقیت وجود داشته باشد میتواند نیازهای رشد را ارضا کند (مهداد، ۱۳۸۵).
نیازهای ERG بر حسب سلسله مراتب مرتب نشده اند. همه این نیازها میتوانند در یک زمان معین ما را تحت تأثیر قرار دهند. بر آورده شدن یک گروه از نیازها به معنی منجر شدن خود به خود به نیاز سطح بالاتر نیست. به هر حال محرومیت از نیازهای وابستگی و رشد میتواند به بازگشت به نیاز بودن منجر شود. در حالی که مزلو اعتقاد داشت یک فرد اصرار به بر آورد یک نیاز خواهد داشت. آلدرفر[۷۲] میگوید هنگامی که یک فرد به دلایلی از بر آورد یک نیاز منصرف گردید. مجدداً توجهش را روی یک نیاز اساسی تر متمرکز خواهد نمود. به عنوان مثال اگر یک کارمند نتوانست در شغل خود حمایت عاطفی یا شناخت به دست آورد (نیازهای وابستگی) ممکن است حقوق بالاتر و یا مراقبت های بهداشتی بهتر (نیاز بودن) را به سطح پایین تر نیازها غیرممکن ولی در نظریه آلدرفر ممکن است. مزلو میگوید: هنگامی که یک نیاز ارضاء گردد دیگر آن نیاز چندان برای فرد بر انگیزاننده نیست. در مقابل آلدرفر میگوید که ارضای یک نیاز ممکن است شدت آن را افزایش دهد. برای مثال اگر یک شغل به میزان زیادی، چالش و خلاقیت را فراهم نمود، نیاز رشد ممکن است قوی تر گردد و کارکنان را در جستجوی چالش های بیشتر و بزرگ تر هدایت کند(تابش فر، ۱۳۹۲).
۲-۴- پیشینه پژوهش
۲-۴-۱- پژوهش های داخلی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۶- همدلی
عبارت است از توانایی آگاهی، درک و قدردانی از احساسات دیگران و حساس بودن به اینکه آن ها چرا و چگونه و چه چیزی را این گونه به این طریق احساس میکنند، است. همدل شدن یک توانایی با شناخت هیجانها و عواطف دیگران است.

۷- روابط بین فردی[۱۱]
مهارت ارتباطی بین فردی شامل توانایی برقراری و حفظ ارتباطهای متقابل و عنایت بخشی است که محبت و تعادل وضعیت از ویژگی های آن است.
از ویژگی های ارتباط مثبت بین فردی، توانایی صمیمیت و محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است. این مهارت اجتماعی عموماً نیاز به داشتن حساسیت مثبت به دیگران، تمایل به برقراری ارتباط ها و احساس رضایت از این روابط است.
۸- مسئولیت پذیری اجتماعی[۱۲]
مسئولیت پذیری اجتماعی نشان دادن خود به عنوان یک عنصر سازنده، شرکت کننده و همکاری کننده در یک گروه اجتماعی است. این توانایی شامل مسئول بودن است حتی اگر شخصاً از این رابطه سود برده نشود. چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آن ها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی جلوه گر می شود.
۹- حل مسأله[۱۳]
قابلیت حل مسأله توانایی شناسایی و تعریف مشکلات، همچنین خلق و انجام راه حلهای بالقوه مؤثر است. حل مسأله ماهیتی چند مرحله ای دارد و شامل توانایی انجام این مراحل است.
الف) احساس وجود مشکل و احساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله مؤثر با آن

ب) تعریف و تدوین مشکل تا حد امکان
ج) تصمیم گیری و انجام یکی از راه حل ها.
۱۰- واقعیت آزمایی[۱۴]
واقعیت آزمایی توانایی ارزیابی انطباق بین آنچه تجربه می شود و آنچه عیناً وجود دارد، میباشد. بخش میزان انطباق بین آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعاً وجود دارد. شامل تحقیق درباره شواهد عینی برای تأیید توجیه و اثبات احساسات، ادراکات و اندیشه هاست.
واقعیت آزمایی شامل درک موقعیت کنونی، تلاش برای فهم امور به طور صحیح و تجربه رویدادها آن گونه که واقعاً هستند، بدون خیالبافی و رویاپردازی بیش از اندازه است. به زبان ساده تر، واقعیت آزمایی توانایی درک صحیح موقعیت جدید است.
۱۱- انعطاف پذیری[۱۵]
انعطاف پذیری توانایی منطبق ساختن عواطف، افکار و رفتار با موقعیتها و شرایط دائماً در حال تغییر است. افراد منعطف افرادی فعال، زرنگ، همیار و قادر به واکنش به تغییر هستند. این افراد زمانی که مشخص شود اشتباه کردهاند، قادرند ذهنیات خود را تغییر دهند.
۱۲- تحمل فشار[۱۶]
عبارت است از توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیتهای فشارزا و بدون توقف از طریق سازگاری فعال در برابر فشار، این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیتهای شکل ساز بدون از پا در آمدن. کسانی که تحمل فشار را در حد بالایی دارند. بحرانها و مشکلات را بهتر پشت سر میگذارند و کمتر دچار ناامیدی و بی یاوری میشوند.
۱۳- کنترل تکانه[۱۷]
کنترل تکانه توانایی مقاومت یا به تأخیر انداختن تکانه، سائق یا وسوسه انجام عمل است. این توانایی شامل پذیرش تکانه های پرخاشگر، خوددار بودن و کنترل خشم، پایین بودن تحمل ناکامی، ناتوانی در کنترل مشکلات فقدان خود کنترلی و رفتارهای تند و غیر قابل پیشبینی تجلی میکند.
۱۴- شادکامی[۱۸]
شادکامی توانایی راضی بودن از زندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران و شاد بودن است.
این مؤلفه از هوش هیجانی شامل توانایی لذت برون از جنبههای مختلف زندگی خود و به طور کلی زندگی است. افراد شادمان اغلب احساس خوبی و راحتی چه در محیط کار و چه در اوقات فراغت دارند. شادکامی با احساس کلی شادی و نشاط مرتبط است.
۱۵- خوش بینی[۱۹]
خوش بینی توانایی نگاه کردن به طرف روشن تر زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی رویارویی با بد اقبالی است. خوش بینی نشان دهنده امید به زندگی و رویکردی مثبت به زندگی روزمره است.
شناسایی حالت های هیجانی
اصلی ترین و بنیادی ترین مهارتی که به هوش هیجانی کمک میکند: توانایی شناخت دقیق حالتهای هیجانی است. دلیل این ادعا ساده است: ناتوانی در تشخیص و شناخت یک هیجان، یا ناتوانی در شناخت تفاوت یک هیجان از هیجان دیگر، باعث می شود تا مهارتهای دیگر بدون استفاده و مفید واقع شوند.
با آن که شناسایی هیجانها بسیار مهم است، قبل از آن باید به موضوع بسیار مهمتری که تا کنون به آن اشاره نکرده ایم، بپردازیم. اینکه محل یا مکان هیجانی که میخواهیم آن را شناسایی کنیم کجاست. طبق نظریه های هوش هیجانی این نوع هیجانها در هر مکانی میتوانند باشند، در دیگران و در خود.
شناسایی حالتهای هیجانی خود
همه ما میتوانیم زمانهایی را به یاد بیاوریم که در آن هیجانهای بسیار قوی یا بسیار شفاف و واضح بوده است. آن قدر قوی یا شفاف که در شناسایی آن هیچ مشکلی نداشتیم، بعضی وضعیتها، به جای آن که واکنشهای قوی و شفاف ایجاد کنند، هیجانهایی ایجاد میکنند که بسیار خفیف هستند و بعضی دیگر در وضعیت ها تنها یک هیجان آن هم هیجان شناخته نشده نامدار ایجاد نمی کنند، بلکه مخلوط پیچیده ای از انواع احساسات را به وجود می آورند.
هیجان ها درباره قضاوت هایتان اطلاعاتی در اختیار شما میگذارند
هیجان ها نوعی اطلاعات هستند. چون هیجانها آشکارا به شما میگویند در حال ارزیابی مثلاً مردم اشیاء اوضاع و عقاید هستند، درک دقیق هیجانها به این معنا است که درباره ارزیابی هایتان اطلاعات دقیق تری دارید. شناخت دقیق هیجانها درباره آنچه را که دوست دارید. آنچه را که دوست ندارید یا آنچه را که مطمئن نیستید دوست دارید یا نه. اطلاعات بیشتری به شما میدهند.
هیجان ها به شما میگویند که چگونه رفتار کنید.
اطلاع داشتن از قضاوت هایتان درباره بهترین روش های رفتاری در وضعیت های مختلف علایم مهمی را در اختیار شما میگذارد. بسیاری از هیجانها علایمی هستند که به شما میگویند توجه خود را به کجا معطوف کنید و چگونه انرژیهای خود را جهت بدهید. اگر نتوانید هیجان را دقیقاً شناسایی کنید نخواهید توانست به بهترین شیوه عمل کنید.
هیجان ها سودهای جانبی بیشتری دارند
سومین دلیل در تأیید اهمیت شناخت دقیق احساسات خود این است که داشتن این نوع دانش درباره حالات درونی میتواند به نتایج سودمند دیگری ختم شود. برای مثال، پژوهش نشان داده است، کسانی که از هیجانهای خود شناخت بسیار خوب و واضحی دارند معمولاً کمتر دچار افسردگی میشوند و نسبت به کسانی که احساسات خود را زیاد درک نمی کنند کمتر از ناراحتیهای هیجانی رنج میبرند. طبق یافته های پژوهشها در وضعیت هایی با استرس بالا و برانگیختن کسانی که از حالات هیجانی خود شناخت بهتری دارند معمولاً عملکرد بهتری دارند.

بنابرین، داشتن دانش دقیق از حالات روانی خود میتواند، در انجام دادن کارها کمک خوبی باشد. (براوبری – گریوز/ ترجمه، گنجی ۱۳۸۴)
رضایت زناشویی
رضایت زناشویی، احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شدن توسط زن یا شوهر است. قسمتی که همه جنبههای زندگی مشترکشان را در نظر بگیرند. (الیس، ۱۹۸۶ به نقل از فیروز بخت ۱۳۸۱)
و صورت توجه به عوامل رضامندی زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضامندی و بهداشت روانی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کاهش مییابد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
Keywords: supplementary punish, criminal reaction, non-criminal reaction, islamic taazirat, administrative taazirat
-
- ولیدی، محمد صالح، مختصرالنافع حقوق جزای عمومی، انتشارات بهرام، چاپ اول، ۱۳۷۸، صفحه ی۳۷۲ ↑
-
- زراعت،عباس، حقوق جزای عمومی۳(جلد دوم) مجازات ها و اقدامات تأمینی، انتشارات جاودانه،جنگل، چاپ اول، ۱۳۹۲، صفحه ی۲۷ ↑

-
- همان، صفحه ی۱۱۶ ↑
-
- ر.ک به: ۱- ساولانی، اسماعیل، حقوق جزای عمومی منطبق با قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲، نشر میزان، چاپ دوم، بهار۱۳۹۲، صفحه ی ۲۹۳ و ۲- اردبیلی، محمدعلی، حقوق جزای عمومی ، نشرمیزان، جلد سوم، چاپ اول، تهران، بهار۱۳۹۳، صفحه ی۶۶ و ۳- پورقهرمانی، بابک، نگرشی بر مجازات های تکمیلی(تتمیمی)، مجله ی کانون وکلای دادگستری دوره جدید، شماره ۱۳، بهار۱۳۸۸، صفحه ی۱۳-۳۴ ↑
-
- ر.ک به: ۱- ساولانی، اسماعیل، پیشین، صفحه ی۲۹۴ و۲- اردبیلی، محمدعلی، پیشین، صفحه ی۶۸ ↑
-
- ر. ک به: پورقهرمانی، بابک، پیشین، صفحه ی۱۵ ↑
-
- ر.ک به: ولیدی، محمدصالح، پیشین، صفحه ی۱۰۳ ↑
-
- ر.ک به: اردبیلی، محمدعلی، پیشین، صفحات ۷۲-۷۳ ↑
-
- ساکی، محمدرضا، حقوق جزای عمومی(مجازات ها و اقدامات تأمینی وتربیتی)، انتشارات جنگل،جاودانه، جلد سوم، چاپ اول، ۱۳۹۳، صفحه ی۳۰ ↑
-
- مطابق ماده ی ۱۹ قانون مجازات اسلامی: انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی مجازات تعزیری درجه ی ۴ و انتشار حکم قطعی در رسانه ها، مجازات تعزیری درجه ی ۶ میباشد. ↑
-
- انفصال از خدمات دولتی و عمومی در بند “ت” ماده ی۲۳ و انتشار حکم محکومیت قطعی در بند ” ژ” ماده ی ۲۳ قانون مجازات اسلامی میباشد. ↑
-
- ماده ی۸۹۹ قانون مجازات اسلامی: هر کس از سفید مهر یا سفید امضایی که به او سپرده شده است یا به هر طریق به دست آورده است سوءاستفاده نماید به یک تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.در این ماده مجازات جرم ارتکاب یافته، منحصر و محدود به یک مورد مشخص میباشد. ↑
-
- ماده ی۸۷۹ قانون مجازات اسلامی: هر کس در راه ها و شوارع به نحوی از انحاء مرتکب راهزنی شود در صورتی که عنوان محارب بر او صادق نباشد به سه تا پانزده سال حبس و شلاق تا (۷۴) ضربه محکوم می شود.در این ماده اعمال مجموع مجازات های اصلی متعدد بر مرتکب الزامی است. ↑
-
ماده ی۲۸۲ قانون مجازات اسلامی: حد محاربه یکی از چهار مجازات زیر است:الف- اعدامب- صلب
پ-قطع دست راست و پای چپ
ت- نفی بلد
در این ماده تنها یک مجازات اصلی به اختیار دادرس بر مرتکب اعمال میگردد. ↑
-
- ر.ک به: زراعت، عباس، منبع پیشین، صفحه ی ۱۱۸ ↑
-
- جهت ملاحظه ی توضیح بیشتر در این خصوص به فصل دوم رجوع کنید ↑
-
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه ی دهخدا، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، جلد دوازدهم، چاپ اول از دوره ی جدید، بهار۱۳۷۳ ↑
-
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید سه جلدی، انتشارات امیرکبیر، جلد سوم، چاپ دوم، تهران۱۳۶۵ ↑
-
ماده ی ۱۴ قانون مجازات اسلامی۱۳۹۲: مجازات های مقرر در این قانون چهار قسم است:الف- حدب- قصاص
پ-دیه
ت- تعزیر
تبصره… ↑
-
- شامبیاتی، هوشنگ، حقوق جزای عمومی، انتشارات مجد، جلددوم، چاپ شانزدهم، سال ۱۳۸۹، صفحه ی ۳۴۲ ↑
-
- دهخدا، علی اکبر، پیشین ↑
-
- باهری، محمد، حقوق جزای عمومی- تقریرات دکتر محمد باهری، انتشارات رهام، چاپ اول، تهران۱۳۸۱، صفحه ی۲۷۷ ↑
-
- ولیدی، محمدصالح، حقوق جزای عمومی، پیشین، صفحه ی ۱۶ ↑
-
- نوربها، رضا، زمینه ی حقوق جزای عمومی، ناشر کانون وکلای دادگستری مرکز، چاپ اول، زمستان۶۹ ↑
-
- فتحی بهنسی، احمد، العقوبه فی الفقه الاسلامی، دارالشروق، بیروت، صفحه ی ۱۳ ↑
-
- صادقی، محمد هادی، جزوه ی حقوق جزای عمومی(۳)، انتشارات دانشکده ی حقوق دانشگاه شیراز، بی تا، صفحه ی ۹ ↑
-
- جهت بررسی تفصیلی اهداف و ویژگی های مجازات ها رجوع کنید به: ساولانی، اسماعیل، پیشین، صفحه ی ۲۸۱-۲۸۲ و نوربها، رضا، منبع پیشیسن، صفحه ی ۲۶۹-۲۷۲ ↑
-
- فتحی بهنسی، احمد، مدخل الجنائی الاسلامی، دارالشروق، بیروت، صفحه ی۲۴ ↑
-
- نجفی، محمدحسن(جواهرالکلام)، حدود و تعزیرات، ترجمه ی اکبر نایب زاده، انتشارات خرسندی، جلد اول، چاپ اول، تهران۱۳۹۰، صفحه ی۱۱ ↑
-
- گرجی، ابوالقاسم،حدود وتعزیرات و قصاص، انتشارات دانشگاه تهران، پاییز۱۳۸۱،صفحه ی ۱۰ ↑
-
- ر.ک به: حلّی، ابوالقاسم جعفر(محقق حلّی)، شرائع الاسلام، جلد چهار، انتشارات استقلال،چاپ سوم، تهران، ۱۴۰۹ ↑
-
- ر.ک به: طوسی، ابی جعفرمحمد(شیخ طوسی)، الحدود، جلد اول، بیروت – لبنان، دارالتّراب، بی تا ↑
-
- ۱- زنا ۲- لواط ۳- تفخیذ ۴- ازدواج با زن ذمی بدون اذن زن مسلمان ۵- بوسیدن پسر از روی شهوت توسط مُحرِم ۶- مساحقه ۷- قوّادی ۸- قذف ۹- دشنام دادن به پیامبر(ص) ۱۰- ادعای پیامبری ۱۱- سحر و جادو کردن ۱۲- نوشیدن مسکرات ۱۳- سرقت ۱۴- فروش انسان آزاد ۱۵- محاربه ۱۶- ارتدادر.ک به: خویی، ابوالقاسم، ترجمه ی مبانی تکمله المنهاج، ترجمه ی علیرضا سعید، انتشارات خرسندی، جلد دوم، چاپ سوم، تهران ۱۳۹۱ ↑
-
- شهید ثانی، مسالک الأفهام، مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، جلد ۱۴، قم، ۱۴۱۹، صفحه ی ۳۲۵ ↑
-
- گرجی، ابوالقاسم، پیشین، صفحه ی۱۱ ↑
-
- انصاری، قدرت الله و دیگران، تعزیرات از دیدگاه فقه و حقوق جزا، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، تابستان۱۳۸۵، صفحه ی ۳۲۵ ↑
-
- حاجی ده آبادی، احمد، قواعد فقه جزایی (حدود و تعزیرات، قصاص و دیات)، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، چاپ اول، زمستان۱۳۸۷، صفحه ی۳۹۱ ↑
-
- ردّ اموال ذمّی به اولیاء دم مقتول مسلمان، مجازاتی اضافه بر قصاص نفس است که گفته شده است مستند آن روایاتی چند من جمله صحیحه ی ضریس است. ↑
-
-
- گفته شده است اگر قاعده ی«لایجنی …» را اینگونه تبیین کنیم که جانی را نمی توان برای یک جنایت علاوه بر قصاص نفس به مجازات دیگری محکوم کرد، این مورد استثنای قاعده محسوب نمی شود بلکه تخصصاً از بحث خارج است. ↑

-
- در این مورد میان فقها اختلاف عقیده وجود دارد، پاره ای از فقها آن را در زمره ی مصادیق قاعده می دانند و برخی آن را استثناء قاعده می دانند. ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
دیگر خودروسازها مانند خودروسازی های گروه بهمن، کرمان خودرو، رخش خودرو، کیش خودرو، رانیران، تراکتورسازی، شهاب خودرو و دیگران، روی هم فقط ۶٪ خودروهای ایران را میسازند؛ این شرکتها گونههای مختلف خودرو ازجمله موتورسیکلت، خودروهای مسافری، ونها، کامیونهای کوچک، کامیونهای اندازه متوسط، کامیونهای سنگین، مینیبوسها، اتوبوسهای بزرگ و دیگر خودروهای تجاری و عمومی برای تامین نیاز کشور میسازند .


۳-۲-۵) صادرات : در سال ۲۰۰۷ ایران حدود ۵۰۰ میلیون دلار خودرو صادر کردهاست؛ تا مارس ۲۰۰۹، این رقم به ۱ میلیارد دلار رسید سازمان تجارت جهانی (WTO) که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است استراتژیک ترین چالش ها برای خودروسازان نوپای منطقه ای، به ویژه شرکت های خودروساز ایرانی به حساب میآیند. پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی به ورود محصولات رقبای خارجی با شاخص های رقابتی برتر منجر شده و موجب کاهش میزان حجم سفارشات دریافتی و در نتیجه سهم بازار صنایع خودرو داخلی می شود،
۴-۲-۵) منافع :در صورت الحاق ایران ؛ خودروسازان بزرگ وارد بازار ما خواهند شد و مهمترین نفع برای صنعت خودرو حضور خودروسازان بینالمللی و معتبر در ایران و رقابتی شدن بازار خودرو کشور است. یکی از موانع اصلی عدم حضور خودروسازان بزرگ در ایران تحریمهای صورت گرفته توسط ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا است. تحریمهایی که تخطی از مفاد آن جریمههای سنگینی برای شرکتها به دنبال داشت، اما به سرانجام رسیدن پرونده هستهای ایران و لغو بسیاری از تحریمها به صورت یکباره نویددهنده حضور خودروسازان بینالمللی در بازار ایران است. موضوع مهم دیگر رفع تحریم بانک مرکزی و آسان شدن شرایط نقل و انتقال پول در بازار خودرو است. شرایطی که در گذشته موجب بالارفتن ریسک سرمایهگذاری در کشور میشد، به همین دلیل خودروسازان خارجی کمتر به سرمایهگذاری در ایران گرایش داشتند. الان هند اتومبیلهای خوبی را تولید میکند. اما چرا ما به سراغ خارجیها نرفتیم به خاطر این بود که زمانی فکر میکردیم اگر خارجیها به ایران وارد شوند استقلال وامنیتمان را سلب و خدشهدار میکنند[۶۱]. مهمترین مشکل ما این است که ما هیچ برنامه جدی برای رقابتی کردن اقتصاد نداریم. راجع به برداشتن سوبسیدها که یکی از همان مشکلات است، اقداماتی صورت گرفت و این اقدامات به عنوان اولین مرحله نتیجه مطلوبی نداشت بنابرین لازمه اقتصاد بدون نفت و ورود موفقیت آمیز در رقابتهای تجاری ، شناسایی مزیتها و برنامهای دقیق است.
در نتیجه مهمترین چالش هایی که موقعیت استراتژیک خودروسازان ایرانی را به مخاطره خواهد انداخت عبارتند از:
الف) ظهور محصولات جدید با وزن بسیار بالای دانش و فناوری، در صنعت خودروی جهانی، همچون؛ خودروهای با پیل سوختی، خودروهای با سوخت هیدروژنی و… همراه با ارائه خدمات از راه دور نرم افزاری(اینترنتی)؛
ب) تحولات الگویی و پارادایمی در صنعت جهانی خودروسازی ، و تغییر نقش ها در ساختارهای مدیریتی ازجمله؛ موج گسترده ادغام های خودروسازان سنتی و قطعه سازان با یکدیگر، تغییر نقش خودروسازان و تامین کنندگان در زنجیره ارزش خودرو و ظهور خودروسازان صاحب برند. (برارپورـ ۱۳۸۳)
ج) ضعف زیرساخت های رقابتی و فقدان لایههای مزیتی در بخش صنعت خودروی ایران.
برای اینکه به سازمان تجارت جهانی بپیوندیم باید دستاوردهای مناسبی برای ورود به فضای رقابتی تجارت داشته باشیم وگرنه از این عضویت سودی نمیبریم. در زمان آقای هاشمی بحث آزادسازی بسیار مطرح بود. اما با حضور شرکتهای خارجی در صنعت خودرو ایران، یکی از چالشهای پیشروی این شرکتها برای فعالیت در بازار ایران در صورت انعقاد قرارداد با شرکتهای خودروساز داخلی مطمئنا دخالت شورای رقابت در تعیین قیمتها است. از آنجا که شورای رقابت با فرمول مشخص در قیمتگذاری خودروهای تولیدشده در کشور دخالت مستقیم دارد، ممکن است سرنوشت خودروسازان خارجی برای تولید خودرو در بازار ایران همانند خودروسازان داخلی به جدالی در سال ۹۴ با این شورا ختم شود. جدالی که تاکنون بر نقش بازار در تعیین قیمت خودرو اهمیتی نداده است، اما چنین برخوردهایی با خودروسازان معتبر بینالمللی ممکن است واکنشهای خوبی را به دنبال نداشته باشد.در ادامه لغو تحریمها این نکته نیز قابل توجه است که یکی از مشکلات صنعت خودرو بخصوص طی چند سال گذشته واردات اقلامی بود که خودروسازان ایرانی برای وارد کردن آن ها مجبور به دور زدن تحریمها و در نتیجه تحمل هزینه های زیادی در این زمینه بودند حال آنکه با لغو تحریمها و ورود به سازمان تجارت جهانی ممکن است هزینه تولید خودرو در کشور به طور چشمگیری کاهش پیدا کند.
گفتار سوم : تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی برصنایع نساجی
الف) صنعت نساجی : در جوامع امروزی، نقش منسوجات و به ویژه پوشاک، به عنوان یکی از محصولات نهایی این صنعت، قابل انکار نیست. امروزه پوشاک فراتر از یک نیاز طبیعی در زندگی انسان نقشآفرینی کرده و به عنوان نمادی از فرهنگ جامعه محسوب میشود به گونهای که برای شناخت و تمایز فرهنگهای مختلف از یکدیگر می توان از الگوی پوشش آنان بهره گرفت.[۶۲]
صنعت نساجی در کشورهای توسعه یافته نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است مانند آمریکا که این صنعت در اشتغالزایی و همچنین در خصوص تولید ناخالص ملی این کشور ایفای نقشهای اول و دوم را به عهده دارد.
نقش اقتصادی صنایع مذکور در اقتصاد به لحاظ ارزآوری، ایجاد اشتغال، جلوگیری از خروج ارز از کشور و ایجاد ارزشافزوده موجب شده تا این صنعت در زمره صنایع مهم کشورهای مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه قرار گیرد. یکی از مهمترین مؤلفههای اقتصادی قدرت خلق ارزشافزوده است که موجب افزایش تولید ناخالص داخلی میگردد. میتوان ادعا کرد که قدرت خلق ارزشافزوده در صنایع نساجی منحصر به فرد است به عنوان مثال با در نظر گرفتن قیمت بین ۲ تا ۶ دلار برای هر کیلوگرم مواد اولیه مورد نیاز این صنعت که بخش قابل توجهی از آن از طریق منابع داخلی قابل تامین است، میتوان در این صنعت محصولاتی را تولید کرد که بالغ بر حدود ۲۰۰دلار در هر کیلوگرم یا حتی بیشتر به فروش میرسند. لذا میتوان خاطرنشان کرد که در یک فضای رقابتی( پس از الحاق )، ایجاد چنین ارزش افزودهای را نمیتوان به راحتی در صنعتی دیگر جستوجو کرد. این در حالی است که ارزشافزوده تولیدی در زیرشاخههای این صنعت برابر نبوده و بر اساس آمار منتشر شده از سوی دفتر نساجی و پوشاک وزارت صنعت، معدن و تجارت، سهم ارزشافزوده از ارزش محصول تولیدی در تولید پوشاک بیشترین و در حدود ۸۵ درصد میباشد.
در حال حاضر ۷/۱۳ درصد از کل واحدهای صنعتی در زمینه تولید منسوجات در ایران فعال هستند که ارزش سرمایهگذاری ریالی آن چیزی بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان است.
لازم به ذکر است بین سالهای ۸۰ تا ۸۴ نزدیک به شش برابر ارزی که صنعت نساجی از محل صندوق ذخیره ارزی دریافت کرده، صادر کردهاست با این حال سیستم بانکی کشور این صنعت را یک صنعت از پا افتاده میداند که قادر به بازپرداخت تعهدات نیست.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
فرضیه سوم پژوهش:
آموزش شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر میزان احساس نگرانی زنان مؤثر است.

در راستای بررسی این فرضیه پژوهشی که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نگرانی زنان مؤثر است، نمرات نگرانی در بین دو گروه آزمایشی و کنترل با بهره گرفتن از روش آماری تحلیل کواریانس مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل از این روش در جدول ۴-۱۱فصل۴ نشان میدهد که بین نمرات گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری (F=143.74 , p<0.001) وجود دارد. این نتیجه نشان میدهد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نگرانی زنان مؤثر است و بنابرین فرضیه پژوهش تأیید میگردد.

نتایج پژوهش حاضر با نتایج پژوهش های(کیم لی ۲۰۱۰)،(هامبورگ۲۰۱۰)،(بوالمجیر۲۰۱۰)،(کیوست استیجن۲۰۰۸)،(گروسمن۲۰۰۴)،(کابات زین۲۰۰۳)،(برون۲۰۰۳) همسو میباشد.
نتیجه گیری:
فرضیه اول: آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان مؤثر است.
در تبیین این یافته می توان گفت که بیماران با بهره گرفتن از مهارتهای ذهن آگاهی یاد می گیرند که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شوند و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش پاسخ دهد.(کویکن،۲۰۱۰).
هدف ذهن آگاهی تغییر سبک تفکر به سمت شیوه ی “بودن” است. در این روش درمانی هدف این است که روشی به بیماران آموزش داده شود که بتوانند به طور متفاوتی با افکار و تجربیاتشان برخورد کنند.(کارن ،۲۰۰۹)
آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی برای بیماران به این هدف صورت میگیرد که آنان به درک این نکته نائل آیند که ، افکار تنها ” فکر” هستند و واقعیت نیستند.هنگامی که آن ها توانستند به افکارشان صرفا به عنوان یک فکر و چیزی جدا و بیرون از خودشان بنگرند ،آنگاه میتوانند با دید روشن تری به واقعیت بنگرند و مدیریت بیشتری بر وقایع داشته باشند .
این روش درمانی توجه و تمرکز و استفاده از تکنیک هایی جهت تمرین این تمرکز و به کار بستن آن در لحظه لحظه ی زندگی را به افراد می آموزد.و این توانایی را به آنان میدهد که با وقوع اولین نشانه ها ، از قبیل خلق منفی ، افکار منفی و شیوه های پردازش ناکارآمد ، خودشان را به لحظه ی حال بیاورند و با تمرکز بر اجزایی مانند تنفس ، احساسات بدنی و اعمالشان درنهایت از افتادن در دام ” مارپیچ نزولی” افسردگی رهایی یابند.(سگال و ویلیامز،۲۰۰۲).
در شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خلاف شناخت درمانی کلاسیک هدف تغییر محتوای افکار و چالش با آن ها به منظور جایگزین کردن افکار جدید نیست ، در شناخت درمانی تلاش می شود که برای کنترل و تنظیم هیجانات ، افکار زیربنایی آن هیجانات شناسایی و تغییر یابند ، در حالی که در روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ، تنظیم هیجانات از راه پرورش و پخته کردن خود هیجانات و بدون دستکاری مستقیم افکار صورت میگیرد . در واقع در این روش فرض بر این است که افکار انرژی لازم برای اثربخشی را از هیجاناتشان کسب میکنند و بجای واقعی پنداشتن آن ها ، باید به گونه ای متفاوت و از دیدگاهی دیگر به افکار نگریست. از دیگر مزایای کاربرد این روش درمانی در اختلالات روانپزشکی بویژه افسردگی ، می توان به نبود عوارض جانبی و افزایش کیفیت زندگی افراد افسرده پس از گذراندن دوره ی درمان اشاره کرد(کاویانی و همکاران۱۳۸۷).
فرضیه دوم: آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان مؤثر است.
در تبیین این یافته می توان گفت که پروتکل ذهن آگاهی در اصل برای پیشگیری از برگشت علایم افسردگی در مرحله ی بهبود موقت طراحی شده است، درمانی کارا در مرحله ی فعال افسردگی و حتی افسردگی های مزمن و مقاوم به درمان میباشد و به نظر میرسد قادر به برطرف نمودن علائم افسردگی و درمان این بیماری باشد.(حناساب زاده اصفهانی ،۱۳۸۷).
آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه های اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوی ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه های فیزیکی
می شود(کیوست استیجن،۲۰۰۸).
ذهن آگاهی بر عمل شاخه پاراسمپاتیک سیستم عصبی اثر میگذارد.اجرای تمرینات آن سبب الگوهای جدیدی از خود تنظیمی می شود.نتایج مرتبط با سلامت ذهن اگاهی در بسیاری از زمینه ها شامل بهبود کارکرد ایمنی ,کاهش افسردگی,کاهش سردرد,کاهش تنش عضلانی,و سردرد,کاهش کلسترول و سطح کورتیزول خون میباشد،(گروسمن ۲۰۰۴).
ذهن آگاهی همچنین پیشبینی کننده رفتار خودتنظیمی و حالات هیجانی مثبت بوده و از طریق ترکیب سرزندگی و واضح دیدن تجربیات میتواند تغییرات مثبتی را در شادکامی و بهزیستی ایجاد نماید(برون۲۰۰۳).
این روش درمانی همچنین توجه و تمرکز و استفاده از تکنیک هایی جهت تمرین این تمرکز و به کار بستن آن در لحظه لحظه ی زندگی را به افراد می آموزد.و این توانایی را به آنان میدهد که با وقوع اولین نشانه ها ، از قبیل خلق منفی ، افکار منفی و شیوه های پردازش ناکارآمد ، خودشان را به لحظه ی حال بیاورند و با تمرکز بر اجزایی مانند تنفس ، احساسات بدنی و اعمالشان درنهایت از افتادن در دام ” مارپیچ نزولی” افسردگی رهایی یابند(سگال،۲۰۰۲).
فرضیه سوم پژوهش:
آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان مؤثر است.
در تبیین این یافته می توان گفت که آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه های اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوی ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه های فیزیکی می شود(کیوست استیجن،۲۰۰۸).
آموزش ذهن آگاهی برای کاهش اضطراب و تنش شامل سه مؤلفه است:
۱٫رشد آگاهی از طریق یک روش شناسی نظام دار که در برگیرنده تمرین های رسمی ذهن آگاهی(وارسی بدن،نشستن در حالت مراقبه،حرکت هوشیارانه)وتمرین های غیر رسمی ذهن آگاهی(گسترش آگاهی در هر لحظه از زندگی روزمره)است.
۲٫چارچوب نگرشی خاص،این چارچوب با مهربانی،کنجکاوی و رضایت از بودن در زمان حال مشخص می شود که همراه با آشکار سازی تجارب است.این اعمال هم به صورت اندیشمندانه در ضمن اجرا و تمرین پرورش مییابند و به طور خود انگیخته از عمل فرد نشأت می گیرند.
۳٫درک درست از آسیب پذیری بشر که این مسئله ابتدا از طریق آموزش های شنیداری و سپس از طریق جستجوی اعتبار آن ها از طریق مشاهده مستقیم فرایند تجربه در عمل طی تمرین های ذهن آگاهی رشد مییابد.ما از طریق این فرایندها می اموزیم گرچه رنج قسمتی از تجربه ماست اما راه هایی وجود دارد که ما میتوانیم الگوهای عادت شده جدیدی را جهت ایجاد،افزایش و تعمق در آن یاد بگیریم،(ربکا کرین ۲۰۱۱).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
به اعتقاد سلیگمن (۲۰۰۴)هدف اصلی روانشناسی مثبت ،افزایش شادمانی بر روی کره زمین است که شامل دو فراینده است :فراینده نخست ، سنجش معتبر و قابل اطمینان احساس های مثبت واثرات مثبت آن است که در دهی گذشته این شاخه از روانشناسی گام های مؤثر وچشمگیری در این خصوص برداشته است.مرحله ی دوم در این فراینده ، طبق بندی علمی است .

تعیین حدود ژنتیک :شواهدی از این موضوع که شادکامی ما تا حدودی به مسائل ژنتیکی ما بستگی دارد ، حمایت میکند یعنی ما بایک مقدار شادکامی که توسط ژن هایمان تعیین شده اند متولد میشویم .این ژن ها ، حدود ۵۰ درصد شادکامی ما را تعیین میکنند .بنا براین اگر تغییرات غیر منتظره در زندگی ما رخ دهد مثلا” یک بلیت بخت آزمایی برنده شویم یا اتفاق ناگواری برای مارخ دهد ، در حدود یک سال یا بیشتر ، سطح شادکامی ما به نکته تعیینی اش بر خواهد گشت .

موقعیت و شرایط: مدارک و شواهدی وجود دارند که نشان میدهند شرایط و موقعیت هایی که ما در آن زندگی میکنیم درمیزان شادکامی ما مؤثرند و ما همیشه نمی توانیم کنترل زیادی روی آن ها داشته باشیم .برای مثال ، همیشه نمی توانیم در یک خانه ی مجللی که آرزویش را داریم زندگی کنیم و یا با ماشین دلخواه خود رانندگی نماییم ،اگر چه مدارک نشان میدهند که این تنها٬ در حدود۸ تا۱۵ درصد شادکامی را تعیین میکند که واقعا” خیلی زیاد نیست.
کنترل اختیاری: سومین عامل ، مهم ترین عامل درمعدله است چون می توانید آن را کنترل کنید و این موضوع تقریبا” شامل قسمت اعظمی از جنبههای زندگی می شود . شما دارای درجه بالایی از کنترل هستید که اعمال و افکارتان و روشی که برای زندگی کردن انتخاب می کنید را در بر میگیرد .شما هستید که در مورد چیزی فکر می کنید ،انتخاب می کنید و در گذشته ، حال و آینده ،عمل می نمایید و به نظر میرسد تأثیر مهمی بر روی اینکه چگونه شاد باشید دارند و این بالای ۴۲ درصد می توان باشد.
به اعتقاد سلیگمن (۲۰۰۴)سه مسیر به سوی شادمانی وجود دارد که او آن ها را با نامه های «زندگی لذت[۶۴]»، «زندگی خوب[۶۵]»و«زندگی معنا دار[۶۶]»می نامد .بعضی از این مسیر ها، بهتر از دیگری نگاه اجمالی به پیامد ها و نتایج طولانی مدت از کارهایمان داشته باشیم و آن ها را ارزیابی کنیم تا از یپامدهای بعدآن ها دوری کرده و پیاد های خوب آ نها را افزایش دهیم (گیلبرت ، ۲۰۰۷ ).
مغز انسان متشکل از قسمت هایی است که برای هر موقعیتی ،بهترین چیز مناسب با آن موقعیت رابه ارمغان می آورد اما مردم نمی دانند دارای این توانایی هستند(گیلبرت ،۲۰۰۷).از نظر وین برگ[۶۷] (۲۰۰۸) ما دنیا را خلق میکنیم زیرا فرصت زیادی برای زندگی کردن داریم وعلیرغم این که بسیار ی از وقایع ،ماورای کنترل ماهستند ،ما نیز توانایی کنتعرل رفتارهایمان را در یک جهت و موقعیت مشخص تا حدود زیادی دارا هستیم . بنا براین پیامد های حسی ناشی از وقایع ،به عهده ی ماهستند.
افکارما کنترل کننده احساس هایمان هستند و ما تا حد زیادی کنترل افکار خود را داریم ،بنا براین ما هستیم که شادی را انتخاب میکنیم و یاآن را کنار می گذاریم . شیوه تفکر ما در مورد یک موقعیت است که نحوه رفتار ما را درآن موقعیت ،شکل میدهد . بنابرین چگونگی رفتار ما دررابطه با یک موقعیت ،بر اساس واقعیت عینی آن نیست بلکه بر اساس ارزیابی ذهنی ما از آن موقعیت است .
۲-۵-۱۵ شادی از دیدگاه مارتین سلیگمن
در آواخر ماه می ۲۰۰۴ سازمان آموزش و پرورش ،فراخوانی برای پیشنهادها به عنوان بخش ابتکار ی آموزش ،ارئه داد و آنان به دنبال راهکارهایی جهت رهایی از فشارهای ذهنی بیمار ی در محیط های آموزشی بودند .
گروه پژوهشی به سر پرستی سلیگمن ،با ارائه روانشناسی مثبت و راهکارهایی جهت افزایش شادمانی ،وارد عمل شد .سازمان آموزش و پرورش آمریکا برای آموزش روانشناسی مثبت در نهمین دوره ،مبلغ ۸/۲ میلیون دلار پرداخت کرد . هدف از تخصیص مطلوب مالی اخیر ،این بود که پژوهش و بررسی در رابطه با رفتارهای مثبت و کیفیت ایجاد آن میتواند به دانش آموختگان از نظر احساسی و آکادمیکی کمک نماید و چنانچه فرضیه های این پژوهش به تأیید می رسید به عنوان یک الگوی ملی برای افزایش روحیه دانش آموختگان در سیستم آموزش و پرورش در میآمد .در این پژوهش ، است هر چند ترکیبی از این سه مسیر ایده آل تر است .به نظر سلیگمن زندگی ،لذت،شادی ها و خوشی های سطحی را به ارمغان می آورد و برای همین است بسیار ی از مرد م شبیه به هم ، این نوع زندگی را داند .همچنین از نظر او بزرگتر ین اشتباهی که مردم در غرب مرتکب میشوند این است که جذب نظریه شادی هایی وودی که فقط خندیدن و لبخند زن زیاد است،میشوند .وقتی یک زندگی ،فقط وابسته به لذت ها و خوشی های آنی باشد فقط بعضی درجات شادی را ارائه میدهد و این متقابلا” نارضایتی فراوان در خود ایجاد میکند .به زعم وی،برای اینکه به طور جدی شاد باشیم و خوشحال زندگی کنیم ، باید چشمانمان را به سوی یک زندگی خوب باز کنیم و برای انجام این عمل لازم است ما قدرت های امضاء خود که همان پشتکار و استقامت است را شناسایی کنیم. سلیگمن میگوید ،اگر ما یک با رقدرت خودمان را آزمون کنیم و در واقع، نیروهای خود را بشناسیم و آن ها را به کار بگیریم ٬استفاده بیشتر آن ها باعث می شود در زندگی روزمره ،احساس شادی و رضایت کنیم.
به کار گیری نقاط قوت در کار و زنگی اجتماعی ،سبب میشوند ما به آنچه که سلیگمن آن را زندگی خوب می نامید نایل شویم و وقتی ازآن ها برای کمک به دیگران استفاده کردیم ما به سمت زندگی معنا دار سوق داده میشویم .در واقع،زندگی معنادار ناشی از اثر نیروی شما در ارتباط با چیزهایی است که باور دارید و این زندگی فراتر از یک زندگی معمولی است.
سلیگمن (۲۰۰۴)طی پژوهشی ،رابطۀ سبک زندگی ومیزان شادکامی و رضایت از زندگی ۱۵۰ نفررا با سه پرسشنامه متفاوت که هر یک،یکی از انواع زندگی (مطبوع ،خوب ،معنا دار )را مورد سنجش قرار میداد٬بررسی کرد.اودریافت که هم زندگی خوب وهم زندگی معنادار٬هردوبا رضایت از زندگی وشادکامی ٬همبستگی دارندولی به طورحیرت انگیزی ،این همبستگی درزندگی معنا دارقوی تر بود.
مونتایرنیزاجزای تشکیل دهنده شادی راشامل سه بخش میداند:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
به علاوه، بین گروههای ذینفوذ نیز دسته بندی های دیگری وجود دارد بر حسب اینکه کدام یک از آن ها بیشتر در قدرت نفوذ میکنند و کدام یک بعضاً این کار را همراه با سایر فعالیتهایشان به انجام می رساند و بدین وسیله تأثیر گذاری بر سیاست تنها یکی از ابعاد کارویژه های آن ها را تشکیل میدهد.[۷]

اگر حزبی خود را فقط به اعمال فشار و نفوذ بر قدرت محدود کند، با گروههای ذینفوذ و فشار تفاوتی نخواهد داشت.
بسیاری از صاحبنظران چهار ممیزه سازمان، ایدئولوژی، کانونی بودن و مبارزه برای کسب قدرت را وجه تمایز حزب از غیر آن، شمرده اند.[۸]

یکی از کانالهای مشارکت سازمان یافته در سیاست و دموکراسیهای امروزی، گروههای ذینفع یا ذینفوذ هستند. این گروه ها الزاماًً برای اعمال نفوذ بر حکومت تشکیل نشده اند بلکه در عین اینکه اهداف و خط مشی های اقتصادی و اجتماعی دارند، درصدد رخنه در مقامات دولتی و تلاش برای تأمین منافع خود نیز میباشند. در مورد این گروه ها، به طور کلی دو نظر عمده وجود دارد :
۱-عده ای این گروه ها را به عنوان پیش نیازی برای دموکراسی و ضامن استمرار و بقای آن می دانند.
۲-عده ای هم بر جنبههای زیانبار و غیر ضروری بودن آن ها برای دموکراسی تأکید میکنند.
از دیدگاه مدافعان، گروههای ذینفوذ و ذینفع از بارزترین نشانه های جامعه دموکراتیک بوده و بازتاب منافع و خواستهای مردمی اند. از سوی دیگر استدلال میکنند که همه قوانین اساسی دموکراتیک، آزادی و اختیار افراد را در شرکت در گروههای دلخواه خود مورد تأیید قرار دادهاند. همچنین این گروه ها از مهمترین منابع اطلاعاتی سیاستمداران و افراد تحت پوشش خود میباشند و نقش عمده ای در اجتماعی کردن و نهادینه کردن سیاست بازی میکنند و از این کانال کمکهای شایانی به احزاب سیاسی و پارلمان می نمایند. در جامعه آمریکا، گروههای ذینفوذ نقش عمده ای را در تصمیم گیریهای سیاسی و اقتصادی بازی میکنند و جیمز مادیسون هم یکی از هواداران قائل شدن حداکثر آزادی برای گروههای ذینفوذ بود. بنظر میرسد که یکی از دلایل عمده تقویت و قدرت یاقتن در اعمال نفوذ گروههای ذینفوذ در آمریکا، کمرنگ شدن نقش احزاب سیاسی در صحنه سیاسی این کشور باشد چرا که در امریکا احزاب از اعضای کنگره مستقل اند و بر تعیین نامزدهای انتخاباتی کنترلی اعمال نمی کنند.
در مقابل این اظهارات، منتقدان گروههای ذینفع بر این باورند که این گروه ها صرفا به دنبال منافع و اهداف خود بوده و این منافع همیشه و الزاماًً با منافع جامعه هماهنگی ندارد.
در برخی کشورها نیز دولت جهت تضمین رقابت اقتصادی در بازار آزاد و آزادی سیاسی، مقرراتی برای تحدید فعالیت گروههای ذینفوذ وضع کردهاست.
همچنین مقررات سختی برای ثبت گروههای ذینفوذ برقرار گردیده است تا بدین وسیله از قدرت یافتن بیش از حد آن ها جلوگیری کرده و از سوی دیگر تلاشها برای تقویت احزاب سیاسی شدت بیشتری یافته است. در آمریکا پیشنهاد این است که بین اعضای کنگره و احزاب سیاسی ارتباط نزدیکتری برقرار گردد و ترتیبی اتخاذ شود تا اعضای کنگره برحسب تعلقات حزبی خود و بر مبنای مواضع حزبی انتخاب شوند. در پایان بحث از گروههای ذینفوذ و سایر گروههای سیاسی و اجتماعی باید نکته مهمی را خاطرنشان سازیم و آن اینکه، امروزه توازن و ایجاد هماهنگی بین منافع عمومی و خصوصی کار مشکل و فوق العاده پیچیده ای است و جای بحث زیادی دارد.
این نکته را هم باید اضافه کنیم که همچنان که قبلا مختصراً اشاره شد، همه گروههای ذینفوذ و یا فشار در پی کسب منفعت و پیشبرد اهداف صنفی و گروهی نیستند، بلکه شمار گروه هایی که در زمینههای محیط زیست، بهداشت، فرهنگ و غیره در مسیر حمایت از منافع عمومی حرکت میکنند کم نبوده و بهر حال حرکت در مسیر دموکراتیک، هماهنگ سازی و حفظ تعادل بین منافع و ارزشها، دشوار و در موارد خاصی ناممکن است. در مواردی هم چه بسا پیگیری منافع خصوصی به طور اتوماتیک وار موجب تأمین منافع عمومی و جمعی خواهد شد.
بعلاوه، مشارکت اندک جمعیت رأی دهنده آمریکاییان در انتخابات این کشور نتیجه بی اعتمادی به احزاب سیاسی است و این بی اعتمادی مردم را هرچه بیشتر به سمت گروههای ذینفوذ و ذینفع و مشارکت غیر مستقیم آن ها در قدرت از طریق این گروه ها سوق میدهد.
گفتار سوم- منشأ شکل گیری احزاب
زندگی اجتماعی و گروهی به انسانها آموخت که برای بیان منطقی عقاید و خواسته هایشان در قالب گروههای منظم و هماهنگی که به طور منسجم و سازمان یافته در قالب برنامه ای مشخص گرد هم بیایند و در جهت ارضای نیازهای فردی، به نیازهای جمعی خود نیز از طریق همیاری و مساعدت به یکدیگر تحت لوای تشکلهای سیاسی، پاسخی درخور بدهند.
احزاب سیاسی در واقعشکل خاصی از سازماندهی نیروهای اجتماعی هستند و تحت شرایط اجتماعی خاص پدید میآیند. طبعاً باید جامعه مدنی به میزانی از پیشرفت و پیچیدگی رسیده باشد تا ضرورت پیدایش احزاب به عنوان نماینده منافع و علایق گروه ها، اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی به وجود آید. به علاوه بخشهای قابل ملاحظه ای از جامعه باید از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آمادگی و انگیزه مشارکت در حیات سیاسی را به دست آورده باشند. در نظامهای سیاسی سنتی، جایی برای احزاب وجود ندارد، چون قدرت، محل ایفای نقش گروههای زیادی نیست و حوزه محدودی است و می توان گفت که تحزب اساساً یکی از محصولات مدرنیته و تحولات بعد از رنسانس میباشد.
منشأ اولیه تشکیل احزاب در تمام کشورها از یک کانال نبوده و دلایل متنوع و متفاوتی داشته است. اجمالا می توان گفت که پیدایش احزاب، متعاقب شکل گیری گروههای پارلمانی (فراکسیونهای پارلمانی) و انجمنهای انتخاباتی است. هر چند در مواردی عوامل مختلفی خارج از مجلس قانونگذاری موجب پیدایش احزاب شده است.[۹] پس با این اوصاف خواستگاه تشکیل احزاب دو گونه است.
الف- منشأ انتخاباتی و پارلمانی احزاب
احزاب سیاسی همزمان با آیین های انتخاباتی و پارلمانی زاده شده و توسعه یافتند. اینان در آغاز، زیر عنوان کمیته های انتخاباتی ظاهر شده اند و مأموریت آنان در عین حال سپردن معتمدان به یک نامزد انتخابات و گردآوری اعتبارات لازم برای مبارزه در انتخابات بود. همچنین در چارچوب مجالس مقننه نیز، گسترش گروههای پارلمانی که نمایندگان یک گرایش واحد را به منظور اقدامی مشترک جمع می کرد، دیده می شود. این نزدیکی نمایندگان در سطح بالا، طبعا منجر به این می شود که کمیته های انتخاباتی آنان، در پایه اقدام به اتفاق کنند، بدین سان نخستین احزاب سیاسی به وجود آمد.[۱۰]
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
رابعا، تصمیم این هیئت لزوماً مبنی بر حل و فصل خصومت نیست، بلکه حول مدار قبول تصرفات بلامنازع و پذیرش تقاضا و یا رد تقاضا به دلیل وجود اختلاف می چرخد.

گفتار چهارم.هیت تجدید نظر
پس از اتمام مرحله سوم و پایانی اصلاحات ارضی نسبت به املاک مشمول مقررات اصلاحات ارضی هیئت سه نفره ای به دستور ماده ۱۴۵ قانون ثبت الحاقی ۱۳۵۲ و آئین نامه هیئت تشخیص آن مصوب ۱۵/۰۹/۱۳۵۲ [۵۳]به منظور رفع اختلاف در مورد تحدید حدود املاک مشمول، که سابقه تحدید حدود نداشته و در اجرای مواد ۱۴۲ تا ۱۴۶ این قانون مورد تثاضای ثبت قرار گرفته است، در کنار سایر تکالیف تصریح شده، در مراکز استان و یا مراکز فرمانداری های کل با نام ((هیئت تشخیص)) تشکیل شد. تصمیم این هیئت قطعی و عیر قابل اعتراض در مراجع دیگر است و به وسیله ادارات ثبت اسناد و املاک محل وقوع املاک مذبور اجرا میگردد. اختیارات تصریح شده برای این هیئت غالبا جنبه (( تشخیص)) دارد و (( حل اختلاف)) دایره محدوده ی از وظایف این مرجع را تشکیل میدهد.

با توجه به مشخصات بیان شده نوعیت املاک مورد رسیدگی در هر دو هیئت تقریبا یکسان است و در تصمیمات این دو هیئت نیز فطعیت یکسانی وجود دارد. بنابرین نسبت به گروههای پیشین بیشترین قرابت گروه حل اختلاف ماده ۵ با هیئت مذکور است. لیکن حدود اختیارات[۵۴] این هیئت بسیار محدود و احضا شده و به طریق اولی در حل اختلاف از حوزه عمل محدودتری برخوردار است. اختلاف فاحش از حیث قلمروی اجرایی را نیز باید به این تفاوت ها افزود حوزه عمل هیئت تشیخص از حیث وسعت غالبا وسیع تر است.[۵۵]
مبحث دوم.مراجع رسمی دولتی
اصطلاح (( مراجع اداری )) تعبیری است که برخی حقوق دانان برای هیئت های نظارت و شورای عالی ثبت به کار برده اند.[۵۶] هیئت های نظارت در مراکز استان ها و در محل ادارات کل ثبت اسناد و املاک استان ها قرار دارند و شورای عالی ثبت در محل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور واقع در تهران قرار دارد که نسبت به برخی از آرای این هیئت ها در دو شعبه اسناد و املاک حق رسیدگی تجدید نظر دارد. حدود اختیارات و وظایف این مراجع در ماده ۲۵ قانون ثبت و برخی قوانین خاص به صورت منصوص مشخص است. عملکرد آن ها در واقع نوعی نظارت بر حسن انجام امور و اجرای قوانین در ادارات ثبت سراسر کشور است. طرح اعتراضات اختلافات و اشتباهات در این مراجغ با تشریفات قانونی خاص که در لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض مصوب ۰۵/۱۰/۱۳۳۳ و آئین نامه اجرائی رسیدگی اسناد مالکیت معارض و هیئت نظارت و شورای عالی ثبت مصوب ۱۶/۰۲/۱۳۵۲ تشریح شده است، صورت میگیرد. آرای هیئت نظارت به جز آرایی که مشمول بندهای ۱،۵ و ۷ از ماده ۲۵ قانون ثبت هستند قطعی و غیر قابل تجدید نظر است و آرای شورای عالی ثبت نیز به طور مطلق قطعی است.
با توجه به شرح وظایف این دو مرجع و مقایسه آن با گروه حل اختلاف موضوع ماده ۵ آئین نامه از این حیث که همه آن ها اقدام به حل اختلافات ثبتی می نمایند نسبت به آن دسته از اختلافاتی که در مرحله تقاضای ثبت و قبل از قبول تقاضا بروز نموده باشد وظایف مشابهی دارند. حتی اعتبار تصمیمات گروه حل اختلاف موضوع ماده۵ فراتر از هیئت نظارت است؛ زیرا برخی آرای این هیئت قابل اعتراض در شورای عالی ثبت است. عملکرد این گروه را می توان با عالی ترین نهاد نظارتی؛ یعنی شورای عالی ثبت قیاس نمود. بنابرین در مقایسه با دیگر گروههای ذکر شده بیشترین قرابت بین این دو گروه وجود دارد.[۵۷]
این نکته نیز قابل توجه است که چون حوزه عمل این گروه نسبت به مصداق معینی از املاک است، محدودتر از اختیارات آن دو مرجع میباشد.
در صورتی که منظور تدوین کنندگان آئین نامه اجرائی از وضع بند ((ب)) ماده ۵ آئین نامه چنین باشد و این اقدام را متعارض با قوانین مربوط ندانیم، اقدامی بدیع و بی سابقه در طول تاریخ ثبت املاک ایران، محسوب می شود. بدین ترتیب باید یکی از اهداف وضع این مقررات را جلوگیری از تمرکز گرایی و مبارزه با بوروکراسی دانست که نتیجه آن در این خصوص تسریع در روند رسیدگی به تقاضاهای ثبتی واصل و تصبیت مالکیت املاک مورد شمول، خواهد بود. اما عدم استقبال گسترده از این مقررات و کندی در اجرای آن ما را در پذیرش این استنباط با تردید اساسی مواجه میسازد. اجمال در قوانین موجد این شیوه ثبتی و عدم تصریح به تشکیل چنین گروهی در قالب مفاد این قوانین این تردید را افزون تر می کند. بنابرین به این نتیجه میرسیم که اولا منظور واقعی تدوین کنندگان آئین نامه خلق چنین نهاد قدرتمندی در بدنه ادارات ثبت نبوده است. ثانیاً با فرض پذیرش خلاف این منظره با توجه به اصول کلی حقوقی تردیدی نداریم که مقررات آئین نامه نمی تواند فراتر از مفاد قانونی باشد که به آن مشروعیت داده است.
گفتار اول.مرجع صدور گواهی مالکیت
مطابق ماده ۴ آئین نامه مذکور هر گونه پذیرش تقاضای ثبت اراضی کشاورزی منوط به صدور گواهی لازم از سوی اداره جهاد کشاورزی شهرستان محل وقوع ملک است که به منزله بلامانع بودن و عدم مغایرت با مقررات اراضی دولت، منابع ملی و اصلاحات ارضی و نیز عدم تداخل با مناطق چهارگونه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست[۵۸] و سایر مقررات مرتبط است. وضع این پیش شرط نیز در مقررات مربوط به ثبت املاک ایران بی سابقه است. در عین حال باعث حصول اطمینان ادارات ثبت در پیگیری سایر مراحل و تشریفات ثبتی می شود و نیز باعث جلوگیری از صدور اسناد مالکیت معارض خواهد شد. بنابرین اقدام پیشگیرانه مطلوبی به شمار میآید و قطعا در اعتیار بخشیدن به اسناد مالکیت صادره و قضا زدایی بسیار مفید و مؤثر است.
گفتار دوم.بررسی قانون اصلاحات ارضی
با توجه به توصیفی ارائه شده درباره ثبت اراضی کشاورزی محرز است که این مقررات با روش ثبتی مذبور ارتباط و تداخل دارد. بنابرین این شائبه پیش میآید که وضع مقررات مذکور نوعی موازی کاری با این روش است. تشریح آن روش ثبتی و مقایسه میتواند به ما را به نتیجه مطلب برساند. (غجمی، ۱۳۵۴،ص۳۲).اصلاحات ارضی به عنوان اصل اول از اصول انقلاب سفید ایران در زمان پادشاهی محمدرضا پهلوی با فلسفه ای خاص که از ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی[۵۹] و حقوقی مورد تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است با وضع قانون اصلاح قانون اصلاحات ارضی مصوب ۱۹/۱۰/۱۳۴۰ عملا به اجرا عملا به اجرا درآمد. پژوهشگران بنا به مقرراتی که طی بیش از یک دهه وضع و اجرا گردیده است و پایان اجرای آن قانونا ۳۱/۰۶/۱۳۵۱ است، این مقررات را به سه مرحله تقسیم نموده اند.[۶۰]
در طول اجرای این مقررات علاوه بر اراضی زراعی خارج از مستثنیات املاک خالصیه و موات نیز به منظور بهره وری و بالا رفتن سطح تولید ملی به دایره شمول این قانون افزوده شد. متعاقبا در زمینه ثبت املاک مشمول این مقررات قانون گذار در کنار سایر مقررات مورد نیاز مواد ۱۴۲ تا ۱۴۶ را در تاریخ ۱۸/۱۰/۱۳۵۱ به قانون ثبت الحاق نمود. این مقررات به چگونگی ثبت املاک مورد شمول، اختصاص داده است که از بسیاری جهات وجوه تمایز اساسی با مقررات ثبت عمومی دارد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
توزیع داوطلبان در امتحانات نهایی متوسطه ۶۵-۶۴ از ۰۰۰/۲۶۰ داوطلب دوره متوسطه نظری وفنی و حرفه ای ۰۷۴/۲۲ نفر در فنی و کشاورزی و ۰۳۵/۹ نفر در آموزش بازرگانی و حرفه ای در امتحانات نهایی متوسطه ۶۵- ۶۴ از ۰۰۰/۲۶۰ داوطلب دوره متوسطه نظری و فنی و حرفه ای ۰۷۴/۲۲ نفر در فنی و کشاورزی و ۰۳۵/۹ نفر در آموزش بازرگانی و حرفه ای در امتحانات نهایی خرداد شرکت داشته اند (تعلیم و تربیت ،۱۳۵۶ )
نتیجه گیری :
در یک جمع بندی کلی به نظر میرسد که روند تعلمی و تربیت جهانی از توجه به مبانی و مسائل ذهنی و معنوی شروع شده و به سوی عملی و یدی شدن حرکت کرده و در نهایت به نقطه ای رسیده است که ما به آن تعلیم و تربیت ، فنی و حرفه ای می گوییم .این جریانات بالنده ناشی از نیاز جوامع گوناگون به رشد و توسعه امکانات مادی و رفاهی بوده است . که نتیجه آن اختراعات و اکتشافات مهمی است که انجام شده وزندگی انسان های دگرگون ساخته است .

در موقعیت کنو نی کشور ما که از نتایج از این اختراعات و تکنو لوژی سود میبرد و خود نیز در آن سهم میباشد. لازم است که توجه بیشتری بدان مبذول دارد .
با گسترش تحقیقات در کلیه علوم جاری علی الخصوص علوم فنی و حرفه ای در متن کار قرار گیرد تا بتوانندپا به سوی کشور های اروپایی و پیشرفته حرکت کرده و از قافله عقب بماند .
مدارس فنی و حرفه ای و رشتههای مربوط به کار و دانش می توانندپاسخگوی نیازهای فنی و حرفه ای کشور باشند .به شرط آن که این امر جدی گرفته شود و روز به روز با باز خوردهای علمی ، اشکالات و معایب آن ها بر طرف شده و بر اساس نیاز های جدید جامعه تغییر نماید.
روش شناسی تحقیق :
در پژوهش انجام شده از روش علی –مقایسهای (پس رویدادی ) استفاده میکنیم . در این روش معمولاًپژوهشگر میخواهد علل کاری را که انجام شده به دست آورد .
در این روش معمولاً پژوهشگر هیچ گونه تاًثیری در وقوع اتفاقات ندارد و نمی تواند در متغییرها دستکاری نماید . دلیل انتخاب این این روش نیز این بوده ،که ما در گرایش دانش آموزان که به هنرستان ها مراجعه و تحصیل اطلاعات کافی نداشته ایم .
فلذا با بررسی علت ها ی موجود در رفتار و نمرات درسی ،شغل ،سواد ،والدین و تشویق کسانی که با نوجوانان سرو کار داشته اند .
قصد داریم ،این علل را کشف نماییم و در واقع این گروه دانش آموزان را با دانش آموزان را با دانش آموزان دیگر که به این رشته ها روی نیاورده اندمقایسه نماییم .
جامعه آماری:
جامعه عبارتند از :کلیه دبیرستان های فنی و حر فه ای دخترانه شهرستان ابهر
نمونه آماری :
نمونه آماری ۱۲۰ نفر میباشد .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تصادفی ،چند مر حله ای میباشد .
ابزار پژوهش:
ابزاری که جهت اندازه گیری استفاده می شود شامل یک پرسشنامه تر کیبی است .
در این پرسشنامه از ۲۲ سوال استفاده شده است . سوال ۱-۴ به فرضیه اول و سوم ۸-۵ به فرضیه دوم و سوال ۹-۱۷ به فرضیه سوم ۱۸-۲۰ به فرضیه ۴ و سوال ۲۲-۲۰ به فرضیه پنجم پاسخ میدهد و در قسمت مشخصات هم شغل پدر ،مادر ،معادل ترم اول، دوم ، سال گذشته و میزان تحصیلات مادر نیز مورد سوال قرار گرفته است .
شیوه اجرا :
پرسشنامه ای که به صورت گروهی در بین بچه ها توزیع گردید .
طرح پژوهش :
با بهره گرفتن از پرسشنامه می توان اطلاعات مربوط به این تحقیق را جمع آوری نمود و با بهره گرفتن از امار توصیفی می توان به تجزیه و تحلیل داده ها بپردازیم .
فصل چهارم :
تجزیه وتحلیل داده ها
در این فصل داده های گرد آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .بدین صورت که پرسش های مربوط به سوءالات پژوهشی و فرضیهها مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد . لذا فرضیه با سوءال پژوهش مطرح و از پرسش های مربوط در جداول مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و سپس در محدوده فرضیه مذبور قضاوت می شود ، به همین ترتیب کلیه فرضیهها بر اساس پرسش هایی مورد نظر قرار میگیرد .
لازم به ذکر است که کلیه دانش آموزان ۱۲۰ نفر میباشند که همگی در تنها هنرستان فنی وحرفه ای دخترانه ابهر مشغول تحصیل بوده اند.
فرضیه شماره ۱:
بین شغل والدین و گرایش فرزندانشان به رشتههای هنرستانی رابطه وجود دارد . برای قضاوت در مورد فرضیه مذبور داده های مربوط در جدول شماره ۱و۲ گرد آوری شده است .

جدول شماره ۱- توزیع فراوانی و در صد پدران شاغل
شغل فرهنگی وکارمند شغل آزاد پزشکی فنی یا مهندسی کارگریا
کشاورز
سایر سفید فراوانی ۲۲ ۲۷ ۱ ۶ ۴۶ ۴ ۴ در صد ۶۶/۲۶ ۵/۲۲ ۸۳% ۵ ۳۸ ۳۳/۱۲ ۳۳/۳
این جداول نشان میدهد که شغل والدین ۳۸ % از دانش آموزان رشتههای فنی وحرفه ای کارگر و یا کشاورز است که این رقم بالایی است . شغل فرهنگی و کارمند بیش از ۲۶ % می توان تا حدودی نتیجه گرفت که شغل ها ی بالای اجتماع کمتر فرزندان خود رابه هنرستان ها میفرستند ویا فرزندانشان علاقه کمتری به این رشته ها دارند.
جدول شماره ۲: توزیع فراوانی و در صد مادران شاغل
شغل مادر خانه دار شاغل سفید فراوانی ۱۰۷ ۷ ۶ در صد ۱۶/۸۹ ۸۳/ ۵ ۵
این جدول نشان میدهد که اکثریت مادران این دانش آموزان خانه دار بوده
و تعداد کمی شاغل هستند .
فرضیه شماره۲:
دانش آموزانی که در ترم اول و دوم از پیشرفت تحصیلی بر خوردار بودند که کمتر از دانش آموزان دیگر به شاخه های فنی و حرفه ای دارند . برای قضاوت در مورد فرضیه شماره ۲ جداول های شماره ۳ و۴ و ۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
جدول شماره ۳: توزیع فراوانی و در صد معدل ترم اول
معدل ترم اول ۱۰تا۱۲ ۱۴ تا۱۵ ۱۵ تا ۱۷ ۱۷ به بعد سفید فرا وانی ۳۴ ۴۸ ۳۰ ۲ ۶ در صد ۳۳/۲۸ ۴۰ ۲۵ ۶۶/۱ ۵
جدول شماره ۴: توزیع فراوانی و در صد معدل ترم دوم
معدل ترم اول ۱۰ تا ۱۲ ۱۴ تا۱۵ ۱۵ تا۱۷ ۱۷ به بعد سفید فراوانی ۳۷ ۴۶ ۲۱ ۴ ۱۲ در صد ۸۳/۳۰ ۳۳/۳۸ ۵/۱۷ ۳۳/۳ ۱۰
جدول شماره ۵: توزیع فراوانی و در صد معدل ترم اول و دوم
معدل ترم اول ۱۰تا ۱۴ ۱۴ تا ۱۵ ۱۵ تا۱۷ ۱۷ به بعد سفید فراوانی ۷۱ ۹۴ ۵۱ ۶ ۱۸ در صد ۵۸/۲۹ ۱۶/۳۹ ۲۵/۲۱ ۵/۲ ۵/۷
جداول بالا هر سه گویای این مطلبند که بالاترین گروههای معدل در این
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
مفاهیم،مبانی،پیشینه و درآمدی بر

حکمت یابی تأثیر جنسیت در دیه و قصاص
نخست باید دانست نظام حقوقی هر مکتبی را یک بار با نگاه به مجموعه قوانین آن درچارچوب تعریف شده باید بررسی کرد و یک بار در مقایسه با نظام های حقوقی دیگر و امتیاز دهی به برترین ها. در نگاه اول؛ شاید به توان به آسانی اثبات کرد که نظام حقوقی اسلام دارای انسجام است به طور مثال همان طور که پرداخت نفقه و هزینه های زندگی را بر عهده مرد واجب کردهاست. از سوی دیگر ارث و دیه او را نیز دوبرابر تعیین کردهاست تا موازنه برقرار شود و در حقیقت وقتی دیه مرد و ارث او دو برابر باشد در واقع تأمین هزینه زن و فرزند بیشتر شده است. اما در نظام حقوقی که تأمین هزینه خانواده بر عهده زن و مرد به طور مساوی میباشد چه بسا حکم دیه نیز به طور مساوی اعلام شود. البته در نگاه دوم که تحلیل و مقایسه نظام های حقوقی و امتیاز دهی به برترین ها میباشد چه بسا بتوان برتری نظام حقوقی اسلام را از دو زاویه «پیش نگاه» و «پس نگاه» بررسی کرد. پیش نگاه ها این است که این قوانین از سوی خداوندی است که به مصالح همه بندگان و نظام های اجتماعی آگاه است و طبیعی است قوانین او از استحکام، اتقان و پایداری و به دور از آسیب ها و عوارض جانبی میباشد و با پس نگاه نیز اگر به سستی نظام خانواده در جهان غرب توجه شود و به رشد استفاده ابزاری از زن توجه شود به صلاحیت قوانین اسلام و برتری آن برای حفظ شخصیت زن پی خواهیم برد.


مبحث اول: مفاهیم و مبانی
خون بها یا دیه، اساساً در مورد قتل یا جرح غیر عمدی تعلق میگیرد و در صورت عمد نیز امکان دارد ولی دم یا مجنی علیه از مجازات قصاص بگذرد و به گرفتن خونبها رضایت دهد. بدیهی است که در این صورت مجازات قصاص به خونبها تبدیل میشود. ماده ۲۵۷ قانون مجازات اسلامی میگوید: «قتل عمد موجب قصاص است. لیکن با رضایت ولی دم و قاتل به مقدار دیهی کامله یا به کمتر یا زیادتر از آن تبدیل میشود.» در ماده ۲۹۷ همان قانون آمده است: دیهی قتل مرد مسلمان یکی از امور ششگانهی است که در این ماده آمده است که قاتل در انتخاب هر یک از آن ها مخیر میباشد و تلفیق آن ها جایز نیست .
گفتار نخست: واژه شناسی
دیه:
واژه «دیه» در لغت, مشتق از «ودی» به معنای پرداخت دیه است که «واو» آن حذف و «ها» به عوض آن در آخر کلمه افزوده شده است.
وَدی معانی مختلفی دارد ، همچون جاری شدن چیزی ، جاری شدن چیز مایع ، نابودی و … .
هنگامی که این کلمه به صورت دیه در میآید معنای خونبهای مقتول یا عضو را پیدا میکند و این معنا به معنای اصلی کلمه نیز نزدیک است ، چون عامل خونبها ریختن و جاری کردن خون مجنی علیه است.
در قاموس که کتاب لغت معتبری است دیه را اینگونه معنا میکند ؛ دیه خونبهاست که حق کشته شده (قتیل) است.
راغب در معجم الفاظ قرآن می فرماید « یقال لما یعطی فی الدم دیه » ؛ آنچه در خون (قتل) پرداخت می شود؛ دیه نام دارد.
در کتاب لسان العرب آمده است :
« الدیه : حق القتیل. الجوهری : الدیه واحده الدیات و الهاء عوض من الواو …» ؛
دیه حق مقتول است. جوهری می نویسد : دیه مفرد دیات است و «هاء» عوض از «واو» است. در فارسی به آن خون بها میگویند.
– کلمه” دیه” به گفته راغب اصفهانی: از ریشه: وَدَى، یوْدَی و أَوْدَاهُ: گرفته شده: یعنی «أهلکه کَأنّه أسالَ دَمَهُ»، گویی خونش سرازیر شد. و وَدَیْتُ القتیلَ: أعطیتُ دِیَتَهُ، نابود کردم و دیه اش را پرداخت کردم. وقتی گفته می شود: یعطى فی الدّم: دِیَهٌ. چون در قتل خون بهایش را میدهند.[۱] . بنابرین، معناى دیه، خونبها است. اما نظر دیگر دیه را هر چند خونبها میداند، اما بر اساس مبنایی میداند، یعنی ارزشگذارى مادی برای جبران آسیبِ وارده به شخص یا خانواده متوفا میداند، دلیلش را نه ارزش خون، بلکه جایگزین آن میداند. یعنى میگوید: دیه مالى است که از طرف جانى به شخص مورد جنایت قرار گرفته، اگر عضوى از دست داده باشد و یا به ورثه او( اگر کشته شده باشد) برای جبران خسارت مىدهند. ظاهراًً همین معنای دوم هم در بگارگیری آن مراد بوده، زیرا خود خون بها خصوصیتی ندارد و معامله ای انجام نگرفته و هیچ چیزی در برابر خون و یا نقص عضو به لحاظ عاطفی و انسانی قرار نمی گیرد، در نتیجه پرداخت دیه در عوض جبران آسیب، بر مبنای روش عقلا میباشد. به عبارت دیگر در دیه روش عقلاییی پیش از اسلام بوده و جنبه تعبدی و راز پنهانی نداشته و اسلام هم آن را در شکل کلی تأیید کردهاست.
در روایات و کلام عرب ، کلمه عقل نیز به جای دیه به کار رفته است و عقل به معنای منع و نهی است و دلیل اینکه دیه را عقل نام نهاده اند آن است که وضع دیه مانع می شود که مردم همدیگر را به قتل برسانند. معنای دیگر عقل ، بستن زانوی شتر است و علت این که به دیه نیز عقل میگویند این است که در زمان جاهلیت برای خونبها فقط دیه پرداخت می شد و اقوام قاتل شب هنگام شترانی را نزدیک خانۀ اولیای مقتول می بردند و زانوی شتران را در آنجا می بستند و صبح که اولیای مقتول از خانه خارج می شدند شتران زانو بسته را در کنار خانۀ خود می دیدند.
در کتاب فرهنگ لغت حقوقی دیه = کیفری نقدی آمده است.[۲]
در اصطلاح حقوق دانان اسلامی نیز از دیه تعاریف متفاوتی به عمل آمده است. برخی از عالمان امامیه در تعریف آن گفتهاند: دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو انسان واجب میگردد.[۳]
در ماده ۱۵ قانون مجازات اسلامی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام ۱۳۷۰ آورده است: «دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است» ماده ۲۹۴ همان قانون، در تعریف دیه یا خونبها بیان داشته: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیای دم حین الفوت او داده میشود.»
در لایحه جدید قانون مجازات اسلامی دیه اینگونه تعریف شده است :
ماده ۱-۴۱۱: دیه مقدار مال معینی است که در شرع مقدس در مورد ایراد جنایت غیرعمدی بر تمامیت جسمی اشخاص و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، ولی بناحق بوده مقرر شده است.
در ماده ۲۹۴ ق.م.ا اصطلاح دیه چنین تعریف شده :
« دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو ، به مجنی علیه یا ولی یا اولیای دم او داده می شود.» مطابق نظر دکتر گرجی ، این تعریف کامل نیست و جنایت بر منفعت (مانند آسیب رساندن به شنوایی که بدون آسیب دیدن ظاهر عضو صورت می پذیرد) را در بر نمی گیرد. اما به نظر میرسد که می توان از بین بردن کارایی یک عضو را جنایت برآن تلقی کرد. هرچند که در ظاهر به عضو آسیبی نرسد.
دکتر گرجی دیه را این گونه تعریف میکند :
غرامت های مالی را که شخص جانی در جنایتهای غیر عمدی باید بپردازد ، دیات گویند. همین طور در جنایت عمدی در صورتی که مجنی علیه یا اولیای او به جای قصاص به دریافت دیه تراضی کنند مجنی علیه یا اولیای او میتوانند از لحاظ مقدار با جانی صلح کنند
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش هر دو تمرکز بر تخصیص منابع به فعالیت های کسب و کار حمایتی به منظور به دست آوردن مزایای رقابتی. مدیریت ارتباط با مشتری با تمرکز بر مدیریت ارتباط بین یک شرکت و پایه مشتری فعلی و آینده نگر خود را به عنوان کلید موفقیت میداند .(گبرت[۳] و همکاران ،۱۹۹۷،ص۱۰۷)

همچنین به کارگیری نظریه های سازمان و مدیریت، و مدیریت دانش علاوه بر اینکه باعث بهبود عملکرد سازمانها می شود، باعث افزایش رضایتمندی مشتریان نیز شده است. اینکه مشتریان به عنوان پایه و اساس فعالیتهای سازمانهای خدمت محور و مشتری محوری همچون بانکها قرار دارند، بر هیچکس پوشیده نیست. ازطرفی، مدیریت دانش یکی از عمده ترین عوامل تغییرات سازمان و ارزش آفرینی از دهه ۱۹۹۰ شده است.(رجبعلی بگلو،۱۳۹۱)
لذا در این پژوهش نیز ما بابررسی دو متغیر مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مندوارتباط آن با مدیریت ارتباط بامشتری هستیم تا با این بررسی تلاشی درجهت برجسته کردن مدیریت ارتباط با مشتری در هرچه بهتر شدن آن در جامعه بکوشیم.
۳-۱ اهمیت و ضرورت پژوهش
از آنجا که در دوران حاضر با افزایش بانکهای خصوصی وافزایش رقابت بین بانکها جهت جذب مشتری وافزایش درآمدزایی نیاز مطالعه در خصوص عناصر مهم مشتری مداری در ایران احساس می شود چراکه با توجه به محدودیت اختیارات بانکها برای تعیین سودهای بانکی ودیگر خدمات عمده عواملی که میتواند درافزایش درآمد بانکها کمک کند ،مباحث مشتری مداری و ازجمله مهمترین این مباحث مدیریت ارتباط با مشتری است .

با توجه به اهمیت روز افزون مشتریان در بانک و بالطبع اهمیت روزافزون مدیریت اثربخش ارتباطات با شتریان، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی توفیق مدیریت ارتباط با مشتری در بانک بسیار مهم تلقی می شود. سازمان هایی که در پیاده سازی و اجرای برنامه ها و سیستم های مدیریت ارتباط با مشتریان موفق بوده اند، مزایای اقتصادی و غیراقتصادی متعددی را کسب نموده اند. این مزایا و منافع به راحتی سرمایه گذاری ها و مخارج انجام گرفته در زمینه توسعه مدیریت ارتباط با مشتریان را پوشش بهبود رضایت مشتریان، ، داده و در بلند مدت فراتر از آن می رود. مزایای یک برنامه موثرافزایش رشد درآمد و دستیابی به مزیت رقابتی به عنوان نتیجه حفظ مشتریان میباشد.

اغلب تمرکز یک سازمان را از سرمایه گذاری زیاد بر مشتریان جدید به حفظ مشتریان موجود تغییر میدهد. اما تعداد کثیری از سازمان ها نیز در پیاده سازی کامل مدیریت ارتباط با مشتریان شکست می خورند و بنابرین قادر به بازگشت سرمایه گذاری های انجام شده در این راستا نمی شوند. بنابرین سرمایه گذاری هایی مانند خرید خدمات مشاوره مدیریت در زمینه طراحی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریان و مهندسی مجدد فرایند های کسب و کار، خرید یا توسعه و پیاده سازی ابزارهای فناوری اطلاعات مدیریت ارتباط با مشتریان و آموزش کارکنان و … که برای مدیریت ارتباط با مشتریان ضروری هستند، در صورت عدم موفقیت در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتریان منجر به تحمیل زیان های مالی مستقیم و غیرمستقیم و هزینه فرصت های فراوان به شرکت ها می شود. از این رو شناسایی عواملی که با تمرکز بر آن ها، خطر شکست طرح های مدیریت ارتباط با مشتریان را در شرکت ها کاهش میدهد، میتواند تاثیر بسزایی در کسب بازده اقتصادی از سرمایه گذاری های انجام شده در این زمینه داشته باشند.)نعمتی،۱۳۸۴،ص۷۳)

۴-۱ اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف کلی :
تبین ارتباط بین مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری.
۲-۴-۱ اهداف جزیی :
تبیین ارتباط بین مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری.
تبیین ارتباط بین بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری .
اهداف کاربردی:
هدف کاربردی برجسته کردن اهمیت ارتباط با مشتری وانجام تحقیقات مشابه در بانکها
۵-۱ فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی : بین مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری رابطه معنی داری وجود دارد .
فرضیه های فرعی
-
- مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند پیشبینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است .
-
- مؤلفه های مدیریت دانش پیشبینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است.
- مؤلفه های بازاریابی رابطه مند پیشبینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است.
۶-۱ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها :
۱-۶-۱ تعریف مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری
به طور کلی از مدیریت ارتباط با مشتری تعاریف مختلفی ارائه شده، ولی آنچه که در تمام این تعاریف مشترک است :
به همه فرآیندها و فناوریهایی گفته میشود که در شرکتها و سازمانها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار میرود. اصول مدیریت ارتباط با مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای ارتباط با مشتریان بیان میکند، از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف. (مایر،۱۹۹۱،ص ۶۱)
مدیریت ارتباط با مشتری، بر مبادله ارزش بین مشتری و سازمان بنا شده و بر ارزش ایجاد شده در این ارتباط تأکید میکند .
مدیریت ارتباط با مشتری، یک راهبرد کسب و کار است که با پیشرفت فناوری تقویت میشود و از طریق آن، شرکتها به ایجاد ارتباطات سودمند بر پایه بهینهسازی ارزش دریافتی و ادراکی مشتریان میپردازند .
مدیریت ارتباط با مشتری یک نظام اطلاعاتی یک پارچه است که برای برنامه ریزی،زمان بندی و کنترل فعالیت های قبل و بعد از فروش سازمان و با هدف توانمند سازی مشتریان جهت تعامل با سازمان از طریق ابزارهای متعددی چون وب سایت،تلفن و غیره به کار می رود .(گبرت[۴] و همکاران ،۱۹۹۷،ص۱۰۷)
در زیر به تعدادی از تعاریفی که از ارتباط به دست آمده است اشاره میکنیم :
– مدیریت ارتباط عبارت است از فرایندی ست که در آن معنا بین موجودات زنده تعریف و به اشتراک گذاشته می شود.
– ارتباطات را » فراگرد تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی «تعریف میکنند.
– فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آن ها(کاظم معتمد نژاد،۱۳۸۳،ص۴۵)
– ارتباط را به معنی ربط دادن، بستن، پیوند، و … به کار برده است.(فرهنگ لغت معین)
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار دوم- تفکیک شناسایی از اجرای رأی داوری

دو اصطلاح شناسایی و اجرا، معمولاً با هم مطرح می شود و این تصور پیش میآید که این دو واژه ی مستقل به نوعی به یکدیگر متصل هستند اما در حقیقت این دو واژه ی مستقل از یکدیگرند و حالتی قابل تصور است که رأی داوری شناسایی شود ولی اجرا نگردد. می توان گفت ، وجود شناسایی متضمن اجرا نیست. اما اگر رایی به اجرا برسد حتما شناسایی هم شده است. به همین جهت لازم است تا تفکیک این دو اصطلاح از هم را بشناسیم.
اکثر کنوانسیون های بینالمللی که تا به حال در این زمینه به تصویب رسیده اند به شناسایی و اجراهردو واژه اشاره کردهاند. در بند اول از ماده ی یک کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸ آمده است: «این کنوانسیون نسبت به شناسایی و اجرای آرای صادره در سرزمین کشوری غیر از کشور محل در خواست شناسایی و اجرا اعمال می شود.» یا در کنوانسیون ژنو ۱۹۲۷ آمده است:
«در قلمرو دول معظم متعاهدی که این کنوانسیون اعمال می شود، رأی داوری صادره متعاقب موافقتنامه ناظر به اختلافات موجود یا آتی … مشمول پروتکل ژنو… الزام آور شناخته شده و اجرا خواهد گردید.»
برخی از مفسرین به کار بردن واژه ی «یا» بین دو اصطلاح شناسایی، اجرا در متن کنوانسیون ژنو را ناظر بر تفکیک این دو اصطلاح از هم دانسته اند. در ادامه، توجه به این نکته ،جای تردیدی برای این تفکیک وجود ندارد. (Rubino-Sammartano, 1990, 483) باز در ماده ی سه از کنوانسیون نیویورک هم مقرر شده ست:

«هر کشور متعاهد باید آرای داوری را الزام آور بشناسد…» و در جا به جای کنوانسیون نیویورک که یکی از مهم ترین اسناد اجرای آرا داوری است مفهوم شناسایی در کنار اجرا ذکر شده است. بند یک از ماده ی چهار، بند یک و دوم از ماده ی پنج، بند سوم از ماده ی یک … از جمله ی موادی هستند که هر دوی این اصطلاحات شناسایی و اجرا در کنار هم به کار رفته است. شاید تنها مورد استثناء در کنوانسیون نیویورک را بتوان در ماده ی شش مشاهده کرد که بر اساس متن فقط تصمیم به اجرای رأی (و نه تصمیم به شناسایی رأی) در صورت در جریان بودن درخواست تعلیق یا ابطال آن در کشور مبداء قابل توقیف است. بدین صورت در دیگر موارد با مسئله شناسایی و اجرا به طور یکسان رفتار شده است. (Van Den & Albert, 1981, 243) در صدر ماده ی سه که پیشتر هم به آن اشاره شد به تعهد هر کشور برای شناسایی رأی داوری اشاره میکند و اعلام میدارد که هر دولت متعاهد باید رایی را که مشمول کنوانسیون است را الزام آور بشناسد.
در میان اسناد بینالمللی مربوط به اجرای آرای داوری ،کنوانسیون واشنگتن ۱۹۶۵ که راجع به حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین دولتها و اتباع دول دیگر است متذکر می شود که رأی صادره از کشورهای متعاهد دیگر را، مانند حکم نهایی آرا دادگاه های کشور خود بپذیرد و همان گونه با احکام خارجی رفتار نماید و آن را الزامی بشناسد. شاید هم به همین دلیل است که مفسرین حقوقی براین اعتقاد هستند که کنوانسیون واشنگتن ۱۹۶۵ در جهت تمیز شناسایی به عنوان یک امر قهری از اجرا (که قهری نیست) در زمینه آرای داوری مرکز حل اختلافات سرمایه گذاری حرکت مؤثری کردهاست. (Giardina, 1998, 14-15) در واقع این مفسرین بر این نظر هستند که، شناسایی رأی در این متن در ماده ی ۵۴ بند یک به دست میآید و در بند دوم ماده ی اخیر، کپی مصدق رأی به دادگاه صالح تنها به منظور استفاده از رأی این نهاد، نزد دادگاه مذبور در صورت لزوم، تسلیم می شود. این تسلیم کپی رأی تأیید شده به وسیله ی دبیر کل، مغایرتی با ماهیت قهری شناسایی ندارد.

بنابرین اجرای رأی در این نهاد هم بر اساس شناسایی قهری رأی صورت میگیرد. که البته طرق اجرای احکام در کشور محل درخواست رأی همان طرق معمول اجرای احکام دادگاه ها در همان کشور، خواهد بود. (Giardina, 1998, 14-15)
خوب است در ادامه ی این بحث به نظر قانون نمونه آنسیترال که در ضمن الهام بخش قانون داوری تجاری ایران هم بوده نگاهی داشته باشیم: در متن قانون نمونه در بند یک ماده ی ۳۵ به لازم الاجرا بودن رأی داوری صرف نظر از اینکه از چه کشوری صادر شود اشاره می شودو در ادامه همین ماده به ماده ۳۶ همین قانون اشاره می شود که «شناسایی یا اجرای رأی داوری را صرف نظر از کشور محل صدور صرفا در موارد زیر می توان رد کرد…». بنابرین قانون نمونه هم اصطلاحات شناسایی و اجرای رأی داوری را از یکدیگر منفک کردهاست.
گفتار سوم- هدف از تفکیک، «شناسایی از اجرا» در اسناد بینالمللی داوری
دو واژه شناسایی و اجرا حکایت از دو وضعیت متفاوت برای آرای داوری خارجی است، در حالی که این وضعیت برای آرا داوری داخلی فقط در اجرای رأی مطرح می شود. به طور کل شناسایی برای زمانی است که دادگاهی رأی داوری را به درخواست محکوم له قبول کرده و دستور اقدام برای اجرای آن را نظیر توقیف اموال محکوم علیه به همان صورت (طریق) اجرای حکم یک دادگاه صادر میکند. به اختصار به چند فایده ی تفکیک شناسایی از اجرا اشاره میکنیم:
الف- شاید این گفتار خالی از لطف نباشد در خصوص شناسایی بگوییم یک سپر دفاعی در مقابل طرح دعوای جدید در دادگاه در همان موضوع رسیدگی شده است. اما اجرا اساسا یک اقدام اجرایی برای اجبار محکوم علیه به انجام تعهدات مندرج در رأی است.مثل زمانی که محکوم علیه باید مالی را تسلیم کند یا کاری را انجام دهد و معمولا این زمانی است که محکوم علیه رأی داوری حاضر به انجام داوطلبانه ی این تعهدات نشده است. حال برای انجام این تعهدات به ضمانت اجرایی قانونی نیاز است تا احکام مقرر در رأی را به اجرا در آورد. مسئله ی شناسایی و اجرا پس ازخاتمه ی داوری مطرح می شود به همین جهت هم تحت شمول اختیارات حاکمیت هر کشور قرار دارد و این حاکمیت هر کشور است که برای اجرای آن حتی از قدرت اجبار کننده هم برای وادار کردن محکوم علیه رأی کمک میگیرد. وجود کنوانسیون ها و اسناد بینالمللی در زمینه داوری تجاری موجب شده است تا عملکرد یکنواختی در قوانین ملی حاکم بر رسیدگی دادگاه ها در خصوص شناسایی و اجرا آرای داوری بینالمللی ایجاد گردد.
ب- شناسایی در واقع پیش فرض اجرا است. اما جایی که به اجرا اشاره می شود الزاماً این اجرا شناسایی را هم در بر میگیرد. در اغلب مواردی که صحبت از اجرا می شود، شناسایی در آن مفروض است. با این تفاصیل رایی که اجرا می شود حتما شناسایی شده است اما ممکن است رایی که شناسایی شود اجرا نگردد[۳].
اجرای رأی برای محکوم له رأی به منزله ی یک حربه است که با بهره گرفتن از قدرت و اختیارات دولت محل درخواست اجرای رأی طرف محکوم علیه را وادار به اجرا کند. (Redfern & Hunter, 1999, 10-12)
ج- اجرای اختیاری نیازی به مداخله ی مقامات اجرایی ندارد اما چنانچه حالت اجباری باشد نیازبه اقدامات قضایی پیش میآید.
د- بعضی از آرا خصیصه اجرایی ندارند مانند آرایی که صرفا جنبه ی اعلامی دارند. در این صورت موضوع اجرا اساسا در مورد آن ها مطرح نمی شود. در حال که شناسایی آن ها شاید الزامی باشد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:12:00 ب.ظ ]
|
|
جلسه چهارم:آشنایی با راههای مواجهه مؤثر با اهداف نادرست رفتار کودکان.

هدف: بررسی راههای تغییر باورهای منفی در کودکان و آشنایی والدین با روشهای برخورد مناسب با چهار هدف رفتار نادرست.
محتوا: در این جلسه با توجه به موضوعات و آموزشهای جلسه قبل که در خصوص بررسی روش اهداف رفتار نادرست در کودکان آورده شده بود به والدین چهار راه تغییر باورهای منفی در نوجوانان و راههایی که والدین میتوانند اعمال نمایند در رابطه با نوجوانان آموزش داده خواهد شد.
برای تغییر باورهای نادرست نوجوانان باید به این نکته توجه داشته باشیم که به زور نمیتوانیم رفتار نوجوانها را تغییر بدهیم و بهترین طرز برخورد با رفتار منفی نوجوان این است که بدانیم نوجوان از ما چه واکنشی را انتظار میکشد و بعد آن واکنش را کنار بگذاریم

جلسه پنجم: آشنایی با مهارتهای ارتباطی مؤثر با کودکان.
هدف: پیدا کردن و آشنایی با مؤلفههای ارتباط مؤثر و تسهیل در برقراری ارتباط بین اعضای خانواده.
محتوا: در این جلسه مؤلفههای ارتباط مؤثر بین والدین و نوجوانان مطرح خواهد شد، بعضی از مؤلفههای آموزنده. صحبت کردن دقیق و محترمانه اعضا با یکدیگر، خوب گوش دادن، گوش دادن انعکاسی و تماس چشمی.
جلسه ششم: دلگرم سازی و بالا بردن عزت نفس.
هدف: اهمیت دلگرم سازی در روابط والدین و کودکان، همچنین راه کارهایی که باعث ایجاد و افزایش دلگرمی در خانواده میشود مورد تبیین قرار گرفت.
محتوا: برای توضیح مفهوم دلگرمی ابتدا از شرکت کنندگان خواسته شدتا هر یک نظر خود را در مورد این مفهوم بیان کنند و بعد خود مشاور تعریف نمود؛ تشریح راههای دلگرمی دادن، بیان ده روش برای تشویق کردن نوجوانها.
جلسه هفتم: ارتباط،گوش دادن.
هدف:آشنایی با روشهای گوش دادن فعال در خانواده.
محتوا : در جلسه هفتم در مورد اینکه مسأله از آن کیست صحبت کردیم بعضی از مسایل و مشکلات خاص نوجوانهاست و اگر پدر و مادر به اصرار بخواهند مسئولیت مسائل نوجوانها را به عهده بگیرند در آن ها تولید وابستگی و یا سرکشی کنند و مانع از این میشوند که آن ها مسئولیت مشکلات خود را متقبل گردند. گوش بدهید، با بدن خود نشان بدهید در حال گوش دادن هستید، باید به سمت جلو خم شوید، نزدیک فرزند خود بنشینید.کارهای دیگر را کنار بگذارید. به فرزندتان نگاه کنید. به او کامل توجه کنید. در این جلسه همچنین در مورد موانع ارتباطی در رابطه مادر-نوجوان صحبت شد.
جلسه هشتم: ابراز احساس.
هدف: آشنایی و استفاده از روش های ابراز احساس(من-پیام به جای تو-پیام)
محتوا: در جلسه قبل توضیح دادیم که چگونه به ابراز احساس از ناحیه نوجوان گوش کنیم در این جلسه به روشهایی اشاره میکنیم که به کمک آن میتوانیم احساسات خود درباره رفتار نوجوانمان را بیان کنیم
پیام من به جای پیام تو
من-پیام تو- پیام وقتی آشپزخانه را تمیز نمیکنی،مأیوس میشوم. تو نمیتوانی آشپزخانه را تمیز کنی؟من که مستخدم تو نیستم!
تو-پیام نوجوان را تحقیر میکند.سرزنش آمیز و انتقاد کننده اند؛ وتولید خشم، رنجش، خجالت و احساس بی ارزش بودن میکنند. نوجوان ها ممکن است عبارتی نظیر تو بی ملاحظه ای «را نشانه نداشتن ارزش شخصی قلمداد کنند.
استفاده از من-پیام، احساس و نگرانی ما را مخابره میکند و شرایطی فراهم میسازد که نوجوان به احساسات ما بها دهند؛ و نشان میدهیم که خود ما مسئول احساساتمان هستیم و به جای اینکه بگوییم» تو مرا ناراحت می کنی« می گوییم»احساس ناراحتی می کنم«
جلسه نهم: رشد مسئولیت، نتایج طبیعی و منطقی آن.
هدف:آشنایی با نتایج منطقی و طبیعی و آشنایی و استفاده از پیامد به جای مجازات یا تنبیه.
محتوا: پیامدهایی که خود به خود و پس از انجام دادن عمل پیش میآیند، پیامد طبیعی هستند.
جلسه دهم: جمع بندی، مرور و نتیجه گیری
هدف: جمع بندی و نتیجه گیری و گزارش والدین در خصوص تغییرات ارتباطی و آشنایی با دیدگاه های مطرح شده مادران.
محتوا: در ابتدای جلسه،تکلیف جلسه قبل اعضاء بررسی خواهد گردید و تبادل نظری بین اعضاء در رابطه با موارد یادداشت شده ی هر فرد صورت خواهد گرفت. سپس مباحث جلسات قبلی جمع بندی می شود و به اعضاء توضیح داده خواهد شد که با کاربرد صحیح مهارت هایی که در این جلسه ها آموخته اند، میتوانند ارتباط بهتری با فرزندان نوجوانشان داشته باشند سپس به سؤال های اعضای گروه پاسخ داده خواهد شد، و با اعضای گروه آخرین جلسه، مورد مرور و ارزیابی قرار میگیرد و سپس اعضاء نظرات و پیشنهادات خود در مورد جلسات را به صورت کتبی و شفاهی مطرح کردند.
روش تحلیل یافته ها
جهت انجام محاسبات آماری وتجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری زیر استفاده گردید: ۱٫روشهای آمار توصیفی: میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر نمرههای افراد گروههای آزمایش و کنترل در متغیر مورد مطالعه.
۲ .روشهای آمار استنباطی: جهت تحلیل دو فرضیه اول پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) استفاده شد.
فصل چهارم
یافته های پژوهش
مقدمه؛ در این فصل تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی صورت میگیرد. در بخش توصیفی جدول فراوانی، درصد و شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش یعنی میانگین و انحراف استاندارد در قالب جدول ارائه شده است. در بخش استنباطی نیز برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شده است و قبل از اجرای آن پیش شرط استفاده از تحلیلات پارامتریک و به ویژه تحلیلات کوواریانس نیز به کمک آزمونهای آزمون کولموگروف اسمیرنوف و لون بررسی شد.
بخش اول، یافته های توصیفی؛
جدول شماره دو وضعیت سنی والدین شرکت کننده پژوهش به تفکیک برای گروه آزمایش و گروه گواه را مشخص میکند. ارائه این اطلاعات نیز به دلیل نشان دادن همتای تقریبی گروه های پژوهش است.
جدول ۲ مشخصات سنی مادران گروه گواه و آزمایش
گروه تعداد حد اقل حد اکثر میانگین انحراف استاندارد گروه آزمایش ۱۲ ۳۱ ۴۵ ۳۹٫۷۱ ۵٫۲۲ گروه گواه ۱۲ ۳۰ ۴۵ ۳۷٫۲۱ ۴٫۱۱
هر گروه متشکل از ۱۲ نفر است. اطلاعات مربوط سن مادران نشان میدهد که گروه ها از نظر شرایط سنی تفاوت چندانی با هم ندارند. میانگین سنی گروه آزمایش ۳۹٫۷۱ و گروه گواه ۳۷٫۲۱ سال است. نمودار شماره ۱ و ۲ نیز اطلاعات مربوط به تعداد فرزندان و سطح تحصیلات مادران گروه آزمایش و گروه گواه را نشان میدهند. ۴۲% مادران گروه گواه تحصیلاتشان در سطح ابتدایی، ۳۴ در صد راهنمایی،و دوره های متوسطه، دیپلم و لیسانس و بالاتر هرکدام ۸ درصد است. در بین مادران گروه آزمایش نیز ۲۲ درصد تحصیلاتشان در سطح ابتدایی،۳۶ درصد راهنمایی، ۱۴ درصد دبیرستان، ۲۱ درصد دیپلم و ۷ درصد نیز لیسانس و بالاتر بودند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماده ۲-۱-۵ اصول مؤسسه. ↑
-
- ماده ۹-۱ اصول مؤسسه: ۱- طرفین ملزم به رعایت هر عرف تجاری توافق شده و هر رویه ای هستند که بین خود برقرار ساخته اند.۲- طرفین ملزم به رعایت عرفی تجاری هستند که در تجارت بینالمللی، از سوی طرفین در تجارت خاص مورد نظر، به طور گسترده ای شناخته شده است و به طور منظم رعایت می شود، مگر در موردی که اعمال چنان عرفی غیرمتعارف باشد. ↑

-
- کاتوزیان، جلد سوم، صفحه های ۱۳۳-۱۳۰٫ ↑
-
- ماده ۷-۱ اصول مؤسسه: ۱٫ در تجارت بینالمللی، هر طرف قرارداد باید مطابق با حسن نیت و معامله منصفانه اقدام کند. ۲٫ طرفین نم میتوانند این تکلیف را مستثنا یا محدود کنند. ↑
-
-
- ماده ۸-۴-۷ اصول مؤسسه: ۱٫ طرف مسئول عدم اجرای تعهد، مسئول آن قسمت از صدمه وارده بر طرف زیاندیده که با اقدامات معقول و متعارف طرف زیاندیده ممکن بود تقلیل داده شود، نیست. ۲٫ طرف زیاندیده مستحق است هر هزینه ای را که به طور متعارف در تلاش برای تقلیل صدمه متحمل شده است، دریافت کند. ↑

-
- اخلاقی و امام، ۱۳۹۳، ص ۱۹۴٫ ↑
-
- ماده ۴-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- قواعد عمومی قراردادها، جلد سوم، صفحه های ۱۵۴-۱۵۱ قسمت شرط نتیجه. ↑
-
- قواعد عمومی قراردادها، جلد سوم، صفحه های ۱۵۷ قسمت شرط فعل. ↑
-
- اخلاقی و امام، ۱۳۹۳، ص ۱۹۵٫ ↑
-
- ماده ۷-۱-۷ اصول مؤسسه: ۱٫ عدم اجرای تعهد از سوی یک طرف قرارداد، در صورتی معذور است که طرف مذبور ثابت کند عدم اجرای تعهد به دلیلِ وجودِ مانعی فراتر از کنترل وی بوده و در زمان انعقاد قرارداد، به طور متعارف انتظار نمی رفته است که مانع مذبور ب ه حساب آورده شود یا از آن یا از نتایج آن اجتناب شود یا بر آن مانع یا نتایج آن غلبه شود. ۲٫ در صورتی که مانع فقط موقتی باشد، عذر (قوه قهریه )، با در نظر گرفتن اثر مانع مذبور بر اجرای تعهدات قراردادی، برای مدت زمانی متعارف قابل قبول خواهد بود. ۳٫ طرفی که در اجرای تعهداتش کوتاه میکند، باید اخطاری مبنی بر وجود مانع و اثر آن بر توانایی وی برای اجرای تعهداتش، به طرف دیگر بدهد . اگر در مدت زمانی متعارف، پس از اینکه طرف مسئول عدم اجرا از وجود مانع آگاه شده یا بایستی از آن آگاه می شده است، طرف دیگر اخطار مذکور را وصول نکند، وی مسئول خسارات ناشی از عدم وصول است. ۴٫ مفاد این ماده به هیچوجه یک طرف قرارداد را از اجرای حق خود برای خاتمه دادن به قرارداد یا خودداری از اجرا یا درخواست بهره در قبال پولی که موعد پرداختش رسیده است، منع نمی کند. ↑
-
- اخلاقی و امام، ۱۳۹۳، ص ۱۹۶٫ ↑
-
- ماده ۵-۱-۵ اصول مؤسسه. ↑
-
- اخلاقی و امام، ۱۳۹۳٫ ↑
-
- بند الف از ماده ۵-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی: طریق بیان تعهد در قرارداد. ↑
-
- بند ب از ماده ۵-۱-۵ اصول مؤسسه: مبلغ قراردادی و سایر شروط قرارداد. ↑
-
- بند ج از ماده ۵-۱-۵ اصول مؤسسه: میزان مسئولیت ناشی از خطری که به طور معمول در دستیابی به نتیجه مورد انتظار ذی مدخل است. ↑
-
- اخلاقی و امام، ۱۳۹۳، ص ۱۹۹٫ ↑
-
- بند د از ماده ۵-۱-۵ اصول مؤسسه: قابلیت طرف دیگر بر تأثیرگذاری بر اجرای تعهد مورد نظر. ↑
-
- ماده ۶-۱-۵ اصول مؤسسه. ↑
-
- بند اول از ماده ۷-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- بند دوم از ماده ۷-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- بند سوم از ماده ۷-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- بند چهارم از ماده ۷-۱-۵ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- ماده ۵۵ کنوانسیون بیع بینالمللی کالا: هرگاه قرارداد به نحو صحیح منعقد شده باشد ولی ثمن به طور صریح یا ضمنی تعیین نشده یا مقرراتی برای تعیین آن وضع نگردیده باشد، در صورت فقدان هر گونه دلیل مخالفت، چنین فرض میشود که طرفین به طور ضمنی بر روی ثمنی که عموماً در زمان انعقاد قرارداد برای چنان کالای فروخته شده ای که در اوضاع و احوال مشابه در تجارت مربوطه رایج است توافق کردهاند. ↑
-
- ماده ۷-۱ اصول قراردادهای تجاری بینالمللی: ۱٫در تجارت بینالمللی، هر طرف قرارداد باید مطابق با حسن نیت و معامله منصفانه اقدام کند. ۲٫ طرفین نم میتوانند این تکلیف را مستثنا یا محدود کنند. ↑
-
- قسمت دوم فصل سوم اصول قراردادهای تجاری بینالمللی. ↑
-
- اصول مؤسسه، ماده ۸-۳: در صورتی که یک طرف بر اثر تدلیس طرف دیگر، به ا نعقاد قرارداد ترغیب و هدایت شده باشد، میتواند قرارداد را ابطال کند . تدلیس شامل بیان یا رفتار یا عدم افشای فریبکارانه اوضاع و احوالی می شود که بر طبق معیارهای متعارف تجاری برای معامله منصفانه، طرف دیگر موظف به افشای آن ها بوده است. ماده ۹-۳: در صورتی که یک طرف با تهدیدهای غیرموجه طرف دیگر، به سوی انعقاد قرارداد کشانده شود، تهدیدهایی که با توجه به اوضاع و احوال، چنان قریب الوقوع و جدی بوده اند که انتخاب متعارف دیگری را برای طرف اول باقی نگذاشته اند، او میتواند قرارداد را ابطال کند . یک تهدید بویژه در مو ردی غیرموجه است که فعل یا ترک فعلی که با آن طرف مذبور تهدید شده است، به خودی خود غلط باشد یا استفاده از آن به عنوان وسیل ه ای برای رسیدن به هدف انعقاد قرارداد، خطا باشد. ماده ۱۰-۳: ۱٫ اگر در زمان انعقاد قرارداد، قرارداد یا شرطی از آن، به طور غیرق ابل توجیه، مزیت بیش از حدی به طرف دیگر واگذار کند، طرف اول میتواند قرارداد یا شرط منفرد مذبور را ابطال کند. در این مورد باید از جمله به موارد زیر توجه داشت: الف) این واقعیت که طرف دیگر از وابستگی، فشار اقتصادی یا نیازهای اضطراری طرف اول، یا از عدم آمادگی ، جهل، بی تجربگی یا عدم مهارت او در چانه زدن، به طور غیرمنصفانه ای بهره برده است؛ و ب) ماهیت و مقصود از قرارداد. ۲٫ دادگاه میتواند بر مبنای درخواست طرفی که حق ابطال دارد، قرارداد یا شرطی از آن را تعدیل کند تا با معیارهای تجاری متعارف در معامله منصفانه منطبق شود. ۳٫ دادگاه همچنین میتواند بر مبنای درخواست طرفی که اخطار ابطال را دریافت میکند، قرارداد یا شرطی از آن را تعدیل کند مشروط بر اینکه طرف مذبور، بلافاصله پس از دریافت اخطار مذکور، و قبل از اینکه طرف دیگر بر مبنای آن اقدام کرده باشد، او را از درخواست خود آگاه کرده باشد. مفاد بند دوم ماده ۱۳-۳ (پس از اعلام یا اجرای مذبور، حق ابطال از میان می رود و هر اخطارِ ابطالِ قبل از آن، فاقد اثر قانونی م یشود)، بسته به مورد اعمال می شود. ↑
-
- ماده ۸-۱-۵ اصول مؤسسه. ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۱-۶-قلمرو تح
۱- قلمرو موضوعی : در این پژوهش به شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت بازاریابی در شرکت تبلیغاتی(صبا ویژن) با بهره گرفتن از مدل۷s مورد بررسی قرار میگیرد.

۲-قلمرو مکانی: قلمرو مکانی این تحقیق نیز استان تهران میباشد.
۳-قلمرو زمانی : محدوده زمانی این پژوهش از بهمن ۹۳ تا تیر ۹۴ میباشد.
۱-۷-اهداف و کاربردهای متصور از تحقیق:
۱٫ جذب بیشتر مشتریان برای سرمایه گذاری در تبلیغات


۲٫ ایجاد تبلیغات موثرتر برای جذب بیشتر مشتریان
۳٫ایجاد ساختار و سیستم مناسب برای بازاریابی بهتر.
۱-۸-تعریف مفاهیم واصطلاحات تحقیق
ﺳﺎختار : ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﭼﺎﺭﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺳﻄﻮﺡ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺩﻫﻲ ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ، ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ، ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﺸﺎﻥ میدهد ﻭ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺗﻤﺮﮐﺰ، ﻋﺪﻡ ﺗﻤﺮﮐﺰ، ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻣﺎﺗﺮﻳﺴﻲ شبکه ای ﻭ ﻏﻴﺮﻩ می ﺑﺎشد.( ﻭﺍﺗﺮﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ، ۱۹۸۰).
ﺍﺳﺘﺮﺍﺗژی : ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎمهﻫﺎﻱ ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺑﺮﻧﺎمهﺭﻳﺰﻱ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺴﺐ ﻣﺰﻳﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺭﻗﺒﺎ ﺍﺳﺖ . می ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﺍﻟﮕﻮ، ﺳﻴﺎﺳﺖ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﺍﻗﺪﺍﻡ، ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻭ یا ﺗﺨﺼﻴﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ می ﻛﻨﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴست ، ﭼﻪ می ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﺮﺍ ﭼﻨﻴﻦ می ﻛﻨﺪ(ﻭﺍﺗﺮﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ،۱۹۸۰).
ﺳﻴﺴﺘﻢ ها: ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎ ﻋﺒﺎﺭﺕ از ﺭویه ﻫﺎ ﻭ فرایندهای ﺭﺳﻤﻲ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺭﺳﻤﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﻣﻮﺭ ﻭ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﻭ هم ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎﻱ ﺭﺳﻤﻲ سازمان میباشد ( ﻭﺍﺗﺮﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭان،۱۹۸۰).
ﺳﺒﮏ:ﺍﺯ ﺑﻌﺪ مدیریتی سبک ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ که ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﭼﻪ میﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭ چگونه ﻋﻤﻞ میکنند ، ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ میگذارند ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﭼﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻭ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ ﺗﻤﺮﻛﺰ میکنند(ﻭﺍﺗﺮمن و همکاران،۱۹۸۰).
مهارت ها:ﻣﻬﺎﺭﺕ ها ﻋﺒﺎﺭﺕ اند از ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ سازمان میباشد ﻭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ انجام میدهد ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ میکند( ﻭﺍﺗﺮﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ،۱۹۸۰).
ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ : ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﻧﻮﻉ ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﻱ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻭ ﻫﻤﭽﻨین ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎﻱ آن ها را از ﻟﺤﺎﻅ ﺗﺤﺼﻴﻼﺕ، ﺍﺻﻮﻝ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻱ ﻳﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻱ کاری ، ﻧﺤﻮﻩ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺭﻭﺵ ﺷﻜﻞ ﺩﻫﻲ ﺍرزش ﻫﺎﻱ پایه ﺩﺭ ﺟﺬﺏ نیرو ، ﻣﻌﻴﺎﺭ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻭ ارتقا ، ﻣﺴﻴﺮ ﺷﻐﻠﻲ ﻭ ﺁﻳﻨﺪﻩ شغلی ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ میباشد(ﻭﺍﺗﺮﻣﻦ ﻭ همکاران، ۱۹۸۰).
ارزش های مشترک(تعریف عملیاتی): ارزش ﻫﺎﻱ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻣﻔﺮﻭﺿﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ در ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ می ﺑﺎﺷﻨﺪ . ارزشﻫﺎﻱ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﺯمان ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻳﺠﺎﺩ اعتماد می ﺷﻮﺩ .ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ارزش ﻫﺎﻱ ﻣﺸﺘﺮﮎ، ﻋﺒﺎﺭﺕ از ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ، ایده های اساسی ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻳﺎ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﺵ القا میﻛﻨﺪ.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
۲-۱-مقدمه
در این فصل به بررسی و مرور متون مرتبط با تحقیق و همینطور پیشینه تحقیقات در زمینه بازاریـابـی پرداخته میگردد.بدین صورت که ابتدا تعاریف بازاریابـی و انواع آن پرداخته شده و سپس استراتـژی های مربوط به بازاریابی که در بازار های مختلف به کار گرفته می شود بیان می شود و سپس آمیختـه بازاریـابـی و تاثیر آن در پیشرفت آن در بازاریابـی بیان میگردد.در نهایت نیـز به تعریـف مدل ۷s و عوامل مؤثر تشکیل دهنده آن و تاثیـر آن در بازاریابـی و موفقیت شرکتهای تبلیغاتی پرداخته می شود.
۲-۲- تعریف بازاریابی
بسیاریﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺑﺎﺯﺍﺭﻳﺎﺑﻲ ﺁﻧﺮﺍ ﭘﻴﺸﺒﺮﺩ ﻓﺮﻭﺵ ﻭ ﺗﺒﻠﻴﻐـﺎﺕ ﺗﻠﻘـﻲ ﻣـﻲ کنند و اﺳﺘﺪﻻﻝ می ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮکتﻫـﺎ ﻫﻤـﻮﺍﺭﻩ ﺑـﻪ ﺩﻧﺒـﺎﻝ ﻓـﺮﻭﺵ ﭼﻴـﺰﻱ ﺑـﻪ ﻣﺸـﺘﺮﻳﺎﻥ ﻫﺴـتند(خورشیدی و همکاران،۱۳۸۲) بازاریابی علیرغم تصورات اکثر مردم فقط در تلاشهای کوتاه مدت برای فروش کالاهای نیمه ضروری و لوکس و تشریفاتی خلاصه نمی شود بلکه آن شامل مجموعه ای از فعالیت های تولیدی، توزیعی و تجاری است که کالاها را سریعتر و ساده تر به دست مصرف کننده نهایی برساند.و نیز واژه بازاریابـى نباید به معنى قدیمى آن، یعنى صرفاً فروختن، معنى و تعبیر گردد. معنـاى جدید این واژه همانا تأمیـن نیازهاى مشترى است.(آرمسترانگ و همکاران،۱۹۹۰) شرکتهاى امروزى با رقابت شدید و فزایندهاى روبهرو هستند و پاداش از آن شرکتى خواهد بود که بتواند به بهترین نحو ممکن، خواستهاى مشترى را درک و بالاتریـن منفعت را براى مشتریـان هدف خود تأمین کند. در محدوده بازار، این مهارتهاى بازاریـابـى است که شرکتهاى حرفـهاى را از شرکتهاى غیرحرفهاى تفکیک مىکند.( کاتلر،۱۳۷۹) پیتر دراکر(۱۹۶۵) پدر ﻣﺪﻳﺮﻳـﺖ ﻧﻮﻳـﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺍﺭﻳﺎﺑﻲ میگوید ﻫـﺪﻑ ﺑﺎﺯﺍﺭﻳـﺎﺑﻲ ﺍﻓـﺰﺍﻳﺶ ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺸﺘـﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻛـﺎﻻ ﻳـﺎ ﺧـﺪﻣﺖ ﺍﺭﺍﺋـﻪ ﺷـﺪه ﺑـﺎ ﻧﻴـﺎﺯﻫـای مشتریـان همخوانی داشته باشد.
با این حساب بازاریـابـی به نحو بارزی با زندگـی روزمره مصرف کنندگان یعنی کلیه انسانها سرو کار دارد.از اول صبـح تا آخـر شـب هر مصـرف کننـده از کالاها و خدمـاتـی استفاده میکند که به منظور رفع نیاز آنان تدارک دیده می شود و علم بازاریابی به وسیله تبلیغـات مصرف کنندگان را با آن ها آشنـا نموده و از طریـق ایجـاد انگیـزه،افراد را به خریـد این محصـولات برای رفع نیـازهـای خود تشویـق می کند
در حقیقت بازاریابی به عنوان یک فرایند مدیریتـی-اجتماعی تعریف می شود که به وسیـله آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله کالا و خدمات با یکدیگر به وسیله ابزار مهم و واسطه ای به نام پول و در محلی به نام بازار به تأمین نیـازهـا و خواستـه های خود اقدام می نمایند.(کاتلر،۱۳۷۹) بنـابـرایـن بازاریـابـی موفق مستلـزم برخورداری از محصـول منـاسب در زمـان مـناسب و مکـان مناسب است و اطمینـان از اینکــه مشتـری از وجود محصــول مطلـع است، از این رو موجب سفـارشهای آینده میشود(وست وود،۱۳۸۴).

هم چنیــن کاتلــر و همکاــران(۲۰۰۰) اجــزای تشکیـل دهنــده بـازاریـابـی را کـــه متشکــل از نیاز،خواسته،کالا،بازار،معامله و مبادله است این گونه معرفی میکنند:
نیاز: نیازهاى انسان، یکى از مفاهیم اساسى بازاریابى است. احساس محرومیت همان نیاز است. انسان داراى نیازهاى پیچیدهاى است. این نیازها شامل نیازهاى فیزیکى یا نیاز به غذا، پوشاک، گرما و سرما، امنیت و … نیازهاى اجتماعی، نظیر نیاز به احساس تعلّق و محبت و نیازهاى شخصی، مانند دانستن و اظهار وجود هستند. .( کاتلر و همکاران،۲۰۰۰).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
فرضیه شمارهآموزش راهبردهای شناختی در یادگیری و یادداری درس علوم تجربی (درکی)،تفاوت معنی داری ایجاد میکند.
قبل از پرداختن به بحثدر مورد آزمون درس علوم تجربی (درکی) بهتر است به نتایج پیش آزمون این درس بپردازیم. نتایج ارائه شده در جدول شماره (۸)فصل چهارم نمایانگر مقایسه میانگین های گروه آزمایش با گروه کنترل در درس علوم تجربی (درکی) است که در آن ۵۰۵ /۰ = sig ، ۶۹۳/۰ = T و ۳۲ = df که با مراجعه به جدول توزیع t نتیجه می گیریم که تفاوت معناداری بین میانگین های مورد مقایسه وجود ندارد و این بدین معنی میباشد که در پیش آزمون گروههای آزمایش و کنترل درخصوص یادگیری و یادداری درس علوم تجربی توانایی و عملکردی مانند هم دارند.

بعد از اجرای متغیر مستقل (آموزش راهبردهای شناختی به گروه آزمایش) ، از دو گروه آزمایش و کنترل دو پس آزمون که اولین پس آزمون به منظور مقایسه یادگیری درس علوم تجربی دو گروه مذکور و دومین پس آزمون نیز به منظور مقایسه ی یادداری همان گروه ها در درس علوم تجربی اجرا شد. درپس آزمون اول، آزمون تفاوت میانگین، سطح معناداری و درجه آزادی به ترتیب برابر با ۱۴/۱۱= T ، ۲۵ % = sig و ۳۲= df و در پس آزمون دوم شاخص های آماری، به ترتیب برابر با df=32 , sig=0/000 , T=22/97 است.با مقایسه مقادیر T محاسبه شده، با Tجدول به سادگی، این امر قابل فهم است که T محاسبه شده، از T جدول بزرگتر است. از این مطلب میتوانیم به این نتیجه برسیم که فرضیه پژوهش تأیید یا فرض صفر (H0)رد می شود.
برای مقایسه مقدار تاثیر راهبردهای شناختی دریادگیری و یادداری با مراجعه به جدول های ۱۲ و ۱۳ فصل چهارم متوجه میشویم که راهبردهای شناختی بیشتر «یادداری» مطالب درس علوم تجربی از نوع درکی یا فهمیدنی را پشتیبانی میکند. بنابرین نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش های سیف و مصرآبادی (۱۳۸۲)، فرخی (۱۳۸۹)، متولی(۱۳۷۶)، بایلر و اسنومن (۱۳۹۳) ولنزو هیوز(۱۳۹۰)همخوانی دارد . در تبیین نتایج بالا می توان گفت که راهبردهای شناختی سرنخ ها یا نشانه های مربوط به زمان و مکان را در اختیار فراگیران قرار میدهند و به آن ها کمک میکند تا اطلاعات را از حافظه ی دراز مدت خویش بازیابند.بنابرین راهبردهای شناختی، حافظه رویدادی را به فعالیت وا می دارند که در آن تصاویر ذهنی نقش مهمی ایفا میکند. درست مانند زمانی که به یاد می آوریم که در مهمانی چند شب پیش چه کسان تازه ای را ملاقات کرده ایم یا در آخر جمعه ای که به کوه رفتیم چه منظره های تازه ای را دیده ایم (سیف،۱۳۹۰).

فرضیه شماره ۳:
آموزش راهبردهای شناختی در یادگیری و یادداری درسزبان انگلیسی (کلامی)،تفاوت معنی داری ایجاد میکند.
با مراجعه به جدول شماره (۹)فصل چهارم که در مورد یافته های پیش آزمون درس زبان انگلیسی (کلامی) میباشد و مقادیر «T»محاسبه شده، سطح معنی داری و درجه آزادی آن به ترتیب برابر با df=32, sig=0/265, T= 1/366 و مقایسه ی آن به جدول توزیع t متوجه میشویم که تفاوت معناداری وجود ندارد و دانش آموزان هر دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ یادگیری و یادداری، عملکرد و توانایی تقربیاًیکسان دارند و این یعنی همگنی میانگین های مورد مقایسه در پیش آزموندرس زبان انگلیسی.
ولی بعد از اجرای متغیر مستقل یعنی آموزش شیوه های مطالعه درس زبان انگلیسی به گروه آزمایش،از گروههای آزمایش و کنترل، دو پس آزمونگرفته شد (که راجع به پس آزمون ها پیشتر توضیح مفصل داده ایم).
در پس آزموناول و دوم طبق جدول شماره ۱۴ و ۱۵ فصل چهارم مقادیر زیر به دست آمد: در پس آزمون اول ۱۳/۲= T، df=32 , sig= %6 و د رپس آزمون دوم df=32 , sig = 0/128 , T= 1/63، با مقایسه ی Tدر پس آزمون اول و «T»در پس آزمون دوم با جدول توزیع «t»متوجه میشویم که T در یادگیری و یادداری (T محاسبه شده) از T (جدول) کوچک تر هستند و تفاوت معنادار وجود ندارد. پس فرض صفر (H0) تأیید می شود یا به عبارت دیگر فرضیه پژوهش رد می شود. به زبان دیگر آموزش راهبردهای شناختی، یادگیری و یادداری درس زبان انگلیسی از نوع ماهیت کلامی را پشتیبانی نکرده و در ارتقاء آن ها نقشی ندارند.چون یاد گرفتن و نگه داشت مطالب زبان انگلیسی برای فارسی زبانان در اینجا مطرح است، ما را بر آن داشت که با تلاش مضاعفی به دنبال پژوهش هایی با عنوان «نقش آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر یادگیری و یاد داری در درس زبان انگلیسی در مقاطع مختلف تحصیلی» باشیم که متاسفانه پژوهشی با عنوان مذکور یا لااقل شبیه به آن یافت نشد. شاید یکی از مهمترین دلایل ضعف یادگیری در بین دانش آموزان، دانشجویان و اکثر مدرسان کشور همین نبود پژوهش های کافی در این زمینه باشد . دلیل دیگر ضعف شدید در سازمان دهی مطالب این رشته در کتاب های درسی مقاطع مختلف تحصیلی است.
پیشنهادات و راهکارها
با توجه بهتحلیلدادههای فصل چهار و نتایج بهدستآمده در اینپژوهش و باتوجهبهمشخصشدنمحدودیتها ی موجوددر اجرای طرح، پیشنهاهایی برایگسترشو پیادهسازیآموزشراهبردهایشناختی در فرآیندیاددهی -یادگیری مدارسبهصورتزیرارائهمی شود.
*پیشنهادهایمبتنیبرنتایجپژوهش( پیشنهادهایاجرایی)
۱-آموزشراهبردها ی شناختیبخصوصدردروسعلوماجتماعی، تاریخ،جغرافیا، زبان فارسی ،بینشاسلامی بهکارگرفتهمیشود (بر اساس فرضیه اول).
۲- بههمراهآموزشراهبردهایشناختیازتکنیکیا روش های دیگرمطالعهنیزاستفادهنمایید(مانند آوزش راهبردهای فراشناختی).
۳- آموزشراهبردهای شناختیو دیگرشیوههایمطالعه(براییادگیری و یادداریبهتر) را در دروههایضمن خدمتفرهنگیانآموزشدهید.
*پیشنهادهایی برایپژوهشهایبعدی
۱-مدتزماناجرایپژوهشراطولانیترنمایید.
۲- به بررسی انگیزش و نگرشمعلماننسبتبه استفادهازاینروشپرداختهشود.
۳-اینروشمطالعهرا در دروسدیگرو پایههایدیگربهکاربگیرید .
۴- اینروش مطالعهرا باتعدادبیشتریدانشآموزش اجرا نمایید.
۵- اینروش مطالعهرا در کلاس های مختلطنیز بهکارببرید.
محدودیتهایپژوهش(خارج از اختیار پژوهشگر)
۱-ضعفمنابعپژوهشی ( پایاننامههاو مقالات و…) در خصوصموضوعموردپژوهش (به ویژه در مورد زبان انگلیسی).
۲- عدمهمکاریو حمایتآموزش و پرورش
۳- کمبودوقتبرایانجامپژوهش
۴- تعدادبالای دانشجویانارشدو دردسترسنبودن استادراهنماو مشاور
۵- از آن جا که کلاس های مدارس از قبل سازمانبندی شده بودند، لذا امکان انتخاب تصادفیدانشآموزان ازسو ی پژوهشگر امکان پذیر نبود.
محدودیت های پژوهش(دراختیار پژوهشگر)
۱-این پژوهش صرفاً برروی پسرها در مدارس راهنمایی انجام شد .
۲- این شیوه آموزش (آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی) در بین دانش آموزان دو زبانه بررسی گردید.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هرچند این نظریه با ظاهر مواد ۱۰۸۵ و ۱۰۸۶ق.م. همخوانی دارد چون در هر دو ماده به وظایفی که زن در مقابل شوهر دارد اشاره شده و تمکین خاص، تنها یکی از وظایف زن در برابر شوهر است. بنابرین، وظایف یعنی وظیفهها، پس منظور همان گونه که در نظریه یادشده آمده است، ایفای کلیه وظایفی است که زن در مقابل شوهر دارد، اعم از تمکین عام و خاص. اما به این نظریه ایراد وارد است. زیرا، معمولاً گفته میشود که اگر زن به اختیار تمکین خاص نمود، حق حبس او از بین میرود. و کسی اعتقاد ندارد که اگر زن با شوهر حسن معاشرت داشت، با او معاضدت کرد و حتی در خانه شوهر سکونت نمود حق حبس وی از بین میرود. به علاوه، حقوق دانان نیز در تفسیر این ماده با توجه به عقیده فقهای امامیه، گفتهاند که زن میتواند تا گرفتن مهر، از نزدیکی با شوهر یعنی تمکین خاص، امتناع نماید و مقصود از ایفاء وظایف که در ۲ ماده یادشده به آن اشاره گردیده، مطلق نیست. به بیان دیگر، حق حبس در نکاح یک قاعده استثنائی است و نباید آن را به موارد مشکوک (در اینجا به سایر وظایف زن در مقابل شوهر)، گسترش داد.

در اینجا دو سؤال مطرح میشود. نخست اینکه، اگر قبل از عروسی و پیش از اینکه زن تمامی مهریه خود را که بدون مدت و قابل وصول است و به قول قانون مدنی به مجرد عقد زن مالک آن میشود (ماده ۱۰۸۲ق.م.)، زن با اجبار و اکراه از طرف شوهر، تمکین نماید، آیا با این اکراه که موجب شده، زن بالاجبار تن به تمکین خاص بدهد حق حبس او از میان میرود و پس از رفع اکراه، آیا زن میتواند از انجام وظایف خاص زناشوئی خودداری کند تا مهر حال خویش را تماماً دریافت کند؟ به نظر میرسد پاسخ مثبت است، زیرا، هرچند بعد از اولین بار از نزدیکی، حق حبس زایل میشود. اما، این زمانی است که با اختیار نزدیکی صورت گرفته باشد. بنابرین، حق حبس که برای زن ایجادشده، با اکراه از بین نمیرود، و مفهوم مخالف ماده ۱۰۸۶ق.م. که از کلمه اختیار استفاده کردهاست، به نظر میرسد، همین معنا را خواهد داشت. پرسش دوم این است که: از یک طرف ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مقرر نموده: هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجبالنفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم میکند و از سوی دیگر طبق ماده ۱۰۸۵ق.م. زن میتواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود. بنابرین، آیا نتیجهای که گرفته میشود این است که اگر شوهر از پرداخت نفقه چنین زنی امتناع نماید، قابل مجازات خواهد بود؟ در پاسخ میتوان گفت آنچه که در ماده ۱۰۸۵ق.م. آمده، جنبه مدنی استحقاق نفقه زن است که او علیرغم امتناع از وظیفه زناشوئی (تمکین خاص) به دلیل داشتن حق حبس، استحقاق مطالبه و دریافت نفقه را دارد. اما، در قانون مجازات اسلامی، مجازات مرد، موکول به تمکین زن شده است (به طور مطلق) و با تفسیر مضیق و به نفع متهم، به پاسخ نزدیک میشویم که در چنین حالتی، حکم به مجازات شوهر داده نخواهدشد. به علاوه، رأی وحدت رویه و لازمالاتباع شماره ۶۳۳ مورخ ۱۴/۲/۱۳۷۸ هیئت عمومی دیوانعالی کشور . به این پرسش و بحث خاتمه داده و مقرر کردهاست که در اینجا: حکم به مجازات شوهر به علت امتناع زوجه از تمکین ولو به اعتذار استفاده از اختیار حاصله از مقررات ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی، داده نخواهد شد. درا ینجا لازم است چند نکته را یادآوری نماییم که: اگر مهریه حال نباشد (موجل و قسطی باشد)، حق حبس برای زن به وجود نخواهد آمد. ولی اگر زن حق حبس داشته باشد، پرداخت قسمتی از مهر نیز این حق را از بین نمیبرد، به علاوه، اعسار شوهر (هم) مانع از استفاده زن از حق حبس نیست .[۱۵۴]

فصل ششم
حقوق زوجین و نشوز
نشوز و وظایف زوجین :
حقوق ووظایف زوجین :
در اثر نکاح رابطه بین زوجین برقرار می شود که به دنبال این رابطه یک سری حقوق و وظایف بین زوجین مترتب می شود هر دو (زن و مرد ) درقبال یکدیگر یک سری حقوق و وظایفی دارند که ماده ۱۱۰۲ ق . م به این امر اشاره کردهاست به محض وقوع عقد به نحو صحت روابط زوجیت بین طرفین موجود حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر برقرار و مترتب می شود [۱۵۵]همان گونه که در روایت زیر به حقوق ووظایف زوجین نسبت به هم اشاره شده است «من لایحضر و قال : ایها امراه اذت زوجها بلسا نها لم یقبل الله عزوجل منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه من علمها حتی ترضیه و ان صاحت نهارها وقامت لیلها و اعتقت الرقاب و حملت علی صیاد الفیل فی سبیل الله عزو جل و کانت اول من تردالنار و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما و قال : الاومن صبر علی خلق امراه سته الخلق و احستب فی ذلک الاجرا عطاء الله ثواب الشاکرین .
رسول اکرم (ص) فرمود : هر زنی که به زبان خود شوهرش را آزار کند قبول نمی کند خداوند متعال از او توبه و فدیه و عمل نیکو را تا زمانی که او را راضی نماید اگر چنانچه این زن روزها روزه گرفته و شبها عبادت کرده و بندها آزاد نموده و برپشت چهار پایان در راه خدا نفقه حمل کند و از نخستین کسانی خواهد بود که وارد دوزخ شود همچنین اگر مردی به زن خود ستم روا بدارد و باز فرمود : آگاه باشید هر مردی که صبر و تحمل بورز د به سوء خلق زن خود آن را به حساب خدا و اجرا الهی آورد خداوند متعال عطا خواهد فرمود او را ثواب و اجرا سپاسگذاران [۱۵۶].
وظایف وحقوق زن نسبت به مرد :
۱-۲- تمکین :
مراد از تمکین یعنی تن در دادن تمام و آن واگذاری میان خود و شوهر و تتمع بردن به حدی که مخصوص زمان و مکان خاصی نباشد[۱۵۷] در واقع هر کاری که به حقوق مرد زیاد نرساند و مانع از استمتاع کامل زوج شود و در این حال عدم تمکین را به همراه دارد به هیچ بهانه ای نمی تواند شوهر خود را از سرخود باز دارد مگر عذرهای شرعی (مثل حیض ،نفاس و یا بیماری خاصی …) حتی در این زمینه مستحب است که زوجه پیش قدم شده و آمادگی خود را اعلام کند .[۱۵۸]
این مسئله (تمکین نمودن شوهر ) عاملی مهم است که در روایات و احادیث به آن اشاره نموده اند .
لاتطمعو هن صلوتکن لتمنعن ازواجکن … برای این که شوهر با دقت نیازش را از سر وا کند نماز را که بالاترین عبادت است طولانی نکنید[۱۵۹] .
۲-۲-اطاعت از شوهر :
از دیگر وظایف زن نسبت به زوجه اش این که از او اطاعت نماید حد و حدود اطاعت برای زن رادر مطلق استمتاعات و خروج زوجه از منزل دانسته ان پس زنان صالحه از اطاعت کنندگان خدایند و قیام نمودن به حقوق شوهرانشان و در غیاب آن ها نگه دارنده اند[۱۶۰] اما از نظر فقها و روایات چنین به نظر میرسد که حتی در امور مستحبی نیز اطاعت از شوهر واجب است همان گونه که در روایات ذیل به آن اشاره شده است .
عن النبی (ص) : لاتصوم المراه و زوجها شاهد یوما من غیر شهر رمضان الابادنه .
رسول اکرم (ص) فرمودند : زن در روزهای غیر ماه رمضان روزه نگیرد مگر با اجازه شوهر در صورت یکه شوهرش حاضر باشد نه غایب[۱۶۱] .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جایگاه دلگرمی در رویکرد آدلری
صرف نظر از جهت گیری فرد، به هر حال فرایند دلگرمی یکی از جنبههای بسیار مهم درمان آدلری است که ممکن است به طور مفیدی در رویکرد مشاوره مورد استفاده قرار بگیرد. ویژگیها و روشهای دلگرمی کمک میکند تا یک محیط خوش بینانه، قدرت دهنده و رشد دهنده برای مراجعان ایجاد شود. مکانی که آن ها ناتوانی را به جای توانایی احساس کنند (واتس و پیترزاک[۹۸]،۲۰۰۰).


چون آدلریها مراجعان را بیمار نمیدانند، به دنبال درمان چیزی نیستند به بیان دقیقتر، درمان یک فرایند دلگرمی است. درایکورس از ضرورت اساسی دلگرمی در مشاوره بیان کرد که مشکلات موجود مبتنی بر دلسردی هستند و بدون دلگرمی، بدون بازیابی اعتماد به خود، مراجع نمیتواند امکان انجام با کارکرد بهتر را ببیند در سراسر فرایند مشاوره، زبان دلگرمی تعیین کننده است (واتس و گارزا[۹۹]،۲۰۰۸). آدلر و آدلریهای بعدی، دلگرمی را یک جنبه تعیین کننده پرورش رشد انسانی تلقی میکنند. این امر به ویژه در زمینهی مشاوره صحیح است. آدلر با تأکید بر اهمیت دلگرمی در درمان بیان کرد که روی هم رفته در هر گام درمان ما نباید از مسیر دلگرمی منحرف شویم (واتس و پیترزاک،۲۰۰۰). درایکورس نیز با وی هم رأی بود و بیان کرد: مهمترین چیز در هر درمانی دلگرمی است. به علاوه بیان کرد که موفقیت درمان، عمیقاً به توانایی درمانگر برای ایجاد دلگرمی وابسته است و شکست عموماً به علت ناتوانی درمانگر در دلگرم کردن رخ میدهد (واتس، ۲۰۰۸).
کاربرد دلگرمی
دلگرمی به افراد برای داشتن اعتقادی راسخ الهام میبخشد و کمک میکند تا آن ها بتوانند برای یافتن راه- حلها کار نموده و در یافتن چالشهای پیش رو تلاش کنند. در واقع به نوعی، دلگرمی دستیابی به شجاعت است (لمبرجر و دولارهاید[۱۰۰]، ۲۰۰۶). دلگرمی اصولاً به جای نتیجه بر تلاش یا بهبود و پیشرفت متمرکز است. دلگرمی شناخت، پذیرش و انتقال ایمان به فرد برای این حقیقت محض است که او وجود دارد. شخص برای اینکه انسان کاملی باشد، مجبور نیست بهترین باشد. با دلگرمی، فرد فارغ از نتایجی که به دست میآورد، احساس ارزشمندی میکند. دلگرمی فعلها را از فاعلها جدا میکند لذا چیزی به عنوان فرد خوب یا بد وجود ندارد (ایوانز، ۲۰۰۵).
آدلر بیان کرد که وقتی تحسین وتقویت بیرونی با دلگرمی جایگزین میشود، فرد توانایی نگاه کردن به عقاید اشتباه خود را به دست خواهد آورد و یک فرایند خود ارزیابی حاصل خواهد شد این خود ارزیابی به نوبه خود منجر به ارزش نهادن برای خود میشود به جای اینکه فرد بیش از حد نگران ارزش گذاشتن توسط دیگران، به ویژه اشخاص مرجع یا صاحب نفوذ باشد (ویستون و سکستون[۱۰۱]، ۱۹۹۸).
چگونگی تطبیق و کنار آمدن افراد با مشکلات و مسائل زندگی، به رفاه فردی و اجتماعی بومی بر میگردد و به ما امکان میدهد تا منابع دلسردی و دلگرمی را ببینیم. بسته به حضور یا فقدان دلگرمی خلاقیت فردی یک راه را انتخاب میکند و انتخابهای افراد مختلف نیز متفاوت است. یکی ممکن است که علاقه اجتماعی و دیگری ممکن است که علاقه فردی را برگزیند. علاقه فردی روشی است که ممکن است به دلسردی بینجامد. دلسردی نگرش، احساس و عقیدهای است که فرد در هر روشی بدون مشارکت و همکاری نمیتواند به موفقیت دست یابد و تلاشهای وی به شکست ختم میشوند. افراد دلسرد معتقدند که آن ها قادر نیستند که با زندگی به طور مؤثری کنار بیایند و در نتیجه نگرش منفیشان، نمیتوانند به تلاش مناسب دست بزنند و در نتیجه موفق نخواهند شد. فرد دلسرد ممکن است که دائماً به دنبال تأیید دیگران باشد و ارزش خود را در آن ببیند. بدون توجه به اینکه به چه چیزی دست یافتهاند برای فرد دلسرد شده، هرگز تأیید کافی نمیباشد. ترس و سایر افکار منفی میتواند باعث ایجاد دلسردی شود. دلگرمی فرآیندی به سمت زندگی مثبت و موفقیت آمیز است، هنگامی که ما به جنبه روانشناختی آن مینگریم، دلگرمی فرایند تقویت نیروی روانشناختی فرد است. از دیدگاه علمی دلگرمی نگرشی است که میتواند برای ایجاد اعتماد و موفقیت و نیز حمایت، تقویت کننده باشد. این مسئله دلگرم کننده است که فرد تسهیلگر، باعث ایجاد دلگرمی و قدرت در افرادی میشود که برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود با مشکلات و موانعی روبرو هستند (یانگ، میلرن و بلاگن[۱۰۲] ۲۰۰۹).
در دیدگاه آدلری، گاهی انسان به دلگرمی نیاز دارد اگر علاقه اجتماعی در پیشینه ما وجود داشته باشد دلگرمی و دلسردی باعث ایجاد موقعیتهای مختلفی در زندگی میشوند. ما در رابطه های خود با دیگران، دلگرمی را همراه با روشهایی به کار میبریم تا فرایند خود ارزیابی اهداف و روشهای زندگی اجتماعی خود را مانند رفتارهای موجود ارتقاء دهیم. روشهای دلگرمی آدلر در موقعیتهای آموزشی، درمانی، خانوادگی و سازمانی به کار رفته است؛ بنابرین دلگرمی، هستهی اصلی در ارتباطهای اجتماعی است. هم افراد عادی و هم افراد حرفهای میتوانند برای تسهیل دلگرمی در تغییر خود از آن استفاده کنند.
چگونه دلگرمی منجر به تغییر در افراد میشود. وقتی ما به خاطر ترس در جهت علاقه فردی حرکت میکنیم، ممکن است که در جبران افراط یا تفریط داشته باشیم این مکانیسمهای دفاعی در ما نگرشها و رفتارهای مبتنی بر دلسردی ایجاد میکند. به عبارت دیگر، باید جبران مناسبی در رابطه با علاقه فردی داشته باشیم و تلاشهای ما در جهت دلگرمی باشند. نگرشهای ما در زندگی، جهت حرکت ما را تعیین میکند که آیا به سمت علاقه فردی با ترس یا به سمت علاقه اجتماعی با دلگرمی در حرکت هستیم افراد دلسرد باید جهت زندگی و نگرشهای خود را تغییر دهند (یانگ، میلرن و بلاگن، ۲۰۰۹). دلگرمی مفهومی کلیدی در ارتقاء و فعال سازی علاقه اجتماعی در اشخاص است. بنابرین دلگرمی نوعی احساس شخصی است که فرد تعلقها و امیال شخصی را در خود متوقف میکند تا در راه رفاه و بهزیستی اجتماع و دیگران مؤثر باشد (باهلمن و دینتر[۱۰۳]، ۲۰۰۱) .
شروط اصلی دلگرمی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دو مفهوم دیگر برای تفاوتهای موجود در این ۲ نوع حسابرسی وجود دارد:


سهامداران شرکت اشخاص و یا گروهی از افراد هستند که برخی از آن ها علاقهمند به اجرای آنچه که خواستار هستند میباشند. این گروهها از جمله: کارکنان، تأمینکنندگان، سرمایهگذاران یا مشتریان هستند و در این فرایند اولین کار حسابرسی اجتماعی شناسایی این گروه ذینفعان در سازمانها میباشد زیرا که در پایان توجه به این موضوع ضروری است که گزارش حسابرسی اجتماعی برای اجتماع و عموم نه گروهی خاص و مشخص است.
۲-۶ مدل ماتریس شناسایی و ارزیابی ذینفعان شرکت
در این مدل ما به منظور تعیین و ارزیابی ذینفعان و خواستههای آنان با تدوین یک مدل ماتریسی اقدام به شناسایی کلیه ذینفعان سازمان نموده که بر اساس همین مدل وضعیت شرکت در ارتباط با ذینفعان ارزیابی و ارزشگذاری میکنیم.
اهمیت ندارد ۱ اهمیت کم ۲ اهمیت متوسط ۳ اهمیت زیاد ۴ اهمت حیاتی ۵ مجموع تأثیرگذار و مهم در ایجاد محبوبیت برای شرکت تأثیرگذار و مهم در توانایی توسعه بازار داخلی و بینالمللی تأثیرگذار و مهم بر افزایش توان رقابتی تأثیرگذار و مهم بر فرهنگ سزامانی و تصویر دورنی شرکت تأثیرگذار و مهم برای افزایش کیفیت خدمات و محصولات شرکت تأثیرگذار و مهم بر شرایط کاری کارکنان تأثیرگذار و مهم بر رضایتمندی مشتریان و دیگر ذینفعان تأثیرگذار و مهم بر افزایش اعتبار و برند شرکت تأثیرگذار و مهم بر افزایش درآمد و فروش شرکت اهمیت ذینفع برای شرکت ذینفعان پرسشنامه دولت مصاحبه هیئت مدیره Focus Group کارکنان و خانواده آن ها Focus Group پیمانکاران و تأمینکنندگان پرسشنامه مشتریان پرسشنامه شبکه فروش و دفاتر نمایندگی مصاحبه مؤسسات مالی Focal Point ارگانهای دولتی مرتبط Focal Point سازمانهای عمومی پرسشنامه نهادهای صنفی و سندیکایی پرسشنامه جامعه دانشگاهی مصاحبه رسانه ها پرسشنامه نهادهای فرهنگی و اجتماعی پرسشنامه همسایگان پرسشنامه رقبا پرسشنامه مؤسسات خدماتی (مانند آژانس و …) مصاحبه پلیس راهنمایی پرسشنامه مراکز درمانی مصاحبه نهادهای حاکمیتی، مقام ناظر مجموع
تعاریف مختلفی از ذینفع در ادبیات مدیریت وجود دارد. در زیر به چند نمونه از این تعاریف اشاره میشود:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرعت در ارائه خدمات
-
- تحویل به موقع کالا یا انجام به موقع خدمت

- ارائه اطلاعات مورد لزوم مشتری
ج- نیازهای جذاب: بخشی از نیازهای مشتریان مواردی را شامل میشود که تأمین آن ها، احساس خوشایندی در ایشان به وجود میآورد و چون انتظار آن را ندارد، برآورده شدن آن احساس رضایت شدیدی در مشتری ایجاد میکند. کانو معتقد است که نیازهای جذاب توسط مشتری اظهار نمیشود و برای تولید کننده هم شناخته شده نیست، اما میتوان با گوش دادن به صدای مشتری نسبت به تأمین اینگونه نیازها اقدام نمود. نیازهای جذاب یا خوشحالکننده پس از چند مرحله تکرار، در ردیف نیازهای عملکردی مشتریان قرارمیگیرند. برخی اقدامات که با تغییر مداوم میتوانند در ردیف نیازهای جذاب مشتریان طبقهبندی شوند عبارتند از:

-
- تخصیص ابزارهای تشویقی مشتری
- تسهیلات ویژه برای مشتریان وفادار
یکی از ویژگیهای فروشندگان موفق قدرت انعطافپذیری آنهاست. آن ها قدرت ایجاد تفاهم و ارتباط مؤثر با انواع مشتریان را دارند. فروشندگان موفق میدانند که کلید ورود به دنیای مشتری، ایجاد تفاهم و درک متقابل است. فروشنده حرفهای به این نکته اشراف دارد که مشتریانش تلقی و برداشت خود از دنیای اطراف را به عنوان واقعیت و حقیقت جهان باور دارند و فکر میکنند که همیشه حق با آنهاست. بنابرین تصورات مشتری جای واقعیت را میگیرد و نکته اینجا است که ما با ادراک مشتری سروکار داریم نه با درک شخصی خود. فروشندگان باید به نوع تفکر و نگرش مشتری دست یابند و از همان مدل برای ورود به دنیای وی استفاده کنند. اگر در زمان برقراری ارتباط با مشتری در درون خود شک و تردید داشته باشید این حس را به بیرون میفرستید و فرایند ارتباط با اختلال مواجه خواهد شد. افرادی که به یک توافق درونی نرسیدهاند مثلاً به محصول یا خدماتی که ارائه میکنند اعتقادی ندارند و یا حس خوبی به شرکت یا سازمانشان ندارند، توانایی ایجاد انگیزه در مشتری و درک متقابل را به میزان زیادی از دست میدهند و مجبورند از دروغ و اعمال زور برای فروش و عقد قرارداد استفاده کنند. چگونه میتوان با مشتری به تفاهم و درک متقابل رسید؟ راه حل در این است که بین خود و مشتری نقطه مشترکی بیابید و بر اساس آن پیش بروید(ده مرده و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۴-۳-متمایزسازی مشتریان
به نظر تروت مفهوم متمایزسازی به این معنی است که سازمان باید فعالیتهای بازاریابی خود را به گونهای انجام دهد تا جایگاه ویژه و متمایزی از وی پدیدار شود. هرچند بیشتر سازمانها فقط به نقاط قوت خودشان توجه میکنند و کمتر به نقاط ضعف رقبا توجه میکنند، در حالی که نقاط ضعف رقبا بسیار مهم هستند و اگر سازمان بتواند ریشهها و ضعف رقبا را به درستی تحلیل کند احتمالاً استراتژی کسبوکار نیز از قوت بیشتر و عمیقتری برخوردار خواهد بود. تروت معتقد است چهار مرحله برای متمایزسازی وجود دارد که عبارتند از:
-
- به محیط خود توجه کنید.
-
- ایدهای متمایز را پیدا کنید.
-
- تمایز ایده خود را به طور عملی اثبات کنید.
- تمایز خود را اطلاعرسانی کنید.
تمایز و تفکیک مشتریان موجب میشود که منابع شرکت صرف مشتریان با ارزش شود، که باید از یک نظام ارزشیابی مشتریان بر اساس سودآوری آن ها استفاده شود(ابراهیمی، ۱۳۸۸).
۲-۵-کیفیت اطلاعات
کیفیت اطلاعات یک زمینه پژوهشی سیستمهای اطلاعاتی است که به دنبال اعمال نظریه ها و شیوه های مدیریت کیفیت مدرن به داده ها و سیستمهای سازمانی است. این شامل ساخت و استفاده از سیستمهای مفهومی و اقدامات عملیاتی برای درک علل و اثرات مسائل کیفیت اطلاعات است. کیفیت اطلاعات اصولی برای مطالعه و استفاده از سیستمهای اطلاعات است. یکی از افراد برجسته محقق کیفیت اطلاعات در طول دهه ۱۹۸۰ دونالد بالو است(بالو و تایی[۱۲۷]، ۱۹۸۹؛ بالو و پازر[۱۲۸]، ۱۹۸۵). پیش از این دوره، پژوهش یا مخصوص زمینههای خاصی مانند حسابرسی(جانسون و همکاران[۱۲۹]، ۱۹۸۱) و یا مربوط به تکنیکهای خاص مانند تطبیق داده ها و ادغام بود. در سراسر دهه ۱۹۹۰ تحقیق کیفیت اطلاعات با گسترش به اشتراکگذاری اطلاعات مبتنی بر اینترنت، استقرار سیستمهای سازمانی مانند انبار داده(شانکارا نارا یانان و ایون[۱۳۰]، ۲۰۰۴؛ ویکسوم و واتسون[۱۳۱]، ۲۰۰۱) و هوش کسبوکار و اهمیت استراتژیهای کسبوکار مبتنی بر اطلاعات مانند برنامهریزی منابع سازمانی(ERP)( شانکارا نارا یانان و سیا[۱۳۲]، ۲۰۰۷) و مدیریت ارتباط با مشتری(کورتوکس[۱۳۳]، ۲۰۰۳؛ ایشایا و ریگنیو[۱۳۴]، ۲۰۰۷؛ میلر[۱۳۵]، ۲۰۰۵) افزایش یافته است.
کیفیت اطلاعات در واقع به قابلیت اطمینان، ارتباط، صحت، دقت و کامل بودن اطلاعات برمیگردد. در این تعریف قابلیت اطمینان به اطلاعاتی اشاره میکند که میتوانند وابسته باشند. ارتباط به معنی مهم بودن برای شاخصهای تصمیمگیری است و صحت بیانگر فاقد خطا بودن اطلاعات است. اطلاعات برای بسیاری از فرآیندهای سازمانی یک مسأله مرکزی است، برای تصمیمگیری مؤثر مهم است و برای موفقیت در صحنه رقابت از عوامل اساسی میباشد. حقیقت این است که ارزش اطلاعات تا حد زیادی بر اساس سهم آن در فرآیندهای اتخاذ تصمیم مشخص میشود. به عبارتی هر چه قدر تصمیمگیریها در شرکتی پیچیدهتر میشوند، سازمانها به میزان بیشتری بر اطلاعات متکی خواهند بود(ابراهیمی، ۱۳۸۸). گلازر[۱۳۶](۱۹۹۹) گزارش داده است که شرکتها به صورت افزایشی اطلاعات را به عنوان یک دارایی هستهای و مدیریت اطلاعات را به عنوان اولویت اصلی خودشان نسبت به زیرساخت سیستم اطلاعاتی مورد توجه قرار میدهند. بنابرین توجه بیشتر شرکتها برای تهیه اطلاعات با کیفیت بالا خواهد بود. در حقیقت کیفیت بالاتر اطلاعات به عنوان یک عامل اساسی سودمندی و عملکرد و بهبود عملکرد در میان سازمانها مورد توجه قرار گرفته است(ابراهیمی، ۱۳۸۸).
مسئله حیاتی که مجریان سیستمهای اطلاعاتی با آن روبرو هستند، استفاده مؤثر از منابع اطلاعات مشتریان میباشد. این موضوع ارزش فوقالعاده منابع داده های مشتریان و اهمیت مدیریت اثربخش آن ها را نشان میدهد. برای موفقیت سیستم CRM، شناسایی مشتریان لازم است. اما تنها جمع آوری داده هایی درمورد مشتریان کافی نیست. سازمانها میتوانند با انجام تجزیه و تحلیلهایی روی اطلاعات مشتریان، ارزش اجرای سیستم CRMشان را درک کنند. تجزیه و تحلیل اطلاعات مشتریان، بیش از اطلاعات صرف درمورد واقعیتهاست. این تجزیه و تحلیل نسبت به مشتریان و رفتارهای بازار بصیرت ایجاد کردهاست و شرکتها را قادر میسازد تا در هر تغییر محیط بازار، اقدام صحیح را اتخاذ نمایند(یان و همکاران[۱۳۷]، ۲۰۰۶).
۲-۵-۱-کیفیت اطلاعات مشتری
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

از طرفی ما در جامعهای زندگی میکنیم که ارزشهای دینی به شکل گسترده ای با زندگی مردم آن درهم تنیده است و مسائل دینی بر مسائل روانی و سلامت روان آن ها تاثیرگذار است. یکی از مفاهیمی که در متون اسلامی بارها مورد تأکید قرار گرفته، مفهوم صبر است. با توجه به اینکه بشر امروز در دنیایی به سر میبرد که از رویدادهای تنیدگیزای گوناگون اجتماعی، محیطی، شغلی، خانوادگی و . . . رنج میبرد و رفاه حاصل از پیشرفت فناوری، افزایش روحیهی راحتطلبی و کاهش ظرفیت تحمل را در او موجب شده است، برخورداری از ویژگی صبر، توان درونی انسان را ارتقاء میبخشد(نوری،۱۳۸۷). با توجه به کارایی و تاثیراتی که صبر در زندگی معنوی انسان دارد و با توجه به نقش گسترده دین در جامعه ما، پژوهش در مورد صبر ضروری می نماید.

۱-۵- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
۱-۵-۱- افسردگی:
۱-۵-۱-۱- تعریف مفهومی: طبق چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSMIV) اختلال افسردگی اساسی با یک یا چند دوره افسردگی اساسی بدون سابقه دوره های مانی، مختلط، یا هیپومانی تعریف می شود. یک دوره افسردگی اساسی باید حداقل ۲ هفته طول بکشد، به طور شاخص شخص یا افسرده است یا علاقه خود را به اکثر فعالیتها از دست میدهد. شخصی که تشخیص اختلال افسردگی اساسی دریافت می کند باید واجد حداقل ۴ علامت از فهرستی که شامل تغییرات در وزن و اشتها، تغییر در خواب و فعالیت، فقدان نیرو، احساس گناه، مشکلات تفکر و تصمیم گیری و افکار عودکننده مرگ و خودکشی باشد (پورافکاری،۱۳۸۱).
۱-۵-۱-۲- تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از فرد افسرده، فردی است که توسط روانپزشک، تشخیص افسردگی دریافت کرده باشد و در پرسشنامه افسردگی بک نمره بالاتر از ۳۰ کسب کرده باشد؛ ضمنا نمره پایینی در پرسشنامه اضطراب کسب نماید.
۱-۵-۲- اضطراب:
۱-۵-۲-۱- تعریف مفهومی: اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد درحدی اعتدالآمیز وجود دارد و در این حد به عنوان پاسخی سازشیافته تلقی می شود. فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند. به عبارت دیگر میتوان چنین گفت که اضطراب در پاره ای از مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می کند. بالعکس اضطراب مرضی نیز وجود دارد؛ چراکه اگر حدی از اضطراب می تواند سازنده و مفید باشد و اگر اغلب مردم اضطراب را تجربه میکنند، اما این حالت ممکن است جنبه مزمن و مداوم بیابد که در این صورت نه تنها نمی توان پاسخ را سازشیافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازشنایافتگی و استیصال گسترده ای تلقی کرد (دادستان،۱۳۷۸).
چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSMIV) اختلال اضطراب فراگیر را اضطراب و نگرانی شدید در مورد چندین رویداد یا فعالیت تعریف می کند که در اکثر روزها حداقل به مدت ۶ ماه دوام داشته باشد. کنترل نگرانی مشکل است و علایم جسمی نظیر تنش عضلانی، تحریکپذیری، اشکال در خواب و بیقراری با آن همراه است. اضطراب متمرکز بر خصوصیات یک اختلال دیگر محور۱ نیست، ناشی از مصرف مواد یا بیماری طبی عمومی نمی باشد و فقط در جریان یک اختلال خلقی یا روانی ظاهر نمیگردد، از لحاظ ذهنی ناراحتیبرانگیز است و در زمینه های مهم زندگی شخص اختلال ایجاد می کند (پورافکاری،۱۳۸۱).
۱-۵-۲-۲- تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از فرد مضطرب، فردی است که توسط روانپزشک، تشخیص اختلال اضطراب فراگیر را دریافت کرده و در پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر، نمرهی بالاتر از ۵۳ کسب کند؛ همچنین نمره پایینی در پرسشنامه افسردگی به دست آورد.
۱-۵-۳- مؤلفه های ذهنآگاهی:
۱-۵-۳-۱- تعریف مفهومی: کابات ـ زین[۱۴](۱۹۹۰) ذهنآگاهی را به عنوان آگاهی غیرقضاوتی لحظه به لحظه تعریف می کند. او در سال ۱۹۹۴، توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و به صورت غیرقضاوتی را ذهنآگاهی میداند و در سال ۲۰۰۳ تعریف خود را کاملتر نموده و ذهنآگاهی را نوعی از آگاهی میداند که از طریق توجه به اهداف در زمان حاضر و بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار میگردد پنج مؤلفهی ذهنآگاهی عبارتند از: مشاهده (داشتن توجه دقیق به پدیده ها و محرکهای درونی و بیرونی)، توصیف (توصیف کردن پدیدههایی که در حیطه آگاهی قرار می گیرند)، عمل توأم با آگاهی (عطف کامل توجه به فعالیت در حال انجام به جای عمل به شکل خودکار)، عدم قضاوت (قضاوت نکردن درباره تجارب جاری) و عدم واکنشپذیری (واکنش نشان ندادن به احساسات در حال وقوع) (مور و مالینوسکی[۱۵]،۲۰۰۸).
۱-۵-۳-۲- تعریف عملیاتی: در این پژوهش مؤلفه های ذهنآگاهی با بهره گرفتن از پرسشنامه پنج مؤلفه ذهن آگاهی[۱۶] (FFMQ) مورد سنجش قرار می گیرند.
۱-۵-۴- مؤلفه های صبر:
۱-۵-۴-۱- تعریف مفهومی: صبر، واژهای است عربی که در لغت به معنای شکیبایی و خودداری است. این کلمه، بیانکننده حالتی است از پایداری و خودداری از هر گونه عمل نسنجیدهای در مقابل سختیها، فشارها، مشکلات، مصیبتها و نوعی پایداری درونی است برای کنترل واکنشهای تند عصبی(تمری،۱۳۸۹).

پنج مؤلفهی صبر عبارتند از: متعالی شدن، درنگ، شکیبایی، رضایت و استقامت. متعالی شدن عبارت است از تحمل سختیها و صبور بودن در مصایب و ناملایمات جهت دستیابی به هدف و رسیدن به قرب الهی و رشد معنوی. شکیبایی به معنای بردباری و تحمل مصایب و تابآوری در مقابل سختیها میباشد. مؤلفهی رضایت، به پذیرش وضع موجود و قبول آنچه که فرد در آن قرار دارد اطلاق میگردد. مؤلفهی استقامت به معنای پایداری و ثبات در انجام امور و مداومت در کار و فعالیت میباشد و مؤلفهی درنگ به ایجاد وقفه در مقابل خواسته ها و کنترلپذیری امیال درونی اطلاق می شود (خرمایی،۱۳۸۹).
۱-۵-۴-۲- تعریف عملیاتی: در این پژوهش مؤلفه های صبر با بهره گرفتن از پرسشنامه مؤلفه های صبر مورد سنجش قرار می گیرند.
فصل دوم
چهارچوب نظری
و پیشینه پژوهش
۲-چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
۲- ۱-مبانی نظری
۲-۱- ۱-افسردگی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
برای نظم عمومی، مبانی مختلفی را می توان قائل شد. نقطه مشترکی که از تعریف های ارائه شده از نظم عمومی به دست میآید، «منافع عمومی» میباشد لذا بمصالح و منافع عمومی را مبنای نظم عمومی قرار داده و آن را ضابطه روشنی برای تشخیص قوانین امری و تکمیلی قرار دادهاند و بر این مبنا گفته اند قوانینی که برای حفظ منافع جامعه وضع گردیده اند مربوط به نظم عمومی و قوانینی که برای حفظ منافع فرد ایجاد گردیده اند از قوانین تکمیلی میباشند.(کاتوزیان،۱۳۹۰،ص۱۵۹) اما باید دانست که در تمام قوانین کم و بیش منافع اجتماع لحاظ میباشد منتها در برخی از قوانین این منافع در حدی نیست که جلوی آزادی اراده را بگیرد، گذشته از این «مصلحت» یک اصطلاح فلسفی و وجدانی بوده و تعریف نظم عمومی با مصالح جامعه تعریف شیئی به شیئی اخفی میباشد.(احمدی واستانی،۱۳۴۱،ص۲۰)


برخی۱ «سیاست» را مبنا نظم عمومی دانسته اند و این نظر هر چند دور از منطق نیست اما این مفهوم حقوقی را بازیچه سیاست قرار میدهد. و برخی دیگر۲ نظم عمومی را به لحاظ دو مکتب اصالت فرد و مکتب اصالت اجتماع به موقع بحث گذارده اند.(احمدی واستانی،۱۳۴۱،ص۲۱) برخی دیگر همچون احمدی واستانی برای تعیین مبنای نظم عمومی از اصطلاح « تأسیس حقوقی » استمداد کرده و در توضیح آن می نویسد: « تأسیس حقوقی عبارت است از سازمان و فکر حقوقی که مشترکات را زیر یک عنوان جمع نموده و ناظر به هدف و جنبه خاصی از حیات اجتماعی بوده و برای تضمین آن تعدادی از قواعد و مقررات حقوقی به وجود آمده و دورش مجتمعند به نحوی که آن سازمان با مجموع قواعد و احکام مخصوص و مربوط به خود، قسمتی از سازمان حقوق جامعه را تشکیل میدهد مانند دولت و حکومت و مالکیت و زوجیت و عقد و بسیاری از مفاهیم دیگری که در حقوق هر کشور وجود دارند.»(احمدی واستانی،۱۳۴۱،ص۲۲)

وسعت قلمرو این تأسیسات حقوقی یکسان نبوده برخی وسیع و برخی دیگر محدود تر میباشند و تعدادی از این تأسیسات حقوقی کوچک در داخل حوزه تأسیسات حقوقی بزرگ تر قرار می گیرند.
Lienhard- 1
Juliot de la Morandiere – 2
مثلاً خانواده که یکی از تأسیسات حقوق خصوصی میباشد به اعتباری شامل تأسیسات فرعی همچون زوجیت و غیره میباشد و به اعتبار دیگر خود آن جزء دولت که تأسیس حقوقی بزرگ میباشد، است.(مرسلی،۱۳۸۹،ص۶)
حال برای پی بردن به این که فلان شرطی که در آن قرارداد ذکر شده برخلاف نظم عمومی است یا خیر؛ باید ابتدا توجه کرد این شرط مربوط به کدام تأسیس حقوقی است و آیا این شرط با آن تأسیس حقوق آنچنان مغایرتی دارد که وجود یکی نفی دیگری باشد یا خیر آن شرط با آن تأسیس حقوقی قابل جمع میباشد که در صورت اول آن شرط برخلاف نظم عمومی است و در صورت دوم برخلاف نظم عمومی نیست. بنابرین از نظر آنان مبنای نظم عمومی مقتضای این تأسیسات حقوقی میباشد.
برای روشن تر شدن مطالب ارائه شده به بررسی دو مثال می پردازیم:
مثال اول: ضمن عقد ازدواج شرط می شود که اختیار انتخاب مسکن با زوجه باشد.برای تشخیص مخالفت یا عدم مخالفت شرط مذکور با نظم عمومی آن را در برابر تأسیس زوجیت که قبل از همه چیز بدان رابطه مستقیم و صریح دارد قرار میدهیم و چون زوجیت با تأسیسات دیگری مربوط استو باید یکایک آن ها را از مد نظر قرار دهیم. بدواً ملاحظه میکنیم که چنین شرطی با مقتضای ذات عقد نکاح که تأسیس مقدماتی زوجیت است مخالفتی ندارد یعنی با بودن شرط هم، عقد صحیح و زوجیت محقق است. سپس آن را با تأسیس خانواده که نتیجه زوجیت است می سنجیم و می بینیم که با هیچ یک از مبانی خانواده من جمله با ریاست شوهر در خانواده هم معارضه ندارد. زیرا معنی ریاست شوهر که در ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی بدان حکم شده است این نیست که نام برده علی الاطلاق و بدون هیچ قید و حصری به هر نحوی که بخواهد خانواده را اداره کند و این ریاست به هیچ وجهی که به بردگی زن منجر شود قرار، ندارد بلکه بعکس ، سلطه مذکور به وسیله مصالح افراد خانواده محدود میگردد و در جهت حمایت و تضمین شخصیت زن و فرزندان سیر می کند. به علاوه آن را با خود تأسیس شرط ، مورد سنجش قرار میدهیم و به این نتیجه میرسیم که شرط مذکور از مصادیق شروط فاسد یا مفسد نیست. به این ترتیب معلوم میگردد که چنین شرطی صحیص بوده و با نظم عمومی که حمایت کننده تأسیسات میباشد مخالف نیست.
مثال دوم: در عقد نکاح شرط میگردد که زوجه مکلف به تمکین خاص نیست. در مورد این شرط نیز به شرح فوق عمل می نماییم. در اولین نظر درک میکنیم که شرط فوق الذکر بر خلاف نظم عمومی است زیرا با مقتضای ذات عقد نکاح معارضه می کند. تمکین خاص ، مهم ترین اثر ذاتی نکاح است و حال آن که شرط عدم آن درست مانع تحقق اثر مذکور میباشد.
۱-۵ منابع نظم عمومی
قلمرو نظم عمومی متکی به نظم عمومی است؛ بدین معنا که هر چه منابع نظم عمومی بیشتر باشد قلمرو نظم عمومی وسیع تر خواهد بود و در نتیجه از وسعت قلمرو حاکمیت اراده کاسته خواهد شد و بالعکس.
۱-۵-۱ منابع مدون نظم عمومی
۱-۵-۱-۱ قانون
در این نکته نمی توان تردید داشت که قانون نوشته مهم ترین منبع نظم عمومی است ، به عبارتی می توان گفت که قانون کاملترین شکل حمایت جامعه است و آزادی در زندگی منوط به قانون میباشد. تردیدی نباید داشت که همه قوانین مربوط به نظم عمومی نیستند به دلیل اینکه مقصود بلاواسطه همه آن ها منافع کل جامعه نمی باشد. در هر موردی که روشن شد هدف مستقیم قانونی صیانت نفع جامعه است بدون تأمل این حقیقت در نظر ما جلوه گر می شود که چنین قانونی از حدود اختیار و آزادی فردی خارج است و افراد ملزم به رعایت احترام آن بوده و مجاز به تخلف از آن نمی باشند.از اینجا معلوم میگردد که هر قانون الزامی ، منبع نظم عمومی محسوب است.
باید گفت که قانون شامل قانون اساسی، مصوبات مجلس، عهدنامه ها، آیین نامه ها و بخش نامه های اداری و حتی عرف و عادت و نیز نظریات علمای نیز میباشد و دارای سلسله مراتبی است، که قانون اساسی و نیز قوانین دیگر در خصوص نظم عمومی اشاراتی داشته اند.
۱-۵-۱-۱-۱ درجه های اجبار ناشی از قانون
تقسیم قوانین به امری و تکمیلی، یک تقسیم بندی قانونی نیست؛ به دیگر سخن قانونگذار همزمان با وضع یک قانون، نسبت به امری بودن یا تکمیلی بودن آن سخنی نمی گوید و این بر عهده دادرسان و حقوق دانان است که وصف قانون را از این نظر تشخیص دهند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این ماهیت قراردادی سیستم پرداخت حق بیمه در بیمه های مهریه و پس اندزی بواسطه سیاست های پیشرفته بازاریابی کالا و خدمات ، که توسط شرکت های بیمه به منظور تشویق افراد به خرید بیمه های پس انداز اجرا می شود ، تقویت میگردد.

گفتار اول : تأثیر بیمه مهریه بر وضعیت زن
بیمه مهریه بیشتر از آنکه به نفع مردان باشد به نفع زنان است ، زیرا دیگر با زوج که باید مهریه را از او دریافت کنند ندارند بلکه شرکت بیمه است که شخص مقابل زوجه است و از این بابت مطمئن است که مهریه خود را دریافت میکند ، زیرا ممکن است که زوج به مشکلاتی غیر قابل پیشبینی دچار شود که هرگز نتوانتد به تعهدات خود نسبت به زوجه عمل کند و اینجا متضرر اصلی زوجه است که نه میتواند از طریق قانونی به مهریه خود دست یابد و نه از طریق راه های دیگر ، زیرا زوج توان پرداخت مهریه را ندارد . ولی با بیمه مهریه زوجه مهریه خود را دریافت که میکند هیچ بلکه از مزایایی آن نیز برخوردار می شود که ممکن است هنوز با اینکه زوج مشکلی برایش به وجود نیامده باشد برخوردار شود و از مزایای آن استفاده کند.

بند۱ :حقوق اقتصادی زن : در نظام دینی و رژیم حقوقی مسلمانان ، زنان از لحاظ زمینه ها و پشتوانه های اقتصادی در خور توجه و دقت نظر است ، بایسته و لازم است که تبین گردد زیرا زمینه ها و پشتوانه های اقتصادی باعث اطمینان ، اعتماد به نفس ، امنیت روحی و روانی زنان میشوند و بدین وسیله ، امنیت اجتماعی بدون محیطی که عدالت زا نباشد ، ایجاد نمی شود. زمینه ها و پشتوانه های اقتصادی برای زنان ، استقلال و خود کفایی را هموار می نمایند و باعث توانا سازی زنان میگردند.
زنان به عنوان نیمی از جامعه در محیط اقتصادی قرار بگیرند ، این موقعیت به توانا سازی و استقلال و خودکفایی انان کمک میکند و راه را برای احقاق حق آنان می گشاید و در نتیجه ، عدالت اجتماعی به میان میآید . در نظام اجتماعی ما به طور معمول حق مالکیت ، انحصار اقتصاد ، و تولید منابع اقتصادی در دست مردان هستند و زنان از این نعمت بی بهره هستند و تنها حق نفقه و مهریه است که به حیات فردی و اجتماعی زنان اطمینان می آفریند.
بنابرین یکی از راه های عدالت اجتماعی ، از بین رفتن ستم بر زن از سوی مردان است ، احقاق حق بشری و یا حقوق بشر ، شناسایی منابع و زمینههای اقتصادی مستقل برای زنان است. تحقیقات نشان داده است زنانی که مورد خشونت قرا می گیرند چه آنهایی که قربانی خشونت جسمی هستند و یا بی احترامی و یا دیگر انواع خشونت ، بنا به دلایلی ، از جمله وابستگی اقتصادی نسبت به شوهر زندگی موجود ر تحمل کند . و از طرفی مردان برای اینکه از پرداخت مهریه زنان خود سرباز زنند حاضرند هر کاری بکنند و دست به انواع خشونت و نامهربانی نسبت به همسر خود میزنند که آن ها بگویند مهرم حلال جانم آزاد. وابستگی اقتصادی یکی از مهمترین عواملی است که باعث تحمل خشونت شوهران از سوی زنان می شود . و مهترین این عوامل عبارتند از:
۱-امیدوار به تحول شوهران خود.
۲-نداشتن جای امنی که به آن پناه ببرند.
۳-ترس از انتقام شوهران.
۴-فرزندان.
۵-وابستگی اقتصادی
۶-ترس از تنهایی
۷-داغ ننگ طلاق[۶۸]
زن تا وقتی دختر است و شوهر نکرده ، نفقه خور پدرش است و بعد از شوهر کردن نفقه خور شوهر می شود ، البته انفاق نفقه زوجه با شرایطی واجب هستند که جای بحث اش نیست . اینکه زنان دائمی تا وقتی نشوز نکرده اند و طلاق نگرفته اند ، مستحق نفقه شوهر میباشد.
راجع به فلسفه وجوب نفقه زنان شوهر دار به عقد دائم که جنبه فقهی و حقوقی دارد لازم به گفتن است که بعضی از اساتید دانشگاه تهران در تفسیر ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی ایران بیان داشته است {فلسفه این قاعده ان است که در اکثر خانواده های ایرانی ، زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه خانواده ندارند. وانگهی، اداره خانه و امور داخلی خانواده که وظیفه ای بس بزرگ است به عهده آن ها است و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمدی برا ی آنان باشد ، اشتغال نمی ورزند.[۶۹]
معمولا زنان بعد از طلاق دچار مشکلات مالی عدیده ای میشوند و از طرفی هم شوهران مهریه آنان را نمی دهند یا اگر هم میدهند در اقساط بلند مدت و در مبالغ بسیار کمی پرداخت میکنند ، با این اقساط کم حتی اگر تا آخر عمر هم زن مهریه دریافت کند مهریه خود را به طور کامل دریافت نمی کند و حتی ممکن است شوهر به دلایلی فوت کند و یا از کار افتاده بشود در این صورت چه کسی باید اقساط مهریه زن را پرداخت کند که شاید تنها منبع درآمد او باشد. در اینجا می توان از بیمه مهریه به عنوان سرمایه گذاری برای آینده زوجه نام برد.
بند۲ : نقش بیمه مهریه بر وضعیت روحی زن : بیمه مهریه باعث آرامش روحی و روانی در زن می شود به طوری که میتواند فرد نامیدی را امیدوار به زندگی آینده کند. زنان معمولا نسبت به مردان از روحیه حساس تری برخوردار هستند و مشکلات زندگی روی روحیه آن ها بیشتر تأثیر دارد وبرای همین قوانین از زن که موجودی آسیب پذیر تر میباشد بیشتر حمایت کردهاند . البته در قوانین فعلی که برای استحکام بیشتر خانواده ها وضع شده اند مزایای که برای زن در نظر گرفته بودن کمتر کردهاند به عنوان مثال در لایحه حمایت از خانواده آمده اند مهریه های بیش از ۱۱۰ سکه را قابل حبس دانسته اند و عملا با این کار حبس مردان را برداشته اند و حال با این قانون فعلی که حقوق زنان را محدود تر کردهاند باز مثل قبل میتوانند شوهر خود را ترسانده و مهریه خود را دریافت کنند؟ با توجه به قوانین فعلی مجازات حبس عملا برداشته شده است یا اینکه محدودتر شده است .
از این پس بیشترین دغدغه زنان این است که با قوانین فعلی چگونه مهریه خود را دریافت کنم و در صورت طلاق و… چگونه زندگی خود را اداره کنم و این خود باعث اثرات غیر قابل جبران روحی و روانی خواهد داشت که در صورتی که مهریه خود را دریافت نکنند باید چه کار کنند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنصر مدیریت پژوهشی بر شرایط مدیریتی با مسائل آماده سازی، اجرا، انتشار و توزیع، انتشارات و ارزیابی علمی تمرکز دارد(AMINI،۲۰۰۳، ص۷).

اهمیت و ضرورت مدیریت پژوهش
مدیریت پژوهش در سازمان باعث تغییر و تحولات عظیمی همچون ارتقاء کمی و کیفی محصولات صنعتی , رشد اقتصادی در جامعه , رقابت محصولات صنعتی , اشباع بازار و صادارات و خود کفایی و … در سازمان میگردد(عطافر,آنالویی,۱۳۸۰,ص۵۴).
تحقیق و توسعه همواره به عنوان یکی از راه حلها جهت حل تنگناهای موجود در صنعت مطرح بوده است اصولاً صنعت بدون تحقیق و توسعه در دنیای پیشرفته چون قایق بدون پارو می ماند که امکان پیشرفت آن به هیچ وجه متصور نیست ولی چنانچه پس از فعالیتهای چند ساله در زمینههای مختلف در صنعت و وجود بخشی به نام تحقیق و توسعه تحول چشمگیری در تولید و ارتقاء کیفیت وجود نداشته باشد وجود این بخش در واحدهای تولیدی را چگونه باید توجیه کرد؟ به نظر میرسد نارسایی های این بخش را باید در ارتباط با جنبههای مدیریتی موضوع دانسته و کمبود یا نبود برنامه های علمی و منطقی و یا تجربه فعالیتهای قبلی تحقیق و توسعه باعث میگردد صنعت نتواند از وجود یک چنین مراکزی به بهترین وجه ممکن استفاده نماید البته موضوع شاید پیچیده تر از آن است که در برخورد اولیه با آن تصور می شود و به طور حتم وجود امکانات و تجهیزات نقش تعیین کننده ای در انجام کارهای تحقیقاتی دارد ولی در نهایت مدیریت و حمایت از فعالیتهای تحقیقاتی و توسعه است که مسیر کلی فعالیتها را ترسیم کرده و برای رسیدن به اهداف آن را جهت میدهد راندمان کار در انسانها تحت تاثیر انگیزه ها متغییر میباشد و به همین علت نیز میباشد که در دنیای پیشرفته امروزی علوم مدیریتی و استفاده بهینه از منابع انسانی فوق العاده و با اهمیت بوده و تحقیقات دامنه دار در این زمینه را نیز در اولویت خاص قرار داده است(عطافر،آنالویی،۱۳۸۰، صص ۵۰۰،۵۰۱).

مدیریت پژوهش در سازمان باعث میگردد که برنامه ها در سازمان با توجه به اولویت و نیاز سازمان,برنامه متناسب با اهداف سازمان,هماهنگی بین واحد پژوهش و سایر واحد ها,رعایت جدول هزینه های پروژه در سازمان,منابع مالی و انسانی متناسب با پژوهش,ایجاد بستر مناسب در سازمان, استفاده از نتایج پژوهشی وارزشیابی مستمر عملکرد پژوهشی در سازمان انجام گردد. در واقع وجود مدیریت پژوهش در سازمان ضروری است چون باعث هماهنگی و نظارت دقیق بر فعالیتهای مختلف پژوهشی میگردد.
مدیریت سازمانهای تحقیق و توسعه, بسیار دشوار است.هماهنگ کردن افرادی که به کار مستقل عادت کردهاند, آسان نیست. با وجود این, نمی توان آن ها را به حال خود رها ساخت, زیرا سازمان, اهدافی دارد که باید از طریق کارکنان به دست میآید. رسیدن به ایده ها, پشتوانه مالی, و محیط مناسب در زمان و مکان مناسب به منظور تولید یک محصول تحقیقاتی کیفی, کار آسانی نیست(جین ,ترایاندیس,۱۳۸۱,ص۶۸).
وظیفه مدیر پژوهشی, به معنای واقعی, ایجاد محیط مناسب برای تحقیق است. یک محقق طراز اول, در محیط مناسب, با در اختیار داشتن پشتوانه مالی کافی, امکان دارد که به ایده های مهمی دست یابد. اما به وجود آوردن فرهنگ مطلوب, کار پیچیده ای است. مدیر باید افراد را برگزیند, آن ها را با کارهایشان هماهنگ سازد گروههای کاری به وجود آورد و به ایجاد معیارها, نقشها و رویه های عملیاتی, استانداردی که منجر به نوآوری در سطح بالا میشوند, کمک نماید. سازمان باید به گونه ای ایجاد شود که افراد بتواند حداکثر خلاقیت را از خود نشان دهند. پاداشها باید طوری عرضه شود که افراد به سخت کوشی و ارتقاء تشویق شوند. مدیر باید بداند که چگونه رهبری کند, چگونه تعارض ها را کاهش دهد, و چگونه از منابع در دسترس , حداکثر استفاده را به عمل آورد(جین ,ترایاندیس,۱۳۸۱,ص۶۸).
وظایف و کارکردهای مدیریت پژوهش
وظیفه اصلی در مدیریت پژوهش کنترل عملی تقسیم برنامه و پروژه ها است وظایف دیگری همچون انتخاب استراتژیک موضوعات و راهکار برای آن ها، آگاهی یافتن از طریق اطلاع رسانی صحیح و درست در مورد تکنولوژیها، بازار، رقابت و انتقال مؤثر نتایج و مانور عملیاتی روی آن ها و مدیریت کردن ایده ها و منابع را هم شامل می شود(آقایی،۱۳۷۱).
به طور کلی چهار مسئولیت اصلی مدیران پژوهش و فنآوری عبارتند از:
(۱) برقراری ارتباطات داخلی و خارجی؛ (۲) دستیابی به نتایج مطلوب تجاری (۳) سرعت بخشیدن به توسعه محصولات یا خدمات و (۴) کسب حمایت مدیران عالی(عطافر، آنالویی،۱۳۸۴،ص۶۴).
برقرار ارتباطات داخلی و خارجی
دستیابی به تعالی در تحقیق و توسعه، به برقراری ارتباطات درونی و بیرونی و تأکید بر گروههای میان وظیفهای بستگی دارد. لذا تعداد کثیری از مدیران تحقیق و توسعه، به دلیل محدودیت دامنه فعالیت خود با گروههای میان وظیفهای، ابزار نگرانی کردهاند. گوپتا و همکارانش[۳]، (۲۰۰۰) بر این باور هستند که به منظور ایجاد یک نوع تشریک مساعی بین گروهها و حوزه های تجاری مربوطه، نیاز مبرمی به ایجاد پلی برای پرکردن شکاف مذکور وجود دارد(عطافر، آنالویی،۱۳۸۴،ص۶۴).
همچنین در راستای تولید محصولات جدید، تعیین اولویتهای تحقیقاتی و حمایت از تصمیمات اتخاذ شده در حوزه های راهبردی سازمان، نیاز ضروری به همکاری با بخشهای دیگر، امری غیر قابل اجتناب تلقی میشود. در نتیجه برای تحقیق و توسعه برقراری یک ارتباط طولانی مدت و سازنده و ایجاد رابطه با گروههای غیر مرتبط، ضروری میباشد چنین تحولی در سیستم فنآوری باعث افزایش تشریک مساعی و روند رو به رشد در ایجاد موقعیتهای مطلوب تجاری و ذخیرهسازی اطلاعات میشود. مدیران تحقیق و توسعه، همواره باید با مشتریان، تولیدکنندگان، نحوه فروش کالا، ارائه خدمات، مدیریت ارشد، تضمین کیفیت، بازاریابی، گروه برنامهریزی راهبردی و سرمایهگذاریهای کلان رابطه مستقیمی داشته باشند(عطافر، آنالویی،۱۳۸۴،ص۶۴).
مطالعات گوپتا و همکارانش (۲۰۰۰)، نشان میدهد؛ ۸۲ درصد از مدیران فنآوری معتقدند که برقراری ارتباط اولیه و متقابل با تحقیق و توسعه، زمینههای بازاریابی، تولید کالا، مشتریان و غیره یک امر ضروری است. همچنین، در فرایند توسعه محصولات جدید، نیاز مبرمی به ارتباط مستقیم با متصدیان، مشتریان و منابع خارج از حیطه تحقیق و توسعه، طرحهای عمومی و تأمین نیازهای اتحادیهها، وجود دارد(عطافر،آنالویی، ۱۳۸۴، ص ۶۵).
دستیابی به نتایج مطلوب تجاری
اغلب سازمانها، به جای انتظار پیشرفت تدریجی، اهمیت ویژهای به تولید کالا در مدت زمان کوتاه برای دستیابی به نتایج مطلوب تجاری میدهند. همواره اجرای طرحهای تحقیقاتی همراه با انتقال فنآوری به عنوان یک مشکل مطرح بوده است. بنابرین موفقیت سازمانها در نتیجه گسترش فعالیتهای تحقیق و توسعه و راهبردهای فن آوری همراه با راهبردهای تجاری حاصل میشود. پوردون[۴] (۱۹۹۶)، معتقد است: ضرورت جدا سازی محققان از بخشهای علمیاتی به عنوان یک عامل مهم در تشکیل یک گروه فنی مرتبط تحقیق و توسعه همراه با قدرت اجرایی بالا تلقی میشود(عطافر،آنالویی، ۱۳۸۴، ص ۶۵).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جان بور ویلیامز[۷۵]، یکی از نخستین افرادی بود که اعتقاد داشت قیمت دارایی های مالی و دیگر دارایی ها منعکس کننده ارزش ذاتی آن ها است که با اندازه گیری سود تقسیمی مورد انتظار در آینده محاسبه می شود. اما به طور کلی تا قبل از سال ۱۹۵۲، سرمایه گذاران اوراق بهاداری را انتخاب میکردند که زیر قیمت واقعی، ارزش گذاری شده بودند و به ارتباط بین اوراق بهادار خود در داخل پرتفوی کاری نداشتند. پیدایش تئوری نوین سرمایه گذاری(مجموعه اوراق بهادار) به سال ۱۹۵۲ بر میگردد و زمانی که هری مارکویتز مقاله ای تحت عنوان انتخاب پرتفوی منتشر کرد. او با عقیده بنیادگرایان در مورد انتظارات آتی موافق بود اما برای اولین بار عامل ریسک را نیز در تجزیه و تحلیل های خود وارد نمود. او توانست تئوری انتخاب پرتفوی را در چارچوب تعاملات میان ریسک و بازده بهینه سازی کند. او به مسئله تنوع بخشی پرتفوی به عنوان یکی از روش های کاهش ریسک اشاره دارد. تئوری او با عنوان پرتفولیوی مدرن[۷۶] (MPT) شناخته می شود (جونز[۷۷] ، ۲۰۰۳).


روش مارکویتز با این فرض شروع می شود که سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در زمان حال مبلغ معینی پول در اختیار دارند. این پول برای مدت زمان معینی سرمایه گذارای می شود که به آن دوره نگهداری گفته می شود. در پایان دوره نگهداری سرمایه گذاران، اوراق بهاداری را که در اول دوره خریداری کردهاند به فروش می رسانند. بنابرین روش مارکوتیز، روش یک دوره ای میباشد. در ابتدای دوره، سرمایه گذار میتواند نرخ بازدهی مورد انتظار (یا میانگین) اوراق بهادار مختلف مورد نظر را تخمین بزند و سپس در اوراق بهاداری سرمایه گذاری کند که بیشترین بازدهی مورد انتظار را دارد. اما در اینجا، اطمینان از بازدهی مورد انتظار نیز مورد توجه قرار گرفت. بنابرین سرمایه گذاری در ابتدای دوره دو هدف متضاد را مد نظر قرار میدهد. حداکثر رساندن بازدهی و حداقل رساندن عدم اطمینان. در روش مارکویتز هر دو هدف مورد توجه قرار میگیرد. مارکویتز، انحراف معیار جریان های نقدی را به عنوان کمّیت سنجش ریسک معرفی نمود و ریسک کل پرتفوی مورد توجه قرار دارد.
مارکویتز بیان نمود تنوع بخشی زمانی مؤثر است که، پرتفوی ترکیبی از اوراق بهاداری باشد که با یکدیگر کوواریانس منفی یا صفر داشته باشد. مفروضات نظریه پرتفوی مارکویتز عبارتند از :
-
- بر تصمیم گیری سرمایه گذاران، تنها دو عامل ریسک و بازده مورد انتظار تاثیر دارند.
-
- اصل ریسک گریزی سرمایه گذاران: سرمایه گذاران از بین دو سبد سرمایه گذاری با بازده مساوی، سبدی را انتخاب میکنند که انحراف معیار کوچکتری داشته باشد.
-
- اصل سیری ناپذیری سرمایه گذاران: سرمایه گذاران به دنبال حداکثر کردن بازده سرمایه گذارای خود با ریسک مشخصی هستند.
-
- همه سرمایه گذاران انتظارات یکسانی راجع به بازده مورد انتظار، واریانس و کواریانس کلیه دارایی های ریسکی دارند.
- همه سرمایه گذاران یک افق سرمایه گذاری یکسان دارند.
یکی از انتقادها، شکل محاسبه کوواریانس های اوراق بهادار با یکدیگر و به تبع آن محاسبه نرخ بازده پرتفوی میباشد. زیرا منتقدان این روش را برای تمام سرمایه گذاران، عملی نمی دانستند.
۲-۱۸ تئوری مالی استاندارد
علم مالی استاندارد بدنه دانشی است که بر اساس اصول آربیتراژ میلر[۷۸] و مودیلیانی[۷۹]، اصول پرتفوی مارکویتز[۸۰]، تئوری قیمت گذاری دارایی سرمایه ای شارپ[۸۱]، لیتنر[۸۲] و بلک[۸۳] و تئوری قیمت گذاری اختیاری بلک، شولز[۸۴] و مرتن[۸۵] بنا نهاده شده است، این رویکردها بازار را کارآمد در نظر می گیرند و بسیار تحلیلی و دستوری میباشند.
تئوری اقتصادی مالی مدرن بر مبنای پذیرش این فرض استوار است که فعالان بازار به صورت منطقی عمل میکنند. فعالان بازار مطابق با اصول تئوری مطلوبیت مورد انتظار[۸۶] تصمیم گیری نموده و اقدام به پیشبینی های بی طرفانه در رابطه با آینده می نمایند. بر اساس تئوری مطلوبیت مورد انتظار، اشخاص ریسک گریزند[۸۷] و تابع مطلوبیت یک فرد از پایین حالت مقعر دارد. به عبارتی، مطلوبیت نهایی ثروت، کاهش مییابد. قیمت دارایی ها توسط سرمایه گذاران عقلایی تعیین می شود و متعاقباً تعادل بازار بر اساس عقلانیت، حاصل میگردد. در این تعادل، اوراق بهادار بر اساس فرضیه بازار کارا قیمت گذاری میشوند (جانسون و همکاران[۸۸]، ۲۰۰۲).
طبق فرضیه بازار کارا، قیمت های دارایی های مالی، در بر گیرنده همه اطلاعات عمومی میباشد و قیمت ها را در هر زمان می توان به عنوان تخمین بهینه ای از ارزش واقعی سرمایه گذاری در نظر گرفت. این فرضیه بر این اساس قرار دارد که سرمایه گذاران رفتار عقلایی و منطقی دارند، بدین معنی که همه اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش کرده، به دنبال حداکثر ساختن مطلوبیت مورد انتظار هستند. به بیان دیگر، دارایی های مالی همیشه به صورت عقلایی قیمت گذاری میشوند. بنابرین، قیمت ها زمانی که ظهور پیدا میکنند، حرکت ها و تغییرات بعدی آن ها قابل پیشبینی نیست. زیرا تغییرات قیمت تنها به علت جریان اطلاعات جدید در بازار، اتفاق می افتد. در نتیجه کسی نمی تواند بازده غیرعادی و بالاتر از میانگین داشته باشد (همان منبع).
۲-۱۸-۱ فرضیه بازار کارا
فرضیه بازار کارا وابسته به مکتب گشت تصادفی میباشد. منطق این مکتب این است که اگر جریان اطلاعات آزاد باشد و اطلاعات فوراً در قیمت سهام منعکس شود، آن گاه تغییر قیمت فردا فقط اخبار فردا را منعکس می کند و از تغییر قیمت امروز مستقل خواهد بود. اخبار بر طبق تعریف غیر قابل پیشبینی میباشند و از این رو تغییرات قیمت غیر قابل پیشبینی و تصادفی اند، در نتیجه قیمت ها به طور کامل همه اطلاعات شناخته شده را منعکس می نمایند و حتی سرمایه گذاران غیر مطلع نیز میتوانند نرخ بازدهی مشابه سرمایه گذاران مجرب و متخصص کسب نمایند (بورتن و مالکیل[۸۹]، ۲۰۰۳).
۲-۱۸-۲ نظریه بازار کارای سرمایه
کارا بودن بازار از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که در صورت کارا بودن بازار سرمایه هم قیمت اوراق بهادار به درستی و عادلانه تعیین می شود و هم تخصیص سرمایه که مهم ترین عامل تولید و توسعه اقتصادی است به صورت مطلوب و بهینه انجام شود.
۲-۱۹ قیمت گذاری (ارزشیابی) دارایی های مالی
یک دارایی چقدر می ارزد؟ به طور قطع ارزش یک دارایی مثلاً یک قطعه زمین، یک برگ سهام، یک سکه بهار آزادی، سر قفلی و. . . به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد که بعضی شناخته شده و برخی ناشناخته اند. حتی اگر همه عوامل مؤثر بر قیمت یک دارایی شناخته شده باشد، بازار برای رسیدن به یک قیمت ذاتی یا یک قیمت معاملاتی، دچار تردید و مشکلات می شود، اما با وجود همه این مشکلات، روزانه میلیون ها معامله و داد و ستد از این نوع دارایی ها انجام می شود. در این معاملات غالباً یکی از طرفین معامله مغبون می شود، زیرا پدیده ای به نام “قیمت گذاری نادرست” وجود دارد و این پدیده گاه ناشی از عدم اطلاع معامله گر و گاه ناشی از فریب دادن او است. مهم تر اینکه چرا قیمت یک دارایی روزانه و یا حتی در لحظه های زمانی دچار تغییر می شود؟
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نکتهی دیگری که در این رابطه به ذهن میرسد این است که بر اساس اصل جانشینی، قائم مقامان اشخاص ثالث در حکم خود آنان بوده و لذا حق مراجعه به بیمهگر را دارا میباشند.[۲۶] توضیح اینکه در خسارتهای ناشی از حوادث رانندگی، طلب مسئولیت مدنی با تمام تضمینهایش به قائم مقام منتقل می شود و از جمله این تضمینها تعهد بیمهگر به جبران خسارت است.[۲۷]

بنابرین چنانچه در حادثهای زیان دیده، بیمهشده تأمین اجتماعی باشد (مثلاً کارگر بیمهگذار در حین انجام وظیفه) نهاد تأمین اجتماعی پس از جبران خسارت از وی، بر اساس ماده ۶۶ قانون تأمین اجتماعی حق رجوع به بیمهگر مسئول حادثه را دارا میباشد.[۲۸] این را باید یکی از نکات مثبت این قانون دانست. زیرا از آنجا که بر اساس بند ب ماده ۲ قانون قدیم کارکنان بیمهگذار مسئول حادثه در حین انجام کار، از شمول اشخاص ثالث خارج گردیده بودند، سازمان تأمین اجتماعی پس از جبران خسارت از آنها حق مراجعه به بیمهگر را نداشت و باید بابت آنچه که به کارگران پرداخته بود به بیمهگذار رجوع مینمود. امری که با هدف قانونگذار بیمهی اجباری در تعارض آشکار بود.

البته در رجوع سازمان تأمین اجتماعی به بیمهگر باید به تبصرهی ۳ ماده یک قانون جدید توجه کافی مبذول شود چرا که بر اساس این تبصره “منظور از خسارت بدنی، هر نوع دیه یا ارش ناشی از صدمه، شکستگی، نقص عضو، از کارافتادگی (جزئی یا کلی-موقت یا دائم)یا دیه فوت شخص ثالث به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون است. هزینه معالجه نیز چنانچه مشمول قانون دیگری نباشد، جزء تعهدات بیمه موضوع این قانون خواهد بود. “
بنابرین سازمان تأمین اجتماعی در مورد هزینه هایی که بابت درمان و معالجهی زیاندیدگان پرداخته است حق رجوع به بیمهگر را ندارد. زیرا تبصرهی یاد شده، هزینه درمان و معالجه را در صورتی که مشمول قانون دیگری نباشد در تعهد بیمهگر میداند.
نکتهی دیگری که نیاز است در این بخش مورد بررسی قرار گیرد موردی است که حادثهای میان وسیله نقلیه و عابر پیاده رخ داده است و راننده هیچ تقصیری مرتکب نشده است. به عبارت دیگر مواردی که راننده دارای سرعت مطمئنه است و تمام نکات و موارد قانونی را رعایت نموده است، اما حادثه ای به وقوع میپیوندد که عابر پیاده آسیب میبیند تکلیف چیست؟ آیا عابر پیاده حق رجوع به بیمهگر وسیله نقلیه را دارد یا خیر؟
ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی قدیم بیان میداشت : ” در مواردی که عبور عابر پیاده ممنوع است اگر عبور نماید و رانندهای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت بوده و وسیله نقلیه نیز نقص فنی نداشته است و در عین حال قادر به کنترل نباشد و با عابر برخورد نموده منجر به فوت و مصدوم شدن وی گردد راننده ضامن دیه و خسارت وارده نیست.”
ماده ۵۰۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ نیز به تبعیت از قانون قدیم میگوید : ” هرگاه رانندهای که با داشتن مهارت و سرعت مجاز و مطمئن و رعایت سایر مقررات در حال حرکت است در حالی که قادر به کنترل وسیله نباشد و به کسی که حضورش در آن محل مجاز نیست، بدون تقصیر برخورد نماید، ضمان منتفی و در غیر این صورت راننده ضامن است.”
اگرچه متن قانون مجازات اسلامی موجب شده است که عدهای قائل به این عقیده شوند که در صورت احراز تقصیر عابر پیاده در حوادث رانندگی، او از دریافت بیمه و رجوع به بیمهگر محروم است،[۲۹] اما چنانچه از منطوق این مواد به دست می آید، این مواد صرفاً به مسئولیت مدنی راننده وسیله نقلیه میپردازند و در خصوص مسئولیت مدنی دارندهی آن ساکتند.[۳۰] لذا با استناد به ماده ۱ قانون بیمه اجباری میتوان در این فرض نیز دارنده وسیله نقلیه و بیمهگر او را مسئول دانست. بهعلاوه بر اساس ماده ۸ “قانون رسیدگی به تخلفات و اخذ جرائم رانندگی” که بیان میدارد: “عدم مسئولیت راننده مانع استفاده شخص ثالث از مقررات بیمه نخواهد بود” و همچنین ماده ۴ “قانون ایمنی راه ها و راهآهن” که به عابر پیاده متخلف اجازه استفاده از بیمهی شخص ثالث دارندهی اتومبیل را داده است میتوان بر آن بود که حتی در صورت عدم تقصیر راننده وسیله نقلیه، عابر پیاده صدمه دیده می تواند به بیمهگر دارنده اتومبیل مراجعه نماید.
این اعتقاد زمانی قوت میگیرد که علی رغم بازنگری قانون ایمنی راه ها و راهآهن در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۷۹ در مجلس شورای اسلامی تحت عنوان “قانون اصلاح قانون ایمنی راه ها و راهآهن” ماده ۴ علیرغم مخالفت ظاهری با ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی به قوت خود باقی ماند.[۳۱]
یکی از استدلالات مخالف نیز می تواند وجود ماده ۳۰قانون بیمه اجباری ۸۷ باشد، چرا که این ماده تمامی قوانین و مقررات مغایر با قانون مذکور را ملغی اعلام نموده است. اما با دقت نظر در این موضوع در مییابیم که ماده ۴ قانون ایمنی راه ها و راهآهن مغایرتی با قانون بیمه اجباری مصوب ۸۷ ندارد که با ماده ۳۰ نسخ شود.
لذا در پاسداری از اهداف قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه و در جهت حمایت از اشخاص ثالث در فرضی که تقصیر و تخلف عابر پیاده موجب بروز حادثه رانندگی گردیده است وی را نمی توان به این جهت از رجوع به بیمهگر دارندهی وسیله نقلیه محروم ساخت.
در پایان این بخش این سؤال به ذهن میرسد که آیا متصرفین غیر قانونی وسایل نقلیه نیز بر اساس قانون بیمه اجباری ۱۳۸۷ شخص ثالث محسوب میشوند و بنابرین خسارات وارد به آنها مورد تعهد بیمهگر قرار میگیرد؟
قانون بیمه اجباری ۱۳۴۷ در بند ۴ ماده ۴ خسارات وارده به متصرفین غیرقانونی را از شمول بیمه اجباری خارج کرده بود. بنابرین اگر دارنده وسیله نقلیه که از بیمهنامه معتبر برخوردار بود با شخصی که وسیله نقلیه مقابل را غصب کرده تصادف میکرد و به غاصب زیان وارد میشد بیمهگر تعهدی به جبران خسارت نداشت.
در فرضی که تقصیر غاصب علت منحصر حادثه میبود بر اساس ماده ۶ آیین نامه اجرایی قانون بیمه اجباری ۴۷ عدم تعهد بیمه گر طبیعی و منطقی به نظر میرسید اما در غیر این صورت استثنای متصرف غیر قانونی از شمار اشخاص ثالث که ظاهراًً برای تنبیه او در نظر گرفته شده بود در نهایت به تنبیه بیمهگذار وسیله نقلیه منجر میگشت چرا که او به خاطر دخالت این اشخاص از حمایت بیمهای محروم میگشت[۳۲] و میبایست مطابق قواعد عام مسئولیت مدنی شخصاً خسارات وارد به متصرف غیر قانونی را جبران مینمود.[۳۳] همین ملاحظات در عمل موجب گردیده بود که شرکتهای بیمه در ازای دریافت حق بیمهای بیشتر در قرارداد بیمه اجباری که با دارندگان وسایل نقلیه که مینمودند به منتفی شدن استثناء مذکور در بند ۴ ماده ۴ قانون قدیم تصریح نمایند.[۳۴]
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
ادراک خود به عنوان دانشی که فرد از خود دارد یا افکار مربوط به خود تعریفشده است (Wigfield & Karpathian 1991,؛ به نقل از Mc coach &,Siegle, 200
مفهوم یا ادراک خود را میتوان تجسمی شناختی از خود و هویت شخصی دانست که اینها دارای عناصر عاطفی و ارزشی ازجمله حرمت خود نیز میباشند. این ادراکها و افکار مربوط به خود از طریق تجاربی که فرد با محیط دارد شکل میگیرند.
دانشآموزانی که از ادراک خود تحصیلی بالایی برخوردارند و به مهارتهایشان اطمینان دارند احتمال بیشتری دارد که در فعالیتهای مختلف درگیر شوند (Wigfield & Karpathian 1991,؛ به نقل از Mc coach &,Siegle 2003).
ادراکهای دانش آموزان درباره مهارتهایشان، تعیینکننده نوع فعالیتهای انتخابی آن ها، میزان چالش در این فعالیتها و پافشاریشان در حین درگیری با این فعالیّت هاست (Wigfield & Karpathian 1991,؛ به نقل از Mc coach & ,Siegle 2003).
مفهوم خود شامل باورهای کلی خود ارزشی است. این باورها مرتبط با شایستگی تحصیلی ادراکشده است. مفهوم خود تحصیلی یک سازه چندبعدی است و مستلزم مقایسه های درونی و بیرونی است. در اینارتباط، دانش آموزان عملکرد خود را با همکلاسیهایشان مقایسه میکنند (یک مقایسه بیرونی) یا اینکه عملکرد خود را در یک حوزه با سایر عملکردهایشان مقایسه میکنند (, ۲۰۰۳ Siegle & Mc coach).
۱-۲-۵-۶-۴- ارزشگذاری هدف[۹۷]
ارزشهای تحصیلی به میزان علاقهمندی فراگیران به تکالیف، اهمیت یادگیری تکالیف و مفید بودن بالقوه تکالیف ازنظر فراگیر اشاره میکند (Wigfield &,Karpathian 1991؛ به نقل از Mc coach &,Siegle 2003).
ارزش قائل شدن برای یادگیری و باور به اینکه تکلیف یادگیری بااهمیت است، انگیزش و جهتگزینی تحصیلی را بهبود میبخشد. این مؤلفه با استدلالهای دانش آموزان برای انجام تکالیف سروکار دارد. هدفهای دانش آموزان و ارزش مربوط به پیشرفت تحصیلی، خود نظم دهی و انگیزش آن ها را تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا هدفها، روشهای نزدیک شدن، درگیر شدن و پاسخ دادن کودکان به تکالیف پیشرفت را تحت تأثیر قرار میدهد (, ۲۰۰۳ Siegle & Mc coach).

۲-۱-۵-۶-۵- انگیزش / خود نظم دهی[۹۸]
فراگیران هر چه قدر هم که ازلحاظ شناختی و راهبردهای یادگیری برای یادگیری موضوعی آمادگی داشته باشند؛ بازهم لازم است که این توانش ها و راهبردها را با انگیزش ترکیب کنند تا این توانش ها و راهبرها بتوانند مفید واقع شوند. یادگیرندگان باانگیزه کارها را بهخوبی انجام میدهند و از چگونگی مقابله با
-
- athoritattive ↑
-
- authoritarian ↑
-
- permissiveness ↑
-
- attitude ↑
-
- Academic Motivation Scale ↑
-
- Connor-Davidson Resilience Scale ↑
-
- The School Attitude Assessment Survey–Revised ↑
-
- Pintrich & Schunk ↑
-
- Behavioral ↑
-
- Humanistic ↑
-
- cognitive ↑
-
- Social-cultural ↑
-
- Maslow ↑
-
- Skiner ↑
-
- Deci ↑
-
- Weiner ↑
-
- Graham ↑
-
- Lave ↑
-
- Wenger ↑
-
- Self-determination ↑
-
- Intrinsic Motivation ↑
-
- Extrinsic Motivation ↑
-
- School climate ↑
-
- Civility ↑
-
- Internal working models ↑
-
- Ainsworth ↑
-
- Final fictionalism ↑
-
- Vaihinger ↑
-
- Rudolf Driekurs ↑
-
- Encouragement ↑
-
- Discouragement ↑
-
- Triadic reciprocality ↑
-
- Interacting deter minant ↑
-
- Learned helplessness ↑
-
- Explanatory style ↑
-
- Attribution style ↑
-
- Man,s serch for meaning ↑
-
- Logotherapy ↑
-
- Life,s tranitorriness ↑
-
- Popular resiliency ↑
-
- Real resiliency ↑
-
- Inoclated resiliency ↑
-
- Robert Sears ↑
-
- Eleanor Maccoby ↑
-
- Harrold Levin ↑
-
- Child Discipihnary Techniques ↑
-
- Love-oriented ↑
-
- Obgect- oriented ↑
-
- Martin Hoffman ↑
-
- Induction ↑
-
- Other-oriented induction ↑
-
- Baldwin ↑
-
- Symonds ↑
-
- demanding ↑
-
- accepting ↑
-
- Mood ↑
-
- Child temperament ↑
-
- Difficult temperament ↑
-
- Easy-going temperament ↑
-
- Chltural differnces ↑
-
- Warmth ↑
-
- Parental demandingness ↑
-
- Affective ↑
-
- Behavioral ↑
-
- Valence ↑
-
- Multiplexity ↑
-
- Straight experience ↑
-
- Mere expoure ↑
-
- Ciassical condioning ↑
-
- Learning by observation ↑
-
- Social comparison ↑
-
- Concepting ↑
-
- Information ↑
-
- Learning models ↑
-
- Cognitive models ↑
-
- Balance ↑
-
- Congruity ↑
-
- Social judgement ↑
-
- Cognitive consistency ↑
-
- Functional ↑
-
- Hovland ↑
-
- Approach-avoidance ↑
-
- Latitde of acceptance ↑
-
- Rejection ↑
-
- Noncommitment ↑
-
- Instrumental ↑
-
- Adjuctive ↑
-
- Profitable ↑
-
- Ego-defensive ↑
-
- Externalizing ↑
-
- Knowledge ↑
-
- Object-appraisal ↑
-
- Value expression ↑
-
- Attitudes toward school (ATS) ↑
-
- Attitude toward teachers and classes (ATT) ↑
-
- Academic self-percepions (ASP) ↑
-
- Goal valuation (Goals) ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ذکر این نکته ضروری است که هر چند در ماده فوق ((به نیروهای مسلح)) اشاره شده است، اما با تصویب قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ۱۳۷۱ موضوع اختلاس نظامیان که در ماده (۹۴) قانون مذکور پیشبینی شده بود از مشمول ماده (۵) تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری خارج شد و در حال حاضر نیز عنصر قانونی اختلاس نظامیان ماده (۱۱۹) قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ۱۳۸۲ است.[۴۳]۱

عنصر مادی
رفتار مادی
اختلاس از جمله جرایمی است که برای تحقق آن، انجام فعل مثبت ضروری است. این فعل مثبت عبارت است از انجام اقداماتی به منظور برداشت و تصاحب مال که ممکن است به نفع خود شخص مرتکب و یا به نفع دیگری انجام شود مثل اینکه کارمند بانک مقداری از وجوه تحویلی را برای مصارف شخصی خود از قبیل خرید خودرو و منزل هزینه کند یا اینکه وجوه مذکور را در اختیار یکی از دوستان خود قرار دهد. تصاحب به معنی برخورد مالکانه با مال میباشد یعنی اینکه اموال را از آن خود یا دیگری قلمداد کرده و وارد در مایملک خود یا دیگری نماید.[۴۴]۲شعبه دوم دیوان عالی کشور به موجب حکم شماره ۹۳۵ـ۱/۵/۱۳۱۸ در این خصوص چنین رأی داده است:

(( اگر مستخدم دولت مقداری از مصالح ساختمانی دولت راببرد و در ساختمان خانه شخصی خود مصرف کند به این وسیله اشیاء مذبور را تصاحب نماید چنین عملی اختلاس مال منقول محسوب می شود…))[۴۵]۱
نکته ای که لازم است به آن توجه شود این است که در ماده (۵) قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و ماده (۹۴) قانون مجازات نیروهای مسلح مصوب ۱۳۷۱ عبارت است (( برداشت و تصاحب )) ذکر شده است در حالی که در ماده (۱۱۹) قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ۱۳۸۲ عبارت ((برداشت یا تصاحب)) بکاررفته که ممکن است تصور شود مفهوم برداشت با تصاحب متفاوت است. در این خصوص باید توجه داشت که هر چند اصطلاح برداشت وسیع تر از تصاحب میباشد، چرا که ممکن است برداشت توأم با قصد تملک و یا بدون قصد تملک باشد، اما چون در ماده (۱۱۹) نیز برداشت به نفع خود یا دیگری مورد توجّه مقنّن بوده، لذا باید نتیجه گرفت که این دو اصطلاح به صورت مترادف استعمال و تغییری در شرایط و ارکان جرم اختلاس ایجاد نشده است.
شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم اختلاس
لازمه تحقق جرم اختلاس وجود شرایطی است که در صورت فقدان این شرایط عمل ارتکابی با عنوان اختلاس قابل انطباق نخواهد بود و ما به اختصار به بررسی این شرایط می پردازیم:
سمت مرتکب
اختلاس از جمله جرایم خاص کارکنان دولت است. به تعبیر اولین شرط تحقق اختلاس این است که مرتکب جرم باید فردی باشد که دارای رابطه استخدامی با ادارات و سازمانهای دولتی است. بنابرین در صورتی که شخص اموال دولتی را تصاحب کرده، ولی از کارکنان دولت نباشد عمل وی اختلاس تلقی نمی شود و در صورت اجتماع شرایط لازم، ممکن است با عنوان مجرمانه دیگری قابل انطباق باشد.
فهرست ادارات و سازمانهای دولتی که مرتکب باید رابطه استخدامی با آن ها داشته باشد به تفصیل در ماده (۵) قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری بیان شده است و ماده(۸) قانون مذکور نیز در این خصوص مقرر میدارد:(( کلیه دستگاه هایی که شمول قانون نسبت به آن ها مستلزم ذکر نام است مشمول قانون خواهند بود.))
ماده (۱۱۹) قانون جرایم نیروهای مسلح مصوب ۱۳۸۲ با ذکر عبارت ((هر نظامی )) ارتکاب این جرایم را از طرف کسانی مورد حکم قرار داده است که عنوان ((نظامی)) بر آن ها صادق باشد و برای تشخیص (( نظامی)) نیز باید به ماده (۱) قانون مذکور مراجعه کرد که فهرست نظامیان را در ۸ بند به شرح ذیل بیان کردهاست:
۱ـ کارکنان ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و سازمانهای وابسته.
۲ـ کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سازمانهای وابسته.
۳ـ کارکنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و سازمانهای وابسته و اعضای بسیج پاسداران انقلاب اسلامی.
۴ـ کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمانهای وابسته.
۵ـ کارکنان مشمول قانون نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران.
۶ـ کارکنان وظیفه از تاریخ شروع خدمت تا پایان.
۷ـ محصلان ـموضوع قوانین استخدامی نیروهای مسلح ـ مراکز آموزشی نظامی و انتظامی در داخل و خارج از کشور ونیز مراکز آموزش وزارت دفاع و پیشتیبانی نیروهای مسلح.
۸ـ کسانی که به طور موقت در خدمت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هستند و طبق قوانین استخدامی نیروهای مسلح در مدت مذبور از اعضای مسلح محسوب میشوند.[۴۶]۱
ویژگی مال مورد اختلاس
در موارد (۵) و (۱۱۹) به (( وجوه، مطالبات، حواله ها، سهام، اسناد و اوراق بهادار، اشیاء لوازم و سایر اموال)) اشاره شده است. با توجه به ذکر عبارت (( یا سایر اموال)) در موارد مذکور در این سوال مطرح می شود که چه اموالی ممکن است موضوع جرم اختلاس قرار گیرند به تعبیر دیگر آیا بزه اختلاس اختصاص به اموال منقول دارد یا اینکه در مورد اموال غیر منقول نیز قابل تصور است؟
برخی از حقوق دانان این استدلال که اولا اختلاس از صور خاص خیانت در امانت است و بنا به تصریح ماده(۶۷۴) قانون مجازات اسلامی خیانت در امانت شامل اموال غیر منقول هم می شود و دلیلی برای محدود کردن اختلاس به اموال منقول وجود ندارد و ثانیاً عبارت ((سایراموال)) عام بوده و شامل مال منقول و غیرمنقول میباشد، معتقدند که اختلاس، اختصاص به اموال منقول نداشته و اموال غیر منقول را نیز شامل می شود. این گروه حتی نظریه شماره ۴۲۱۸/۷ مورخ ۲۴/۷/۱۳۷۳ اداره حقوقی قوه قضاییه که صریحا اختلاس را شامل اموال منقول دانسته است را مربوط به زمانی دانسته اند که تصور می شده خیانت در امانت تنها در اموال منقول قابل تحقق است و با توجه به تصریح ماده ۶۷۴ ق.م.ا به امکان تحقق خیانت در امانت در اموال غیرمنقول معتقدند که در حال حاضر این نظریه فاقد اعتبار است و امکان تحقق اختلاس در اموال غیرمنقول نیز وجود دارد.[۴۷]۱
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ساعد، نادر، (۱۳۹۳)، در مقاله ای تحت عنوان: «تحلیل قطعنامه جدید شورای امنیت و ناکامی آمریکا» به تأکیدات قطعنامه شماره ۲۱۷۸ درباره ی اقدامات بینالمللی و فردی دولت ها در راستای مقابله با پدیده غیرمنتظره جهانی (جنگجویان تروریست خارجی) با رعایت موازین منشور سازمان ملل متحد اشاره کرده و در ادامه در مبحث الزامات قطعنامه به تکالیف دولت های عضو در سیستم های قانون گذاری شان به منظور تصویب قوانینی برای پیگرد قانونی موارد مطرح شده در قطعنامه پرداخته است.


ضیایی، سید یاسر، (۱۳۹۲)، در پژوهشی تحت عنوان: «درآمدی بر جدایی طلبی در حقوق بین الملل» به نقش شورشیان و بازیگران غیر دولتی در صحنه های بینالمللی پرداخته و چنین ادامه داده: تولد حقوق مسئولیت بینالمللی اصولاً زمانی صورت پذیرفته است که حقوق بین الملل در روابط میان دولت ها محصور می شد و به بازیگران غیردولتی تنها به عنوان قربانیان اعمال متخلفانه ارتکابی توسط دولت ها نگریسته می شد. امروزه با جا به جایی نقش های سنتی در روابط بین الملل و علی الخصوص افزایش درگیری های داخلی ضرورت بازنگری در جایگاه بازیگران غیردولتی در حقوق مسئولیت بینالمللی جلب توجه میکند. امروزه بازیگران غیردولتی فقط قربانی نقض حقوق بین الملل نیستند بلکه خود از ناقضان حقوق بین الملل قلمداد میشوند. در این کتاب نویسنده با تبیین امکان طرح مسئولیت بینالمللی علیه بازیگران غیردولتی، به مسئولیت بینالمللی جدایی طلبان نگاه دقیق تری کردهاست. شورشیان جدایی طلب که بسیاری از مخاصمات مسلحانه غیربین المللی را دامن میزنند برای نیل به استقلال عموماً از نقض حقوق بین الملل از جمله حقوق بشردوستانه ابایی ندارند. برخلاف گذشته که انگشت اتهام فقط به سوی دولت نشانه میرفت در این نوشتار تلاش شده است امکان طرح مسئولیت بینالمللی بازیگران غیردولتی نظامی و غیرنظامی بررسی شود.
عسگری، پوریا (۱۳۸۸)، در مقاله ای تحت عنوان: «مسئولیت بینالمللی افراد و دولت ها در پرتو ضابطه کنترل» به بررسی آرای دیوان بینالمللی دادگستری در قضایای نیکاراگوئه از یک سو و نیز رأی شعبه تجدیدنظر دیوان بینالمللی برای یوگسلاوی سابق در پرونده تادیج از سوی دیگر پرداخته و به اختلاف موجود بین محاکم بینالمللی در تعیین ضابطه کنترل می پردازد.
ممتاز، جمشید ، رنجبران، امیرحسین ، (۱۳۸۷) در کتابی تحت عنوان: «حقوق بین الملل بشر دوستانه در مخاصمات مسلحانه» با رویکرد عام و نیز به مسئولیت جنگجویان از منظر حقوق بین الملل بشردوستانه پرداختهاند.
۱-۴- جنبه نوآوری تحقیق
هر چند در حقوق بین الملل و حقوق بشر دوستانه در مورد گروههای سازمان یافته در جنگ های داخلی در ابعاد مختلف کار پژوهشی صورت گرفته، اما در خصوص جنگجویان خارجی این کار انجام نشده، هر چند که مطابق تعریف در اسناد موجود تفاوتی از لحاظ حقوقی و مسئولیت و نوع آن بین جنگجویان داخلی و خارجی موجود نیست. در خصوص جنبه جدید و نوآوری، با توجه به اینکه وجود جنگجویان خارجی و فعالیت آن ها در بخشی از مناطق خاورمیانه جهان را به چالش کشیده و نیز مخل نظم بینالمللی گردیده و هم چنین ابهاماتی را در خصوص ارتباط پاره ای از کشورها با این جنگجویان را مطرح ساخته است. این امر مزیّت این تحقیق و پژوهش را به خوبی نمایان میسازد.
۱-۵- اهداف مشخص تحقیق
هدف کلی
با توجه به عنوان پژوهش، دغدغه حفظ امنیت و مقابله با تروریسم و از سوی دیگر کمک به حامیان صلح از جمله اهداف آرمانی است.
اهداف جزئی
۱- شناسایی و استخراج اسناد حقوقی موجود در مورد جنگجویان خارجی.
۲- برقراری ارتباط بین این جنگجویان و دولت های خارجی.
۳- انتساب رفتار و استناد به مسئولیت جنگجویان خارجی و دولت ها، محاکمه جنگجویان خارجی و ترمیم صدمات، و جبران خسارات وارده از جمله اهداف کاربردی است.
۱-۶- سؤالهای تحقیق
سوال های اصلی
-
- با توجه به اسناد و رویه های قضائی و حقوقی موجود، جنگجویان خارجی در زمان مخاصمه از چه حقوق، تکالیف و مسئولیت هایی برخوردار میباشند؟
- با توجه به اسناد موجود، دول و سازمان های بینالمللی در صورت نقض تعهدات و ارتباط با جنگجویان خارجی از چه حقوق، تکالیف و مسئولیت هایی برخوردار میباشند؟
سوال های فرعی
-
- منظور از جنگ و یا وضعیت جنگی در حقوق بین الملل چیست؟
-
- با توجه به عرف و حقوق معاهدات بینالمللی، کدام اشخاص حقیقی و حقوقی در زمان مخاصمه دارای حق و تکالیف و مسئولیت اند؟
-
- با توجه به قطعنامه شماره ۲۱۷۸ شورای امنیت منظور از جنگجویان خارجی در عملیات تروریستی چیست؟
- در جنگها، دولت ها طبق رویه و اسناد موجود به چه صورت هایی با طرفین مخاصمه از جمله گروههای تروریستی مرتبط میشوند؟
۱-۷- فرضیه های تحقیق
فرضیه های اصلی
-
- با توجه به اسناد موجود، هر چند که ماهیت شکل گیری جنگجویان خارجی قانونی است، امّا افعال آن ها به صورت فعل و ترک فعل برای آن ها ایجاد مسئولیت میکند. نوع نقض تعهد میتواند به شکل: نقض حقوق بشر، کشتار جمعی، جنایت علیه بشریت و نسل کشی متجلّی گردد.
- با توجه به قطعنامه های شورای امنیت از جمله: قطعنامه شماره ۲۱۷۸ و پیش نویس مواد راجع به مسئولیت دولت ها برای افعال متخلفانه ۲۰۰۱، دولت ها در صورت همکاری، حمایت مالی، نظامی یا هدایت مستقیم و فرماندهی از مسئولیت برخوردار خواهند شد.
فرضیه های فرعی
-
- با توجه به عملکرد جنگجویان تروریست خارجی و روند رو به افزایش آن ها، شکل گیری ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا و اجماع جهانی در مبارزه با این پدیده ضد بشریت در دراز مدت نتیجه بخش خواهد بود.
- با عنایت به نوع مخاصمه اعم از اینکه داخلی باشد یا بینالمللی، اشخاص دارای حقوق، تکالیف و مسئولیت متفاوت اند.
در جنگ های بینالمللی معمولاً دول دارای حقوق و مسئولیت میباشند، امّا در جنگ های داخلی، طرفین مخاصمه احتمالاً دولت و شورشیان و اشخاص حقیقی هم دارای مسئولیت میباشند.
-
- با توجه به آخرین قطعنامه شورای امنیت، جنگجویان خارجی عبارتند از: افرادی با مشخصات ذیل: «افرادی که با هدف اجرا، برنامه ریزی، آماده سازی برای، یا شرکت در اقدامات تروریستی یا ارائه یا دریافت تعلیمات تروریستی ……، به کشور دیگری غیر از کشور اقامت یا هویت خود سفر میکنند» تعریف میکند، متفاوت از جنگجویان داخلی هستند. (قطعنامه ۲۱۷۸ شورای امنیت مورخه ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴)
- با عنایت به اسناد موجود، دول با گروههای تروریستی از جمله جنگجویان خارجی به صُور حامی، کمک های لجستیکی و نظامی، هدایت و راهنمایی، فرماندهی و صدور دستورات و غیره میتوانند در ارتباط باشند.
با توجه به ظهور جنگجویان خارجی و ورود آن ها به بخشی از خاورمیانه و غیرقابل توصیف بودن مصائب، درد و رنج مردمان مناطق فوق به لحاظ عملکرد این گروه، پژوهش حاضر سعی دارد با ارائه فرضیه هایی ولو مبتنی بر الهامات و پیشنهادها به نتایجی نائل آید.
۱-۸- تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1401-09-19] [ 10:49:00 ب.ظ ]
|
|
۳- همان ↑
-
- ۴- محمود سلجوقی، حقوق بین الملل خصوصی، جلد دوم، ص ۱۸۳ ↑
-
۱- ماده ۹۸۲ : اشخاصی که تحمیل تابیعت ایرانی نموده یا بنمایند از کلیه حقوق که برای ایرانیان مقرر است بهره مند میشوند لیکن نمی توانند به مقامات ذیل نائل گردند:– ریاست جمهوری و معاونین او

– عضویت در شورای نگهبان و ریاست قوه قضاییه۴- وزارت، کفالت وزارت استانداری و فرمانداری
– عضویت در مجلس شورای اسلامی۶- عضویت شورای استان و شهر
– استخدام در وزارت امورخارجه و نیز هر گونه پست و مأموریت سیاسی
– قضاوت
– عالیترین ردۀ فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی
– تصدی پستهای مهم اطلاعاتی و امنیتی ↑
-
- ۱- بهشید ارفع نیا، همان، جلد اول، ص ۷۰ ↑
-
- ۲- همان، ص ۷۱ ↑
-
- ۳- یوسف بهنود، احوال شخصیه، نشر انزلی، چاپخانه ۲۰۰۰، چاپ اول، ۱۳۶۹،صص ۸۰و۸۱ ↑
-
- ۱- محمد نصیری، همان، ص ۶۳و۶۲ ↑
-
- ۲ – همان. ص ۶۲ ↑
-
- ۳-بهشید ارفع نیا، همان، جلد اول، ص ۷۴ ↑
-
- ۴- محمود سلجوقی، همان، جلد اول ص ۱۸۸، دکتر محمد نصیری معتقد است، قانون ایران تابیعت اصلی را بر حسب سیستم خون فقط از راه نسب پدری پذیرفته است لذا کلیه کسانی را که مشمول بند ۲ ماده ۹۷۶ قانون مدنی میباشد بلسان قانون ایرانی الاصل میخواند، نصیری، همان، ص ۶۴ ↑
-
- ۱- بهشید ارفع نیا، همان، جلد اول، ص ۷۶ ↑
-
- ۱- کافی است مادر، خود از پدر ایرانی به وجود آمده، تا بدون این که خودش در ایران متولد شده باشد تابیعت ایرانی را دارا باشد، و یا این که ممکن است خارجی بوده و بعداً به طریقی تابیعت ایران را کسب کرده باشد در هر دو حالت در اثر ازدواج با مرد خارجی، تابیعت ایرانی خود را طبق ماده ۹۸۷ قانون مدنی حفظ کرده باشد. بهشید ارفع نیا، حقوق بین الملل خصوصی، جلد اول، ص ۷۸ ↑
-
- ۲-یوسف بهنود، همان، ص۸۲ ↑
-
- ۳- تدوین از علامرضا شهری و امیرحسین آبادی، همان، ص ۴۰۴ و ۴۰۵ ↑
-
- ۱- بهشید ارفع نیا، همان، جلد اول، ص۸۰ ↑
-
- ۱- همان . ص ۸۱ ↑
-
- ۲- همان . ص ۸۶ ↑
-
- ۳- همان. ص ۸۲ ↑
-
- ۱- ملاحظه می شود که در این حالت نیز هنوز شرط تحقق تابیعت ایرانی شخص به اتمام نرسیده، اما شخص باید با دادن اظهاریه به وزارت امور خارجه در واقع تقاضای خروج از تابیعت ایران را می کند. ↑
-
- ۱- مریم السادات گلدوزیان، بررسی وصیت کودکان بی تابعیت ناشی از ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی، برگرفته از سایت php/compontent/search.http.//vakil . Net. index ↑
-
- ۲- همان. ↑
-
- ۳- حسین ال کجباف، همان، ص ۷۰ ↑
-
- ۴- محمود سلجوقی، همان، جلد اول ص۱۹۳ ↑
-
- ۱- سوره روم، آیه ۲۱، سوره نسا، آیه ۱۱ ↑
-
- ۱- فاطمه بداغی، همان، ص ۱۴۱ ↑
-
- ۲- مهرانگیز کار، حقوق سیاسی زنان، نشر انتشار روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول، بهار ۱۳۷۶، ص ۱۱۰٫ ↑
-
- ۱ – همان، ص ۱۴۲ ↑
-
- ۱- تبعیت زن از اقامتگاه شوهر، این اقامتگاه را در ردیف اقامتگاه اجباری قرار داده است. ↑
-
- ۲- سید جلال الدین مدنی، همان، ص ۱۲۹ ↑
-
- ۳- محمود سلجوقی، همان، جلد اول، ص ۲۷۰ ↑
-
- ۱- محمود سلجوقی، همان، جلد اول ص۲۵۴ ↑
-
- ۱- جواد عامری، حقوق بین الملل خصوصی، چاپ سایه، مهرماه ۱۳۵۱، ص ۱۸۲ ↑
-
- ۲ – همان ↑
-
- ۳- نجاد علی الماسی، حقوق بین الملل خصوصی، ص ۲۷۵ ↑
-
- ۱- نجاد علی الماسی، حقوق بین الملل، ص۲۷۷ ↑
-
- ۲- جواد عامری، همان، ص ۱۸۵ ↑
-
- ۱- همان ↑
-
- ۱- منوچهر توسلی نائینی، اصل وحدت تابعیت زوجین در حقوق ایران، http://rajaeeyan. blogfa. com ↑
-
- ۲- یوسف بهنود، همان، ص ۸۱، رجوع کنید محمد نصیری، همان، ص ۶۴ ↑
-
- ۱ – بهشید ارفع نیا، همان، جلد اول، ص ۱۲۴٫ ↑
-
- ۲- همان. تبصره الحاقی دی ماه ۱۳۴۸ -۲۷/۱۱/۱۳۴۸ ↑
-
- ۳- بهشید ارفع نیا، همان، ص ۱۲۵٫ ↑
-
- ۱- بهشید ارفع نیا، همان ، ص ۸۹ ↑
-
- ۲- محمود سلجوقی، همان، جلد اول، ص ۲۰۸ ↑
-
- ۳- بهشید ارفع نیا، حقوق بین الملل خصوصی، جلد اول، ص ۱۰۷ ↑
-
- ۱- همان، ص ۱۰۸ ↑
-
- ۱- این عده از علما معتقدند به استناد و حاکمیت مطلق اراده هر کس در هر لحظه میتواند، رابطۀ تابعیت را با دولت متبوعۀ خود قطع کند. ↑
-
- ۱- محمد نصیری، همان، ص ۵۳ ↑
-
- ۱- فاطمه بداغی، فصلنامه شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، ازدواج و تابعیت زن ایرانی، نشریه مطالعات راهبردی زنان، سال ششم، شماره ۲۴، تابستان ۱۳۸۳، ص ۱۲۶ ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار سوم : هیئت حل اختلافات ناشی از اجرای ماده ۵۶ قانون جنگل ها و مراتع

دعوای مطروحه در این هیئت ها، حداکثر ۱۰ روز توسط دبیر خانه هیئت بررسی و در صورت تکمیل بودن پرونده ها با تعیین وقت، در دستور کار هیئت قرار میگیرد.[۱۳۹] اعضای هیئت در وقت مقرر با بررسی تمام مدارک و اسناد و اخذ سوابق و مدارک موجود در ادارات مربوطه و انجام تحقیقات محلی و غیره نهایتاًً نظریه کارشناسی خود را ارائه می نمایند و رأی عضو قاضی نیز متعاقباً و منحصراًً بر اساس همان نظریه صادر میگردد.[۱۴۰] به این ترتیب هیچ زمان و مهلتی برای وقت رسیدگی، ارائه نظریه کارشناسی و صدور رأی مشخص نگردیده است. از طرفی با توجه به تعداد زیاد اعضای هیئت که هر کدام مسئولیت هایی نیز به عنوان کارمندان دولتی بر عهده دارند و فاصله زیاد جلسات رسیدگی، در عمل رسیدگی های موضوع مواد ۶ و ۷ زمان زیادی به طول انجامیده و از سرعت و مهلت منطقی برخوردار نیستند.

گفتار چهارم : مراجع حل اختلاف کارگر و کارفرما و سازمان تامین اجتماعی
بند اول : مراجع حل اختلاف کارگر و کارفرما
در خصوص رسیدگی های هیئت تشخیص به عنوان مرجع بدوی رسیدگی به اختلافات ناشی از اجرای قانون کار، اگر چه با وجود تأکید بر رسیدگی حضوری و لزوم تعیین وقت دعوت از طرفین، هیچ مهلتی در این مورد مشخص نگردیده است. ولی با توجه به انجام امر ابلاغ وقت رسیدگی توسط واحد کار محل که با سرعت انجام میگردد و همچنین با توجه به تکلیف واحد کار و امور اجتماعی به تشکیل تعداد مورد نیاز هیئت تشخیص جهت تسریع در رسیدگی به موجب تبصره ماده ۱ آیین نامه چگونگی تشکیل جلسات و نحوه رسیدگی هیئت تشخیص به نظر میرسد رعایت مهلت منطقی رسیدگی در این مراجع مورد توجه جدی قرار گرفته است. به نحوی که حتی به موجب ماده ۱۶۲ قانون کار مصوب ۱۳۶۹ یک مهلت یک ماهه برای هیئت حل اختلاف تعیین گردیده که در ظرف آن مهلت باید تلاش نمایند رسیدگی ها را انجام و رأی لازم را صادر نمایند. به این ترتیب ملاحظه میگردد که رسیدگی در این مراجع در یک مهلت منطقی صورت میگیرد.
بند دوم : هیئت بدوی و تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تأمین اجتماعی
رسیدگی در این هیئت ها با ثبت پرونده در دفتر شروع و متعاقباً هیئت ها به موجب ماده ۸ آیین نامه ها هیئت های تشخیص مطالبات مصوب ۱۳۵۴ اقدام به تعیین وقت و ابلاغ آن به کارفرما از طریق دبیر خانه هیئت تجدید نظر می نمایند و در جلسه مذکور پس از بررسی و مطالعه محتویات پرونده و استماع اظهارات کارفرما در صورت حضور، مبادرت به صدور رأی می نمایند.[۱۴۱] به نظر میرسد نظر قانونگذار بر این بوده که با تعیین وقت رسیدگی نزدیک و ابلاغ سریع آن از طریق دبیرخانه هیئت تجدید نظر به کارفرما در عین حال حتی الامکان صدور رأی در همان جلسه رسیدگی مستنبط از مفاد ماده ۱۰ آیین نامه، یک مهلت منطقی را برای رسیدگی در این هیئت ها پیشبینی نماید.
گفتار پنجم : مراجع حل اختلاف مالیاتی
رسیدگی ها در هیئت های حل اختلاف مالیاتی و شورای عالی مالیاتی نیز به نظر میرسد با توجه به مشابهت رسیدگی ها در تعیین جلسات رسیدگی و دعوت از طرفین و ابلاغ و صدور رأی موضوع مواد ۲۴۶ الی ۲۵۱ قانون مالیات های مستقیم با رسیدگی مراجع قبلی، از مهلتی مشابه برخوردار میباشد.به این ترتیب با بررسی مهلت رسیدگی در مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی ملاحظه میگردد که به جز هیئت حل اختلافات ناشی از اجرای ماده ۵۶ قانون جنگل ها و مراتع، در همه آن ها تلاش بر این بوده که با سرعت بخشی به روند رسیدگی ها، رسیدگی و صدور رأی در یک مهلت منطقی صورت گیرد و بدین وسیله رعایت یکی از عناصر دادرسی منصفانه تضمین گردد.
مبحث پنجم : لزوم رعایت بی طرفی ، مستند و مستدل بودن آرای صادره و حق بر تجدید نظرخواهی در مراجع اداری شبه حقوقی در ایران
گفتار اول : بی طرفی مراجع اداری
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(b) where the subject matter of a patent is a process, to prevent third parties not having the owner’s consent from the act of using the process, and from the acts of: using, offering for sale, selling, or importing for these purposes at least the product obtained directly by that process. ↑
-
- -Article 30: Exceptions to Rights ConferredMembers may provide limited exceptions to the exclusive rights conferred by a patent, provided that such exceptions do not unreasonably conflict with a normal exploitation of the patent and do not unreasonably prejudice the legitimate interests of the patent owner, taking account of the legitimate interests of third parties. ↑
-
- – WTO Panel Report,Canada-Patent protection of pharmaceutical products.Available at: https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/cases_e/ds114_e.htm last visited12/5/2015 ↑
-
- – WTO Agreements and Public health. Op.cit. p 44 ↑
-
- –http://www.wipo.int/trademarks/en last visited10/10/2015 ↑
-
- – WTO Agreements and Public health.op.cit, p 40 ↑
-
- -نجفی بهزاد، پیشین، ص ۲۶۰ ↑
-
- -ماده ۱۸ موافقتنامه تریپس ↑
-
- – Counterfeit drugs ↑
-
- – WTO Agreements and Public health. Op.cit, p 40 ↑
-
- – Ibid.pp 39 ,40 ↑
-
- -Article 39.1: 1. In the course of ensuring effective protection against unfair competition as provided in Article 10bis of the Paris Convention (1967), Members shall protect undisclosed information in accordance with paragraph 2 and data submitted to governments or governmental agencies in accordance with paragraph 3. ↑
-
- -Article 8.1 :.Members may, in formulating or amending their laws and regulations, adopt measures necessary to protect public health and nutrition, and to promote the public interest in sectors of vital importance to their socio-economic and technological development, provided that such measures are consistent with the provisions of this Agreement. ↑
-
- – بزرگی وحید و توکل زهرا، پیشین، ص ۴۰ ↑
-
- – Doha Declaration on the TRIPS Agreement and Public Health. 2001 ↑
-
- -Article 27.2. Members may exclude from patentability inventions, the prevention within their territory of the commercial exploitation of which is necessary to protect ordre public or morality, including to protect human, animal or plant life or health or to avoid serious prejudice to the environment, provided that such exclusion is not made merely because the exploitation is prohibited by their law. ↑
-
- -Article 27.3: Members may also exclude from patentability:(a) diagnostic, therapeutic and surgical methods for the treatment of humans or animals… ↑
-
- – بزرگی وحید و زهرا توکل، پیشین، ص ۴۱ ↑
-
- – همان، ص۴۱ ↑
-
- — بزرگی وحید و زهرا توکل، پیشین، ص ۴۱ ↑
-
- – Compulsory licensing ↑
-
- – parallel imports ↑
-
- – Promoting Access to Medical Technologies and Innovation. Op.cit.p 87 ↑
-
- -Article 30: Members may provide limited exceptions to the exclusive rights conferred by a patent, provided that such exceptions do not unreasonably conflict with a normal exploitation of the patent and do not unreasonably prejudice the legitimate interests of the patent owner, taking account of the legitimate interests of third parties. ↑
-
- – WTO Agreements and Public health. Op.cit. p 44 ↑
-
- – WTO Panel Report,Canada-Patent protection of pharmaceutical products.Available at: https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/cases_e/ds114_e.htm last visited12/5/2015 ↑
-
- -Compulsory licensing ↑
-
- -وکیل امیر ساعد ،حمایت از مالکیت فکری در سازمان تجارت جهانی و حقوق ایران، مجد ۱۳۸۳، ص ۷۴ ↑

-
- -Abuse of right ↑
-
- -Public interest ↑
-
- -Frederick M. Abbott, Edward Ball Eminent Scholar Professor, Compulsory Licensing for Public Health Needs: The TRIPS Agenda at the WTO after the Doha Declaration on Public, healthQuaker UN Office ۲۰۰۲, p 4 ↑
-
- -Article 31: Where the law of a Member allows for other use7 of the subject matter of a patent without the authorization of the right holder, including use by the government or third parties authorized by the government ↑
-
- – WTO Agreements and Public health.op.cit, p45 ↑
-
- – Ibid. p 45 ↑
-
- – Doha Declaration on the TRIPS Agreement and Public Health 2001 ↑
-
- -Article 31(f): any such use shall be authorized predominantly for the supply of the domestic market of the Member authorizing such use ↑
-
- -Parallel importe ↑
-
- – صادقی محسن، حمایت از ابداعات دارویی و الحاق به سازمان تجارت جهانی،میزان۱۳۸۷، ص ۵۱۱-۵۱۲ ↑
-
- -موسوی زنوز موسی، پیشین، ص۲۹۴ ↑
-
- – T cottier , The Agreement on Trade-Related Aspect of Intellectual Property Rights,legal economic and Polotical Analysis,New York,Spiringer 2005.p 1069– و موسوی زنوز موسی، پیشین، ص ۲۹۲ ↑
-
- – شیخی مریم، چالشهای حقوق مالکیت فکری در حوزه سلامت،فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی شماره ۲۰ سال ۸۵ ↑
-
- – Agreement on technical barriers to trade. ↑
-
- -فاطمه طیار،کارشناس مسئول صادرات و واردات. ر.ک به پورتابل سازمان ملی استاندارد ایران(Isiri.org) ↑
-
- – WTO Agreements and Public health.op.cit, p 32 ↑
-
- – WTO Agreements and Public health op.cit.p 32 ↑
-
- – www.wto.org/english/tratop_e/tbt_e/tbt_e.htm ↑
-
- – فاطمه طیار،کارشناس مسئول صادرات و واردات. ر.ک به پورتابل سازمان ملی استاندارد ایران(Isiri.org) ↑
-
- – WTO Agreements and Public health. Op.cit. p 33 ↑
-
- –کمالی اردکانی مسعود و سیدی میر هادی،استانداردها در سازمان تجارت جهانی،بررسیهای بازرگانی شماره ۸ آبان ۸۳ ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروز ه جامعه پزشکی یکی از زمینههایی است که به سرعت تغییر مییابد و سعی بر آن است که با به کارگیری وسایل مختلف، زمان وقفه در طرحهای معالجه بیماران را به حداقل کاهش دهند تا بتوانند به بیماران بیشتری خدمات لازم را برسانند (جانسون و همکاران ۱۹۹۶، ۱۷۷). طبق اظهارات مکنیف[۶۹] پیوستن دارو درمانی وهنر به یکد یگر موجب پدید آمدن نوعی نظم میگردد که همان درمان ،باز گرداندن سریع فرد به زندگی کاری میباشد (مک نیف ۱۹۹۲، ۲۶۳).

امروزه نقاشی درمانی یکپارچه شده[۷۰] نوعی درمان است که ترکیبی از دارو درمانی و نقاشی درمانی گروهی میباشد و متمرکز برکسب تصاویر درونی فرد است. خلق تصاویر به عنوان نقطه شروع درمان برای گروه، خانواده یا فرد به کار گرفته می شود .بیماران سریعاً راه رسیدن به هیجانات و آگاهی یافتن از تعارضات خود را پیدا میکنند (اشتاینبر[۷۱] و همکاران ۱۹۹۹، ۱۴۲).

دیدگاه عملی در درمان برخاسته از نیازهای بیماران و افرادی که دچار مشکل شدهاند، میباشد (آرنهایم[۷۲] ۱۹۸۶، ۱۴۳).
هنر درمانی نیازمند توجه به نیازهای بیماران مانند نیاز به آزادی، استقلال، بیان کردن وآرامش است (سایمون[۷۳] ۱۹۹۶، ۱۸۹). روان درمانی هنری نیازی به جزئیات مهارتی وتکنیکی ندارد (لاند گارتن ۱۹۸۱ ترجمه هاشمیان ۱۳۷۸، ۱۷۷) و منظور از نقاشی درمانی، نقاشی پروری نیست بلکه منظور ارائه فرصت به فرد است تا از طریق خطوط و رنگها، آزادانه احساسات، و عواطف و نیازها وحتی دانستههای خود را به نحوی که مایل است بیان کند (عناصر ۱۳۶۸، ۱۷۶).
نقاشی و سایر هنرها مانند پلی دنیای درون و واقعیت های خارجی قرار می گیرندوتصویر همانند یک میانجی عمل کرده وجنبه های خود آگاه ونا خودآگاه گذشته، حال، آینده در مانجو را منعکس می کند. نقاشی، بیش از آنکه در تشخیص اختلالات روحی بزرگسالان مفید باشد در امر شنا خت و درمان مشکلات کودکان ناسازگار و بیقرار مناسب است و به این کودکان امکان میدهد که قدرت وقابلیت وخلاقیت خود را بشناسد و در نتیجه مشکلات آموزشی برای آن ها، آسان تر جلوه کند (هیربدنیا ۱۳۷۷، ۱۴۲).
کرامر هدف هنر درمانی را ایجاد فرصت برای انتخاب، تغییر دادن یا تکرار تجربیات میداند که فرصتهایی را برای تجربه مجدد تعارضها پدید میآورد و سپس به رفع، تحلیل، کامل کردن و یا پاسخگویی به آن ها میپردازد. کاربرد بالینی هنر درمانی شامل حال بزرگسالان و کودکان بستری، افراد سایکوز و نوروزی که داوطلبانه در جستجوی معالجات ومداخلات روانپزشکی هستند، افراد زندانی، عقب مانده ذهنی، کودکان دارای ناتوانی یادگیری، خانواده ها وزوجهای آشفته می شود و نیز افرادی که مشکلات هیجانی آن ها موجب بیماری بدنی مانند عروق کرونر، سرطان، هموفیلی، آسم، مرض قند و بیماری عصبی می شود نیز ازآن استفاده میکنند. جلسات هنر درمانی ممکن است برای یک نفر یا برای گروه های کوچک یا بزرگ و یا خانواده ها تنظیم شود و نیز ممکن است در دفتر درمانگران یا در کلاس یا اتاق یک بیمار در بیمارسان و یا در زیرزمین یک بیمارستان عمومی برگزار میگردد و این خود مشروط به نیاز وجهت گیری های هنر درمانگران یا مؤسسهای که هنر درمانی را به کار میبرد دارد.کیفیت تکنیکها بنا به دلایل ذکرشده تغییر مییابد.
هنر درمانگرا نباید تجربه کافی در مورد به کار گیری وسایل هنری برای رسیدن به اهداف معالجه را داشته باشد.
برای مثال نقاشی با انگشت، نقاشیهای رنگ روغن و نقاشی روی سفال وسایل لمسی هستند که وسواس عملی را نسبت به لکه افزایش میدهد و اگر هدف معالجه، فراهم کردن ساختاری باشد که به بیمار کمک کند تا کنترل درونی کسب کند این جانشین نمیتواند کمک کننده باشد و می تواند برای اهداف درمانی زیانبخش باشد. یکی از مؤلفههایی که در انتخاب وسایل اثر بسیار دارد میل و خواست خود فرد است. بیمارانی که نیاز دارند برای ارتباط بر قرار کردن با دیگران به خاطر عدم ارتباط کلامی تشویق شوند. از فعالیتهای گروهی بهتر وبیشتر بهره مند میگردند. کودکانی که به علت اختلالات یادگیری خاص، دچار مشکلات رفتاری و گوشهگیری شدهاند اولین نقاشی کودک برای هنر درمانگران ارزشمند است زیرا این اولین قدم برای خویشتن پذیری کودک محسوب می شود. برای همه بیماران و مراجعان، هنر درمانی شکلی از ارتباط غیر کلامی است که موجب دورنگه داشتن افکار واحساسات مزاحم می شود و برای بیماران سایکوتیک موجب جدا سازی خیالات از واقعیات میگردد. هنر درمان برای خانوادههای آشفته ممکن است نشان دهد که چه کسی در خانواده سپر بلا شده است و نیز می تواند خطر جدایی نسلها و پس آمد آن را که موجب تقویت فردیت می شود را روشن کند.طول مدت درمان بنا بر جایی که درمان صورت میگیرد.اهداف درمانی و نیاز بیمار تعیین خواهدشد. یکی از شایعترین کار برد هنر درمانی در مورد اسکیزوفرنی میباشد و این ناشی از ایت حقیقت است که بیمار اسکیزوفرنی از یک رویداد ضمنی رنج می برد که اغلب حات شدیدی از بازگشت میباشد و به نظر میرسد که هنر درمانی بیمار را وادار میسازد که خود را به طور متوالی ووسواس گونه به کمک وسایل هنری بیان کند. نقاشی خود انگیخته برای فراخواندن تداعیها و درک بهتر از حوزه های تعارض برانگیز به کار می رود. افرادی که بیماری افسردگی دارند اغلب احساس میکنند از اجتماع دور هستند واین خود عدم کفایت ودرماندگی آن ها را منعکس میکنند.درمانگر باید هیچ طرح یا فعالیتی که موجب ناکامی آنان شود پیشنهاد نکند.بیماران وسواسی و نورتیک اغلب برای انجام فعالیت غیر کلامی مانند نقاشی مقاومت میکنند.و در اینجا هنر درمانگر برای اینکه یک رابطه درمانی را به وجود بیاورد گاهی اوقات باید از کشیدن نقاشی به طور مشترک بر روی یک قطعه کاغذ استفاده کند. (لویک ۱۹۸۳، ۱۴۳).
بنابراظهارات اسکیف و هیوت[۷۴] (۱۹۹۸) نقاشی مشترک گروهی روی یک جا می تواند موجب اجتناب از پوشش تفاوت فردی شده و راهی باشد که گروه بتواند با احساسات مشترک، هم در سطح هشیار و هم نا هشیار درباره یک موضوع مشترک کار کند.
سایمون در کتاب (نقشهای سمبلیک در هنر درمانی[۷۵]) در بخشی به نام «هنر آشپزخانهای[۷۶]» از گروه های کوچکی شامل چند کودک و بزرگسال یاد می کند که بر حسب علاقه مشترکشان نقاشی آزادی را به کمک یکد یگر ترسیم میکنند و هر یک در حین انجام یک فعالیت گروهی به برون ریزی عواطف خود می پردازد (سایمون ۱۹۹۶، ۱۷۶).
گیلوری ولی[۷۷] (۱۹۹۴) در نوشته های خود از زن ۳۴ ساله ای به نام تریش یاد میکنند که همه عمر خود را در مرکز حمایتی به سر برده او مشکلات یادگیری شدید ورفتار پرخاشگرانه انفجاری داشت و هیچ زبان گفتاری یا اشاره ای نداشت .تریش مدت سه سال در یک هنر درمانی گروهی شرکت داده شد.وی همیشه در جلسات حضور داشت وروی میز کوچک خود کار می کرد و نقاشی را به هر وسیله دیگر ترجیح میداد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار سوم : هیئت های انتظامی پزشکی
حکمی درباره لزوم حضور و یا عدم حضور اشخاصی که از آن ها شکایت شده است در هیئت های انتظامی پزشکی که مقررات راجع به آن ها در فصل ۶ قانون سازمان نظام و آیین نامه اجرایی قانون مذبور در خصوص علنی بودن سکوت کردهاست. البته در ماده ۳۸ آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای شاغلان حرفه های پزشکی و وابسته مصوب ۳۰ تیر ماه ۱۳۷۸ که در اجرای قانون سابق سازمان نظام پزشکی تصویب شده بود، در موارد لزوم دعوت از طرفین اختلاف برای اخذ توضیح امکان پذیر شناخته شده است. طبق این ماده چنانچه ارائه توضیحی از طرف ها یا استماع شهادت شهود و مطلعان لازم باشد، هیئت باید وقت رسیدگی را معین و شخص یا اشخاص فوق را دعوت کند.


گفتار چهارم : هیئت رسیدگی انتظامی به تخلفات هیئت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و تحقیقاتی
رسیدگی به تخلفات هیئت علمی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی طبق مقررات مربوط به این هیئت که در قانون مقررات انتظامی مربوط به تخلفات هیئت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و تحقیقاتی مصوب ۲۲ اسفند ماه ۱۳۶۴ مورد اشاره واقع شده است، غیرعلنی است. طبق ماده ۱۶ ایین نامه اجرایی قانون مذبور مصوب ۵ مرداد ماه ۱۳۶۵ جلسات رسیدگی هیئت ها غیر علنی بوده و هیئت پس از قرائت گزارش محقق و لایحه دفاعیه متخلف چنانچه نیازی به حضور متخلف و اخذ توضیحات شفاهی از وی نباشد مبادرت به صدور رأی می کند. همچنین طبق تبصره این ماده در صورت لزوم، هیئت ها میتوانند شخص متخلف را برای ادای توضیحات دعوت و از وی تحقیقات لازم را به عمل آورند.
گفتار پنجم : هیئت رسیدگی به تخلفات صنفی
رسیدگی به تخلفات صنفی که در ماده ۷۲ قانون نظام صنفی کشور مصوب ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۲ مورد اشاره واقع شده است. علنی است. این ماده اشعار میدارد: اتحادیه های صنفی موظفند حداکثر ظرف مدت ده روز شکایت یا گزارش تخلف دریافتی را مورد بررسی قرار دهند و در صورت احراز عدم تخلف فرد صنفی یا انصراف شاکی با اعلام مراتب پرونده را مختومه نمایند. در غیر این صورت و یا اعتراض شاکی، بازرس یا ناظر ظرف مدت ده روز از تاریخ اعلام مختومه شدن پرونده برای بررسی به هیئت رسیدگی بدوی ارسال خواهد گردید. هیئت یا هیئت های رسیدگی بدوی در هر شهرستان مرکب از سه نفر نمایندگان اداره یا سازمان بازرگانی، دادگستری با حکم رئیس قوه قضائیه و مجمع امور صنفی ذی ربط است که ظرف دو هفته در جلسه ای با دعوت از طرفین یا نمایندگان آن ها به پرونده رسیدگی و طبق مفاد این قانون رأی صادر میکنند. عدم حضور هر یک از طرفین مانع از رسیدگی و اتخاذ تصمیم نخواهد بود.
گفتار ششم : دادگاه انتظامی وکلا ، سردفتران و دفتریاران
بند اول : دادگاه انتظامی وکلا
رسیدگی به تخلفات شغلی وکلای دادگستری بر اساس ماده ۱۴ قانون استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۵ اسفند ماه ۱۳۳۳ و مواد ۵۴ تا ۵۸ و ۶۷ و ۷۵ آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب آذر ماه ۱۳۳۴ بدون حضور وکیلی که به تخلفاتش رسیدگی می شود، صورت می پذیرد. البته در مواردی که از نظر دادگاه حضور وکیل مذبور ضروری بود، وی مکلف به حضور است. بدین ترتیب، در این دادگاه نیز طبق قاعده اصلی مورد قبول مقنن ایران در خصوص رسیدگی های اداری- انتظامی، رسیدگی غیرعلنی و غیر حضوری است.
بند دوم: دادگاه بدوی و تجدید نظر رسیدگی به تخلفات سردفتران و دفتریاران
رسیدگی در دادگاه بدوی و تجدید نظر رسیدگی به تخلفات سردفتران و دفتر یاران که مقررات مربوط به آن در مواد ۳۴ تا ۴۰ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۲۵ تیر ماه ۱۳۵۴ و همچنین آیین نامه وزارت دادگستری مصوب ۱۷ دی ماه ۱۳۵۴ مورد اشاره واقع شده است، غیر علنی است.
گفتار هفتم : هیئت رسیدگی به تخلفات اداری و هیئت مستشاری دیوان محاسبات
بند اول : هیئت رسیدگی به تخلفات اداری
نه قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۷ آذر ۱۳۷۲ و نه آیین نامه اجرایی آن مصوب ۱۳۷۳ اشاره ای به علنی بودن و یا غیر علنی بودن رسیدگی های هیئت های رسیدگی نکرده است. به همین خاطر با توجه به اینکه علنی بودن رسیدگی نیازمند تصریح است، در فقدان چنین تصریح قانونی باید گفت که رسیدگی هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری غیر علنی است.ولی با این وجود، در برخی موارد مصرحه رسیدگی میتواند حضوری باشد. طبق ماده ۱۹ ایین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان پس از تکمیل پرونده صورت میگیرد و چنانچه هیئت حضور متهم را ضروری تشخیص دهد. در جلسه حضور مییابد. طبق تبصره همین ماده نیز در صورت درخواست کتبی متهم برای دفاع حضوری هیئت موظف است یکبار وی را برای حضور در جلسه دعوت کند بدین ترتیب، قانون تخلفات اداری و آیین نامه اجرایی آن در خصوص اصل لزوم علنی بودن رسیدگی رویکرد حداقلی را پذیرفته است. یعنی در مواردی که خود هیئت رسیدگی کننده حضور کارمند را لازم دانست وهمچنین در صورت درخواست کارمند (برای یکبار) رسیدگی به صورت جدی حضور ی خواهد بود.
بند دوم : هیئت مستشاری دیوان محاسبات
علنی بودن یا غیر علنی بودن رسیدگی در هیئت های مستشاری دیوان محاسبات در قانون دیوان مسکوت مانده است. به همین خاطر، با تکیه بر اصل باید گفت که رسیدگی های غیرعلنی است. ولی تا حدودی حضوری بودن رسیدگی مورد قبول مقنن واقع شده است. زیرا طبق بخشی از ماده ۳۰ اصلاحی ۲۰ مرداد ماه ۱۳۷۰ دفتر بلافاصله به هر نحوی که ابلاغ وقت ممکن باشد، وقت رسیدگی را به اطلاع اشخاصی که حضور آنان در جلسه رسیدگی لازم است، می رساند. هیئت پس از استماع نظر دادستان و یا نماینده او مبادرت به صدور رأی و یا حکم می کند. عدم حضور اشخاص ذیربط پس ار ابلاغ وقت مانع رسیدگی نخواهد بود.
مبحث دوم : استقلال و بی طرفی مراجع اداری شبه کیفری در نظام حقوقی ایران
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1401-09-18] [ 08:42:00 ب.ظ ]
|
|
پوزیتویسم حقوقی، در مقابل مکتب حقوق طبیعی،معتقد بود، قواعد حقوقی، باید متکی بر حقایق ملموس و تجربی باشد، نه حقایق معقول. مبنای حقوق واقعیت های خارج از عقل محض است و پدیده ی حقوقی را باید تابع واقعیت های ملموسی دانست که با عقل تجربی قابل شناسایی است. توضیح، این که واقعیت، در حقوق طبیعی و عقلی و الهی، امری ثابت و لا یتغیر است و ازراه عقل، نیز در مواردی قابل شناسایی است. اما واقعیتی که پوزیتیویسم به آن معقتد است امری متغیر، مادی و محسوس است که تنها از طریق شناخت حسی و تجربه قابل شناسایی است. این همان چیزی است که دورکیم در مطالعات خود مدنظر داشته ، چرا که پیوسته تأکید بر « دورانداختن تصورات ذهنی و از پیش ساخته، و توجه به امور و واقعیت های ملموس جامعه»[۳۶]دارد.

این دیدگاه های پوزیتیویستی در حقوق، در جریان ظهور پوزیتیویسم فلسفی در غرب و به دنبال به وجود آمدن موج تجربه گرایی در علوم و زیر سؤال رفتن شناخت های عقلانی در اثر تعالیم اگوست کنت، واقع شده. او که بشر را از درک مطلق حقایق عاجز میدانست و برای کشف روابط میان پدیده ها اهرم مشاهده و استدلال را کافی تلقی می کرد، میان حقوق و قدرت سیاسی دولت پیوند ناگسستنی برقرار ساخت، امیل دورکیم نگاه پوزیتویستی خود را از او به یادگار گرفت و در درک پدیدههای اجتماعی، به کار بست. اگوست کنت معتقد بود که هر شاخه ای از معرفت بشری سه مرحله اساسی را طی کردهاست و از مرحله ی الهی به مرحله ی انتزاعی یا فلسفی رسیده و از آن جا به مرحله ی علمی یا تحصلی، دست یافته است.[۳۷] بر این اساس حقوق نیز که در زمانی صبغه ی دینی و الهی داشته است وارد مرحله ی عقلی شده و نهایتاًً به مرحله ی علمی و تجربی رسیده. حرکت تاریخی، گرایش تحصلی را به جای متافیزیک والهیات قرون وسطی قرار داد و در نتیجه پدیده ی حقوق نیز تابع واقعیتهای تجربی گردید، از این زمان به بعد حقوق، رنگ متافیزیکی خود را از دست داد و منشأ الهی آن به فراموشی سپرده شد .

همان گونه که در علوم دیگر، ملاک شناخت، تجربه ی حسی معرفی شد و در نتیجه، میدان شناخت و معرفت به امور مادی و محسوس، منحصر گردید و پدیدههای فوق تجربی که فقط از طریق عقل یا وحی قابل شناسایی هستند از دائره معرفت علمی انسان خارج دانسته شد، در زمینه ی حقوق نیز، ملاک حقانیت و مشروعیت قانون، واقعیتهای عینی و ملموس خارجی معرفی گردید. از جمله این که ما می بینیم آن چیزی که به قانون فعلیت می بخشد، پذیرش مردم است ( البته پوزیتویسم حقوقی محض، تنها، اعتبار قانونگذار را می پذیرد حتی اگر مورد پذیرش عموم نباشد )و این واقعیت قابل درکی است که حقوق از آن ناشی می شود و اما حقایق دیگری که بتوان حقوقی را مبتنی بر آن ها دانست، خارج از قدرت درک و شناخت انسان است و نباید به آن ها توجه کرد. بدین جهت گفته می شود که از دیدگاه مکاتب پوزیتیویستی، آنچه هست، همان چیزی است که باید باشد و بین این دو تفاوتی نیست.[۳۸]،[۳۹]
پوزیتویسم حقوقی، ایده گرایی در حقوق را رد میکند و با این نظریه، که آرمانهای اخلاقی قواعدی برتر از قوانین اجتماعی است یا ریشه ی فطری و طبیعی دارد مخالفت میکند، توانایی عقل انسان در یافتن بهترین راه حل ها یکسره انکار شده و میگوید علم حکومت نیز مانند سایر علوم، باید متکی بر حقایق خارجی و تجربه باشد، نه اندیشههای ماورایی و آرمانی. انسان موجودی است زاده ی تخیل و آنچه واقعیت دارد اجتماع انسانی و زندگی مشترک ایشان است، پس ماهیت و آثار این واقعیت می باید مطالعه و گفت و گو شود.
در پوزیتویسم حقوقی باید به جای وحدت قواعد از کثرت آن ها بین جوامع مختلف سخن گفت زیرا هر گروه انسانی در شرایط خاصی به سر میبرد و برای ایجاد نظم از قواعد ویژه ای پیروی میکند. [۴۰]
نظریه ی پوزیتویستی حقوق، عرصه ی قانون و اخلاق را کاملاً از یکدیگر مجزا میداند.با این توضیح که ضمن تأکید بر جدایى حقوق و اخلاق، با صراحت بین هنجارهاى حقوقى و اخلاقى فرق مى گذارد. از این منظر، ممکن است حتى یک نظام متشکل از هنجارهاى ظالمانه نیز نظام حقوقى به شمار آید.در مقابل، نظریه هاى حقوقى مخالف پوزیتویسم ـ براى نمونه حقوق طبیعى کلاسیک ـ بر این واقعیت اصرار می ورزند که طبیعت حقوق به گونه اى است که برخى ارتباطات لازم با اخلاق را ایجاب مى کند و هنجارهاى بنیادین و معتبر اخلاقى باید بر هنجارهاى حقوقى اثرگذار باشد.[۴۱]به زعم پوزیتویست حقوقی، هر قاعده ی حقوق موضوعه معتبر است، هر چند ناعادلانه و مغایر موازین اخلاقی باشد. پوزیتویسم حقوقی، هرآنچه را به عنوان بخشی از حقوق موضوعه تلقی نشود طرد میکند و حقوق را در معنای محدود و مضیق خود مورد نظر قرار میدهد. اعتبار قانون را توسط منبع و صحت روند تصویب آن یعنی فرایند قانونگذاری، تعیین میکند، نه بر مبنای یک پایه ی اخلاقی.[۴۲]
در پوزیتویسم حقوقی، اعتقاد بر این است که قانون نباید برای از بین بردن یک موقعیت نابهنجار، مورد استفاده قرار گیرد بلکه رسالت آن حل و فصل اختلافات است. در رویکرد پوزیتویستی حقوق، رسالت قانون از بین بردن اوضاع و احوال نامساعد و یا حل تعارضات اخلاقی نیست بلکه باید بگونه ای مورد استفاده قرار گیرد که اختلافت را حل و فصل کند، یعنی با یک روش علمی، که البته در اینصورت، جامعه شاهد عملکرد مؤثرتری خواهد بود. همینطور در مباحث نظری هم، برای تصمیم گیری در مورد عدالت حقوقی، رویکرد پوزیتویستی متکی به قانون است نه دستورات اخلاقی یا جانبداری های سیاسی.
پوزیتویسم حقوقی، همان طور که اعتبار قانون را در منبع آن، و فرایند قانونگذاری و تصویب میداند و اراده ی دولت، بمثابه ی قانونگذار را عین عدالت دانسته و واقعیتهای ملموس و تجربی را مبنای حقوق میداند ، اجرای حق را نیز تنها در ملاحظه ی قانون مصوب و بدون در نظر گرفتن مبانی اخلاقی دانسته است و در مرحله ی تفسیر حقوق و تئوری پردازی حقوقی هم ملاحظات سیاسی، اخلاقی، فرهنگی و به طور کل، مبتنی بر عقل محض را کنار گذاشته. در زمینه ی حقوق، ملاک حقانیت و مشروعیت قانون، واقعیت های عینی و ملموس خارجی معرفی میگردد .
گفتار سوم – نقد پوزیتویسم حقوقی
مرتبط دانستن حقوق که از بهترین ابزارهای زندگی جمعی و تأمین سعادت انسان است به واقعیتهای صرفا تجربی و متغیر، اگرچه ممکن است کارآمدی حقوق را در حل مشکلات اجتماعی افزایش دهد و ثمرات به ظاهر مفیدی را به دنبال داشته باشد، اما از طرف دیگر حقوق را با یک خلأ مبنایی و زیربنایی مواجه میکند که میتواند خسارتهای جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. در این جا با صرف نظر از اشکالاتی که بر هر یک از مکاتب فوق وارد است به اشکالاتی که بر این دیدگاه به طور کلی وارد است می پردازیم.
۱- نخستین اشکال بر پوزیتویسم حقوقی اشکالی است که بر مبنای این دیدگاه یعنی پوزیتویسم فلسفی وارد است. نه همه ی واقعیتهای عالم، مادی و محسوس است و نه شناختهای تجربی و حسی عاری از خطا و اشتباه هستند تا بتوانند نسبت به همان امور مادی و محسوس، انسان را به واقع برسانند. بنابرین، انسان هیچگاه بی نیاز از شناختهای عقلانی حتی در امور مادی، نمی باشد و تجربه نیز در حجیت خود نیازمند عقل است .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
هوش هیجانی در شکل گیری، گسترش وادامه تعاملات انسانی مؤثر نقش مهمی دارد و عموماًٌ یکی ازعوامل اساسی هوش هیجانی این است که فرد راهبردهای ارتباطی راچگونه و در چه زمانی وبه چه شکل مورد استفاده قرار دهد.هوش هیجانی مجموعه ای از قابلیتهای غیرشناختی است که توانایی فرد را در سازگاری یا مقتضیات محیطی و فشارهای حاصله افزایش میدهد(موسوی، لطفی،۱۳۸۸).

پیترسالووی سردمدار نظریه هوش هیجانی در توصیف مبنایی خود ازهوش هیجانی در۵ حیطه اصلی مؤلفه هایی را مطرح میکند که آموزش و شناختن آن ها میتواند سازگاری بهتر وبیشتری را برای فرد به ارمغان بیاورد.

-
- خود آگاهی برای شناخت فوری احساسات و استفاده از آزمونها برای راهنمایی خود درتصمیم گیریها وبررسی واقع گرایانه از توانایی ها و محدودیتهای خویش در جهت پرورش حس اعتماد به نفس.
-
- خودکنترلی به منظوری بهره گیری از هیجانات وعواطف به گونه ای که به جای مداخله ومزاحمت درانجام امور، تسهیل کننده باشند.افزایش سطح وجدان سطح وجدان وقدرت موکول کردن خوش گذرانی ها به زمانی دیگر برای تلاش در رسیدن به اهداف وتوان به دست آوردن بهبودی مجدد بعد از تجربه آشفتگی و استرسها.
-
- انگیزه سازی استفاده از عمیق ترین علایق خود برای حرکت دادن وراهنمایی ما به سمت اهدافمان، تا به ما کمک کند درجهت تکامل تلاش کنیم و خیلی زود امید خود را از دست ندهیم.
-
- مدلی برای درک دیدگاه واحساسات دیگران وایجاد صمیمیت بیشتر با افراد گروه.
- مهارت در روابط اجتماعی که به درک و هماهنگی بیشتر با افراد گروه واجتماع کمک کرده و در رهبری، همکاری، مذاکره وحل اختلاف کاربرد دارد(گلمن،۱۹۹۸،ترجمه ابراهیمی وجوینده،۱۳۸۵).
خودکنترلی رفتاری و مؤلفه های آن
برنامه خود کنترلی روزنبام[۷۹](۱۹۸۰)، ارزیابی میزان سازگاری وکنترل فردبر احساسات وهیجانات مختلف وشدید یکی از راه های رسیدن به سلامت و بهداشت روانی است. یکی از روشهایی که می توان میزان سازگاری افراد را بررسی کرد برنامه خود کنترلی روزنبام است.این برنامه شامل آموزش کنترل پاسخهای هیجانی وفیزیولوژیکی، مهارتهای حل مسأله و توانایی به تأخیر انداختن خشنودی فوری و باورهای آنان در مورد خود کنترلی در مواجهه با مشکلات رفتاری است. از افراد خواسته می شود که به تجربیاتشان در زمان مواجهه با هیجان واحساسات شدید و نگران کننده فکر کنند وبگویند در مواقع رو به رویی با این تجربیات چه میکنند تا شیوه های منحصر به فرد وشخصی سازگاری با این مسایل را مورد بررسی قرار دهند ویکی از اهداف آموزشی افزایش توانایی تشخیص نوع هیجانات و سازگاری باآنهاست(لام و ونگ[۸۰]، ۱۹۹۷، به نقل از قاسمی،۱۳۸۴).
گلین، توماس وشی[۸۱](۱۹۷۳)،پنج مؤلفه اصلی واساسی خودکنترلی رفتاری را شناسایی کردهاند. این اجزا شامل الف) خودارزیابی ب) خود نظارتی ج)خود تقویتی د)خودهدایتی ه)خود الگوسازی میباشد. خود ارزیابی اشاره دارد به اینکه افراد به طور نظامدار رفتارشان را مورد بررسی قرار میدهند وتعیین میکنند که آیا رفتار خاص یا طبقه ای از رفتارها انجام شده است یا خیر. مطمئناٌ همه ی ما رفتارهایمان را به طور معمول مورد ارزیابی قرار میدهیم. هرزمان که شما کاری را انجام می دهید، به خودتان می گویید که عملکردتان مناسب بوده است یا خیر. اکثر کودکان خودشان را بر اساس “استانداردهای خود ارزشیابی “که از نظر دیگران قابل توجه هستند واز محیطشان کسب کردهاند، مورد ارزیابی قرار میدهند(بندورا،۱۹۷۷).
خودنظارتی: خودنظارتی به روشی اطلاق می شود که در آن افراد به طور نظامدار عملکردشان را در مورد رفتارهای خاص، اینکه چگونه وبه چه میزان در فعالیتها درگیر شوند، نظارت نموده وهمه را ثبت میکنند. مشخص شده است که عمل نظارت بر رفتار خود، بیشتر بر روی رفتاری که نظارت می شود تأثیرمی گذارد. برای مثال اگر یک دانش آموز رفتاری را به طور جدی در کلاس تقویت می شود نظارت کند،آن رفتار افزایش خواهد یافت(کراتوچویل وپیراسل[۸۲]،۱۹۷۹).
خود تقویتی: شیوه خود تقویتی مستلزم آموزش به دانش آموزان است تاخودشان را به خاطر رفتارهای کلاسی مناسب تقویت نموده یا پاداش دهند(ورکمن وکانز[۸۳]،۱۹۹۵، ترجمه ی محمد اسماعیل،۱۳۸۳).
خودهدایتی: در این شیوه به کودکان آموزش داده می شود تا به منظور هدایت رفتار خود در پاسخ به موقعیتهای مختلفی که به وجود میآیند از خودکلامی سازی های فردی(مثل صحبت کردن باخود)استفاده کنند(ورکمن و کانز،۱۹۹۵، ترجمه ی محمد اسماعیل، ۱۳۸۳).
خود الگو سازی : در این روش کودک خودش را در حال انجام رفتار مسلط یا مناسب تصور میکند و در سطح سیستم عصبی مرکزی احتمالاٌ هیچ تفاوتی بین خودش والگویی که رفتار را نشان میدهد ، نمی بیند(ورکمن وکانز،۱۹۹۵،ترجمه ی محمد اسماعیل،۱۳۸۳).
فوایدکنترل وتنظیم هیجانات:
-
- کنترل سطوح برانگیختگی برای به حداکثر رساندن عملکرد: توانایی تنظیم هیجانات به شما اجازه میدهد که سطوح برانگیختگی خود را کنترل کرده، چون بهترین عملکرد زمانی است که سطح برانگیختگی فرد در حد متوسط باشد.
-
- پشتکار داشتن به رغم دلسردی و وسوسه:
-
- جلوگیری از واکنش مخرب در مقابل تحریک: کنترل هیجان باعث می شود بلافاصله واکنش نشان داده نشود(حیدری،۱۳۸۸).
- عملکرد صحیح به رغم فشارهای وارده : تنظیم خوب هیجان باعث می شود که بتوان کاری را که به نظر دیگران ناپسند است، آسانتر وصحیح تر انجام داد. ناتوانی در تنظیم هیجان حاصل از مخالفت های اجتماعی وترس از اینگونه مخالفت ها گاهی آنقدر شدید است که بر تلاشهای فرد برای انجام عمل صحیح چیره می شود(آقایوسفی و همکاران،۱۳۸۸).
پژوهشهای انجام شده :
بر اساس یافته های اخیر روان شناسان و متخصصین علوم رفتاری دانشگاه واشنگتن، کودکانی که رفتارهای خشونت آمیز را یاد می گیرند میتوانند آن ها را فراموش هم بکنند. محققان این پژوهش را بر روی ۷۹۰ دانش آموز سال دوم و سوم دبستان انجام دادهاند. نیمی از کودکان در کلاس های کنترل خشم که به مدت ۳۰ روز و هر روز به مدت ۳۵ دقیقه تشکیل می شد،شرکت کرده بودند. آن ها در این کلاس ها، روش همدردی، حل مشکل و مهار خشم را آموزش می دیدند. بقیه کودکان این دوره را نگذرانده بودند. پژوهشگران بعد از ۶ ماه، تجارب شرکت کنندگان را مورد ارزیابی و سنجش قرار دادند. آن ها رفتار های خشونت آمیز مثل زدن و هل دادن و دریافتند که به نحو چشمگیری کاهش یافته و البته رفتار های جامعه پسندانه مثل همدردی، عذر خواهی از دیگران در صورت ارتکاب اشتباه، تشویق دیگران به رفتارهای مناسب اجتماعی افزایش یافته است. این نتایج نشان میدهد که به وسیله آموزش می توان تأثیر مثبتی بر رفتار های کودک گذاشت(سلحشور، ماندانا.۱۳۷۸).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
با مراجعه به سازمان بورس اوراق بهادار تهران و با بررسی رفتار سرمایهگذاران، مشاهده میشود که تنها معیاری که سرمایهگذاران درخصوص آن صحبت میکنند، معیار P/E میباشد. و برای تعیین قیمت سهام یک شرکت، نسبت به مذبور را در EPS جاری ضرب میکنند. یعنی سرمایهگذاران با این کار، عملا ارزش بازار شرکت را با سود حسابداری پیوند میزنند و چون سود حسابداری نیز بخشی از NOPAT است و بنابرین، NOPAT، به طور غیر مستقیم با ارزش بازار شرکت مرتبط میگردد. از طرفی، همان طوری که در بررسی نتایج فرضیه اول عنوان شد، معیار EVA برای بازار سرمایه ایران کاملا ناشناخته به نظر میرسد و معیار غالب در این بازار P/E میباشد و مخرج این کسر، بخشی از NOPAT به شمار میرود و بنابرین انتظار میرفت که NOPAT، ارزش بازار شرکتهای مورد بررسی را بهتر از EVA، تشریح نماید و نتایج تحقیق بر انتظارات منطبق گردید. مجددا نشان میشود که عدم آشنایی سرمایهگذاران با این معیار ممکن است سرمایهگذاری بلند مدت آن ها را به مخاطره بیاندازد و نمونه عینی این موضوع ضریب همبستگی منفی بین EVA و TSR میباشد.


- حالت دوم: تک تک شرکتها در دوره ۶ ساله
به غیر از دو شرکت که EVA در مقایسه با NOPAT، ارتباط تقریبا قوی تری با ارزش بازار دارد، ۱۳ شرکت مابقی، ارتباط NOPAT با MV، به مراتب قوی تر از ارتباط EVA با MV میباشد. بنابرین میتوان گفت که در مورد دو شرکت مذکور، ارتباط قوی بین EVA و MV به طور تصادفی میباشد و به این معنی نیست که سرمایهگذاران ارزش بازار سهام این دو شرکت را با معیار EVA ارزیابی کردهاند.
- حالت سوم: تمامی شرکتها در دوره ۶ ساله
R2، در کل دوره، برای متغیرهای تحقیق به صورت زیر میباشد: NOPAT= 0/937 و EVA= 0/334. پس در حالت کلی، NOPAT، در توجیه ارزش بازار شرکتهای مورد بررسی، تقریبا سه برابر بهتر از EVA، عمل میکند و در نتیجه فرضیه دوم مبنی بر اینکه EVA در ارتباط با ارزش بازار شرکت شاخص بهتری نسبت به NOPAT میباشد، تأیید نمی شود. تحلیل این پدیده نیز مشابه تحلیل حالت اول فرضیه دوم میباسد که از توضیح مجدد آن صرف نظر میشود.
۵-۲-۳) نتایج حاصل از استانداردسازی EVA
برای اینکه عملکرد شرکتها نسبت به هم قابلیت مقایسه پیدا کنند، EVA شرکتهای مورد بررسی نسبت به سرمایه سال پایه (۱۳۸۷) استاندارد شده است و شرکتهای مورد بررسی، در ۵ سال مختلف، بر اساس استاندارد سازی EVA، رتبه بندی شده اند. در اینجا رتبه شرکتها بر اساس میانگین EVA، استاندارد شده، در دوره ۵ ساله نشان داده میشود که نشانگر میانگین عملکرد شرکتهای مورد بررسی، در طول دوره ۵ ساله میباشد:
ردیف شرکت مقدار EVA استاندارد شده (به میلیون ریال) ۱ X1 ۵۷/۴۶ ۲ X2 ۳۸/۳۵ ۳ X3 ۱۰/۲۳ ۴ X4 ۸۳/۲۴ ۵ X5 ۹۲/۲۳ ۶ X6 ۰۰/۹ ۷ X7 ۹۷/۸ ۸ X8 ۶۸/۸ ۹ X9 ۴۲/۶ ۱۰ X10 ۴۲/۰- ۱۱ X11 ۵۸/۲- ۱۲ X12 ۸۹/۱۰- ۱۳ X13 ۲۷/۲۱ ۱۴ X14 ۸۶/۷ ۱۵ X15 ۵/۱۳
جدول ۵-۱) رتبه شرکتها بر اساس میانگین EVA
همان طور که در جدول فوق مشاهده میشود به طور متوسط در دوره ۵ ساله، عملکرد شرکت X1، نسبت به سایر شرکتها بهتر میباشد و در بین ۱۵ شرکت مورد بررسی، شرکت X12، با ضعیف ترین عملکرد در انتهای جدول قرار دارد.
۵-۳) پیشنهادات
در این قسمت با توجه به مطالعات کتابخانه ای، ادبیات پژوهش و بر اساس یافته ها و نتایج تحقیق، پیشنهادات در دو بخش ارائه میگردد:
- با مقایسه میزان موفقیت دو شرکت AT&T و شرکت لویدز در استفاده از رویکرد VBM به شرکتهای ایرانی پیشنهاد میگردد که سمینارهایی که در زمینه EVA با حضور اساتید دانشگاهها، برگزار نمایند تا زمینه پیاده سازی VBM را در شرکت خود را فراهم سازند.
با توجه به اینکه نتایج تحقیق نشان میدهد که ارزش افزوده اقتصادی در بازار سرمایه ایران جایگاهی ندارد به منظور متداول کردن این معیار، پیشنهادات زیر ارائه میگردد:
-
- سازمان بورس در ارزیابی سهام شرکتها، این معیار را در کنار سایر معیارها به کار گیرد تا سرمایهگذاران نیز با الگو گیری از سازمان بورس، این معیار را در انتخاب سهام مد نظر قرار دهند.
-
- سازمان بورس شرکتهای پذیرفته شده در بورس را ملزم نماید که همانند EPS پیشبینیهای دورهای از EVAرا نیز به صورت اطلاعیههای EVA، اعلان نمایند.
-
- دستگاههای زیربط نیط از شرکتها بخواهند EVA فعالیتهای خود را در کنار صورتهای مالی اساسی منتشر کنند.
- پیشنهاد میشود سازمان مدیریت صنعتی، در انتخاب ۱۰۰ شرکت برتر، این معیار را مد نظر قرار دهد.
۵-۴) محدودیتهای تحقیق
-
- با وجود صرف زمان زیاد برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام از طریق مدل CAMP، ریسک سیستماتیک برخی از شرکتها منفی محاسبه گردید و نهایتاً این روش کنار گذاشته شد.
- کسب و جمع آوری اطلاعات با عدم همکاری مناسب سازمان بورس همراه گردید.
تفاوت در نحوه محاسبه صورتهای مالی شرکتها، در گزارش مالی منتشره سبب مشکلات متعددی گردید.
۵-۵) پیشنهاد برای تحقیقات آتی
-
- با توجه به اینکه در این تحقیق فقط رابطه بین NOPAT با ارزش بازار شرکتها مورد بررسی قرار گرفته است لذا پیشنهاد میشود که پایان نامهای تحت عنوان «بررسی ارتباط بین EVA و تمامی شاخصهای مبتنی بر سود با ارزش بازار شرکت و رتبه بندی این معیارها بر اساس میزان ارتباطشان با ارزش بازار شرکت و رتبه بندی این معیارها بر اساس میزان ارتباطشان با ارزش بازار در شرکتهای بورس» انجام شود.
-
- با توجه به نتایج حاصل از استاندارد سازی که منجر به رتبه بندی شرکتها بر اساس عملکردشان شد، پیشنهاد میشود تحقیق با عنوان: «ارزیابی رابطه بین رتبه شرکتها بر اساس EVA، استاندارد شده، با میزان تغییرات قیمت سهام»، انجام گیرد.
-
- با توجه به اینکه در این تحقیق تنها ارتباط یکی از شاخصهای VBMیعنی EVA با معیارهای مبتنی بر سود حسابداری مورد بررسی قرار گرفت. لذا پیشنهاد میشود که ارتباط دیگر شاخصهای VBM مانند: CFROI نیز با شاخصهای حسابداری مورد بررسی قرار گیرد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 11:36:00 ب.ظ ]
|
|
“
تعریف عملیاتی سبک های تفکر: عبارت است از نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه سبک های تفکر استرنبرگ-واگنر(۱۹۹۱) به دست می آورد.

فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه
هدف از مرور ادبیات تحقیق بررسی عمیقتر مباحث نظری و یافته های پژوهشی است. که به طور مشخص با کار پژوهشگر مرتبط هستند. در این فصل ابتدا متغیرهای سبکهای تفکر و راهبردهای مقابله با استرس مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و در ادامه تحقیقات صورت گرفته که با تحقیق حاضر مرتبط هستند به تناسب ذکر میگردند.
بخش اول: سبکهای تفکر
در این قسمت ابتدا به بررسی واژه سبک و ریشه شناسی آن می پردازیم و سپس به بررسی سبک تفکر به طور اخص پرداخته می شود.
سبک چیست؟
واژه سبک معادل style انگلیسی است این واژه خارجی را در زبان و ادبیات فارسی، شیوه مشخصی که در انجام گرفتن کاری یا ساخته شدن چیزی به کار میرود (انوری، ۱۳۸۱) اطلاق میشود تحقیقات انجام شده در حیطه روانشناسی در مورد سبکها را میتوان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد:
الف) تحقیقات اولیه در مورد سبکها که بیشتر در جهت یافتن سبکهای مختلف و دادن عنوان به آن ها صورت گرفته بود.
ب) تحقیقات اخیر در مورد سبکها که بیشتر برای ایجاد یک مدل کلیتر از سبکها و یکی کردن سبکهای مختلف، صورت گرفته است که می توان به مطالعات استرنبرگ و همکاران اشاره کرد(زانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۰).

نظریه های مختلف درباره سبک
استرنبرگ و گریگورنکو[۱۰](۱۹۹۵) مدلها و نظریه های موجود با عنوان سبک را برای انجام تحقیقات در سه دسته طبقهبندی کردهاند (زانگ، ۲۰۰۱).
نخست: سبکهای شناخت محور[۱۱]: رویکرد شناخت محور مربوط به سبکهای شناختی است: نظریه پردازان در این حوزه در تلاش برای نشان دادن مشخصات افراد هنگام فعالیتهای عقلانی و ادراکی بودند. یکی از معروفترین این سبکها توسط ویتکین[۱۲] (۱۹۷۸) با عنوان سبکهای وابسته به زمینه[۱۳] و نابسته به زمینه[۱۴] مطرح گردید. یکی دیگر از سبکهای شناختی، سبکهای تکانشی[۱۵] ـ تأملی[۱۶] است که توسط کیگان[۱۷] در سال ۱۹۵۸ معرفی گردید (استرنبرگ،گریگورنکو، ۱۹۹۷).
دوم: سبکهای شخصیت محور[۱۸]: این رویکرد برای تحقیقات سبکهایی با نگرش شخصیت محور است. نظریه مایر[۱۹] و میلر[۲۰] (۱۹۸۰) که بر اساس کارهای یونگ[۲۱] (۱۹۲۳) ارائه گردید یکی از عمده نظریه های مربوط به سبکهای شخصیت محور است. نظریه گریکورک (۱۹۸۴) که بر اساس روش رفتاری، افراد را در مکانها و زمانهای مختلف از هم جدا میکنند یکی دیگر از نظریه های شخصیت محور است. نظریه دیگر توسط میلر (۱۹۹۱ـ ۱۹۸۷) ارئه شده که تا حدودی با بقیه طبقهبندیهای سبکهای شخصیت محور متفاوت است او طبقهبندی زیر را انجام داد. کلی در مقابل جزیی، عینی در مقابل ذهنی، هیجان ثابت در مقابل غیر ثابت ( به نقل از استرنبرگ، گریگورنکو، ۱۹۹۷)
سوم: سبک فعالیت محور: نظریه دان و دان[۲۲](۱۹۶۷) از دیگر نظریه هایی است که در حوزه، سبکهای فعالیت محور مطرح شده است و بیشتر از دیگر سبکهای یادگیری بر روی آن پژوهش صورت گرفته است. این مدل برای شناسایی ترجیحهای فرد در مورد روشها، منابع و محیطهای آموزشی میباشد (علیآبادی،۱۳۸۲). نظریه کلب[۲۳] و دان به طور وسیعی در دنیای تعلیم و تربیت به کار گرفته شدهاند(به نقل از استرنبرگ، گریگورنکو، ۱۹۹۷).
تعریف سبک تفکر
مورگان، کینگ، ویس و اسکوپلر (۱۹۸۷، به نقل از سیف ۱۳۷۹) تفکر (اندیشیدن) را بازآرایی یا تغییر شناختی اطلاعات به دست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه درازمدت دانستهاند.
فازیو[۲۴](۱۹۹۵) شناخت را به عنوان ارتباط معنیدار بین نگرش نسبت به موضوع و ارزیابی آن بیان میکند. هالینگ شد[۲۵] (۱۹۹۸) فرایند شناختی را هماهنگی آشکار ذهن در رابطه با وقایع میداند و نقش آن را ساخت واقعیت یکسان برای افراد میداند.
آگاهی فرد از چیزها و درک آن ها را میتوان به عنوان سیستم باورها و تفکرات فرد در نظر گرفت (روکیچ[۲۶]، ۱۹۶۸).
شعاری نژاد (۱۳۶۴) تفکر را عبارت میداند از:
۱ـ پذیرش عاطفی یک اصل یا مذهب مانند یک حقیقت.
۲ـ قضیهای که شخص درستی آن را پذیرفته است بدون اینکه بر آزمایش علمی یا انتقادی مبتنی باشد.
۳ـ درآمدن از یک حالت شک به حالت استقرار و ثبات نظر و عقیده و این یک امر انفرادی نیست بلکه گاهی به جامعه سرایت میکند.
۴ـ تمایل به واکنش خودآگاهانه در یک شیوه و طریقه ثابت در یک وضع خاص.
سبک شناختی ویژگیهای شخصیتی را شامل میشود که سبب تفاوت افراد از یکدیگر میشود، همچنین سبک شناختی به طریقه دریافت، ذخیره سازی، پردازش و انتقال اطلاعات توسط فرد اشاره دارد. گلدشتاین و بلکمن معتقدند که سبک شناختی، ساختاری فرضی به منظور توضیح فرایند واسطه بین محرک و پاسخ است و آن را به عنوان فرایند انتقال اطلاعات از محرکهای عینی تا مفاهیم تفسیر شده توسط فرد میدانند (نوروزی، ۱۳۸۲).
اصول سبکهای تفکر
۱ـ سبکهای تفکر، توانایی نیستند بلکه رجحانهایی[۲۷] برای به کارگیری تواناییها، هستند. اگر تفاوتی بین سبکهای تفکر و تواناییها وجود نداشت، صحبت از مفهوم سبکها ضرورتی پیدا نمیکرد.
۲ـ همخوانی بین سبکهای تفکر و تواناییها یک «نیروی افزایشی»[۲۸] ایجاد میکند که بسیار افزونتر از مجموع اجزاءِ آن است.
۳ـ انتخابهای زندگی مستلزم تناسب بین سبکهای تفکر و تواناییها است.
۴ـ انسانها دارای الگوهای متعدد سبک تفکر هستند.
۵ـ سبکهای تفکر در موقعیتهای مختلف متفاوت هستند.
۶ـ «پایداری»[۲۹] در سبکهای تفکری که افراد ترجیح میدهند، متفاوت است.
۷ـ افراد در «انعطاف پذیری»[۳۰] نسبت به سبکهای تفکر خود متفاوت هستند.
۸ـ سبکهای تفکر دارای ویژگی «جامعه پذیری»[۳۱] هستند.
۹ـ سبکهای تفکر در طول زندگی تغییر میکند.
۱۰ـ سبکهای تفکر قابل«اندازهگیری»[۳۲] هستند.
۱۱ـ سبکهای تفکر «قابل آموزش»[۳۳] هستند.
۱۲ـ ارزش گذاری سبکهای تفکر، در بُعد زمان، نسبی است.
۱۳ـ ارزش گذاری سبکهای تفکر از نظر مکانی امری نسبی است.
۱۴ـ درستی و نادرستی سبکهای تفکر امری نسبی است.
۱۵ـ تناسب بین سبک تفکر و سطوح مختلف توانایی امری پیچیده است. (استرنبرگ، ۱۹۹۹، ترجمه اعتماد اهری و خسروی، ۱۳۸۰).
متغیرهای مؤثر در شکل گیری سبکهای تفکر
متغیرهایی که در تحول سبکهای تفکر تأثیر دارند، عبارتند از:
۱ـ فرهنگ: اولین متغیری که در تحول سبکهای تفکر نقش دارد فرهنگ است. بعضی فرهنگها به بعضی از سبکهای تفکر بیشتر اهمیت میدهند. برای مثال: در آمریکای شمالی بیشتر تأکید بیشتر روی نوآوری و ایجاد فرصتهای مناسب باعث میگردد که سبکهای قانونگذار و آزاد اندیش حداقل در میان بزگسالان اهمیت بیشتری داشته باشد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
ب- متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها:

متغیرهای مورد بررسی در این تحقیق بررسی تاثیرات مختلف در رابطه با جرایم از منظر کیفرشناسی میباشیم که شامل ارکان مادی و معنوی و قانونی جرایم میباشد.
ج – شرح کامل روش (میدانی، کتابخانهای) و ابزار (مشاهده و آزمون، پرسشنامه، مصاحبه، فیشبرداری و غیره) گردآوری داده ها :
در رابطه با روش های گرد آوری اطلاعات باید گفت که در این تحقیق از شیوه های زیر به خدمت گرفته می شود:
-
- روش استقرائی که در این روش با استقرا در مواد قانونی و آرای حقوق دانان نسبت به کشف مجهولات تحقیق اقدام می شود در روش استقرائی مهمترین مسئله کشف کل و سپس کشف جزئیات تحقیق میباشد.
-
- روش انتزائی به این صورت که به مفاهیمی که در طول تحقیق از موارد مورد بررسی برداشته می شود توجه شده و در تحلیل های انجام شده از این روش استفاده می شود.
-
- روش قیاسی به این صورت که از کل به سمت جز حرکت میکنیم در طول تحقیق ابتدا با کلیاتی درگیر هستیم که هر چقدر به پایان تحقیق نزدیک تر میشویم به سمت جزئیات رفته و احکام جزئیتری کشف می شود هدف در هر علمی از جمله حقوق، صدور حکم در رابطه با مسائل جزئی است که نگاه حقوق دانان در رابطه با صدور حکم نسبت به آن مخفی مانده است.
-
- روش استنتاجی روشی است که در رابطه با استدلالات و تحلیل هایی که از مسائل می شود از آن بهره مند شده و نسبت به پیشبرد تحقیق اقدام می شود به این صورت که موارد لازم برای تحقیق پس از جمع آوری به صورت استدلالی مورد تحلیل و نتیجه گیری می شود که در این قسمت از این روش استفاده میگردد.

د – جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه (در صورت وجود و امکان):
با مراجعه به قوانین موجود در این زمینه و جمع آوری نظرات حقوق دانان و شرح و نقد آن ها به توصیف و تحلیل موضوع پرداخته میشود و نوع تحقیق توصیفی و تحلیلی است.
هـ – روشها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها:
بررسی نظرات علمای حقوقی و مجموعه قوانین و مقررات در مورد موضوع مطروحه از طریق مراجعه به منابع موجود (کتب حقوقی ، مجموعه قوانین و مقررات منتشره از سوی روزنامه رسمی ، مجلات حقوقی و قضائی دادگستری ، مجلات کانون وکلای دادگستری مرکز ، فصلنامه وکالت ) و کتابخانهها و داده های علمی و مطالب و مقالات مندرج در شبکه اطلاع رسانی جهانی (اینترنت) و همچنین در صورت لزوم ارائه نظرات شخصی
بخش نخست: بررسی رویکرد قانون جدید مجازات اسلام و دیگر قوانین به جرم اخفا و امحای آثار و ادلهی جرم
در پی این بخش ما در پی آن هستیم که به تبیین و کنکاش درخصوص جرم اخفا و امحای آثار و ادلهی جرم در قانون جدید مجازات اسلامی و دیگر قوانین که به نحوی اخفا و امحاء عمل مجرمانه تلقی شده است، بپردازیم. در همین راستا، ابتدا با معنا و مفهوم لغوی اخفا و امحا آشنا میشویم. سپس به بیان مفهوم اصطلاحی این دو واژه میپردازیم و خواهیم دید که قانون گذار، اخفا و امحای چه مواردی را به قید مجازات ممنوع نموده است. همچنین با استقراء در دیگر قوانین، مواردی را که در آن ها به صورت ویژه به بحث امحا و اخفای آثار و ادلهی جرم پرداخته شده است را از نظر میگذرانیم. نکتهی مهم و حایز اهمیت آن است که با تغییر و تبدیل قانون مجازات اسلامی در ایران و جایگزین قانون جدید که دارای نوآوریهای بسیار، درخصوص مباحث حقوق جزای عمومی است، ناگزیر میباشیم که مباحث مهمی چون تعلیق، تعویق، تخفیف مجازات در رابطه با این جرم خاص را مورد پژوهش قرار دهیم.
فصل نخست: معنا و مفهوم لغوی و اصطلاحی اخفا و امحای آثار و ادلهی جرم
در هر پژوهش، ابتدا و در بدو امر، میبایست به بیان مفاهیم پایه و محوری آن بحث پرداخت. در قدم اول باید دانست که محور موضوعات بر چه مواردی مستقر است و شالوده و اساس بحث درخصوص چه مواردی استوار است به همین دلیل، ما در قدم نخست به لغت شناسی بحث اخفا و امحای آثار و ادلهی جرم میپردازیم و در ادامه به تبیین معنای اصطلاحی این واژگان همت خواهیم گماشت.
گفتار یکم: معنا و مفهوم لغوی
بند یکم: اخفاء
اخفاء در لغت مصدر است از باب افعال به معنای پنهان کردن و پوشیده داشتن.[۱۰]
در فرهنگهای واژه پارسی واژی اخفاء به معنای پوشیده داشتن، پنهان داشتن، نهان کردن، پوشانیدن و آشکار نکردن آمده است.[۱۱]
کلمه اخفاء و مشتقات آن سی و چهار بار در قرآن کریم آمده است.[۱۲]
ما برای نمونه به ۳ مورد اشاره میکنیم:
۱- آیهی ۱۵ سورهی طه که در آن میفرماید: «ان الساعه ءاتیه اکاد اخفیها لتجزی کل نفس بما تسعی». بدین معنا که «محققاً ساعت قیامت خواهد رسید و ما آن ساعت را پنهان داریم تا هر نفسی را به پاداش اعمالش در آن روز برسانیم».
۲- آیهی ۱۷ سورهی سجده که در آن میفرماید: «فلاتعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون». یعنی «هیچ کس نمیداند که پاداش نیکوکاریش چه نعمت و لذتهای بینهایت که روشنی بخش دل و دیده است در عالم غیب بر او ذخیره شده است».
۳- آیهی ۵۵ سورهی اعراف که در آن میفرماید: «ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لایحب المعتدین» یعنی «خدای خود را به تضرع و زاری و به صدای آهسته بخوانید و به خلق ستم مکنید که خدا هر گز ستمکاران را دوست ندارد».
بند دوم: امحاء
کلمه «امحاء» در لغت به معنای محو کردن، ناپدید کردن، از میان بردن چیزی، آمده است.[۱۳] این کلمه نیز از باب افعال میباشد و دلالت بر از میان بردن یا ناپدید کردن یکی شیء یا هر چیز دیگر می کند و به عبارت دیگر، نیازمند یک مفعول است و همیشه دارای یک مفعول میباشد که این بحث محور موضوع ما در این نوشتار است چرا که مفعول فعلِ امحاء مورد منع قانونگذار در مواردی مشخص قرار گرفته است.
بند سوم: آثار
کلمه آثار جمع کلمه اثر میباشد. اثر در لغت به معنای نشان، نشانه، نشان و علامت باقی مانده از هر چیزی آمده است.[۱۴] بنابرین، اخفا و یا امحای آثار جرم به معنای پنهان نمودن و یا از بین بردن نشانهها و علامتهایی است که دلالت از صورت گرفتن عملی مجرمانه است.
بند چهارم: ادله
ادله در لغت، جمع است از کلمه دلیل. لغت دلیل به معنای رهبر، راهنما، جهت و سبب آمده است.[۱۵] بنابرین اخفا و یا امحای ادلهی جرم به معنای پنهان نمودن و یا ناپدید کردن راهنماها و یا جهتهایی است که محرز کننده صورت گرفتن رفتاری مجرمانه است.
گفتار دوم: معنا و مفهوم اصطلاحی اخفا و امحای آثار و ادلهی جرم
بند یکم: اخفاء و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی
اخفا را در اصطلاح حقوق جزا، به پنهان کردن شخص، مال یا ماهیت واقعی مال، با هدف مجرمانه تعریف مینمایند.[۱۶]
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۲-۱-۱۳- دامنه مدیریت ارتباط با مشتری
می توان سه سطح را در مدیریت ارتباط مشتری مشخص کرد:

-
- خدمات پایه ای : این دسته شامل حداقل خدمات لازم مانند واکنش پذیری وب سایت (خدمات با چه سرعت و دقتی ارائه میشوند)، اثر بخشی سایت و انجام سفارش میباشد.
-
- خدمان مشتری محور : این خدمات شامل سفارش گیری، پیکربندی محصول، اختصاصی سازی، امنیت و اطمینان است. این موارد خدماتی هستند که مشتریان بیشترین اهمیت را به آن ها میدهند.
- خدمات ارزش افزوده : شامل خدمات اضافه ای چون حراج ها، اموزش و تحصیلات بر خط می شود(توربان ودیگران،۱۳۸۶: ۱۶۵).
۲-۱-۱۴- انواع اطلاعات مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری به جمع آوری اطلاعات درباره مشتریان سازمان می پردازد. طبق انواع تعاملات، اطلاعات مشتری میتواند در سه طبقه به شرح زیر طبقه بندی شود:
-
-
- اطلاعات از مشتری: شامل داده های کارکنان و تعامل درباره یک مشتری است. این نوع اطلاعات به طور گسترده برای اجرای CRM جمع آوری می شود. شرکت از این طریق قادر است سود دهی، الگوهای خرید، تکرار ترجیحات و… مشتری را درک کند(چانگا[۵۸] و همکاران،۲۰۰۶: ۶۸۲).

-
- اطلاعات برای مشتری: محصول، خدمات و اطلاعات سازمانی است که به نظر میرسد برای مشتریان مفید هستند. این نوع اطلاعات از طریق رسانه های ارتباطی گوناگون پخش می شود. شرکتها میتوانند این اطلاعات را از طریق پست مستقیم، صفحه های اینترنتی و… تأمین نمایند(مریلیز و فرینچ[۵۹]،۲۰۰۷: ۴۴).
- اطلاعات به وسیله مشتری: این نوع اطلاعات بازخوردهای مشتری مانند شکایت ها، پیشنهادات، خواسته ها و… میباشد(گاپتا[۶۰]و همکاران،۲۰۰۴: ۳۴۷).
۲-۱-۱۵- مدیریت ارتباط با مشتری و وفاداری مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری با نگهداری مشتری و اینکه چگونه می توان در بلند مدت، مشتری وفادار ایجاد کرد، مرتبط است. پیمان و تعهد مفاهیم مرکزی در CRM هستند که این دو در ایجاد روابط بلند مدت با مشتری، کارایی فوق العاده ای دارند. وعده و پیمان توسط فروشنده ای خلق می شود که تماسهای مستقیم با مشتری دارد اما برای داشتن روابط بلند مدت باید تعهد عمیق به همراه انعطاف پذیری بالا ایجاد شود. بنابرین وفاداری مشتری ممکن است به نگهداری مشتری، وفاداری زیاد مشتری، کاهش هزینه های مشتری(هزینه های تحقیق، یادگیری، هزینه های عاطفی)، درآمد بالا و وسود دهی بیشتر منجر شود. همچنین وفاداری مشتری ارزش طول حیات مشتری را افزایش میدهد(آی بید[۶۱]،۲۰۰۳: ۴۳۳-۴۳۴).
۲-۱-۱۶- وفاداری مشتری
وفاداری به یک تعهد قوی برای خرید مجدد یک محصول یا یک خدمت برتر در آینده اطلاق می شود، به صورتی که همان مارک یا محصول علی رغم تاثیرات و تلاشهای بازاریابی بالقوه رقبا، خریداری گردد(اولیور[۶۲]،۱۹۹۹). وفاداری با سه عنصر زیر همراه است:
-
- عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است؛
-
- عنصر نگرشی مشتری که همان تعهد و اطمینان مشتری است؛
- عنصر در دسترس بودن گزینه های زیاد برای انتخاب و انجام عمل خرید.
ریچارد اولیور (۱۹۹۹) رویکرد نگرشی را به سه قسم مجزا تقسیم کردهاست:
-
- وفاداری شناختی: که به رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط می شود؛
-
- وفاداری احساسی: که به تعهد و اعتماد مشتری منجر شده و به احساس وی مربوط میگردد؛
- وفاداری کنشی: که به قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط می شود.
در این میان، وفاداری شناختی در مقایسه با دو نوع دیگر از قدرت بیشتری برای ایجاد وفاداری مشتری برخوردار است.
الهی و شعبانی(۱۳۹۱) در نگاهی دیگر به نقل از لارسون و سوسانا[۶۳](۲۰۰۴)، تعاریف وفاداری مشتری را در سه گروه زیر طبقه بندی کردهاند:
- وفاداری معاملاتی: در این بخش تغییر یافتن رفتار خرید مشتری مد نظر قرار میگیرد، هرچند که انگیزه های تغییر ممکن است نامشخص باشند. این نوع وفاداری از طرق زیر حاصل می شود:
- وفاداری ادراکی: در این نوع وفاداری، نگرش و عقاید مشتریان، عنصری کلیدی محسوب میگردد ولی هیچ نوع مدرکی مبنی اثرات آن بر روی خرید وجود ندارد. وفاداری ادراکی از طرق زیر حاصل می شود:
- وفاداری مرکب: ترکیبی از دو نوع قبل است و از طرق زیر حاصل میگردد:
- ارزش مدت حیات(فایده تجاری ارتباط با مشتری طی زمان محاسبه می شود تا مفهوم ارزش مدت حیات مشتری به دست آید که ارزش فعلی یا بالقوه ایجاد شده طی کل ارتباط با مشتری میباشد اما معمولا طی یک دوره زمانی از اولین معامله تا امروز یا زمانی در آینده، اندازه گیری می شود)
ارزش نام تجاری(کسب و کارهای دارای نام تجاری قوی، غالبا بر قوت ارتباطات خود و آگاهی دادن گسترده به مشتری تکیه دارند)(الهی و شعبانی،۱۳۹۱: ۱۶۰-۱۶۳).
۲-۱-۱۷- دسته بندی انواع وفاداری بر اساس نظر ماگی
لارسون و سوسانو(۲۰۰۴) بر اساس نظرماگی[۶۴]، دو مبنای وفاداری در زمینه اندازه گیری وفاداری مشتریان معرفی میکنند.
اولین دیدگاه که مبتنی بر مفهوم رفتاری است، به تکرار رفتار خرید مشتری می پردازد. در این نگاه، سه معیار«نسبت خرید، توالی خرید و احتمال آن» مطرح می شود.
دیدگاه دوم که دیدگاه نگرشی نامیده می شود، ساختارهای دانش، احساسی و ذهنی مشتریان را به هم مرتبط میکند. ماگی، این دو دیدگاه را در هم ترکیب نموده و چهار نوع وفاداری را به شرح (شکل۲-۵) از هم متمایز کردهاست.
وفاداری جعلی
عدم وفاداری
وفاداری واقعی
وفاداری پنهان
بالا
پایین
بالا
پایین
رفتار تکرار خرید
نگرش نسبی
(شکل۲-۵) چهار نوع وفاداری مشتری بر اساس دیدگاه ماگی(الهی و شعبانی،۱۳۹۱: ۱۶۴)
-
- وفاداری واقعی: زمانی مشتری به طور منظم از سازمان خاصی به خاطر ترجیحات قوی خود خرید نماید، وفاداری واقعی به وجود میآید. این طبقه، سودآورترین طبقه وفاداری است.
-
- وفاداری پنهان: این گروه بر اساس نگرش بالای خود نسبت به سازمان و علامت تجاری آن مشخص میشوند، اما رفتار خرید آن ها مشخص نیست.انتخاب صورت گرفته توسط این دسته از مشتریان، معمولا تحت تاثیر محل عرضه کننده، وضعیت موجودی کالا یا تاثیرپذیری از دیگران قرار میگیرد.
-
- وفاداری جعلی: این حالت، به دلیل اینکه مشتری معتقد نیست که گزینه های موجود متنوع است، شباهت زیادی به مفهوم عدم فعالیت و بی علاقگی دارد و مشتری به راحتی سازمان را با رقیبان عوض میکند.در اینجا الگوی تکرار خرید، مبتنی بر پیشنهادات خاص، راحتی، دسترسی به واسطه ها و توصیه دیگران است.
- عدم وفاداری: در موقعیت هایی که نگرش نسبی مشتری و نیز رفتار تکرار خرید وی در سطح پایینی باشد، با عدم وفاداری مواجه خواهیم بود. مشتریان این طبقه بر اساس راحتی خود و نه وفاداری، به خرید مبادرت میکنند(الهی و شعبانی،۱۳۹۱: ۱۶۴-۱۶۵).
۲-۱-۱۸- انواع مشتریان بر حسب وفاداری
مشتریان بر اساس وفاداری به چهار گروه طبقه بندی میشوند:
-
- وفاداران یکپارچه: مشتریانی هستند که همیشه با یک سازمان معامله میکنند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جوزف و لاینلی (۲۰۰۶) این تغییرات مثبت را تغییر در روابط بین فردی (قدرشناسی بیشتر از اعضای خانواده و دوستان، صمیمیت و نوع دوستی) تغییر نظر به خود (پذیرش ضعف ها و محدویت های خود، احساس خردمندی، قوی بودن) و تغییر در فلسفه ی زندگی (اعم از احساس معنا، فانی دانستن دنیا و زندگی، تازگی روزهای زندگی) میداند. این دو نظریه پرداز با اعمال اصلاحاتی، «نشانه های رشد پس ضربه ای» را شامل، مواردی چون تغییر در امکان ارتباط بیشتر با دیگران، تغییر در امکانات جدید برای ظهور یک دگردیسی در اهداف، تغییر در توانمندی فردی، تغییر در هویت، تغییراتی در ابعاد معنای زندگی و اساس روحانی زندگی و تغییراتی در اندریافت از زندگی، شامل، ظهور تغییر در برخی از نظام های باوری، معرفی کردهاند (جوزف و لاینلی،۲۰۰۸).


زولنر و مارکر (۲۰۰۶) نشانه های ارائه شده به عنوان تغییرات مثبت ناشی از قرار گرفتن در یک حادثه ی فلاکت بار را افزایش سطح قدرشناسی از زندگی، تنظیم اصول و مبانی جدید برای زندگی احساس افزایش قدرتشخصی، تعیین و تشخیص تواناییهای جدید توسعه و بهبود روابط صمیمی و یا تغییرات مثبت روانى می دانند. به طورکلی می توان گزارشات رشد در افراد دچار ضربه شده را در پنج گروه تغییرات درک شده در خود[۳۰۰]، مثل، خودکارآمدی و خودتأییدی بالا، روابط تغییر یافته با دیگران، روحانیت افزایش یافته یا تغییر در فلسفه زندگی خودآگاهی بالاتر از امکانات قبلی و یک اندریافت بزرگتر از زندگی طبقه بندی کرد (گروباف و ریسیک، ۲۰۰۷).
معنویت و مذهب که گاهی افراد آن ها را با عنوان سلامت معنوی و اعمال مذهبی تعبیر میکنند با هم همپوشانی دارند، به این ترتیب که هر دو چارچوب هایی را ارائه میدهند که از طریق آن ها، انسان میتواند معنی، هدف و ارزشهای متعالی زندگی خود را درک کند. معنویت به مثابه آگاهی از هستی یا نیرویی فراتر از جنبههای مادی زندگی است و احساس عمیقی از وحدت یا پیوند با کائنات را به وجود می آورد. مذهب به تشویق مناسک روزمره مثل نماز وروزه تمایل دارد، اما معنویت سطوح جدید معنی ورای تمام عملکردها را جستجو میکند. اکثر افراد معنوی مذهبی هستند، ولی عکس آن صادق نیست. بسیاری از مردم به معنویت از طریق مذهب دست مییابند. با توجه به متفاوت بودن افراد، آنچه ممکن است برای فرد یا حساس راحتی و آرامش ایجاد کند، ممکن است برای دیگری کارایی نداشته باشد. بنابرین، نیایش، خواندن کتابهای مقدس و آسمانی، یا حضور در مراسم مذهبی و یا مکان های مذهبی، از جمله منابعی هستند که بعضی افراد مذهبی با برخورداری از آن ها میتوانند در مواجهه با حوادث تنش زای زندگی، آسیب کمتری متحمل شوند. نتایج پژوهش مک کلاین[۳۰۱]و همکاران (۲۰۰۳) نشان داد که سلامت معنوی، اثر قوی بر ناامیدی پایان زندگی در بیماران مبتلا به سرطان دارد. برای بیماران مبتلا به سرطان، که در مراحل انتهایی بیماری خود قرار دارند، آرامش معنوی و مذهبی، ممکن است حتی از سلامت جسمی و روانی، مهم تر باشد. ابرایت[۳۰۲]و لیون[۳۰۳](۲۰۰۲) در مطالعات خود نشان دادند ارتباط بین افراد مهم زندگی مثل پدر، مادر و همسر، منابع حمایتی، راهکارهایی مثل تمرکز فکر روی چیزهای دیگر به جای سرطان، فعالیت های فیزیکی یا ورزشی، بازی و سرگرمی به عنوان عوامل مهم در امید بیماران سرطانی مشخص شده اند.
سلامت معنوی و مذهبی میتواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد. چگونگی رابطه ی معنویت و مذهب با سلامت انسان به روشنی مشخص نیست. برخی از بررسی ها نشان دادهاند که باورها و اعمال معنوی یا مذهبی باعث ایجاد حالت روانی مثبت در بیمار شده و به وی کمک میکنند تا احساس بهتری داشته باشد و همچنین، باعث دلخوشی اعضایی از خانواده که مراقبت از بیمار را بر عهده دارند میشود.
سلامت معنوی و مذهبی میتواند با کاهش اضطراب، افسردگی، خشم و ناراحتی، کاهش احساس انزوا (احساس تنهایی) و خطر اقدام به خودکشی، عدم استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر، پایینتر آوردن فشار خون و خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، کمک به سازگاری بیمار با عوارض سرطان و درمان آن، افزایش توانایی لذت بردن از زندگی در طول درمان سرطان، ایجاد حس رشد شخصیتی در بیمار در نتیجه کنار آمدن با سرطان، افرایش احساسات مثبتی (از قبیل، امیدواری و خوشبینی، رهایی از احساس حسرت خوردن، خشنودی از زندگی، احساس آرامش درونی)، به بهبود سلامت جسمی و کیفیت زندگی بیماران کمک کند. سلامت معنوی و مذهبی همچنین کمک میکند بیمار عمر طولانیتری داشته باشد.
دلسردی معنوی میتواند بر سلامت جسمی فرد نیز تأثیر بگذارد. دلسردی معنوی میتواند موجب شود که بیماران سختتر با سرطان و درمان آن کنار بیایند. ممکن است بهیاران به منظور تقویت مسائل معنوی بیماران، آن ها را تشویق به ملاقات و گفت و گو با افراد معتمد مذهبی یا معنوی بکنند. این کار میتواند سلامت جسمانی، کیفیت زندگی و توانایی سازگاری بیماران را بهبود بخشد.
معنویت و مذهب، از مسائل کاملاً خصوصی هستند. بیماران از پزشکان و بهیاران انتظار دارند که به باورها و مسائل معنوی و مذهبی آن ها احترام بگذارند. بیماران مبتلا به سرطانی که با تکیه بر معنویت، تلاش به سازگاری با بیماری میکنند، باید بتوانند بر روی حمایت گروه بهیاری حساب کنند. این حمایت شامل ارائه اطلاعاتی درباره افراد یا گروههایی که میتوانند پاسخگوی نیازهای معنوی یا مذهبی وی باشند نیز میشود. بیمارانی که نخواهند به هیچ وجه درباره مسائل معنوی حرف بزنند نیز از گروه بهیاری انتظار دارند که به خواستههایشان احترام بگذارند.
ارزشهای مذهبی و معنوی برای بیمارانی که در حال کنار آمدن با سرطان هستند، اهمیت دارد. اغلب کلمههای معنویت و مذهب بهجای یکدیگر استفاده میشود، اما برای بسیاری این دو، معنای متفاوتی دارند. میتوان مذهب را به عنوان مجموعهای از باورها و اعمال مشخص تعریف کرد، که معمولاً توسط مردم اجرا میشود و مورد تأیید آن ها است. تعریف معنویت، میتواند به شکل حس صلحجویی و آرامشطلبی هر فرد، هدفمندی وی و نحوه ارتباطش با دیگران، و باورهایی مربوط به معنای زندگی در نزد وی باشد. ممکن است بتوان معنویت را در یک مذهب یا به روشهای دیگری یافت یا بیان کرد. شدت اعتقادات و درجه معنویت در افراد متفاوت است.
بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان با تکیه بر باورها و اعمال مذهبی یا معنوی برای کنار آمدن با بیماریشان تلاش میکنند. به این کار، سازگاری معنوی میگویند. بسیاری از مراقبتکنندگان نیز به سازگاری معنوی باور دارند. هر کس، با توجه به آداب و سنن فرهنگی و مذهبیش، نیازهای معنوی متفاوتی دارد. بعضی از بیماران و اعضایی از خانوادهشان که مراقبت از آن ها را بر عهده دارند از پزشک انتظار دارند درباره مسائل معنوی با آن ها صحبت کند، اما ندانند که این موضوع را باید به چه شکلی مطرح کنند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-09-15] [ 12:42:00 ب.ظ ]
|
|
از نظر قانونگذار ایران، جرم مشهود فقط به جرایمی که بلافاصله پس از وقوع قابل رویت باشند اطلاق نمیشود، بلکه جرایم دیگری را نیز در بر میگیرد که اصالتاً و ماهیّتاً مشهود نیستند.

قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۸ تعریفی از جرم مشهود ارائه نداده و فقط در ماده ۲۱ این قانون موارد و مصادیق جرم مشهود بیان شده است. این مصادیق حصری است و در غیر این موارد جرم غیرمشهود محسوب میشود. ماده ۲۱ قانون فوق مقرر میدارد: «جرم در موارد زیر مشهود محسوب میشود: ۱- جرمی که در مرئی و منظر ضابطان دادگستری واقع شده یا بلافاصله مأموران یاد شده در محل وقوع جرم حضور یافته یا آثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده کنند. ۲- در صورتی که دو نفر یا بیشتر که ناظر وقوع جرم بودهاند و یا مجنیعلیه بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معینی را مرتکب جرم معرفی کند. ۳- بلافاصله پس از وقوع جرم علائم و آثار واضحه یا اسباب و دلایل جرم در تصرف متهم یافت شود یا تعلّق اسباب و دلایل یاد شده به متهم محرز شود. ۴- در صورتی که متهم بلافاصله پس از وقوع جرم قصد فرار داشته یا در حال فرار یا فوری پس از آن دستگیر شود. ۵- در مواردی که صاحب خانه بلافاصله پس از وقوع جرم ورود مأموران را به خانه خود تقاضا کند. ۶- وقتی که متهم ولگرد باشد. .
به نظر میرسد علاوه بر ضابطان دادگستری، چنانچه جرمی در مرئی و منظر مقام قضایی نیز رخ دهد، جرم مشهود به حساب میآید. طبق بند ج ماده ۶۵ قانون مذکور، جرایم مشهودی که قاضی ناظر وقوع آن باشد از موجبات شروع اقدامات تعقیبی است.[۵۰]
به هر حال اقدامات مأموران نیروی انتظامی در جرایم مشهود عبارتند از:
-
- قبول شکایات و اعلانات
-
- انجام معاینات محلی (بررسی صحنه جرم)
-
- استماع گواهی مطلعین در محل ( تحقیقات محلی) یا در اداره (بازجویی از شهود)
-
- بازرسی ها (بازرسی بدنی، وسایل نقلیه و منزل با رعایت شرایط قانونی)
-
- ضبط و توقیف دلایل
-
- دستگیری و بازداشت حداکثر ۲۴ ساعته متهمان
-
- بازجویی از متهمان
-
- تنظیم و ارائه گزارش به مقام قضایی صالح
-
- جلوگیری از امحاء دلایل
- اعلام جنایات و جرایم در اسرع وقت به مرجع قضایی( در سیستم دادسرا گزارش مأموران و ضابطان باید به دادستان یا معاون وی و در صورت عدم حضور آنان به دادیار اعلام شود و در سیستم دادگاه های عمومی مثل دادگاه بخش، به رییس حوزه قضایی اطلاع داده میشوند).
جدا از قواعد تحت نظر بودن اشخاص، پلیس میتواند مباشر جرم مشهود را دستگیر کرده و او را در محضر دادستان شهرستان حاضر نماید. همچنین در شرایط جرم مشهود، هر شخصی میتواند مرتکب جرم را دستگیر و به نزدیکترین مقر پلیس قضایی هدایت نماید. به هر حال، با حضور دادستان در صحنهِ جرم، وظایف افسر پلیس قضایی خاتمه مییابد. با این وجود، دادستان شهرستان میتواند به افسر پلیس قضایی دستور دهد که به جای وی اقدامات بازجویی را انجام داده و عملیات را پیگیری کند. وی دارای اختیارات وسیعتری نسبت به افسران پلیس قضایی است. در هنگام وقوع یک جنایت مشهود، در صورتی که بازپرس هنوز مداخله ننموده باشد، دادستان شهرستان میتواند پرونده را به جریان اندازد، دستور جلب متهم را صادر کرده و از وی بازجویی کند. اگر این شخص به اختیار خود با همراهی وکیل مدافعش حاضر شود، دادستان شهرستان فقط میتواند در حضور وکیل مدافع از وی بازجویی نماید. هرگاه جرم مشهود و مجازات آن از نوع حبس بوده و قاضی تحقیق نیز هنوز به پرونده رسیدگی نکرده باشد، دادستان شـهـرستان در صورتی که تحقیقات را ضروری نداند، میتواند به احضار از طریق صورتجلسه یا احضار فوری در مقابل دادگاه متوسّل شود. این امر با توجّه به برخی شرایط حتّی در جرایم غیرمشهود نیز ممکن است. در صورت حضور بازپرس در صحنهِ جرم، وظایف افسر پلیس قضایی و دادستان شهرستان پایان یافته و شخص بازپرس اقدامات بازجویی را انجام میدهد؛ اگرچه او میتواند دستور پیگیری عملیات را به افسر پلیس قضایی بدهد و در صورت اقتضا، مدّت تحتنظر بودن را تمدید کند. حضور همزمان ۲ مقام قضایی در صحنهِ جرم، این اجازه را به دادستان میدهد که تقاضای شروع تحقیقات را بنماید.
در جرم مشهود، افسر پلیس قضایی با حضور در صحنهِ جرم، موضوع را به اطلاع دادستان شهرستان میرساند. وی میتواند خارج شدن افراد را از صحنهِ جرم تا زمان پایان یافتن تحقیقات ممنوع کرده و هویّت افراد مذکور را کنترل کند. این افسر میتواند اقدامات پلیس قضایی را نیز انجام دهد و این اقدامات مانند اقدامات بازپرسی به افراد تحمیل میشود. همچنین افسر پلیس قضایی میتواند اقدام به بازرسی و توقیف اشیا و اسناد مربوط به جرم تحت همان قواعدی که برای بازجویی مقدماتی مقرّر شده است، در حضور صاحب منزل یا نمایندهِ وی یا ۲ شاهدی که تحت اختیار و نفوذ افسر پلیس قضایی نیستند، نماید و در اینجا رضایت ذینفع ضروری نیست. در جرم مشهود، تفتیش وسایل نقلیه ممکن بوده و برای مشاهدات و بررسیهای اضطراری، افسر پلیس قضایی میتواند از تـمـامـی اشـخـاص صـلاحـیّـتدار (غـالـبـاً یک پزشک کارشناس) کمک بجوید. این افسر و دیگر مأموران پلیس قضایی -به معنای مطلق آن- اختیار دارند اظهارات اشخاصی را که میتوانند اطلاعاتی درخصوص جرم بدهند، بشنوند و این مطلعان موظّف به حضور در ادارهِ پلیس هستند؛ امّا مکلّف به ادای شهادت نمیباشند. تنها افسران پلیس قضایی هستند که میتوانند تصمیم بگیرند چـه افـرادی تحتنظر باشند (با همان تضمینها و مهلتهایی که در مورد بازجویی مقدماتی بیان شد)؛ اما با ۲ تفاوت؛ نخست این که دستور تحتنظر بودن ممکن است برای هر شخصی که افسر پلیس قضایی خروج وی را از صحنهِ جرم ممنوع کرده و هر آن که میتواند اطلاعاتی درباره جرم بدهد، صادر گردد و دوم این که تمدید آن بر اساس اجازهِ دادستان شهرستان ممکن است بدون حضور شخص انجام شود.

گفتار دوم: اقدام قضائی فوری پلیس
از جمله اقدامات قضائی پلیس حفظ صحنه و آثار و دلایل جرم و تحقیق و بازجوئی و جمع آوری ادله میباشد که به آن ها می پردازیم.
بند اول: حفظ صحنه،آثار و دلایل جرم
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1401-09-14] [ 10:56:00 ق.ظ ]
|
|
|
|
|
|
|